دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۰
نيما يوشيج دلبسته شعر نظامي بود

دكتر احمدرضا بهرام‌پور گفت: آن‌چه سبب شده تا نيما يوشيج به شعر نظامي علاقه‌مند باشد، تلفيقات و تركيبات نظامي است. شعر نظامي، شعري تصويري است و نيما نيز دلبستگي فراواني به شعر تصويري دارد. البته او تصويري را مي‌پسندد كه در كنار روايت باشد. به خاطر همين است كه در شعر نيما همواره خطي روايي را مي‌بينيم.

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): «نيما يوشيج، شيفته‌ شعر نظامي بوده است و در عرصه‌ شعر و شاعري همواره در کنار حافظ از نظامي ياد مي‌کند. مطالعه‌ آثار منثور نيما نشان مي‌دهد که نيما با پنج گنج نظامي مانوس بوده و در مواردي از پنج گنج او نيز انتقاد مي‌کند.» 

آن‌چه بازگو شد بخشي از سخنان دکتر احمدرضا بهرام‌پور عمران بود كه در هفتمين مجموعه درس‌گفتارهايي درباره‌ نظامي كه به بررسي «تاثير نظامي بر نيما» اختصاص داشت در شهر كتاب مركزي بيان شد. 

دكتر احمدرضا بهرام‌پور عمران افزود: نيما گاه‌گاهي انتقادهايي به شعر نظامي دارد و يكسره ستايشگر او نيست. نيما از وزن دو منظومه «مخزن الاسرار» و «خسرو و شيرين» ايراد مي‌گيرد و مي‌گويد كه وزن آن دو، با داستان همخواني ندارد. البته منتقدان، حرف نيما را درست نمي‌دانند و پاسخ داده‌اند كه چون وزن آن منظومه‌ها داراي حركت است، پس با داستاني كه نظامي برگزيده، مناسبت دارد. 

ديدگاه شاعران روزگار نيما درباره شعر سنتي ايران 
وي افزود: اتفاقات سياسي و اجتماعي كه از حدود 150 سال پيش روي داد، در آثار عصر مشروطيت و به ويژه در نزد كساني همانند آخوندزاده، طالبوف، مراغه‌اي و ديگران، تاثير بسيار گذاشت. آن‌ها نگاه انتقادآميز بر ادبيات سنتي ايران داشتند و ادبيات روزگار خود را ذهني و تكراري مي‌دانستند. در آن زمان، چند رويكرد به سنت شعر فارسي وجود داشت. دسته‌اي كه يكسره در سيطره سنت قرار داشتند و كارشان تقليد و تكرار بود. اين‌ها قصيده‌سراياني بودند كه اتفاقا در ميانشان شاعران بزرگي هم ديده مي‌شد. اين دسته، ضمن آن كه كاملا سنتي بودند، اما كم و بيش به نوگرايي تمايل داشتند. 

اين استاد ادبيات خاطرنشان كرد: گروه دوم شاعراني بودند كه مي‌خواستند سنت‌ها را به روز كنند. ملك‌الشعراي بهار را در ميان اين گروه بايد قرار داد. شعرهاي او يا كاملا سنت‌گرايانه است يا با گرايش‌هاي نوخواهانه. مثلا شعر «ديو سپيد» بهار، قالبي كهن دارد اما روح جديد در آن دميده شده است. امكان نداشت كه در پنجاه سال پيش از بهار، چنين شعري در ادبيات فارسي گفته مي‌شد. يا قصيده «جغد جنگ» او هم قالبي سنتي، اما روحي جديد دارد. 

وي افزود: سومين گروه، سنت را نفي مي‌كند اما چيزي از خودش ندارد كه به جاي آن بنشاند. مثل «محمد مقدم» در مجموعه دفتر «راز نيمه شب»، يا «تندركيا» با «شاهين»هاي چندگانه‌اش كه تا دهه 40 و 50 ادامه پيدا كرد. «شين ـ پرتو» را هم بايد از اين دسته به‌شمار آورد. اتفاقا نيما به كار او علاقه داشت اما شعر پرتو راه بجايي نبرد. 

نوع چهارمي هم داريم كه نمايندگان برجسته‌اش نيما و ميرزاده عشقي‌اند. آن‌ها حاكميت سنت را قبول نداشتند، اما طرفدار به كنار گذاشتن سنت هم نبودند. پس عناصري از سنت را گرفتند و در شعر خود به‌كار بردند. نيما نمونه تمام عيار چنين شاعراني است او مي‌خواهد از اجزاء سنت استفاده كند. 

وي افزود: اگر آثار منثور نيما را از سال 1301 به بعد نگاه كنيم، مي‌بينيم كه نگاه انتقادي به سنت دارد. اما هر چه جلوتر مي‌آيد بيشتر پي مي‌برد كه ادبيات گذشته چه عظمتي دارد. براي همين است كه در سال‌هاي 1315 به آن سو، تغيير ناگهاني در او مي‌بينيم. آن‌چنان كه مي‌گويد در ادبيات گذشته ما صدها تن مثل «تولستوي» وجود دارد. نيما آن‌قدر مجذوب ادبيات گذشته ايران مي‌شود كه كتاب‌هايي همانند «تحفه حكيم مؤمن» را هم مي‌خواند و شاعران رده دوم و سوم شعر فارسي را هم ناديده نمي‌گيرد. 

نيما ستايشگر زبان تصويري شعر نظامي بود
بهرام‌پور يادآور شد: نظامي شاعري است كه بيشترين پيروان را بدنبال خود كشاند و شاعران بزرگي، مثل «حسن دهلوي» و «جامي» از او تقليد كردند. در صد و پنجاه سال اخير هم نظامي ستايشگراني داشته است، همانند «رضا قلي‌خان هدايت» در كتاب «مجمع الفصحاء» و «شبلي نعماني». نيما هم نظامي را ستايش مي‌كرد. او كه در شعر بسياري از شاعران بزرگ ايران شك مي‌كرد، هرگز در برتري شعر نظامي ترديد روا نداشت. نيما تركيبات شعر نظامي و تصويرهاي عيني او را دوست داشت. اين تركيبات شعري ممكن است تنها در سطح يك واژه باشد. 

مثلا تركيب «يوسف ستان» كه مولوي گفته است و پيش از او سابقه ندارد. ممكن هم هست تركيبات فعلي و شاعرانه باشد، مثل «خواب شكستن» يا «رنگ شكستن». از اين تعابير در شعر نظامي بسيار زياد ديده مي‌شود. بيت‌هاي او پر از تصوير و تركيب و استعاره و مجاز است. نيما از تكنيك شعري نظامي بسيار آموخته است. اين تكنيک در شعر سبك هندي هم فراوان ديده مي‌شود. به‌خاطر همين است كه نيما شعر تصويري سبك هندي را حتي قابل مقايسه با سبك شاعري چون «مالارمه» مي‌دانست. 

وي افزود: در بحث تلفيقات و تركيبات نظامي، آوردن يكي دو نمونه، ضرورت دارد. مثلا نظامي در «ليلي و مجنون» مي‌گويد «اي شاه سوار ملك هستي/ سلطان خرد به چيره‌دستي/ اي حاكم كشور كفايت/ فرمانده فتوي ولايت/ هرك آرد با تو خود پرستي/ شمشير ادب خورد دو دستي/ اي خاك تو توتياي بينش/ روشن به تو چشم آفرينش». مي‌بينيد كه كلمات بسيار شاعرانه و تصويري است. 

يا در جايي ديگر مي‌گويد «چون نور چراغ آسمان گرد/ از پرده صبح سر به در كرد/ در هر نظري شكفت باغي/ شد هر بصري چو شب چراغي/ مجنون چو پرنده زاغ پويان/ پروانه صفت چراغ جويان». زبان تصويري و پر ايماژ نظامي در اين ابيات كاملا پيداست. اين تلفيقات، لذت خواندن متن را بيشتر مي‌كند. 

دلبستگي نيما به «هفت پيكر» نظامي و ظرافت‌هاي تصويري آن
وي افزود: نيما زبان تصويري و پر تخيل نظامي را «خيالات مهيب» مي‌نامد. خيالات مهيبي كه او مي‌گويد در «هفت پيكر» نظامي بيشتر از منظومه‌هاي ديگرش ديده مي‌شود. چون «هفت پيكر» علاوه بر ظرافت‌هاي تصويري، چند چيز ديگر دارد كه براي نيما جذاب است. مثل وجود ديو و پري و موجودات عجيب و غريب و افسانه‌اي بودن منظومه، دوم اتفاقات شگفت‌آوري كه در ساحت خيال روي مي‌دهد، مثل داستان «ماهان كوشيار» كه از نظر خيال‌انگيزي اهميت دارد. يا هنگامه‌اي كه نظامي با عدد هفت برمي‌انگيزد و بازي جذابي پديد مي‌آورد. 

اين استاد دانشگاه يادآور شد: اكنون دو نمونه از تخيلات نظامي و نيما را مثال مي‌زنم تا اثرپذيري نيما از نظامي روشن‌تر بشود. نظامي مي‌گويد «چون كه ماهان به ماه درپيچيد/ ماه چهره ز شرم سر پيچيد/ در بر آورد لعبت چين را/ گل صد برگ و سرو سيمين را/ چون بر آن نور چشم و چشمه قند/ كرد نيكو نظر به چشم پسند/ ديد عفريتي از دهن تا پاي/ آفريده ز خشم‌هاي خداي/ ز اژدها درگذر كه اهرمني/ از زمين تا به آسمان دهني». مي‌بينيد كه فضاي شعر خيال‌انگيز و وحشتناك است. 

وي افزود: نيما هم در قطعه «قلعه سقريم» ميزان تاثيرپذيري خود را از شعر نظامي نشان مي‌دهد «باد پايي دمش بجاي سرش/ چست و چالاك نز جهان خبرش/ از دم و دست تا به سر معكوس/ مايه دق و باعث افسوس/ چنگ و دندان به آتش آلوده/ تن او در بخار آسوده/ سر چو كوهي ز كوه آويزان/ دم چو ماري در آتش ريزان/ زاده ازدواج غول و پري/ و آمده در فساد جانوري». فضا كاملا ادامه «هفت پيكر» است. 

تاثير پذيري‌هاي خلاقانه نيما از نظامي
بهرام‌پور خاطرنشان كرد: رد پاي تاثير پذيري‌هاي خلاقانه نيما از نظامي را بايد در شعرهاي ديگر او جست. براي نمونه، نيما در «خنده سرد» مي‌گويد «صبحگاهان كه بسته مي‌ماند/ ماهي آبنوس در زنجير/ دم طاووس پر مي‌افشاند/ روي اين بام تن بشسته ز قير». يا در «داستاني نه تازه» مي‌خوانيم «شامگاهان كه رؤيت دريا/ نقش در نقش مي‌نهفت كبود/ داستاني نه تازه كرد به كار/ رشته‌اي بست و رشته‌اي بگشود/ رشته‌هاي دگر بر آب ببرد». 

يا در ابتداي «پادشاه فتح» اين تاثيرپذيري را به روشني مي‌بينيم «در تمام طول شب/ كاين سياه سالخورد انبوه دندان‌هاش مي‌ريزد/ وز درون تيرگي‌هاي مزور/ سايه‌هاي قبرهاي مردگان و خانه‌هاي زندگان درهم مي‌آميزد...»، فضايي مي‌آفريند كه به شعر نظامي بسيار شبيه است.
وي افزود: نكته ديگري كه ستايش نيما از نظامي را برمي‌انگيزد، توصيفات دقيق نظامي است. فرهنگ ايران تا سده‌هاي پنج و شش، فرهنگ برون‌گرايانه است. 

وی در پایان گفت: شعر نظامي، تقريبا، انتهاي اين برون‌گرايي در ادبيات فارسي است. در اين دوره، به شعر ذهن‌گرا توجه مي‌شده است. به خاطر همين است كه در شعر نظامي تصاوير مينياتوري فراواني هست. نيما اين را مي‌پسندد و در عوض از «سوبژكتيو» بودن شعر حافظ و مولوي و سعدي انتقاد مي‌كند. نيما به دقت تصاوير اهميت مي‌دهد و معتقد است كه اين مولفه در شعر نظامي فراوان است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها