ائمهي معصوم(ع) كودكي متفاوتي از انسانهاي معمولي داشتهاند. «ابوالفضل هاديمنش» در مجموعه داستانهاي «كودكان آسماني» ماجرايي از دوران كودكي هر يك از امامان را بازگو در كتابهايش بازگو كرده است.
«فرماندهي كوچك» نخستين جلد اين مجموعه است كه داستان زندگي حضرت محمد(ص) را روايت ميكند. در اين داستان، محمد(ص) كوچك فرماندهي گروهي از همسالانش است اما چيزي موجب تفاوت او از بقيهي بچهها ميشود.
دومين كتاب اين مجموعه «كودك فداكار» داستان زندگي حضرت علي(ع) را ميگويد. امام علي(ع) كودكياش را در خانهي پيامبر اسلام(ص) به سر ميبرد و اين داستان، قصهي همراهي نوجواني رشيد با رسولي الهي است.
«نان خوشمزه» كتاب سوم از مجموعهي «داستانهاي كودكي معصومين(ع)»، ماجراي مهرباني فاطمه(س) نسبت به پدر بزرگوارش را روايت ميكند.
چهارمين كتاب با نام «كودك باهوش» قصهي زندگي دومين امام شيعيان امام حسن(ع) است؛ كودكي كه باهوش سرشارش شگفتي ميآفريند.
در «بهترين همبازي»، كتاب پنجم اين مجموعه داستاني شيرين از كودكي امام حسين(ع) را از زبان همبازي كودكياش ميگويد.
ششمين كتاب ماجراي با نام «حاجي خردسال» ماجراي امام سجاد (ع) خردسال است كه راهي حج و زيارت خانهي خدا ميشود.
«كودك آزاده» هفتمين كتاب از اين مجموعه، داستان امام محمد باقر(ع)، اسيري خردسال در دربار يزيد ملعون را ميگويد.
كتاب هشتم يا ماجراي «كودك خندان» از دانش الهي امامي معصوم ميگويد. امام جعفر صادق(ع) كه از ايشان به عنوان بنيانگذار فقه جعفري نام برده ميشود و شاگردان بيشماري پرورش داده است، در كودكي و خردسالي هم باهوش بوده و دانش الهي داشته است.
«بازي عجيب» نهمين كتاب از مجموعهي «داستانهاي كودكي معصومين» داستان امام كاظم (ع) را ميگويد؛ كودكي كه حتي در هنگام بازي هم خدا را فراموش نميكرد.
«ستارهي پرنور» كتاب دهم از اين مجموعه و قصهي محبت امام كاظم(ع) به كودكش امام رضا(ع) است؛ كودكي كه نور امامت را با خود حمل ميكند.
داستان امام جواد(ع) در كتاب يازدهم با عنوان «كودك شجاع » نقل شده است. كودكي كه با شجاعتي مثال زدني رو در روي مأمون ستمگر ايستاد و از او نترسيد.
امام هادي(ع) خيلي زود به جاي پدر بزرگوارش به امامت رسيد و خليفه از ترس اين «دانشمند كوچك» او را نزد معلمي از مخالفان اهل بيت(ع) فرستاد. ماجراي اين معلم و شاگرد را در كتاب دوازدهم اين مجموعه بخوانيد.
«اسباب بازي» ماجراي امام حسن عسكري(ع) در خردسالي است. كودكي كه اسباب بازي نميخواهد و ميگويد: «ما براي بازي خلق نشدهايم.» اين داستان در كتاب سيزدهم «داستانهاي كودكي معصومين(ع)» آمده است.
«هديهي باارزش»، چهاردهمين و آخرين جلد اين مجموعه، داستان كودكي امام غايب شيعيان، حضرت مهدي (عج) را ميگويد.
نظر شما