به گزارش خبرگزاري كتابي ايران (ايبنا)، زهره حسينزادگان در ابتداي اين نشست گفت:در مدت زماني كه از انتشار رمان "خط تيره آيلين" مي گذرد اين رمان با استقبال خوبي روبرو شده است . چاپ دوم اين رمان در روزهاي اخير راهي بازار نشر شده است.
پس از آن ماه منير كهباسي گفت : نوشتن را از سال 1374 آغاز كرده ام . نخستين كتابم با عنوان "اوج پرداز" در سال 1378 از سوي انتشارات سوره مهر راهي بازار نشر شد. سپس از آن كتاب هاي «با تو بايد دروغگو باشم» و چند كتاب ديگر از من راهي بازار نشر شده است.
در ادامه "الهام يكتا" گفت: داستان بلند مهربانم سلام به ژانر ادبیات جنگ اختصاص دارد و نویسنده کوشیده است با تکنیک روایتی مدرن راوی وضعیت رزمندهئی باشد. در این داستان بلند، نویسنده تا حدی موفق عمل میکند و میتوان موفقیت اثر را نسبی دانست. در مجموعه داستان با تو باید دروغ گو باشم نیز کهباسی علاقه خود را به مدرنیسم نشان میدهد. منتها تکنیکزدگی موجب میشود هر دو کار تصنعی جلوه کنند و گنگی داستانها را از نا بیندازد. در واقع نویسنده بهجای خلق ابهام زیباشناختی، گنگی و نامفهومی پدید آورده است. در نتیجه کار برای خواننده نیز خستهکننده میشود. اما در خطتیره، آیلین نویسنده این ضعف قلم خود را برطرف میکند و به رغم استفاده گهگاهی از تکنیک روائی مدرن(فلاشبک، تداعیمعانی)، با داستان روانی سر و کار داشته باشیم که خواننده عامهپسند هم بیبهره نماند و به راحتی با کار ارتباط برقرار کند. در حالی که رمان از ساختار محکم و دقیقی برخوردار است و خواننده حرفهئی و سپس منتقد نیز بیبهره نمیمانند و میتوانند ستایش و احترام خود را نثار آن کنند.
وي تصريح كرد: البته خواننده حرفهاي به راحتي ميتواند با اين رمان كنار بيايد و زواياي مختلف اين رمان را كشف كند. نويسنده در اين رمان بيشتر به جنبه ساختار توجه داشته است.
اين منتقد با اشاره به اين مطلب كه با رمان خط تيره آيلين درگيري ذهني پيدا كردم، يادآور شد: اگر يك رمان ساختارگرا را همچون درختي پربار بدانيم، وقتي لايههاي ظاهري درخت كنار زده شده از تنه عريان و زمستاني درخت ميتوانيم به پيوستگي و ارتباط اجزا پي ببريم.
وي ساختار رمان "خط تيره آيلين" را مثلثي دانست و ادامه داد : ساختار اين رمان به شكل مرد، زن و زن است و از نمونههاي اين ساختار ميتوان به رابطه بهنام، مهرانگيز و آيلين اشاره كرد كه نقش آيلين را تمام زنهايي ، ميتوانند به عهده بگيرند و اگر يكي از 3 ضلع اين مثلث انسان نباشد، يك حيوان اين نقش را بازي مي كند.
الهام يكتا ساختار مثلث را برخلاف ساختار مستطيل و مربع، ساختاري ناپايدار خواند و گفت : اين ساختار در رمان" خط تيره آيلين "نيز نمود پيدا كرده است.
"يونگ" چهار صورت مثالي را مظهري از تماميت ميداند و اصل ساختار سهگانه را بر تقارن ميگذارد، چرا كه هر ساختار سهگانه يك ساختار سهگانه ديگر را هم طلب ميكند. البته در فرهنگ اسلامي عدد 3 بر جدايي دلالت دارد.
وي ادامه داد: يكي از ويژگيهايي كه در رمان" خط تيره آيلين" شاهد آن هستيم، افسردگي است . زنهايي كه در رمان "خط تيره آيلين" به تصوير كشيده شده اند هر يك پيش نمونههاي اساطيري دارند. مثلا آيلين شخصيت آفرويتي دارد . اما او خداي عشق عوامانه است و براي او فرقي نميكند كه به فردين يا بهنام عشق بورزد.
ناتاشا اميري ديگرمنتقد اين نشست گفت :"آيلين" در اين رمان جزو مایحتاج خانه مي شود كه زندگي را از يك گسيختگي مي تواند نجات دهد. اما رفتن آيلين با فردين چيزي را تغير نمي دهد. حتي بردن فرانك به آسايشگاه و يا حتي مرگ مادر اين مشكل را حل نمي كند و آيلين در اين زندگي جاي خود را به بهاره، ثريا و يا شايد هر زن ديگري مي دهد .
وي با اشاره به شخصيت مهرانگيز كه در اثر زمان و نقشي كه در خانواده دارد، مراقبت از خواهر و مادرش و فقدان نشات گرفته از ويژگي زايندگي زنانه اش موجب فاصله او با همسرش شده است ادامه داد : مهر انگيز ترجيع مي دهد به زندگي مادر و خواهرش رسيدگي كند تا نفهمد چه بر سر زندگي خودش آمده است .
اميري افزود : در سراسر حضور آيلين در زندگي مهر انگيز ، رقابتي پنهان ميان اين دو شخصيت شكل مي گيرد رقابتي كه بر مبناي آگاهي آيلين از ضعف زنانه ، مهر انگيز شكل گرفته است .
نويسنده مجموعه داستان هولا هولا افزود : ظلمي كه آيلين در حق هم جنس خود مي كند قابل مقايسه با تحقير يك مرد نيست و مهرانگيز براي رهايي از مشكلاتي كه آيلين و هم نوعانش برايش به وجود مي آورند راه حل ديگري انتخاب مي كند .
اميري با اشاره به روايت رمان" خط تيره آيلين" كه جايزه نخستين دوره روزي روزگاري را از آن خود كرد گفت : روایت رمان بیرونی است . راوی با انتخاب زاويه ديد اول شخص از تمام امکاناتش برای بیان حس و حال شخصیت اصلی رمان مدد نمی جوید. حوزه دید او محدود به واقعیتی ناقص است چیزی که حتی از خودش هم پنهان می کند و این شگرد خاص و موثر داستان است.
وي با اشاره به حس هاي شخصيت هاي اين رمان كه بيشتر توسط حس هاي نمادين بيروني ابراز مي شوند يادآور شد: اشیاي بیرونی دلالت های معنایی خاص خود را القا می کنند که بازتابی از روان راوی است ، جریان های درونی و بطئی که نمود بیرونی ندارند .
اميري خاطر نشان كرد :جهان درونی و محدو ده انتزاعی ذهن مهرانگیز تنها به همین تجلی های توصیفی محدود می شود . چکه کردن شیر حمام ، بوی کهنه های مادر ، نقاشی های فرانک و... توصیفاتی که گاه بدیع هستند اما بیشتر رویکرد زیبایی شناسانه دارند تا کارکردی .
وي با اشاره به حس زنانه مهرانگيز در رمان خط تيره آيلين كه نمودي بيروني پيدا نمي كند،ياد آور شد:حس زنانگي و تكثر در شخصيت مهرانگيز هيچ ردپايي به جا نمي گذارد حتي نخواستن و انكار اين حس در اين رمان به چشم نمي خورد.
اميري افزود : رمان خط تيره آيلين پنجره اي به مقطعی بحرانی از زندگی مهرانگیز می گشاید . قالب تصویری از نمودهای گوناگون هستی یک زن در محدوده زمانی و مکانی خاص. حتي گسترش داستان در جهت رازگشایی از وقایع ناگفته است ، قبل از این پنجره هر نکته مهم یا کلیدی لابه لای روایت و خط سیر اصلی داستان تداعی می شود.
نويسنده رمان" با من به جهنم بيا " با اشاره به تداعي در رمان خط تيره آيلين كه رو به گذشته گرايش دارد، ادامه داد: تداعی ها در اين رمان به گذشته گرايش دارند. البته گذشته اي كه به زمان حال گرايش دارد .این کلیدی است که آشفتگی زمانی در داستان را تا حد ممکن تقلیل می دهد . اما چون داستان با نوعی عدم قطعیت به فرجام می رسد و اين خواننده است كه با دانايي خود بايد خط پاياني داستان را بازسازي كند .
وي با اشاره به ديگر حوادث رمان كه خطوط فرعی داستان را تشكيل مي دهند، ياد آور شد:همين حوادث فرعي هستند كه موضوع اصلي رمان را به تعويق مي اندازند و به رمان رويكردي منطقي مي بخشند .
اميري ادامه داد :شروع هر فصل با نوعی ابهام و عدم وضوع آغاز مي شود. هرچند زمینه چینی آن در فصل قبل صورت گرفته باشد انگار با توصیف جزئیات زندگی به تصویری واضح و کلی از جهان متن می رسیم. نویسنده از رویکرد معکوس جز به کل برای ترسیم فضای داستانش استمداد می طلبد.
وي افزود : مردهای رمان خط تيره آيلين بازمانده قدرت مردسالارانه هستند و بر اساس الگوي از پیش تعين شده طراحي شده اند . شخصيت هاي زنان اين رمان هرچند تفاوت هايي با هم دارند اما چيزهايي چون حسادت، دغدغه هاي كينه توزانه آن ها را به هم پيوند مي دهند.
اميري در پايان ياد آور شد :خط سیر اصلی رمان "خط تیره آیلین"همان حکایت رعب آور و کابوس بی پایان اغلب زنان در زندگی مشترک است . خط تیر ه آیلین یک واقعیت اجتماعی کتمان ناپذیراست.شاید مشابه آن را بسیار دیده یا خوانده باشیم اما نوع نگاه نویسنده است که به آن تازگی می بخشد و آن را از دیگر آثار هم ردیفش متمایز می كند.
در ادامه لادن نيكنام گفت: رمان "خط تيره آيلين "از زاويه ديد اول شخصي روايت ميشود و حركاتي در زمان دارد. اما اين حركتهاي شكل جريان سيال ذهن به رمان نميدهد. اگر نويسنده با جاهطلبي بيشتر به اين موضوع فكر ميكرد، بيشك رمان از لايههاي عميقتري برخوردار ميشد.
وي افزود: اگر زاويه ديد راوي در اين رمان سوم شخصي يا داناي كل بود، بيشك رمان به سمت ديگري پيش ميرفت. اما نويسنده با انتخاب زاويه ديد اول شخص همه چيز را به سمت مهرانگيز سوق ميدهد.
اين منتقدبا بيان اين مطلب كه مهرانگيز زن نازايي است و بهنام هم روشنگر محسوب نميشود، اما ميان اين دو نفر هرگز صحبتي درباره نازايي و ناكامي از اين موضوع نميشود،ادامه داد: به نظر من عدم پرداخت نويسنده به اين موضوع در طول زمان موجب فرصت سوزي در پيشبرد موضوع و رمان شده است.
وي شخصيت مهرانگيز را ايستا خواند و ادامه داد: مهرانگيز در بيشتر موارد نسبت به مسايلي كه در طول رمان پيش ميآيد بيتفاوت است به نظر من چنين شخصيتي نميتواند سم بخرد و بعد از خير آن بگذرد. بايد در طول داستان كنشي از سوي او به وجود مي آمد تا در نهايت به خريد سم منجر ميشد.
وي افزود: نويسنده با پرداخت بهتر شخصيت و رابطه فرانك، حميد و روشنا به خوبي ميدانست به شكلگيري دغدغههاي مهرانگيز كمك كند.
مهرانگيز قرباني شيوه روايت نويسنده شده است. اگر نويسنده بر شخصيتها و وقايع درنگ بيشتري ميكرد. ميتوانست همه چيز را بهتر به سمت ناباروري و خزان دروني و بيروني پيش ببرد.
نيكنام با بيان اين مطلب كه راوي اول شخص و زن، همواره شخصيهاي مرد اين رمان را در معرض سياهي قرار داده اند، گفت: اگر راوي اين رمان داناي كل انتخاب ميشد از سياه شدن و يك دست شدن شخصيت مرد كاسته ميشد.
اين منتقدان ادامه داد: برش زمان و مكان در خط تيره آيلين تنها با اشاره زن همسايه مشخصي شده است، شايد اگر نويسنده بخشهايي از رمان را در خارج از خانه خلق ميكرد، با طبقه اجتماعي افراد بيشتر روبهرو مي شديم و با كمك برخي از جزييات شخصيت ها بهتر شكل ميگرفتند.
نيكنام پايان بندي رمان را در خدمت كل اثر خواند و يادآور شد: روزمرگي و تكراري كه در كل داستان نشان داده شده در پايان بندي رمان نيز خود را نشان مي دهد.
نظر شما