جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
زندگی و زمانه محمد رمضانی؛ از «اتفاق» تا «خاور»

محمد رمضانی از دل قرائت‌خانه «اتفاق» برخاست و با ساختن کتابخانه شرق و مؤسسه «خاور»، به یکی از مهم‌ترین چهره‌های نشر ایران بدل شد؛ مردی که عمرش را وقف کتاب و فرهنگ کرد.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا نهمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم سیدفرید قاسمی، به زندگی و اقدامات فرهنگی محمد رمضانی اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.

کودکی محمد رمضانی، میان قفسه‌ها، دکان کتابفروشی پدر و شوق لمس کتاب‌ها گذشت. همین دلبستگی زودهنگام، او را از نوجوانی به راهی کشاند که پایانش با نام کتاب گره خورد. از تأسیس قرائت‌خانه «اتفاق» تا پایه‌گذاری کتابخانه شرق و مؤسسه خاور، رمضانی یک لحظه از خدمت به کتاب بازنایستاد. او ناشر، کتابفروش، کتابشناس و پشتیبان اهل قلم بود؛ مردی که در روزگار بی‌رونقی کتاب، همه دارایی و زندگی‌اش را خرج زنده نگه داشتن فرهنگ مکتوب کرد و نامش در تاریخ نشر ایران ماندگار شد.

از تولد تا کتابشناسی

سال ۱۲۸۳ خورشیدی در خاندان ناشران پدرپیشه و نشرپرور رمضانی، نوزادی متولد شد که او را محمّد نامیدند. محمّد، فرزند میرزا علی‌ اصغر رمضانی (ناشر وکتابفروش) و نوۀ رمضانعلی تاجر کاشانی (ناشر و کتابفروش) بود. جست‌ وخیز کودکانه و بازی‌ های نوجوانانه‌ اش در میانۀ کتاب‌ ها در خانه و «تیمچه کتابفروش‌ ها» محل کار پدرش، گذشت.

گفتۀ خود اوست که «کتاب در میان خانواده ما نقش اساسی داشت. من از بچگی با کتاب آشنا شدم، برای اینکه پدرم را همه کتابفروش صدا می‌ زدند و عنوان تلگرافی‌ اش هم کتاب‌فروش بود. خودم هم یادم می‌ آید که از بچگی عشق و علاقۀ غریبی به کتاب داشتم. دایم با آن ور می‌ رفتم و همۀ عشقم را کتاب به خودش اختصاص داده بود.

وقتی دورۀ ابتدایی را در مدرسۀ سلطانی تمام کردم، مدیر مدرسه، کلاس‌ های متوسطه را هم برای ما رو به راه کرد، و کتابخانۀ مدرسه را هم در اختیار من گذاشت. این منتهای آرزوی من بود.»

رمضانی، ۱۷ ساله بود که در ســال ۱۳۳۹ ق، «قرائت‌ خانۀ اتفاق» را در تهــران بنیاد نهـــاد که محفــل بزرگان و ناموران عصر شد: «خودم قرائت خانه‌ ای باز کردم که یک مشت کتاب بیشتر نداشت و مردم می‌ آمدند آن جا و کتاب می‌ خواندند.»

همچنین یادآور شده‌ اند که «قرائت‌ خانۀ اتفاق واقع در خیابان فرمانفرما، جنب مهمان‌ خانۀ اقتصاد همه روزه از چهار ساعت به ظهر الی ظهر و از سه بعدازظهر الی یک ساعت و نیم از شب [گذشته] مفتوح و از جمیع آقایانی که مایل به قرائت جراید و کُتُب مفیده باشند مجاناً پذیرایی می‌شود.»

رمضانی، به مرور فعالیت‌ های آموزشی را به قرائت‌ خانه افزود و بنابر دو اعلان ذیل درصدد برآمد قرائت‌ خانه را به مجتمع فرهنگی، ورزشی و آموزشی تبدیل کند:

۱. «برای تکمیل خدمت به معارف، کلاس دروس السنۀ خارجه، فرانسه، انگلیسی برای اکابر در قرائت‌ خانۀ اتفاق دایر گردیده، داوطلبان می‌ توانند همه روزه اسامی خود را در دفتر قرائت‌ خانه ثبت و پس از تکمیل عده شروع به تحصیل نمایند».

۲. «از ابتدای تأسیس مؤسسۀ فوق همیشه در نظر داشتم که هر چه ممکن است با وجود موانع گوناگون حتی‌ المقدور خدمات خود را توسعه داده و قرائت‌ خانه را به صورت اساسی‌ تری جلوه‌ گر سازم. تا به حال که هفت ماه از تأسیس آن می‌ گذرد به قدر قوه در فراهم آوردن لوازم اولیه کوشیده و حال چون مکان آن را برای انجام خیالات خود محقر دیدم محل آن را به بالاخانه‌ های پُست‌ خانه واقعه در همان خیابان فرمانفرما، مقابل خیابان ارامنه نقل نموده و کلاس دروس خارجه را هم بدان ضمیمه نموده و به عون‌ الله تعالی به زودی کلاس اکابر مجانی هم باز خواهد نمود.

ضمناً برای تفریح دماغ به تأسیس یک کلوب فوتبال برای رفقای محل و آقایانی که مایل به دخول باشند، اقدام نموده و از خداوند یاری و از هموطنان حُسن استقبال را خواهانیم. امیدوارم به واسطۀ استفاده از مؤسسات فوق بیش از پیش مرا شایق نموده و در رفع نواقص آن با حقیر همراهی فرمایند. محمّدرمضانی، صاحب و مؤسس قرائت‌ خانۀ اتفاق».

رمضانی در زمان گردانندگی قرائت‌ خانه اتفاق، ناشر شد و نخستین کتاب مؤسسۀ خود را با عنوان رسالۀ اقتصاد نوشتۀ صادق رضازاده شفق (۱۲۷۴-۱۳۵۰ ش) در تیرماه ۱۳۰۰ به چاپ رساند. اما هفتم اسفندماه ۱۳۰۱، اعلان انحلال قرائت‌ خانه اتفاق و تأسیس کتابخانه شرق را صادر کرد:

«قرائت‌ خانۀ اتفاق به مناسبت عدم استفادۀ مردم از مؤسساتش مبتذل [شده] و مورد استفاده‌های نامشروع واقع شدن قرائت‌ خانه، منحل شد و در عوض کتاب‌ خانۀ شرق تأسیس شد. محمّد رمضانی».

کتابخانۀ شرق در خیابان ناصریه/ ناصرخسرو برپا شد. این کتابسرا در روزگاری تأسیس شد که شمار باسوادان و کتابخوانان اندک بود اما رمضانی در اندیشه می‌ پُخت که چاپ و نشر را متحول کند وکسادی فروش کتاب را درهم شکند و بازار پُررونق پدید آورد:

«شاگرد مدرسه سیاسی بودم پدرم رفته بود اروپا ... پولی از یکی از رفقا قرض کردم و یک کتابفروشی به راه انداختم. ضمن کتابفروشی شب‌ ها هم کار می‌ کردم، می‌ رفتم روزنامه‌ های شفق سرخ و کوشش را تصحیح می‌ کردم تا پولی برای راه انداختن کتابفروشی تهیه کنم... کارم یواش یواش بالا گرفت...»

رمضانی در کتابخانه شرق «با همت و پشتکار خود در طول مدت دو سال موفق به چاپ و نشر ۵۰ جلد کتاب شد...»

سنبله/ شهریور ماه ۱۳۰۳ / صفر ۱۳۴۳ ق، محمّد رمضانی، مجلۀ شرق را با سردبیری علی دشتی و زیرنظر هیئت تحریریه در ۶۴ صفحۀ رقعی/ ۲۰ × ۱۳ منتشر کرد. سرمقالۀ اولین شمارۀ شرق این عنوان را دارد:

«چرا مجله شرق پیدا شد» و در آن انگیزۀ انتشار این مجله را نوشته‌ اند.۱۸ مجلۀ شرق پس از نشر یک تک شماره به مدت یک سال و نیم متوقف شد و دوباره در فروردین ۱۳۰۵ باز هم با «شمارۀ اول سال اول» انتشار یافت.

محمّدرمضانی در سال ۱۳۰۶ تصمیم گرفت به منظور گسترش فرهنگ کتابخوانی در کشور «جزوه»هایی منتشر کند. این جزوه‌ ها نه مجله بود و نه کتاب. بلکه چیزی بین این دو. او سعی داشت بدین‌وسیله افراد کم حوصله و کتاب‌ نخوان را کتابخوان کند. این «جزوه»ها از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۱ سه دوره منتشر شده‌ اند. اگر تناوب نشر افسانه را از سال ۱۳۲۳ به بعد به حساب آوریم، افسانه در مجموع چهار دوره انتشار پیدا کرد.

در دورۀ اول - ۱۳۰۶ خورشیدی - «ده نمره» از این «افسانه»ها منتشر شد. تعداد صفحه‌ های «افسانه»ها در دورۀ اول ۵۰ صفحه و «قیمت» هر نسخه «یک قران» بود. دورۀ دوم «افسانه» از سال ۱۳۰۹ خورشیدی آغاز شد و در این دوره «۸۰ شماره» منتشر گردید.

در دوره یاد شده «افسانه» در ۱۶ صفحه و به «قیمت ۶ شاهی» توزیع شد. تعداد «افسانه»های دورۀ سوم نیز که تا ۱۳۱۱ منتشر شده‌ اند، «۴۵ جزوه در ۳۵ جلد» بود که یک‌جا به قیمت «۱۸ قران» به فروش می‌رسید.

البته مجلد شدۀ افسانه‌ های دورۀ اول نیز به قیمت یک تومان و مجلد شدۀ دورۀ دوم به بهای ۲۴ قران فروخته می‌ شد. بعدها «حاجی خاور» قیمت مجموعۀ «صد و نودو پنج افسانه» (دوره اول و دوم و سوم) را که در یکصد و پنجاه جزوه انتشار داده بود ۵۸ قران تعیین کرد و در اختیار علاقه‌ مندان گذارد.

محمّدرمضانی در سال ۱۳۰۹ تصمیم گرفت برای سومین‌بار مجلۀ شرق را انتشار دهد و این بار مسئوولیت آن را بر عهدۀ سعید نفیسی گذارد. او نیز این مجله را در دی‌ماه ۱۳۰۹ خورشیدی باز هم با «شمارۀ اول، دورۀ اول» منتشر کرد و در سرمقاله نوشت: «مجلۀ شرق به تأکید و اصرار عده‌ ای از فضلای درجۀ اول طهران پیدا شده است... به سهم خود از آقای محمّد رمضانی که مخارج‌ گران طبع و نشر این اوراق را هر ماه به عهده می‌ گیرند متشکر است...»

سعید نفیسی ظرف سیزده ماه، دوازده شماره از مجله شرق را انتشار داد. تاریخ دوازدهمین شمارۀ - به زعم ما - دورۀ سوم مجلۀ شرق «بهمن ماه ۱۳۱۰» است. بعدها محمّد رمضانی مجموعۀ کامل سه دورۀ این مجله را در یک مجلد به «قیمت ۳۵ قران» در اختیار علاقه‌ مندان قرار داد.

اعلان‌ های پیاپی از طرف مؤسسۀ خاور حکایت از اهتمام بی‌ وقفه رمضانی دارد: «هرکس به خوبی می‌ داند که نبودن کتاب چه لطمۀ بزرگی به معارف مملکت ما زده و چه اندازه باعث سرشکستگی ما نزد دیگران و ضرر افراد مملکت گردیده است. شاید خیلی‌ ها هم بدانند که این جانب شش سال است با تمام جدیتی که ممکن بوده است به رفع این نقیصه کوشش نموده و موفق به طبع یکصد و پنجاه جلد کتاب هم گردیده‌ ام...»

اما باید دانست که محمّد رمضانی پس از حدود یک‌دهه تلاش نوشت: «در مملکتی که افراد آن چندان به کتاب علاقه‌ مند نیستند و حتی کتابفروشی جزو بی‌ سودترین مکاسب است دوام مؤسسه[ای] که تنها به قصد طبع کُتُب مفید و نشر معارف تأسیس شده است نمایندۀ نهایت همت و جدیت صاحب آن است. طبع کتاب اصولاً کار مهمی نیست ولی اگر مشکلات اقتصادی و فقدان علاقه‌ مندان و خریداران را در نظر بگیریم خواهیم دید که دوام نُه ساله مؤسسه خاور و طبع متجاوز از ۲۰۰ مجلد کتاب سودمند اهمیتی بسزا دارد. مؤسسه خاور در مهرماه ۱۳۰۲ با سرمایه شخصی فقط برای نشر کتاب تأسیس شد.

در طی مدت نُه سال با مشکلات و موانع بسیار مقاومت کرده و خدمات خود را متوالیاً ادامه داده است. در این مدت دراز چندین بار عدم توجه عموم به مطبوعات و مشکلات دیگر برای مؤسسه خاور موجب زیان‌ های بسیار کمرشکن گردیده و فقط همت و ذوق صاحب این مؤسسه نشر کتاب باعث شده است که مؤسسه مزبور در مقابل تمام مشکلات تاب آورده و بیش از پیش در خدمات خود ساعی باشد.

چیزی که قابل ملاحظه و در عین حال مایه تأسف است این است که مؤسسه مزبور در ایران منفرد است و کتابخانه یا مؤسسه دیگری نمی‌ توان یافت که در طی این مدت لااقل ثلث کُتُب مؤسسه خاور را به طبع رسانیده باشد... با آن‌که هنوز نیز مشکلاتی که برای انجام این قبیل خدمات وجود داشته است مرتفع نشده و بلکه گرانی کاغذ و موانع اقتصادی دیگر بر آن افزوده است مؤسسه خاور امیدوار است که از این به بعد بتواند به نحو بهتری به خدمات خود ادامه داده و چنان که تاکنون از حیث تعدد مطبوعات بزرگ‌ ترین و مهم‌ ترین کتابخانه ایران بوده پس از این از حیث موضوع کُتُب و اهمیت نیز همان مقام را در میان کتابخانه‌های این مملکت تحصیل کند.»

رمضانی، کتاب‌ های بی‌ نامان و گمنامانی را به چاپ رساند که بعدها ناموران عصر شدند. پرویز ناتل خانلری در خاطرات خود گفته است: «...اوّلین کتابی که ترجمه کردم و چاپ شد دختر سروان از پوشکین بود. آن هم وقتی بود که محصل کلاس چهارم دبیرستان بودم. محمّد رمضانی، مدیر مؤسسۀ کُلالۀ خاور، آن را چاپ کرد...»

زندگی و زمانه محمد رمضانی؛ از «اتفاق» تا «خاور»

حیات کتابشناسانه

سرآغاز حیات کتابشناسانۀ محمّد رمضانی را باید ۱۳۳۹ق/ سال تأسیس قرائت‌ خانۀ اتفاق دانست که بعدها در کتابخانۀ شرق و مؤسسۀ خاور/ کلالۀ خاور، استمرار پیدا کرد. اما نقطه عطف تلاش‌های کتابشناختی وی زمانی است که نشریۀ کتاب را انتشار داد.

رمضانی، تابستان ۱۳۴۴ گفته است:

«سی و سه سال پیش بود که من تصمیم گرفتم برای آگاهی مردم کتاب‌ خوان فهرستی از کتاب‌ هایی که تاکنون در ایران چاپ شده، تهیه و در چند جلد به چاپ برسانم و در اختیار مردم بگذارم. وقتی شروع به این کار کردم، عملاً دچار سرگردانی و گرفتاری شدم. چون فهرستی که تهیه می‌ کردم ناقص بود. برای این که همه آن کتاب‌ها را در اختیار نداشتم و به حدس و گمان و یا شنیدنی‌ ها هم نمی‌ شد اکتفا کرد. این بود که مصمم شدم و شروع به جمع‌آوری کتاب و مجله و روزنامه کردم».

نخستین نشریۀ ادواری خاص و مستقل در زمینۀ کتاب در ایران مجموعه‌ ای است با عنوان کتاب که به مدیریت محمّدرمضانی در سال ۱۳۱۱ خورشیدی در تهران منتشر شد.

شماره نخست این نشریه دربردارنده مطالبی دربارۀ «مؤسسه خاور»، «مجموعۀ کتاب»، «کُتُب ادبی و تاریخی و متفرقه مؤسسه خاور»، «افسانه و رمان‌ های مؤسسۀ خاور»، «مجلات دولتی»، «مجلاتی که دوام ننموده»، «مجلاتی که منتشر می‌ شده»، «کُتُب مربوط به تاریخ ایران»، «آن چه خارجی‌ ها راجع به ایران نوشته‌ اند»، «تاریخ بزرگان ایران»، «قسمت‌ های مربوط به ایران»، «تواریخ عمومی»، «کُتُب جغرافیایی» و «سالنامه» است.

یکی دیگر از آثار کتابشناسانه محمّدرمضانی این عنوان را دارد: «فهرست کُلیه کُتُب رمان، افسانه، قصه، تآتر که به زبان فارسی در ایران طبع شده» است. این مجموعه با احتساب جلد ۶۰ صفحۀ رقعی دارد. افزون بر عنوان در روی جلد به این آگاهی‌ ها دست می‌ یابیم «از نشریات مؤسسۀ خاور، طهران [،] خیابان لاله‌ زار[،] مهرماه ۱۳۱۴ [،] قیمت یک ریال.»

نمونۀ معرفی‌ های «رمان‌ ‌های ترجمه شده» در این فهرست چنین آمده است: «میشل زواکو نویسنده مشهور فرانسوی دوره تاریخ فرانسه را مفصلاً به سبک رمان نوشته است و در هر جلد انتقاد شدیدی از دربارهای وقت مخصوصاً از اخلاق ملکه‌ ها و صدراعظم‌ ها و فجایع درباریان نموده و بالاخره برای هر داستان پهلوان فقیری که دارای تمام صفات خوب ازجمله رشادت، شجاعت، راستی، آزادگی، کرم و غیره می‌ باشد قرار داده و حکایت را به نفع پهلوان حکایت خود ختم نموده است.

رمان‌ های میشل زواکو شهرت بسزایی در اکثر ممالک دنیا مخصوصاً در میان طبقات عامه پیدا نموده و به اکثر السنه ترجمه گردیده است. از آن جایی که ذوق ایرانی با رمان‌ های پهلوانی و خوارق عادات زیاد متناسب است ۵۸ جلد از رمان‌ های این نویسنده به فاصله چند سال متدرجاً ترجمه و طبع شده است.»

پس از سخن یاد شده دربارۀ نویسنده، آگاهی‌ هایی دربارۀ آثار ترجمه‌ اش به دست داده‌ اند: «پاردایان‌ ها، ترجمۀ حسن ناصر، قیمت دوره در ۸ جلد ۶۰ ریال.»

پس از کتابشناسی

زندگی محمّد رمضانی بی‌ کتاب معنا نداشت. حیات پس از کتاب‌ شناسـی او نیز با کتاب‌ فروشی، مجموعه‌ آفرینی و کتاب‌ورزانه گذشت. رمضانی در «طول فعالیت پنجاه ساله خود براساس تلاش‌ های خستگی‌ ناپذیر همۀ سرمایه خود را در راه کتاب صرف کرد و جهت تشویق و ایجاد رغبت کتابخوانی در جامعه هر از چندگاهی با راه‌ اندازی حراج کتاب و معاملۀ یک جا و دادن تخفیف‌ های ویژه راه را برای ورود کتاب به خانه‌ های عموم مردم و رفع نیاز علاقه‌ مندان به کتاب هموار می‌ کرد و در راه این کار متحمل زحمات، خسارات و ضرر و زیان فراوانی گردید. از جمله مهم‌ ترین این حراج‌ ها که به صورت قسطی هم بود یکی در سال ۱۳۱۰ ش، بعدی در سال ۱۳۱۵ ش و مهم‌ ترین آن در سال ۱۳۲۳ ش را می‌ توان نام بُرد...»

سال ۱۳۲۳ را باید آغاز دورۀ دوم حیات کلالۀ خاور دانست. چراکه به دنبال جنگ جهانی دوم و قحطی، آشفتگی و سرگشتگی آن سال‌ ها، بسیاری از مؤسسه‌ های فرهنگی تعطیل و نیمه تعطیل شدند.

محمّدرمضانی در همان سال با انتشار یک اعلان ۴ صفحه‌ ای از سرگیری فعالیت‌ های کُلاله خاور را به آگاهی عموم رساند: «پس از چندین سال گوشه‌ گیری و خموشی بعد از یک خواب چند ساله زمانی که همه ما را فراموش کرده‌ اند به کار شروع می‌ کنیم. کُلاله خاور به شهادت چهارصد جلد مطبوعات آن بزرگ‌ ترین مؤسسۀ نشر کتاب در ایران می‌ باشد. این حقیقت را با کتاب‌های چاپ ما که مزایای آن را همه دوستداران کتاب شاهدند [و] در کتابخانه‌ های خصوصی و عمومی موجود است هیچ‌کس نمی‌ تواند انکار کند.

رفقای بی‌ وفا و مشتریان فراموشکار ما در این تصور که ما بیکاره شده و از دست رفته‌ ایم کاملاً در اشتباهند زیرا اگر مرا خوب می‌ شناختند هرگز باور نمی‌کردند که سال‌ ها را بیهوده گذرانیده به فعالیت خود خاتمه داده باشم. اکنون دنیای نوین با صلح و صفا که همه آرزومند به رسیدن آن هستند مرا وادار می‌ سازد که به دوستداران کتاب مژده شروع به کار خود را عرضه بدارم. فهرست خدماتی که در نظر است تا آخر سال ۱۳۲۴ انجام یابد ... ذکر و توجه دوستداران کتاب را به آن جلب می‌ نماید... برای آن که مقدمات کار از هر جهت فراهم و نشریات ما مرتب چاپ شود برای تهیه سرمایه فداکاری نموده قسمتی از کُتُب خود را به نصف قیمت... می‌ فروشیم...».

رمضانی، ۱۴ آذرماه ۱۳۲۳ را به عنوان روز فروش تعیین کرده و سیاهۀ «بعضی از کُتُب کُلالۀ خاور» ذیل «شعر»، «تاریخ»، «کُتُب ادبی»، «کُتُب اخلاقی»، «کُتُب دینی و متفرقه» و «رمان» آورده۵۶ واطلاعاتی دربارۀ «فهرست نشریات سال ۱۳۲۴ کُلاله خاور» عرضه کرده است: «... مجلۀ شرق... افسانه مصور... ملانصرالدین... مجموعۀ کتاب... تاریخ ایران در دوره پهلوی... کجرویگری... سخنان کوتاه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌ السلام... نشریات محسن... کتاب کودکان... شش جلد کتاب نفیس...»

محمّد رمضانی در دهۀ ۱۳۳۰ ش یکی از دوران‌ های درخشان فعالیت کُلاله خاور را رقم زد. «این دوره که شامل جنگ معروف وزارت فرهنگ از یک سو و رمضانی و دیگر ناشران تهرانی از سویی دیگر در مورد چاپ و نشر و توزیع کُتُب درسی است کل دهه ۱۳۳۰ ش و نیمه دهه ۱۳۴۰ ش را دربر می‌ گیرد... در کارنامه فعالیت‌ های رمضانی در دهه ۳۰ و دهه ۴۰ ش نامه‌ های افشاگرانه‌ ای را مشاهده می‌ کنیم که جهت احقاق حقوق صنعت نشر و صنف کتابفروشی در مقابل اعمال وزارت فرهنگ به چاپ رسیده و در جامعۀ آن روز توزیع شده است. او در ادامه این اقدامات و جهت سر و سامان بخشیدن به مشکلات کتاب‌های درسی، در شهریور ماه ۱۳۳۳ ش با تنظیم اساسنامه‌ ای مبادرت به تأسیس شرکت سهامی کُتُب دبستانی نموده که بعدها به شرکت سهامی انتشار کُتُب درسی تغییر نام یافت.

از آنجا که کلیه کتابفروشان و ناشران تهرانی با هم در کار نشر و توزیع کُتُب درسی متحد نبودند و در میانۀ راه به تنهایی با وزارت فرهنگ وارد معامله شده و کُتُب درسی را خارج از حلقۀ اتحاد به چاپ رسانده و توزیع می‌ نمودند لذا محمّد رمضانی از بابت چاپ و توزیع کُتُب درسی به قیمت ارزان متحمل خسارات فراوانی شد؛ به طوری که به مقدار زیادی مقروض می‌ گردد و این مسئله به ادامه افشاگری آن زنده یاد علیه ... وزیر وقت فرهنگ کمک می‌ کرد. جنگ معروف کُتُب درسی تا نیمه اول دهه ۱۳۴۰ ش بین رمضانی و وزارت فرهنگ ادامه داشت.

از دیگر اقدامات رمضانی تشکیل انجمن ناشران و کتابفروشان ایران است که در سال ۱۳۴۰ ش در طبقۀ فوقانی کُلاله خاور به مدیریت محمّد رمضانی تأسیس گردید و این انجمن در سال ۱۳۴۲ ش چند سال بعد از انحلال شرکت سهامی کُتُب درسی مبادرت به تشکیل شرکت سهامی کتاب‌ های درسی ایران نمود که ناشران معروف تهران سهامداران عمده آن بودند و همچنین در سال ۱۳۴۳ ش شروع به تأسیس شرکت کتابفروشان ایران نمود. یکی از نتایج کار انجمن ناشران در راستای اهداف آن زنده یاد، گنجاندن ماده‌ ای در اساسنامه آن جهت ارسال دو نسخه از انتشارات جدید ناشران به کتابخانه انجمن بود. [همچنین]محمّد رمضانی [نخست نایب‌ رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و بعد] رئیس اتحادیه صنف[ناشران و] کتابفروشان تهران شد و در مدت اداره اتحادیه جهت خدمت به اعضاء صنف مسئله تأسیس شرکت تعاونی صنف را مطرح کرد».۶۰

رمضانی «مبارزی جوانمرد بود، به منظور ارزان و بهتر نمودن کُتُب درسی و جلوگیری از اعمال نیات سؤ علیه وزیر فرهنگ مقتدر وقت اعلام جرم نمود...».۶۱ اما باید دانست تاوان این پایمردی و ارزان‌فروشی کتاب‌ های درسی آن شد که دشمنانی پیدا کرد که بی‌ سبب او را می‌ رنجانیدند. دشمنانی که یک لحظه در خلوت از خود نپرسیدند محمّدرمضانی با کسی کاری ندارد همۀ عشق و زندگی‌ اش در تکمیل کتابخانۀ شخصی‌ اش خلاصه می‌ شود.

رمضانی، سال ۱۳۴۴ در گفت و گویی گفت: «سی و دو سال است که شب و روز در کار جمع‌ آوری کتاب‌ ها هستم. چقدر در این راه به خودم رنج دادم! چقدر در این مدت زحمت کشیدم! یادم می‌ آید که یکدست لباس خوب نپوشیدم، یک وعده غذای کامل نخوردم. پیاده به کارهایم می‌ رسیدم تا از پولی که پس‌ انداز می‌ کنم، یک جلد کتاب هم که شده بتوانم بخرم. بسا روزها شده بود که با جیب پُر به بازار می‌ رفتم تا برای بچه‌ هایم لباس، یا چیزهای دیگر بخرم. وقتی که به خانه برمی‌ گشتم، فکر می‌ کنید چی تو دستم بود..؟

کتاب بود آقا جان، کتاب بود! همیشه به فکرشم، تو خواب و تو بیداری. گاهی وقت‌ ها فکر می‌کنم که این یک دوستی کوچک و سرسری نبوده که بشود به این آسانی‌ ها ازش گذشت، این عشق بوده، دیوانگی بوده، دیوانگی!».

محمّدرمضانی، دربارۀ اهمیت کتابخانه‌ اش می‌ گفت: «یکی از نظر تعداد کتاب که هیچ کتابخانه‌ای این قدر کتاب ندارد. حُسن دیگرش هم این است که کتاب‌ ها تکراری نیست، یعنی از هر کتابی بیش از یک جلد نیست، مگر آن‌ که کتاب چاپ‌ های مختلف شده باشد. برای جلد کردن کتاب‌ ها و تهیه فیش برای آن‌ ها و فهرستی که منتشر خواهد شد و هم‌ چنین محل آبرومندی که برای آن بایستی ساخته شود، احتیاج به حداقل دویست هزار تومان پول داریم. برای تهیه این پول من حاضرم سه باب مغازه کُلاله خاور را با هفتاد هزار تومان کتاب موجودی آن به هرکس که مایل باشد بفروشم.

هم‌ چنین خانه‌ ام نیز می‌ تواند به کرایه رود، و از این راه کمکی برای تأسیس کتابخانه باشد. زمینی هم در شهر ری دارم که آمادۀ فروش است. تنها استمداد من از مردم خیرخواه این است که قدمی پیش بگذارند، تا با فروش این‌ ها بتوانیم وجوه مورد استفاده را تهیه کنیم.»

محمّدرمضانی، ناامید از مساعدت دیگران پسین سال‌ های عُمر این اعلان را برای اطلاع عموم انتشار داد:

«بشارت بزرگ [:] کتابخانۀ عمومی صاحب‌ الامر (عج) با بیش از چهل هزار کتاب غیر مکرر به زودی در شهر قم دایر می‌ شود. این کتابخانه شامل کُتُب زیر می‌ باشد:

کتاب دینی ۳۲۰۰ جلد، عربی ۴۲۰۰ جلد، خطی عربی و فارسی ۳۲۰۰ جلد، تاریخی ۴۵۰۰ جلد، شعر ۲۲۰۰ جلد، ادبی و اخلاقی ۲۰۰۰ جلد، کلاسی ۳۰۰۰ جلد، رمان ۳۵۰۰ جلد، علمی و طبی و قانونی ۲۰۰۰ جلد، روزنامه ۳۰۰۰ جلد، مجله ۴۵۰۰ جلد، متفرقه ۲۵۰۰ جلد، زبان‌ های خارجی ۳۵۰۰ جلد.

کتابفروشی رمضانی وابسته و برای آماده کردن کتابخانۀ عمومی صاحب‌ الامر در شهرستان قم (خیابان ارم رو به روی کوچۀ حرم) افتتاح شده انواع کُتُب دینی، عربی، تاریخی، شعر، ادبی و اخلاقی و متفرقه حتی داستان رمان و مجلات را می‌ تواند در دسترس مشتریان محترم بگذارد (اگر موجود نباشد از مرکز تهران خواهد طلبید) و برای تکمیل کتابخانه حاضر است خواستۀ شما را با کتاب‌ های‌ تان مبادله کند و همچنین کتاب‌ های شما را به قیمت عادلانه خریداری نماید.»

محمّدرمضانی «جهت تحقق این امر مهم طی اطلاعیه‌ ای کلیۀ اموال و املاک خود را به معرض فروش گذاشته بود تا با آن بتواند کتاب‌ ها را فهرست و صحافی نموده و محل کتاب‌ خانه را خریداری نماید، ولی این امر به دلیل مشکلات جامۀ عمل به خود نپوشید...».

سرانجام «طبق وصیت ایشان حدود ۴۰ هزار جلد کتاب چاپی و بیش از ۲ هزار نسخه خطی وی را به کتابخانۀ مسجد اعظم قم سپُردند تا خواسته‌ اش برآورده گردد» و «شعر هستی پرشکوه او این کتابخانه منحصر به فرد چاپی و خطی که حاصل رنج گرانبار عُمر عزیزش بود... و ارزیابی آن [در دهۀ ۱۳۴۰] بالغ بر میلیون‌ ها تومان شد...»

البته آنچه به قم رفت همه مجموعۀ کتابخانۀ رمضانی نبود. محمّد رمضانی نخستین کتابفروش تهران است که به اهمیت مطبوعات ادواری قدیم و جاری و گردآوری دوره‌ های نشریه‌ ها به مفهوم امروزی پی بُرد و بخشی از وقت خود را صرف مجموعه‌ سازی روزنامه و مجله‌ ها کرد. نفایس بعضی از کتابخانه‌ های بزرگ و ازجمله کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران از مجموعه او به آن جا انتقال پیدا کرد. ایرج افشار دربارۀ انتقال مطبوعات موجود در کتابخانۀ محمّد رمضانی به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران می‌ گفت:

«بخش روزنامه‌ ها و مجله‌ های آن کتابخانه را برای کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران خریداری کردم و آقای بارفتنی از مدیران کتابفروشی شمس که نسبت سببی نزدیک با مرحوم رمضانی داشت واسطۀ این کار خیر و درست شد و مجموعۀ کم مانند و گرانقدر روزنامه‌ ها و مجله‌ های آن مرحوم به محلی منتقل شد که می‌ توانست همیشه مرجع محققان باشد و امروزه هم همه می‌ دانند که چنین مجموعه‌ ای در قلب تهران وجود دارد... مجموعه روزنامه‌ ها و مجله‌ های رمضانی بی‌ گمان یکی از دو سه مجموعۀ مهم در زمان خود بود که شاید از آنچه در کتابخانه‌ های مجلس و ملی وجود داشت به مناسبت‌ هایی برتری داشت... نیز بد نیست گفته شود که تمام آن مجموعه کم مانند به مبلغی میان شصت و هفتاد هزار تومان خریداری شد...»

زندگی و زمانه محمد رمضانی؛ از «اتفاق» تا «خاور»

آثار

با وجود آن که ده‌ ها اثر به اهتمام و تصحیح محمّد رمضانی چاپ شده، در کتاب ارزنده «مؤلفین کُتُب چاپی فارسی و عربی»، ذیل «محمّد رمضانی مدیر کتابفروشی خاور در طهران» فقط یک اثر آمده است:

«۱. افسانه: جزء اول، دورۀ چهارم، طهران، ۱۳۲۳ شمسی، سربی، جیبی، کلالۀ خاور، ۶۴ ص».

مایۀ شگفتی است که خانبابامشار، همت محمّد رمضانی را در احیای مسالک‌ المحسنین، هزار و یک شب، شاهنامه، نثر و شرح مثنوی، روضة‌ الشهدا، تاریخ جهانگشای جوینی، ملانصرالدین، تذکرة‌ الشعرا دولتشاه سمرقندی و... ندیده است.

محمّدرمضانی (۱۲۸۳ ـ ۱۳۴۶) در ۶۳ سال عُمر مفید خود، صاحب قرائت‌ خانه، کتابفروش، ناشر، چاپخانه‌ دار، مصحح و احیاگر متون کهن، کتابشناس، مجله‌ دار، نایب رئیس ورئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و دارندۀ غنی‌ ترین مجموعۀ کتابخانۀ خصوصی در روزگار خود بود. وی را که «حاجی خاور» می‌ نامیدند، «عاشق‌ ترین مرد ایران»، «عاشق کتاب»، «پدر کتاب ایران»، «مرد خودساخته»، «کم حرف پُرکار»، «ناشر کتاب‌ های ارزان قیمت»، «شجاع و نترس»، «پیشاهنگ»، «مرجع محققان» و «مشوق مؤلفان» توصیف کرده‌ اند.

محمّد رمضانی، به ندرت از خود سخن می‌ راند. یک بار در پاسخ به پُرسشی گفت: «اگر بگویم که... مسعودی... هنگام انتشار روزنامه [اطلاعات] مرا برای مشورت برگزید، اگر ادعا کنم که همه نویسندگان بزرگ کنونی، در نتیجه زحمات توانفرسای من، نخستین آثار خود را به چاپ رساندند، و اگر ذکر کنم که مردانی چون دهخدا، رشید یاسمی، بهمنیار، اقبال، ملک‌ الشعرای بهار و... در اشعار خود بیش از لیاقتم مرا ستوده‌ اند، شاید حمل بر خودستایی شود... ولی من در این چهل و چند ساله خدمت بی‌ ریایم خاموش مانده‌ ام.

و با اینکه در سال‌ های اخیر به منظور اصلاح و ارزان کردن کُتُب درسی مورد نیاز کلیه نوجوانان عزیز ایرانی که مشتاق معرفت و دانش و خردند یک تنه اقدام کرده و قسمت اعظم سرمایه و هستی خود،حتی ارث پدری را نیز فدا نموده‌ ام، مع‌الوصف از کردۀ خود پشیمان نیستم و نسبت به هیچ‌کس، کینه‌ ای در دل ندارم. و همه این تلاش‌ ها به خاطر کتاب یعنی معشوق من بوده است.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها