نويسنده كتابهاي مرجع كاراگاهي و پليسي، ناهنجاري رواني نظير پرخاشجويي و به دنبال آن خودشيفتگي، خودبيني، نفرت، ترس و طمع مالي و همچنين موارد جنسي را از عوامل اصلي قتلها دانست و گفت: در كنار اين عوامل، جرمشناسان معتقدند قربانيان نيز سهم زيادي در قرباني شدن خودشان ايفا ميكنند.
وي افزود: در دانش جنايي، يكي از ملزومات آماج جرم واقع شدن، «اماكن» است كه فرد يا به طور كلي جانداران نيز جزيي از آن محسوب ميشوند. جرمشناسان معتقدند قربانيان جرم بايد بكوشند تا نظير ساير قربانيان جنايات، مرتكب اشتباه نشوند، زيرا آنان نيز سهم زيادي در قربانيشدن خودشان دارند. لذا تجزيه و تحليل جنايي پروندههاي گوناگون از ايران و ديگر كشورها از اين منظر نيز بخشي از كتاب «واكاوي قتلهاي قاتلين سريالي» را شامل ميشود.
استاد دانشگاه علوم انتظامي به انگيزههاي اصلي قاتلان در ارتكاب قتل اشاره كرد و گفت: اصل پرخاشجويي و موارد جنسي از عوامل اصلي قتلها به حساب ميآيند. موارد متعددي درباره اصل پرخاشجويي به عنوان برانگيزاننده قاتلان در اين كتاب ذكر شده است. هنگامي كه سخن از پرخاشجويي افراد ميشود، مبحث مكانيزم رواني مورد توجه قرار ميگيرد. به عنوان مثال خودشيفتگي، خودبيني، خودبزرگبيني، نفرت، ترس يا طمع مالي نظير زراندوزي و تصاحب ثروت، انواع جنون و دهها مورد ديگر، سبب سوق دادن افراد به جنايت ميشود. هشدار دادن به مردم و آموزش آنها براي دوري جستن از شرايط اضطرار و دامهايي كه توسط شياطين با شيوهها و چهرههاي مختلف گسترانده ميشوند نيز در اين اثر مورد توجه قرار گرفته است.
وي افزود: عقدههايي كه ريشه در حسادت دارند و ممكن است با نقص بدن يا برخوردار نبودن از چهرهاي زيبا در ارتباط باشند نيز از عوامل گرايش افراد به جنايت به شمار ميآيند كه از منظر روانشناسي كيفري قتل، در دسته انگيزههاي عارضهاي آشكار به شمار ميآيند.
خلعتبري به ذكر مثالي پرداخت و گفت: در يكي از موارد قتل، شخصي كه به فلج مادرزادي دچار بود و با صندلي چرخدار زندگي ميگذراند، پس از ورود تازه عروس به خانه محل زندگياش، او را به قتل رساند، زيرا اين فرد خود را با وي مقايسه كرد و از زيبايي و زندگي تازهاي كه تازهعروس به دست آورده بود، رنج ميكشيد و از درون ذوب ميشد. در حقيقت عقدههاي حقارت و خودكمبيني در قالب قتلهاي عارضهاي قابل تعريفاند.
وي يازده نوع انگيزه در قتلهاي سريالي را برشمرد و گفت: از ميان اين موارد تنها عارضه جنون سبب رفع مسووليتهاي كيفري ميشود كه البته اين جنون بايد ابتدا توسط روانشناسان قضايي اثبات شود. يكي از معاني جنون، عدم توانايي فرد در كنترل رفتار است.
وي در پاسخ به اين سوال كه «آيا كمبودهاي عاطفي و مشكلات حاد رواني افراد نميتواند بخشي از اعمال وحشيانه آنان را توجيه كند و سبب تخفيف در مجازات آنان شود» گفت: پاسخ اين سوال منفي است، زيرا قاتلان جنايات سريالي در سراسر دنيا با هر رويكردي حتي در قتلهاي ترحمآميز نيز به عنوان شياطين جامعه شناخته ميشوند و هرگونه كاهش مجازات براي اين افراد مصداق «ترحم بر پلنگ تيزدندان» است.
وي افزود: اين جانيان بايد از پيكره اجتماع پاك شوند، زيرا نظير ويروس عمل ميكنند و سبب آلود شدن و از ميان بردن سلامت جامعه ميشوند. اكثر قاتلان و جانيان براي جلب ترحم افراد و برانگيختن عواطف ديگران، خودشان را قرباني جامعه و رفتار اطرافيانشان معرفي ميكنند. اينگونه اظهار عجز هنگامي اتفاق ميافتد كه قاتلان راه فراري براي خود نمييابند و به دستآويزي براي نجات متوسل ميشوند، اما قضات به دليل آموزشها و تجربيات خود هيچگاه تحتتأثير ياوهبافيهاي مجرمان قرار نمييرند و با حكم اشتباه، ظلم مضاعفي را به جامعه روا نميدارند.
نويسنده كتاب «گروگانگيري» گرايش به برخي فرقهها و آيينهاي انحرافي را نيز يكي از عوامل گرايش به قتل ذكر كرد و گفت: پيروان برخي از اين فرقهها خودشان را فرستادههايي ميپندارند كه كارهاي خوب و بد به آنها الهام ميشود. اين مورد يكي از موارد يازدهگانه در انگيزه قتلهاست كه نوعي از عارضه رواني به شمار ميآيد.
خلعتبري بيتوجهي و كممحبتي والدين به فرزندان به ويژه دختران را يكي از دلايل قرباني شدن جوانان ذكر كرد و گفت: اين امر سبب ميشود فرزندان با نخستين ابراز محبت، جذب طعمكاران و قرباني كممحبتي والدين خود شوند. برخي از سازمانها و نهادها نيز در بروز جرم و جلوگيري از آن موثرند، به همين دليل نقش آنان نيز در اين اثر بررسي شده است.
وي در تشريح موضوعات كتاب خودش گفت: اين اثر با رويكردي به آسيبهاي اجتماعي به نگارش درآمده و اهم جنايات سريالي از سال 1291 هجري شمسي نظير جنايات ماهشهر، قزوين، كرج و جنايات «محمد بيجه» را با رجوع به اسناد موجود در منابع كتابخانهاي و آرشيو بايگاني مراجع ذيصلاح، خارج از ديدگاه سياسي و تنها از زوايه نگاه قتلهاي اجتماعي بررسي كرده و به جمعآوري اطلاعات پرداخته است.
نويسنده كتاب «جرميابي سرقت مسلحانه با رويكرد كارآگاهي» ادامه داد: بررسيهاي اين كتاب شبيه به فرآيندي است كه يك قاضي و به طور مشخص مجموعه محاكم و بازپرس پرونده براي شناسايي مجرم يا جاني طي ميكنند و ميكوشند ارتباطي بين قتلها بيابند. اين اثر نقاط ضعف و قوت پيجوييها را مطرح و راههاي ميانبر از منظر علمي را بيان ميكند و در واقع راهنمايي براي قضات و كارآگاهان در چگونگي يافتن ارتباط بين جنايات به شمار ميآيد. استادان دانشگاه علوم جنايي معتقدند تشابهات قتلها با يكديگر، بيانگر موارد مهمي براي كارآگاه هستند.
خلعتبري به ارايه دو نظريه در كتاب خودش اشاره كرد و گفت: در دانش جنايي جهاني و مجموعه پليس كلانتري در همه جاي دنيا و نه تنها در ايران، براي تشخيص جرم، نقاط مبنايي وجود دارد كه تكنيكهايي به كارآگاهان براي كشف ارتباط معنادار بين گمشدگان و قربانيان جنايات ارايه ميدهد. در همين راستا براي مفقود سريالي و قتل سريالي و ساير جرايم مشابه، تعاريفي خاص در نظر گرفته شده است. دانشمنداني نظير «هيكي» و «هن ريلي» و همچنين دو تن از كارآگاهان مشهور «اف.بي.آي» تعريفي از قتلهاي سريالي و تكنيكهاي آن ارايه كرده و عدهاي ديگر از دانشمندان علوم جنايي نيز نقدهايي به آن وارد كردهاند. براي اين منظور جداول تجميع يافتههاي جنايي كه منجر به فرضيات جنايي ميشوند، درباره هر يك از جنايات سريالي در اين كتاب رسم شده است تا اشكالاتي كه به تعريف «هيكي» وارد است، مشخص شود.
وي با اشاره به مسووليت خود در پيجويي قتل، رياست اداره مبارزه با قتل تهران و فعاليتهاي آكادميك، گفت: به دليل داشتن اين تجربيات، به نقد جدي تعريف «هيكي» از جنايات سريالي پرداختم، به گونهاي كه سبب تغيير باور دانشمندان علوم جنايي درباره تعريف پيشين شود. هيكي به هشت متغيير اصلي در قتلهاي سريالي معتقد است كه مبتني بر شاخصهها و متغيرهاي اصلي تأثيرگذار در اين جرايماند. وي معتقد است هرگاه سه قتل يا بيشتر اتفاق بيفتد، ميتوانيم در انتظار رخ دادن قتلهاي سريالي باشيم. در اين كتاب با استناد به تمثيلهاي واقعي از جنايات سريالي در ديگر كشورها و همچنين در ايران از جمله قتلهاي رخ داد ه در قزوين، اثبات شده است كه در جنايت دوم نيز ميتوان به سريالي بودن آن پيبرد، موضوعي كه در قتلهاتي قزوين بر اساس متغيرها و شاخصها درست تشخيص داده شد.
اين نويسنده به يكي از نقاط بارز اين كتاب اشاره كرد و گفت: در آموزش دادياران، بازپرسان، كارآگاهان و افسران تحقيق توصيه ميشود با نگاهي تازه و بدون در نظر آوردن ديدگاههاي كليشهاي به صحنه جرم وارد شوند. اين كتاب براي نخستين بار در آثار دانش جنايي به كارآگاه و قاضي پيشنهاد ميكند كه براي ورود به هر صحنه جنايي تعداد پرشماري فرضيه جنايي در نظر بگيرند كه البته تمامي مواردي كه شامل اين تعداد ميشوند، در اين اثر مشخص شدهاند. هنگام ورود به صحنه جرم، ميتوان با بهرهگيري از تئوريهاي علمي كه از آن با عنوان تئوري انتقال و چهار راهه اتصال ياد شده و سبب يافتن ارتباط معنادار بين قتلها ميشود، تعداد فرضيات را محدود كرد و طبق دستورالعمل موجود، به چهار فرضيه رسيد و محدوده عمل را كاهش داد.
خلعتبري انگيزههاي قاتلان در جنايات سريالي را مشابه دانست و گفت: اين فرضيه با بررسي تطبيقي ميان مهمترين قتلهاي سريالي آمريكا و يكي از قتلهاي شطرنجي كه 68 قرباني مرد و زن درپي داشت، مشخص كرد كه انگيزههاي گرايش افراد به وقوع جنايت را در تمامي سرزمينها با هر نوع جغرافيا، تمدن، فرهنگ و مدنيت واحد ميشمارد، زيرا نوعي از مكانيسم رواني وقوع جنايت در تمامي جنايتهاي سريالي به صورت يكسان وجود دارد.
نظر شما