يك پژوهنده فرهنگ و تمدن ايران در نشست «نمادها و باورهاي ايران باستان» گفت: در شاهنامه فردوسي پهلوانان بايد از «هفت خوان» بگذرند. هفتخوان پهلوانان شاهنامه و گذر آنها از آن خوانهاي دشوار، نمونهاي از بهكارگيري بامعناي عدد 7 در فرهنگ ايراني است. عدد 7 تصويرگر نماد و باور ايران باستان محسوب ميشود.
وي كه عصر روز يكشنبه (22 آذرماه) در موسسه فرهنگي هنري جمشيد جاماسيان سخن ميگفت به كتاب «ماجراي شگفت قالي پازيريك» نوشته سيروس پرهام اشاره كرد و افزود: فرش «پازيريك» يكي از دستبافتهاي هنرمندان ايراني است كه برخي از اروپاييان آن را به تمدنهاي ديگر نسبت ميدهند و به غلط ميگويند كه تنها برخي از نقشهاي ايراني در بافت اين اثر بهكار برده شده است. اما نشانهها و نمادهايي كه در اين فرش ميبينيم ثابت ميكند كه اين سخن درست نيست و «پازيريك» يك فرش ايراني است.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: سطح مياني اين فرش از 24 قاب تشكيل شده است. عدد 24 در نزد ايرانيان باستان، بسيار مقدس بوده است. از سويي ديگر در نقشهاي تخت جمشيد، گروههاي بيست و چهارگانهاي را ميبينيم كه هداياي خود را به شاه تقديم ميكنند. در كنار هر يك از اين نقشها، به گل نيلوفر (لوتوس) هم برميخوريم. جالب است كه اين گل در فرش «پازيريك» نيز بهكار برده شده است. يكي از اقوامي كه در ميان آن نقشهاي بيست و چهارگانه هداياي خود را به شاه ايران تقديم ميكنند، «ماناها» هستند.
وي در ادامه سخنانش افزود: دم اسب اين گروه، تزييناتي دارد كه دقيقا شبيه گلهاي بيست و چهارگانه قاب فرش «پازيريك» است. همه اينها نشان ميدهد كه ما با يك دستباف ايراني روبروييم. به علاوه، نشانههاي ديگري هم ميتوان يافت كه ما را در ايراني بودن اين فرش بي گمان ميسازد. روي قالي «پازيريك» نقش گوزنهايي ديده ميشود كه كاملا شبيه به گوزنهاي مفرغهايياند كه در كاوشهاي باستانشناسي لرستان پيدا شدهاند.
وي با اشاره به كتاب «قالي پازيريک» نوشته فضلالله حشمتي رضوي گفت: يك نكته جالب وجود دارد كه يادآوري آن خالي از فايده نيست. آن نكته برميگردد به ريشهشناسي واژه «قالي». اين واژه، آن گونه كه در برخي از فرهنگها نوشتهاند، به هيچ وجه مغولي نيست و بايد آن را ايراني دانست. «قالي» در ابتدا «كاري» بوده و از گويش كاشاني گرفته شده است. «كاري» در كاشان به تارهاي عنكبوت گفته ميشود كه افقي و عمودي ميبافند. در واژههاي ديگر هم اين دگرگوني «كاف» به «قاف» ديده ميشود. همانند «سقز» كه شهري در كردستان است. سقز در ابتدا «سكز» بوده و محل استقرار قوم سكاها. شهر «قاين» در خراسان نيز «كاين» خوانده ميشده است.
توسيان يادآور شد: يكي از نمادهايي كه مدتي بر سر مفهوم آن گفتوگوهايي صورت گرفت، نقشي است كه به حالت بعلاوه (+) است. اروپاييان آن را «صليب شكسته» مينامند. اما درست آن است كه اين نشانه ارتباطي به صليب ندارد و يكي از نمادهاي كهن ايراني است كه به آن «سواستيكا» ميگفتهاند. شما اين بعلاوه (+) را در نقش رستم و در مجموعه مقبرههاي مادي ، هخامنشي و ساساني ميتوانيد ببينيد. شكل گود شدگيهاي مقبرهها نيز به گونه صليب است.
وي افزود: اعتقاد مردمان كهن ايراني اين بود كه زندگي با خورشيد شروع ميشود. آنها در ضمن ميگفتند كه چهار عنصر اصلي باد، خاك، آتش و آب اگر دست به دست هم بدهند، چرخه زندگي و آفرينش ميچرخد. علامت (+) اشاره به همان چهار عنصر مقدس است. ميدانيم كه عدد 4 بسيار مقدس بوده است و در تمام آثار و نمادهايي كه ميشناسيم، اين عدد وجود دارد.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: درست است كه نماد «سواستيكا» در همه فرهنگها و تمدنها وجود دارد اما كهنترين نشانهاي كه از آن به دست آمده است به پنج هزار سال پيش بازميگردد. اين نشانه پنج هزار ساله در كاوشهاي باستانشناسي دشت خوزستان پيدا شده است. عدد 3 نيز يكي از اعدادي است كه در گذشته باستاني بسيار مورد توجه و احترام بوده است. ايرانيان باستان آن را كاملترين عدد ميدانستند.
وي با اشاره به كتاب «نگاره فروهر» افزود: در همه اديان نيز نيايشها و مناسك، سه گانه هستند. در نشانه «فروهر» نيز كه نمادي ايراني است، سه بال ديده ميشود كه اشاره است به گفتار نيك، كردار نيك و انديشه نيك. روي تن «فروهر» نيز حلقهاي ديده ميشود كه همان «سواستيكا» است. ميدانيم كه «فروهر» يعني نيروي پيش برنده. حلقه «سواستيكا» بر روي اين نشانه، به اين معناست كه تا وقتي كه اين حلقه پيمان وجود دارد، زندگي رو به نيكي است. چرا كه «سواستيكا» يعني «هستي نيك»
اين استاد دانشگاه يادآور شد: حلقهاي نيز كه در دست «فروهر» ديده ميشود، به دو معناست. يكي همان حلقه «سواستيكا» است؛ و ديگر حلقه وفاداري است. اين نشانه وفاداري، به فرهنگهاي ديگر نيز راه پيدا كرده است و همه جا به معناي پايبندي به پيمان شناخته ميشود. به همين دليل است كه مرد و زني كه پيمان زناشويي ميبندند، اين حلقه را به هم ميدهند. دو عدد 4 و 7 نيز بسيار مقدس بودهاند. علاوه بر اين كه ايرانيان عناصر را چهارگانه ميدانستند، در معماري هم از اين عدد استفاده فراوان ميكردند. چهار تاقي، چهار ساز، چهار ايوان و چهار سوق، نمونههايي از كاربرد عدد چهار در معماري ايراني است.
وي در پايان سخنانش تأكيد كرد: به همين گونه است عدد 7. ميدانيم كه روزها، هفت گانه هستند. سفره نوروز نيز «هفت سين» ناميده ميشود. در عرفان ايران هم «هفت شهر عشق» و «هفت وادي سلوك» را داريم. در شاهنامه نيز پهلوانان بايد از «هفتخوان» بگذرند. هفتخوان پهلوانان شاهنامه و گذر آنها از آن خوانهاي دشوار، نمونه ديگري از بهكارگيري بامعناي عدد 7 در فرهنگ ماست.
نظر شما