علیرضا مهرداد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، درباره جایگاه ادبی و فکری زندهیاد منصور انوری، نویسنده نیشابوری و اهمیت مجموعه «جاده جنگ» اظهار کرد: درگذشت منصور انوری تنها خاموشی یک رماننویس نیست، بلکه فقدان نویسندهای است که با خلق «جاده جنگ» بخشی از تجربه تاریخی مردم ایران را در قالب داستان ثبت کرد. این اثر نشان میدهد که بازنمایی حماسههای مردمی در دورههای جنگ و اشغال، صرفاً اقدامی فرهنگی نیست، بلکه در حفظ هویت و حافظه تاریخی جامعه نیز نقش دارد.
وی با اشاره به جایگاه برخی رمانها در تاریخ ادبیات جهان افزود: بعضی آثار داستانی از محدوده یک اثر هنری فراتر میروند و به بازتابدهنده جهانبینی و اندیشه یک جریان تاریخی تبدیل میشوند. از نگاه من، «دُن آرام» اثر میخائیل شولوخوف و «جاده جنگ» منصور انوری را میتوان از این منظر با یکدیگر مقایسه کرد. دو اثری که هر یک در بستر تاریخی و فکری متفاوتی شکل گرفتهاند و تصویری خاص از انسان، جامعه و تحولات تاریخی ارائه میدهند.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه دفاع مقدس ادامه داد: در «دُن آرام»، تحولات اجتماعی و اقتصادی و مبارزه طبقاتی نقش مهمی در پیشبرد تاریخ و سرنوشت شخصیتها دارند. قهرمان داستان، گرگوری، انسانی است که در کشاکش نیروهای متضاد تاریخی گرفتار میشود و تردیدهای او بخش مهمی از مسیر زندگیاش را شکل میدهد. در مقابل، جهان داستانی «جاده جنگ» بر مفاهیمی همچون ایمان، اراده الهی و تقابل حق و باطل استوار است و شخصیتهای آن در مواجهه با حوادث تاریخی، کنش و انتخابهای متفاوتی دارند.
مهرداد با بیان اینکه این دو اثر از نظر مبانی فکری و نوع نگاه به انسان تفاوتهای بنیادینی دارند، گفت: میتوان تفاوت اصلی آنها را در این نکته خلاصه کرد که در «دُن آرام»، انسان در کشاکش نیروهای تاریخی و اجتماعی قرار میگیرد، اما در «جاده جنگ» ایمان و پیوند با امر متعالی، از عوامل شکلدهنده به هویت و کنش شخصیتهاست.
«جاده جنگ»؛ روایتی برای تثبیت حافظه تاریخی
وی در ادامه به کارکرد فرهنگی و هویتی رمان منصور انوری اشاره کرد و افزود: «جاده جنگ» را میتوان روایتی داستانی از شکلگیری و تثبیت هویت انقلابی و دینی در مواجهه با اشغال و استبداد دانست. این اثر با پرداختن به بخشی از تاریخ معاصر ایران، تلاش میکند تجربه مردم و مقاومت آنان را از خلال شخصیتها و موقعیتهای داستانی بازنمایی کند.
این پژوهشگر با اشاره به تحسین این اثر از سوی رهبر انقلاب اظهار کرد: توجه به «جاده جنگ» و تأکید بر توانایی رماننویسی منصور انوری، نشاندهنده اهمیت این مجموعه در ادبیات داستانی است. این رمان، علاوه بر ارزش ادبی، از منظر بازنمایی هویت تاریخی و دینی جامعه نیز قابل بررسی است.
جنگ امروز، میدان رقابت روایتهاست
مهرداد با طرح موضوع جنگ روایتها و ارتباط آن با میراث ادبی انوری بیان کرد: در جنگهای معاصر، صرفاً تصرف سرزمین مطرح نیست، بلکه ذهن و ادراک مخاطبان نیز به عرصه رقابت تبدیل شده است. در چنین شرایطی، رسانهها و جریانهای مختلف میکوشند با ارائه روایتهای متفاوت، برداشت جامعه از حوادث را تحت تأثیر قرار دهند. از این رو، ثبت حماسههای مردمی و بازنمایی تجربههای واقعی جامعه اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
وی افزود: انوری در «جاده جنگ» با روایت ایستادگی مردم خراسان در برابر اشغال روسها، بخشی از تجربه تاریخی این سرزمین را به ادبیات سپرد. این تجربه برای امروز نیز قابل توجه است زیرا اگر روایتهای اصیل و مستند از حضور و فداکاری مردم ثبت نشوند، امکان آن وجود دارد که روایتهای دیگر جای آنها را بگیرند و حافظه تاریخی نسلهای بعد را تحت تأثیر قرار دهند.
این نویسنده، ثبت بهموقع رویدادها و خاطرات را یکی دیگر از درسهای آثار انوری دانست و گفت: منصور انوری برای نگارش «جاده جنگ» سالها پژوهش کرد و از اسناد تاریخی و خاطرات شفاهی بهره گرفت اما یکی از ضرورتهای امروز، توجه به «روایت در لحظه» است. فناوریهای ارتباطی این امکان را فراهم کردهاند که تجربههای مردم از رویدادهای مهم، همزمان با وقوع آنها ثبت و ضبط شود.
وی ادامه داد: روایتهای کادر درمان، آتشنشانان، معلمان، کودکان و دیگر گروههای اجتماعی از جنگ و حوادث، بخشی از تاریخ اجتماعی کشور را تشکیل میدهند. گردآوری این خاطرات و تبدیل آنها به آثار ماندگار ادبی و هنری میتواند از فراموشی جزئیات و تجربههای انسانی جلوگیری کند. البته ثبت اولیه این روایتها باید با پژوهش، بررسی و تکمیل همراه شود تا به اسنادی قابل اتکا برای نسلهای آینده تبدیل شوند.
پرهیز از قهرمانسازیهای کلیشهای در روایت جنگ
مهرداد یکی دیگر از ویژگیهای داستاننویسی انوری را پرهیز از سادهسازی شخصیتها دانست و اظهار کرد: یکی از آسیبهای روایت جنگ، گرفتار شدن در کلیشهها و ساختن شخصیتهایی کاملاً بینقص در یک سوی ماجرا و شخصیتهایی کاملاً منفی در سوی دیگر است. چنین رویکردی ممکن است پیچیدگیهای واقعیت انسانی را نادیده بگیرد.
وی با اشاره به شخصیتهایی همچون تیمور در «جاده جنگ» افزود: انوری در این رمان، شخصیتهایی را خلق میکند که با تردید، تغییر و موقعیتهای پیچیده روبهرو میشوند. برای مثال، رحمانف، افسر روس، در مسیر داستان با تحول فکری مواجه میشود و شخصیت تیمور نیز در کنار نقش منفی خود، لحظاتی از تردید را تجربه میکند. این نوع شخصیتپردازی نشان میدهد که نویسنده تلاش داشته است جهان داستانی خود را از الگوهای ساده و یکبعدی فراتر ببرد.
این پژوهشگر تأکید کرد: روایت جنگهای امروز نیز نباید تنها به معرفی قهرمانان یا ارائه آمار و ارقام محدود شود. آنچه اهمیت دارد، تبیین چرایی انتخابها و ایستادگی مردم عادی است؛ موضوعی که باید با زبان هنر و متناسب با نیاز و ذائقه نسل جدید بیان شود. مخاطب امروز، علاوه بر شنیدن روایت حوادث، به دنبال فهم منطق و زمینههای شکلگیری آنهاست.
«جاده جنگ» و ضرورت حفظ هویت تاریخی
مهرداد در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به تعبیر محمدرضا سرشار از منصور انوری بهعنوان «فردوسی معاصر در نثر روایی» گفت: این مقایسه از منظر نقش ادبیات در حفظ هویت تاریخی و فرهنگی قابل تأمل است. فردوسی با سرودن شاهنامه، بخش مهمی از حافظه اسطورهای و تاریخی ایرانیان را در قالب اثری ماندگار حفظ کرد و انوری نیز در «جاده جنگ» کوشید بخشی از تجربه تاریخی مردم ایران در دوره اشغال و تحولات معاصر را به زبان داستان ثبت کند.
وی افزود: ادبیات میتواند میان تجربه نسلهای گذشته و نسل امروز پیوند برقرار کند. اگر حماسهها و تجربههای مردم در رویدادهای مهم تاریخی ثبت نشوند، نسلهای آینده شناخت دقیقی از ریشهها و زمینههای شکلگیری هویت جمعی خود نخواهند داشت. از این منظر، آثار داستانی همچون «جاده جنگ» میتوانند در انتقال حافظه تاریخی و تقویت پیوند نسلها نقش مؤثری ایفا کنند.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه دفاع مقدس در پایان با تأکید بر ضرورت ادامه مسیر انوری در ادبیات داستانی گفت: میراث او تنها به مجموعه «جاده جنگ» محدود نمیشود، بلکه شیوه مواجهه با تاریخ، توجه به روایتهای مردمی، پرهیز از سادهسازی شخصیتها و تلاش برای انتقال تجربههای یک ملت نیز بخشی از این میراث است.
مهرداد خاطرنشان کرد: امروز نویسندگان و راویان باید با ثبت بهموقع تجربههای مردم، روایت چندلایه و پرهیز از کلیشهسازی، منطق و چرایی ایستادگی جامعه را در قالب آثار ادبی و هنری بازتاب دهند. اگر «جاده جنگ» روایتگر حماسه مردم در دوره اشغال ایران بود، وظیفه امروز نویسندگان نیز ثبت دقیق و ماندگار تجربههای مردم در رویدادهای معاصر است؛ ضرورتی که میتواند حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جامعه را برای نسلهای آینده زنده نگه دارد.
نظر شما