چاپ اول کتاب «اسناد موقوفات اصفهان(دفتر پنجم)» بازخواني و اجراي گروه علمي مجمع ذخائر اسلامي به سرپرستی سیدصادق حسینیاشکوری و زيرنظر اداره كل اوقاف و امور خيريه استان اصفهان از سوي مجمع ذخائر اسلامي قم منتشر و روانه بازار نشر شد.\
وقف؛ عملی است صالح و باقی، و مصداق روشنی است از تعاون، تعاضد و انفاقی است عاری از منت و احسانی است خالی از اذیت و به دور از تحقیر شخصیت دیگران و تصدقی دائمی بدون ربا و وامی است بدون اضطراب از پرداخت تعدیل و ثروتی است با رضا و رغبت و برگ سبزی است که به گور فرستاده میشود.
وقف در لغت به معناي «ايستادن»، «ساكن كردن»، «اقامت كردن» و «حبس كردن» ميباشد و در اصطلاح فقهي آن است كه انسان ملكي را ثابت نگه دارد و منافع آن را براي شخص يا اشخاص يا براي كار و يا مصرفي معين كند؛ مانند اين كه زميني را براي مسجد يا حسينيه يا مدرسه و يا فقرا قرار دهد. و چون ملک و یا مال از هر نوع منفعت و سودی برای شخص باز ایستاده میشود و منافع آن فقط در راه خدا خواهد بود؛ پس متوقف ساختن مالکیت خصوصی و شخصی و عمومی کردن منافع آن در راه خدا و مردم، به سادهترین بیان وقف یعنی «حبسالعین» و «تسبیلالمنفعه» یعنی نگهداری عین مال و صرف درآمد آن در امور خیریه و عامالمنفعه.
به مالي كه وقف ميشود «موقوفه»؛ به وقف كننده آن «واقف» و به كسي كه براي او يا مصرفي كه براي آن وقف شده، «موقوف عليه» گفته ميشود. مال موقوفه براي هميشه از تملك خصوصي واقف خارج ميشود و خود او و ديگران نميتوانند آن را ببخشند يا بفروشند و كسي هم از آن ملك ارث نميبرد.
وقف بر دو قسم است: الف) وقف خاص: وقف خاص وقفی است که برای شخص یا اشخاص یا اولاد و احفاد وقف شده باشد پس اگر مصرف وقف مختص گروهی معین باشد آن را وقف خاص میگویند، مانند وقف بر اولاد و افراد و گروه یا طبقه مخصوص از مردم.
ب) وقف عام: كه اختصاص به افراد خاصي ندارد؛ مانند وقف بر فقرا، مدارس و مساجد و وقف برای روضهخوانی امام حسین(ع) و ائمه اطهار(عليهمالسلام)، موقوفاتی که بهوسیله اقلیتهای دینی برای معابد و امور عامالمنفعه اختصاص یافته، وقف عام تلقی میشود. وقف عام، خود به دو رویه عمل میشود: وقف انتفاعی (یعنی اگر واقف نظرش از وقفی که نموده تحصیل درآمد نباشد و استفاده عامه داشته باشد؛ وقف انتفاعی است مانند وقف بر مساجد، مدارس، ساختن پل و غیره) و وقف منفعتی (یعنی منظور واقف از وقف مال یا اموال، تحصیل درآمد باشد و عناوین عامه دارد مثل وقف به تعزیهداری امام حسین"ع"، اطعام، تهیه دارو و درمان، کمک به فقرا، کمک به دانشآموزان کمبضاعت و غیره که سازمان اوقاف و امور خیریه یا متولیان محترم موقوفات وظیفه دارند برابر نیات واقفین خیراندیش منافع و درآمد حاصل از موقوفات را به مصرف مقرر وقفنامه برسانند).
علامه دهخدا، در فرهنگ لغات وزين خود، ذيل كلمات «موقوفه و موقوفات» مينويسد: «هرچيز كه در راه خدا وقف شده باشد... غير منقول كه عين آن حبس و ثمره آن تسبيل شده باشد. هرچيزي كه طبعا يا بر حسب عرف و عادت جزء يا از توابع و متعلقات عين موقوفه محسوب ميشود؛ داخل در وقف است.(ماده 68 قانون مدني). واقف ميتواند توليت؛ يعني اداره كردن امور موقوفه را مادامالحيات يا در مدت معين براي خود قرار دهد... توليت اموال موقوفه ممكن است به يك يا چند نفر غير از خود واقف واگذار شود.(ماده 75 قانون مدني)»
تاريخچه وقف قبل از اسلام
تاريخ پيدايش و چگونگي اوقاف و نذورات در ميان ملل و اقوام قديم به طور دقيق روشن نيست ولي از قرائن و شواهد تاريخي چنين به دست ميآيد كه از آغاز پيدايش اديان آسماني و بعثت انبيا و ظهور كاهنان و ساخته شدن معبدها و آتشكدهها، صدقات و نذوراتي مانند «اوقاف» وجود داشته است. اين صدقات و نذورات صرف عمران و آبادي معابد و امور خيريه ميشده است. كاهنان، موبدان، هيربدان، كشيشان و كاتبان نيز از همين راه امرار معاش ميكردهاند.
وقف در بين ايرانيان
از ميان ملل قديم، اقوام آريايينژاد؛ به ويژه ايرانيان كه از زمانهاي دور به پيروي از آيين و كيش خود به كارهاي نيك و آباداني و دستگيري از درماندگان و بينوايان توجه بسياري داشتند، به يقين داراي موقوفات و نذورات بسياري براي نگهداري معابد و آتشكدههاي خود بودهاند كه پارهاي از آنها در بعضي از شهرهاي ايران، مثل يزد و كرمان باقي و داير است.
هنگام فتح شوش توسط مسلمانان در بقعه دانيال نبي(ع)، سندي به دست آمد كه به موجب آن گنجي براي پرداخت وامهاي بدون بهره اختصاص يافته بود. خليفه مسلمين پس از اطلاع از اين سند دستور داد گنج مذكور به بيتالمال منتقل شده و طبق دستور مندرج در سند عمل شود.
ايرانيان كه هميشه طرفدار كردارنيك، پندار نيك بودهاند، در مورد كارهايي كه روح وقف در آنها نهفته است نيز دنبال كار نيك را گرفته و ثروت سرشاري از خود براي ديگران باقي گذاردهاند. در ايران باستان كارهاي خيري كه امروز ما از آن به نام «وقف» ياد ميكنيم به صورت «اشوداد»، «نياز» و «گاهانبار» انجام ميگرفته و هنوز در بين زرتشتيان رواج دارد. اشوداد مركب از دو كلمه «اشو» به معني «در راه دين» و «داد» به معني بخشيدن است؛ بنابراين، اين كلمه را ميتوان، بخشيدن در راه دين يا بخشش در راه خدا معني كرد. اين بخشش صرفا منظور تقرب به خدا بوده است.
نياز عبارت است از اين كه وسايل و لوازم معبد و پرستشگاهي را خريداري كرده و در اختيار پرستشگاه بگذارند؛ مثلا فرش، چراغ و ... را تهيه كرده و به معبد تقديم نمايند.
زرتشتيان عقيده دارند كه «اهورامزدا» دنيا را در شش هنگام آفريد. آنها براي اين شش هنگام جشن دارند كه مدت هر يك پنج روز است. چهار روز اول مقدمه جشن بوده و روز پنجم، مقدس و محترم است. در اين جشنها پس از انجام مراسم ديني، خوردني و آشاميدني بين نيازمندان تقسيم ميشود و ياد و نام گذشتگان گرامي داشته ميشود.
بنابر آنچه بيان شد ميتوان گفت در ايران باستان و آيين زرتشت، وقف وجود داشته است و قرنها قبل از اسلام بدان عمل ميشده است. اسلام كه در بردارنده همه مسائل مفيد اجتماعي و اقتصادي است، اين موضوع را تاييد و تكميل كرده و عمل به اين سنت پسنديده را به پيروان خود توصيه نموده است.
وقف در ميان مردم بينالنهرين
مردم بابل با انواعي از تصرفات مالي شبيه به وقف آشنا بودند؛ مثلا پادشاه، زميني را از املاك خودش در اختيار يكي از كاركنان خود ميگذاشت تا از درآمد آن بهره گيرد، بدون آن كه مالك زمين شود و يا بتواند آن را به ديگري منتقل نمايد. همين حق، طبق قانون به وارثين استفاده كننده از زمين منتقل ميشد.
وقف در ميان مصريان
مردم مصر با وقف اجمالا آشنا بودند. آنان املاكي را به خدايان، معبدها و مقبرهها اختصاص ميدادند تا درآمد آنها به مصرف تعميرات و نوسازي اين مكانها و اقامه مراسم و هزينه كاهنان و خادمان برسد. در يكي از قديميترين لوحههاي موزه مصر، نقوشي وجود دارد كه حكايت از وقف املاك براي برخي از كاهنان ميكند. مصريان با بهترين شكل «وقف اولادي» آشنا بودند. آنها عين املاكي را حبس ميكردند و درآمد آنها را به خانواده يا اولاد واقف اختصاص ميدادند. درآمد اين املاك بعد از واقف به اولادش ميرسيد. آنها حق انتقال املاك را به ديگران نداشتند.
وقف در ميان روميان
روميان با نظام موسسات خيريه آشنا بودند. آنها با ايجاد اين موسسات، به فقيران و ناتوانها كمك ميكردند و اموالي را به اين موسسات اختصاص ميدادند تا به مصرف مستمندان برسد. روميان فروش و رهن اشياي مقدس را ممنوع ميشمردند. كسي حق تملك اين اشيا را نداشت، زيرا به خدا تعلق داشتند و چيزي كه به خدا تعلق دارد، قابل تملك نيست؛ از اينرو ميتوان گفت نظام وقف در ميان روميان مشابه نظام وقف درميان مسلمانان بوده است.
وقف در دين اسلام
پس از ظهور دين اسلام، وقف با تاثيرپذيري از جهانبيني اسلامي و اعتقاد به معاد، به صورتي استوار و جهتدار مطرح شد. بينش اسلامي باعث شد كه روز به روز بر شمار موقوفات افزوده شود، تا جايي كه بسياري از مساجد، مدارس، بيمارستانها، و ... داراي املاك وقفي شدند، تا از اين راه مخارج آنها تامين شود. معصومين(عليهمالسلام) كه الگوهاي عملي در مسير تكامل بشر ميباشند، در عمل به اين موضوع، پيشقدم بودند و اموال زيادي را براي مصارف مختلف وقف ميكردند.
ابن هشام ميگويد: «نخستين صدقه موقوفه در اسلام زمين هاي "مخيريق" است كه آنها را با وصيت در اختيار رسول خدا(ص) قرار داد و پيامبر(ص) آنها را وقف كرد. شرح جريان بدين قرار است: "مخيريق از عالمان بزرگ اهل كتاب در مدينه بود. وي مردي ثروتمند بود و پيامبر(ص) را بسيار دوست ميداشت؛ از اينرو در روز شنبهاي كه جنگ اُحد آغاز شد، به يهوديان گفت: شما ميدانيد كه ياري دادن محمد(ص) بر شما لازم است، پس برخيزيد و او را ياري دهيد. آنها گفتند امروز شنبه است و طبق عقيده خودمان نبايد كاري انجام دهيم. مخيريق گفت: شما شنبهاي نداريد، سپس اسلحه خود را به دوش گرفت و براي ياري پيامبر(ص) به سمت احد حركت كرد. وي قبل از حركت به خويشان خود چنين وصيت كرد: اگر من امروز كشته شدم، دارايي من در اختيار محمد(ص) خواهد بود تا بنابر رهنمود خدا، در هر راهي كه صلاح ميداند صرف كند. هنگامي كه جنگ شروع شد، با دشمنان پيامبر جنگيد و كشته شد. پيامبر(ص) اموال او را پذيرفت و وقف كرد. دارايي او هفت نخلستان بود كه به "حوائط سبعه" معروف است؛ از اينرو اولين واقف در اسلام پيامبر اكرم(ص) است كه اموال مخيريق را وقف كرد».
حضرت علي(ع) نيز نخلستانهاي زيادي را پس از آباد كردن وقف ميكرد، همچنين چاهها و قناتهايي حفر و سپس آنها را براي مصارف مختلف مسلمانان وقف كرد. امام صادق(ع) ميفرمايد: «پيامبر(ص) زميني از انفال را در اختيار علي(ع) گذاشت و آن حضرت در آن جا قناتي حفر كرد كه آب آن همچون گردن شتر فواره ميزد. امام(ع) آنجا را "ينبع" ناميد و آن قنات را وقف زائران خانه خدا كرد». در وقفنامه علي(ع) آمده است: «علي بنده خدا امير مومنان، دو مزرعه "ابي نيزر" و"بغيبغه" را براي فقراي مدينه و در راهماندگان وقف كرد تا خداوند روز قيامت چهره او را از حرارت آتش مصون دارد، پس فروخته و بخشيده نميشود».
چشمهاي به نام «امالعيال» كه به بركت آن روستايي بزرگ در كنارش ساخته شد، يكي از موقوفات فاطمه(س) است. اين روستا بين مكه و مدينه قرار داشته و بيش از 000 20 نخل خرما در آن وجود داشته است. اين چشمه و اين روستا توسط فاطمه(س) وقف سادات حسيني شد.
ساير امامان معصوم(ع) نيز موقوفاتي داشتهاند، از جمله دو باغ در اطراف مدينه به نامهاي «باغ صبا» و «باغ مرجان» وجود دارد كه از موقوفات امام حسن مجتبي(ع) يا امام سجاد(ع) است.
حجتالاسلام والمسلمین جعفر قلياسدی، ریاست اوقاف استان اصفهان، در مقدمه سرآغاز این کتاب آورده است: «مجموعه حاضر، دروازهاى است به يكى از اين آموزههاى دينى يعنى مدرسه وقف. بديهى است ورود به اين مدرسه از طرف طالب مشتاق با مسافر گذرا فرق مىكند. اگر مشتاقانه و با نگاهى درسآموز بدين مدرسه وارد شويم؛ چه جوهرها كه مىيابيم و چه گوهرها كه اختيار مىكنيم . معلمان اين مدرسه، همين كهنه اسنادى است كه در طول قرنها به زواياى امن پناه برده و اكنون توفيق رفيق گشته تا آنها را از نزديك مشاهده كرده بهره ببريم .
اگر مرورى گذرا بر اين كهنه اسناد داشته باشيم كلمات و خطبههاى شروع وقفنامهها كه با عباراتى متنوع و مشحون از آيات و روايات است خود درسى است مستقل و مكتبى بىبديل .
نحوه بخشش مال دنيوى، رهايى از آمال اين جهانى و پيوستن به خير آن جهانى، آن قدر زيبا و لطيف در اسناد تصوير شده كه به حق انسان را به انجام حسنات و خيرات ترغيب مىكند. در ميان مصارف موقوفات، از مخارج روضه سيدالشهداء حضرت ابا عبداللهالحسين(ع) و كمك به زوار آن حضرت گرفته تا ساختن مدرسه و مسجد و بيمارستان، همه درخور توجه است. تعمير بناى امامزادگان، تأمين يخ براى عابران تشنه لب، ترويج مذهب حقه جعفرى، اعانت به سادات و مستحقان، ساختن پل و حمام، خواندن زيارت و قرآن، اعزام زوار به عتبات عاليات و... هركدام جلوهاى خاص دارد».
سیدصادق حسینیاشکوری، ریاست مجمع ذخائر اسلامی نيز مينويسد: «گرچه هميشه تصرفات ظالمانه و دستان تجاوزگر عدهاى سودجو، تعداد قابل توجهى از موقوفات را بر باد فناى تملك سوق داده، ولى سهم عمدهاى از ميراث بهجا مانده از پادشاهان و شاهزادگان، متمولان و خيرين، و افرادى كه نه بضاعت چندان، بلكه دلى پاك و قلبى آرام داشتهاند مرهون موقوفاتى است كه در گوشه و كنار، آثار خير انجامِ آنها مشهود است». وي در ادامه، روش کار توضیح داده شده و در بیان سختی کار انجام شده ميافزايد: «كار تيمى با تمام محاسنى كه دارد؛ مشكلاتى نيز دارد. يكدست نمودن كار انجام شده چندان سهل نمىنمود. از اين رو، از آغاز سعى شد قوانينى تدوين گردد كه همه افرادِ گروه، ملزم به رعايت آنها باشند. در عين حال هميشه در بعضى از سندها موارد جديدى بهچشم مىخورد كه بايد تصميمى جديد اتخاذ مىگشت. بنا گذاشتيم هرآنچه در سند نوشته يا حك شده خوانده شود، حتى عبارت امضاها و سجع مهرها و مطالب چاپ شده در حواشى اسناد. چارچوبى نيز براى تقسيمبندىِ مطالب اسناد اتخاذ ... حتى مصارف موقوفات را نيز مشخص كرديم. هرآنچه خود افزوديم داخل قلاب [ ] گذاشتيم تا علاوه بر حفظ امانت، دائره "اصل" و "افزوده" معلوم باشد».
جدی گرفتن اسناد به عنوان منابعی برای پژوهشهای گسترده فرهنگی در کشور ما پیشینهای دراز ندارد. در آغاز، این توجه بیشتر منحصر به اسناد دیوانی و به منظور پرداختن به تاریخ سیاسی بود، اما توجه به متن اسناد قضایی و بهویژه وقفنامهها و توجه دادن دیگران به اهمیت تاریخی و پژوهشی این دسته از آثار را باید معطوف به تلاشهای حضرات؛ ایرج افشار، مدرسیطباطبایی، منوچهر ستوده، ترابیطباطبایی و شادروانان محمدتقی دانشپژوه، سپنتا و ... دانست. با این حال تا پیش از انقلاب تعداد انگشتشماری از وقفنامهها امکان انتشار یافته بود. شاید جاریبودن موضوع وقف در جامعه ما و نگرانی سازمان اوقاف از روشن شدن اطلاعات موجود در بایگانیهای اسناد ــبه دلایل مختلفی چون نزاعهای خانوادگی یا اختلافات حقوقی سازمان اوقاف با دیگرانــ مهمترین مانع دسترسی محققان به اسناد وقف بوده است.
در سالهای اخیر برخی از محققان و ادارات اوقاف شهرستانها تلاش کردهاند تا اسناد بایگانیهای خود را منتشر کنند که از این دست میتوان به برخی از آثار منتشرشده استانها و شهرهای یزد، میبد، نایین، کرمانشاه، کردستان و... اشاره کرد.
بیتردید اسناد موقوفات اصفهان را در مقایسه با آثار مشابه منتشر شده باید اثری دقیق و کمغلط به حساب آورد. انجام کار به صورت گروهی و دقتنظر جمعی، از ویژگیهای این اثر ارزشمند است. و البته بنای این نوشته بر ذکر محاسن بسیار این مجموعه نیست. بیتردید همکاران این گروه تجربههای ارزشمندی کسب کردهاند که در صورت تداوم، آیندهای بسیار روشن در حوزه سندپژوهی در پیشرو خواهند داشت.
ارائه تصویر اسناد یکی از امتیازات هر مجموعه سند است. در این مجموعه نیز تلاش شده است تا تصویر متن اصلی سند در ابتدای متن بازخوانی شده منتشر شود.
سجلات (تنفیذ حاکم شرع و گواهی شهود) از بخشهای مهم اسنادند. خوشبختانه در کار بازخوانی اسناد این مجموعه، هیچ بخشی از سجلات و مهرها مورد غفلت قرار نگرفته است. اما سجلات هر سند بر اساس مکان قرارگیری به دو یا سه بخش «فراز سند»، «حاشیه راست» و «حاشیه چپ» تقسیم شده است.
یکی از مهمترین امور برای بازنویسی متن اسناد که در ابتدا برای بازخوان سند و در مرحله بعد برای دیگر محققان و مراجعان بسیار مهم و کاربردی است، قراردادن علامت سطرشمار برای اسناد است.
دقت نظر در انتقال متن اسناد در این مجموعه در قیاس با مجموعههای منتشر شده بسیار بیشتر است.
مجمع ذخائر اسلامی، از بدو تاسیس در سال 1355 هجری شمسی(1976 ميلادي)، تاکنون دوران پرفراز و نشیبی را گذرانده است. در آن اوان، هنوز تحقیق بر روی آثار عالمان و دانشمندان بزرگ اسلامی رواج نیافته و صورت علمی کنونی را پیدا نکرده بود. مراحل پیدایش یک اثر نیز از بدو تالیف و تحقیق تا صحافی و تولید، قصههای خاص خود را داشت. زمانبر و انرژیسوز، محدودیتهای چاپ نیز در آرایههای ظاهری کتاب بسیار اثرگذار بود. موسس مجمع ذخائر اسلامی -که چهره فرهنگ ساز او اکنون بهخوبی شناخته شده- محقق علامه، سیداحمد حسینیاشکوری، یک تنه و با پشتوانه شخصی این موسسه را تاسیس كرد.
تلاش وي برای سامانیابی امر تحقیق و ترجمه متون اصیل اسلامی در آن زمان ستودنی است. هرچند سختیهای سامان دهی نیروهای جوان و ناپخته، و امکانات محدود وی، بالاخره پس از چند سال مقاومت و تلاش، سبب شد فعالیتهای شخصی را بر ساماندهی گروهی ترجیح داده عملا موسسه راکد بماند، اما آثار محقق اشکوری در طول 30 سال گذشته در قالب دهها اثر تحقیقی و تالیفی شکلگرفته و ماندگار شد.
در سال 1376 شمسي(1997 ميلادي) فرزند محقق اشکوری، سیدصادق آصفآگاه معروف به حسینیاشکوری، با نشاطی دوباره به این عرصه گام نهاده و حوزههای جدیدی را در دوران سرپرستی خود تجربه نمود. او با اعتقاد به اینکه همه چیز در فرهنگ کهن اسلامی در حد کمال وجود دارد، به احیای «فرهنگ کهن» در قالب نسخ خطی، اسناد، کتابهای چاپ سنگی و سنگ نبشتههای ممالک اسلامی اهتمام ویژهای نشان داد. جهت همسویی با عصر نوین اطلاع رسانی، به تولید 11 نرمافزار اصیل اسلامی در قالبها و موضوعات جدید، و چند نرمافزار کتابخانهای نیز اقدام کرد که نیمی از آنها به علت عدم رعایت قانون کپیرایت در ایران، به حد تولید نرسید. آنچه تولید شد نیز غیر از یک نرمافزار قرآنی(فراخوان) که جنبه فراگیرتری داشت، نتوانست به نسخههای بعدی ارتقا یابد.
در ادامه، مجمع ذخائر اسلامی، ارتباط با موسسات علمی و فرهنگی، کتابخانهها و دانشگاهها را تجربه کرد. حاصل این ارتباط، تحقیق و تولید دهها اثر در قالب کتاب و پژوهش بوده که پارهای از آنها را میتوان در حد طرحهای ملی قلمداد نمود.
این مرکز، با امکاناتی محدود، یکه و تنها ولی با عزمی راسخ، بار سنگین سفر و خطرات آن را بر دوش کشیده به کتابخانههای واجد نسخههای خطی و متون کهن در داخل ایران و خارج آن، سر زده و از روی کتابهای ارزشمند ولی پوسیده و خسته، نسخه دیجیتالی تهیه نمود و لبخند جاودانگی این آثار را تجربه کرد. حاصل این تجربه، تهیه بانک بزرگ دیجیتالی متون کهن، بالغ بر 100 هزار نسخه خطی، چاپ سنگی، چاپ قدیمی و نوادر، مجلات و روزنامههای قدیمی، اسناد و اوراق تاریخی در قالب بیش از سه میلیون برگ میباشد.
طرح تدوین و انتشار «معرفی میراث مخطوط» که به تالیف و چاپ فهارس نسخههای خطی و اسناد اختصاص یافته، با حمایت مستقیم موسس مجمع، علامه اشکوری، آغازیده و با استقامت سرپرست مجمع، سیدصادق حسینیاشکوری، ادامه یافت. وی توانست در سالهای 81، 83 و 85 شمسی(2002، 2004 و 2006 ميلادي) لوح تقدیر از بزرگداشت حامیان نسخ خطی که از سوی کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران برگزار میشود، دریافت کند.
مجموعه فهارس منتشره گرچه کاستیهایی دارد، ولی اکنون به حدی رشد و بالندگی یافته که به حق، جامعترین مجموعه فهارس چاپ شده در ایران است. این طرح در کنار دیگر فعالیتها، سبب شد مجمع ذخائر اسلامی در سال 2006 ميلادي نامزد جایزه جهانی یونسکو با عنوان «جیکجی» شود. علاوه بر این، در عرصه فعالیتهای بینالمللی، مجمع ذخائر اسلامی در سال 2007 ميلادي در سومین کنفرانس نسخههای خطی اسلامی در دانشگاه کمبریج(انگلستان) شرکت كرده و به معرفی مجمع و فعالیتهای آن خصوصا فعالیت در عرصه کتابخانه دیجیتالی پرداخت. همکاری مشترک با موسسه «اسکریپتورا» در بروکسل(بلژیک) علاوه بر ایجاد نمایندگی مجمع در بروکسل به چاپ مشترک سه کتاب در حوزه فلسفه اسلامی از دیدگاه غرب انجامید.
نمایندگی مجمع در هندوستان و افعانستان نیز سبب ترویج زبان و فرهنگ فارسی و تقویت روابط فرهنگی کشورهای منطقه شده است.
در سال جاری، ترجمه متون اسلامی به زبانهای مسلمانان جهان از جمله زبان بنگالی در دستور کار مجمع قرار گرفته، و سایت مجمع نیز در نیمه اول سال به هشت زبان زنده دنیا ترجمه شده و فعالیت نوینی را آغاز کرد.
ضرورت حفظ و احیای نسخههای خطی، سبب تاسیس «دارالفنون» به عنوان زیر مجموعه مجمع ذخائر و تاسیس کلاسهای «مدرسه مخطوطات» در دارالفنون شد. اساتید مجرب در رشتههای مرتبط با نسخههای خطی و اسناد به این مدرسه دعوت شده و به تدریس و کارآموزی پرداختند. اکنون دانشجویان این مدرسه، به فهرستنگاری نسخههای خطی و اسناد اشتغال دارند.
از طرحهای مهم انجام شده در این موسسه، بازخوانی اسناد موقوفات است که مهمترین آنها اسناد موقوفات اصفهان در قالب دوازده جلد بوده است.
عنایت به سنگنوشتههای اسلامی(کتیبههای ابنیه اسلامی، سنگ مزارات و ...) به خلق آثار مهمی در شناسایی مزارات هند، پاکستان، افغانستان و ایران انجامید. اکنون در سال جاری، اهتمام مجمع ذخائر اسلامی، به انتشار دیگر مجموعه فهرستگان نسخههای خطی، چاپ آثار نفیس هنری، و توسعه انجمن اینترنتی «ایزمجمع» (WWW.ISMAJMA.COM) معطوف شده که بتوان علاقهمندان به فرهنگ، تاریخ، هنر و ادب را در فراخوانی تخصصی گرد هم آورده، و انجمن اینترنتی بزرگی را در این حوزه شکل داد. در حال حاضر، علاقهمندان پژوهش بر روی نسخههای خطی و متون کهن، برای دستیابی به نسخه مورد نظر میتوانند به بانک دیجیتالی مجمع ذخائر اسلامی و سایت WWW.ZAKHAIR.NET امیدوار باشند.
طبق توافق انجام شده با فروشگاه مرکز پژوهشی میراث مکتوب در تهران، به جهت تسهیل در تهیه کتابهای مجمع، علاقهمندان میتوانند کلیه کتابهای منتشره مجمع ذخائر را از دفتر میراث مکتوب در پایتخت تهیه كنند.
چاپ اول کتاب «اسناد موقوفات اصفهان (دفتر پنجم)» در شمارگان 1000 نسخه و در 496 صفحه، از سوي مجمع ذخائر اسلامي قم منتشر و راهي بازار نشر شد.
نظر شما