کتاب «جزيره خضراء، افسانه يا واقعيت؟» نوشته علامه محمدباقر مجلسي، علامه شيخ محمدتقي شوشتري، آيتالله حسن حسنزاده آملي، آيتالله ابراهيم اميني و علامه سيدجعفر مرتضيعاملي با ترجمه و تحقيق از ابوالفضل طريقهدار، از سوي موسسه بوستان کتاب به چاپ دهم رسيد. در اين اثر، روايت جزيره خضراء بر اساس کهنترين منابع موجود بررسي و نقد شده است. اين کتاب، تلاشي است براي خرافهزدايي از مباحث ارزنده «امام پژوهي» در گستره حديث و نيز ترويج ديدگاه عالمان شيعي درباره تحريفناپذيري قرآن کريم، با نقد و بررسي يک روايت بلند و داستانگونه از جلد 52 بحارالانوار.\
در اين سالها برخي خوانندگان که کتاب را به طور سطحي خوانده بودند، فکر خودشان را درباره سوژه بازاري و عاميانه مثلث برمودا و بشقابپرندهها متمرکز کرده بودند و ميپنداشتند که موضوع اصلي اين کتاب، از اين دست مطالب است. حال آن که چنين نيست، بلکه اين کتاب درباره محتوا و سند يک روايت داستانگونه به نام «جزيره خضرا» ـکه در جلد 52 کتاب بحارالانوار آمدهـ بحث ميکند.
ساماندهي اين کتاب، تلاشي است براي خرافهزدايي از مباحث ارزنده «امام پژوهي» در گستره حديث. اين کار با نقد و بررسي يک روايت بلند و داستانگونه از جلد 52 بحارالانوار صورت گرفته است.
بر اساس مطالب كتاب، در بعضي بحثهاي مربوط به امامپژوهي، نحوه زندگاني دوازدهمين پيشواي عدلگستر ما را با احاديث جعلي و مطالب خلاف واقع در هم آميخته و در شمارگان وسيع به چاپ رساندهاند. شک نيست که مساله غيبت آن حضرت(عج)، خود به خود اين سوالها را به وجود ميآورد؛ سوالاتي نظير اين كه آن حضرت اکنون کجا و چگونه زندگي ميکند؟ آيا ازدواج کرده و فرزنداني دارد؟ نحوه ارتباط آن حضرت با مردم چگونه است؟ آيا اساسا ميتوان ايشان را ديد؟ يارانش چه کساني هستند؟ چه هنگام ظهور ميکند؟ و...
به عقيده مترجم كتاب، دانشوران شيعي در طول قرنهاي گذشته به اين سوالها پاسخهاي متين و استواري دادهاند که مطابق با اصول و مباني دين و ارج نهادن به قرآن و توحيد و امامت است، اما فاجعه اين جاست که برخي افراد قشري به گونهاي وارد اين مسائل شدهاند که تمام اصول و فروع دين را زير پا گذاشتهاند؛ يعني نابخردانه قرآن را هم از اعتبار و حجيت انداختهاند. اينان با ناديده گرفتن عقل و خرد مردم، بازار کشف و کرامت براي خود به راه انداخته و مساله رويت و ارتباط با آن حضرت را سخاوتمندانه ميفروشند. اين مدعيان بر سر هر کوي و برزن از اخلاص خود دم ميزنند و اين گونه وانمود ميکنند که هرگاه اراده کنند، حضرت در پيش چشم آنهاست. يکي از همين ادعاها، داستان جزيره خضراست که در روزگار ما به نوعي ديگر بازسازي شده. موضوع کتاب ما نقد و بررسي همين روايت است.
مردي به نام «عليبن فاضل مازندراني» در سال 699 قمري ادعا کرد که «من چون يکي از مخلصان بودم به دستور حضرت حجت(عج) به جزيرهاي برده شدم که ياران و نوادگان آن حضرت در آن جا سکونت دارند، نام آن جزيره، خضراست. حاکم آن جزيره، فردي بود به نام «سيد شمسالدين» که از اولاد حضرت صاحبالزمان و نايب خاص ايشان بود. سيد شمسالدين، فقيه و دانشمند بود و هر مسالهاي را از حضرت حجت(عج) نقل ميکرد. اين جزيره در ميان هفت قلعه استوار با ديوارهاي محکم و برجهاي به آسمان کشيده شده، قرار گرفته بود و آبشارها و چشمه سارها و اقسام ميوهها را در خود داشت. روزي در بستانها قدم ميزديم که مرد خوش صورتي با دو قطعه جامه از پشم سفيد از نزديکي ما گذشت. از سيد پرسيدم: اين مرد کيست که هيبتش مرا به شگفت وا داشت؟ فرمود: اين کوه بلند را ميبيني؟ گفتم: آري. فرمود: در وسط آن، محل باشکوهي است، چشمهاي زير درخت پرشاخ و برگي جريان دارد و قبهاي از آجر نيز در آن جا هست و...». شرح اين مسافرت را در فصل اول اين کتاب ميخوانيم و از جزء به جزء ماجراهاي سفر قهرمان اصلي داستان (عليبن فاضل مازندراني) باخبر ميشويم. وي چگونگي مسافرت خود را به اين جزيره و ماجراهايي که با آن روبهرو شده است، براي شخصي به نام «فضلبن يحيي طيبي کوفي» شرح داده است.
براساس مطالب كتاب، اين داستان از 700 سال پيش به اين طرف در برخي از کتابها راه يافت. از همان زمان تاکنون دو ديدگاه درباره آن مطرح بوده است: يکي ديدگاه کسان انگشتشمار و اندکي است که وقتي اين داستان را شنيده و يا خواندهاند به خاطر جذابيت ظاهري آن، دوست داشتهاند که آن را بپذيرند. اين افراد با آن که ميدانستهاند که اين روايات و داستان با مباني اسلام ناسازگار است، اما چون پس از آن همه صبر و انتظار، سرانجام در عالم خيال، نشاني از دوست و علائمي از فرج يافتهاند، حيفشان آمده که از اساس، آن را انکار کنند. ديدگاه ديگر ـکه تقريبا همه عالمان شيعي بدان معتقدندـ آن است که روايت جزيره خضراء، ساختگي و افسانهاي است. اين ساختگي بودن را در دو جهت ميتوان ديد؛ يکي زنجيره حديث و راويان و ديگر محتواي آن.
مترجم اين اثر يادآور ميشود: «اين کتاب از دو بخش تشکيل شده است: بخش اول، حرفهاي کساني است که از واقعي بودن جزيره سخن ميگويند؛ يا بهتر بگوييم دوست دارند که اين جزيره، هرطور شده واقعي بشود! و آن را با مثلث برمودا تطبيق ميدهند، و بخش دوم، نقد و رد و ابطال مطالب بخش اول است. اين تنظيم از اينروست که خواننده فقط يک ديدگاه را نبيند، بلکه با نظريههاي موافق و مخالف آشنا شود و زمينه سنجش و داوري را بهتر به دست آورد و ما هم يک طرفه به قاضي نرفته باشيم.
بنابراين، در هنگام مطالعه اين دو بخش بايد دقت کرد که خواندن و درک مطالب بخش اول، بسيار آسان و شيرين است، زيرا ساختاري همانند داستان و رمان دارد اما مطالب بخش دوم، کمي سنگين و دشوار است، چون نقد فني و علمي است، لذا بايد با تعمل بيشتري مطالعه شود، حتي براي بعضي لازم است که بخش دوم را چند بار مطالعه کنند.»
اين اثر در دو بخش سامان يافته که «واقعي بودن جزيره خضراء» و «افسانه بودن جزيره خضراء» عناوين اين دو بخشاند.
چاپ دهم کتاب «جزيره خضراء، افسانه يا واقعيت؟» در شمارگان 2500 نسخه، 244 صفحه و بهاي 35000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما