سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ شنیدن موسیقی، شناخت تاریخ، فرمها و جریانهای مختلف موسیقایی بخشی از تجربه مواجه با هنر موسیقی است و این هنر فقط محدود به شنیدن چند قطعه و دنبال کردن سبکهای رایج محدود نمیشود. در بازار نشر ایران، برخی گونههای موسیقی و تاریخ تحولات آنها کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ مسئلهای که میتواند بر شناخت مخاطبان و شکلگیری سلیقه موسیقایی آنها تأثیر بگذارد. فرزام کریمی، مترجم کتاب «از بل کانتو تا اپرتا» شرح دو اپرا، «اکسیر عشق» اثر گائتانو دونیزتی و «میکادو» اثر ویلیام گیلبرت و آرتور سالیوان نوشته برتون فیشر، که از سوی نشر فروین به چاپ رسیده، با تمرکز بر ترجمه و معرفی آثاری درباره اپرا و سبکهای مختلف موسیقی، تلاش کرده بخشی از این خلأ را جبران کند. کتاب علاوهبر شرح روایت دو اپرا، همراه با نتنگاریها، در پیشگفتار اشارهای به تاریخچه اپرای ایتالیایی و اپرتای بریتانیایی هم دارد که بهواسطه آن مخاطب در آغاز با تاریخ این دو نوع از اپرا آشنا میشود و پس از آن به سراغ متن اصلی اپراها خواهد رفت. این مترجم معتقد است، آشنایی مخاطب ایرانی با فرمها و سنتهای موسیقایی متنوع، نهتنها به افزایش دانش موسیقایی، بلکه به گسترش سلیقه و تجربه شنیداری او کمک میکند.
اپرا هنری فراتر از موسیقی
کریمی با این توضیح که اپرا بدونشک یکی از فاخرترین و پیچیدهترین فرمهای هنری است، به ایبنا گفت: هنری که تنها به موسیقی محدود نمیشود، بلکه از ترکیب موسیقی، تئاتر، ادبیات و رقص پدید آمده است. از آغاز قرن هفدهم در ایتالیا تا دوران معاصر، این ژانر بارها از تراژدیهای سنگین کلودیو مونتهوردی و آنتونیو ویوالدی تا کمدیهای بوفای جواکینو روسینی و گائتانو دونیزتی، از اپراهای تاریخی جوزپه وردی تا تراژدیهای نمادین ریشارد واگنر و از هجوهای اجتماعی ویلیام گیلبرت و آرتور سالیوان تا گراند اپراهای فرانسوی کامی سنسان تغییر شکل داده است. دو اپرایی که در این کتاب بررسی شدهاند، هر یک در نقطهای متفاوت از طیف گسترده اپرا قرار دارند و هر کدام نماینده یک سنت و یک نگاه خاص به فرم هستند.
این مترجم، ادامه داد: «اکسیر عشق» اثر گائتانو دونیزتی (۱۸۳۲) یک اپرای بوفای ایتالیایی، با سبک ملودیک، طنز عاشقانه و دارای ساختار دو پردهای است و «میکادو» اثر آرتور سالیوان (۱۸۸۵) یک اپرای کمیک انگلیسی با هجو اجتماعی و در فضای تخیلی ژاپنی ساخته شده که در چارچوب سنت گیلبرت و سالیوان است. اپرای «اکسیر عشق» در میلان و در دورهای ساخته شد که ایتالیا هنوز متحد نشده بود و در آن زمان، اپرا نهتنها سرگرمی بلکه یک ابزار مهم فرهنگی و اجتماعی بود. دونیزتی در آن زمان از چهرههای شاخص بلکانتو محسوب میشد. سبکی که با تأکید بر ملودیهای روان، تحریرهای آوازی و بیان لطیف احساسات شناخته میشود. در اوایل قرن نوزدهم، اپرای بوفا- کمدی موزیکال ایتالیایی- هنوز محبوبیت داشت، ولی کمکم جای خود را به اپراهای جدیتر داد. دونیزتی با «اکسیر عشق» توانست یکی از آخرین شاهکارهای ناب این ژانر را خلق کند. اپرای «میکادو» هم در لندن به نمایش درآمد، زمانی که امپراتوری بریتانیا در اوج قدرت بود. گیلبرت (لیبرتونیست) و سالیوان (آهنگساز) با آثارشان- که ترکیبی از طنز، هجو اجتماعی و موسیقی گیرای ملودیک بود، در قلب فرهنگ ویکتوریایی جای داشتند. «میکادو» یکی از موفقترین اپراهای کمیک آنها شد و بیش از ۶۷۲ اجرا در دور نخست خود داشت، که در قرن نوزدهم یک رکورد بود.

او با اشاره به جایگاه مهم اپرا در تاریخ هنر جهان، افزود: این سبک هنری در ایران آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفته است. هر چند شاهد اجراهایی در تالار رودکی و دیگر فضاهای مرتبط با موسیقی هستیم و ارکسترهای مختلف برنامههایی روی صحنه میبرند، اما معرفی تاریخ اپرا و انتشار آثاری که بتوانند مخاطب را با این هنر آشنا کنند، همچنان به توجه بیشتری نیاز دارد.
انتخاب اپراهای کوتاه برای آشنایی مخاطب
کریمی با این توضیح که در انتخاب آثار مورد توجه، بر معرفی اپراهایی تمرکز کرده که بتوانند برای مخاطب ناآشنا نیز جذاب و قابلفهم باشند، گفت: برای ایجاد ارتباط اولیه با اپرا، لزوماً نباید از آثار بسیار سنگین و پیچیده شروع کرد. هدفم این بود که مخاطب، حتی اگر از قبل آشنایی چندانی با اپرا نداشته باشد، بتواند با خواندن کتاب «از بل کانتو تا اپرتا» با این هنر ارتباط برقرار کند و به شنیدن آثار دیگر هم علاقهمند شود.
او با بیان اینکه رویکردش در انتخاب و معرفی این دو اپرا سادگی و قابلیت برقراری ارتباط با مخاطب است، افزود: استفاده از اپراهای کوتاه دو یا سهپردهای راهی آسانتر برای آشنایی مخاطب با این جهان هنری است. از جمله آثاری که در این زمینه مورد توجه قرار گرفتهاند، اپراهای عاشقانه و کمیک هستند؛ آثاری که با وجود تفاوت در فضا و مضمون، میتوانند مخاطب را با ظرفیتهای نمایشی و موسیقایی این فرم آشنا کنند. اپرای «میکادو» نیز از جمله نمونههایی است که با فضای کمیک و بستر تخیلی خود، امکان مواجهای متفاوت با این هنر را فراهم میکند. یکی از ویژگیهای مهم چنین آثاری، توانایی آنها در انتقال مفاهیم در قالبی ساده و جذاب است و مخاطب برای لذت بردن از اپرا لزوماً نباید از پیش با تاریخ موسیقی کلاسیک یا ساختارهای پیچیده آن آشنا باشد.
کریمی با اشاره به دشواریهای معرفی و تداوم فعالیتهای مرتبط با اپرا در ایران، بیان کرد: در برخی تجربهها و فعالیتهای مرتبط با این حوزه، نبود حمایت کافی و عدم پشتیبانی از چنین برنامههایی، ادامه مسیر را دشوار کرده است. برای گسترش شناخت عمومی نسبت به اپرا، صرفاً برگزاری چند اجرا کافی نیست؛ بلکه باید مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و انتشاراتی در کنار یکدیگر قرار بگیرند. ترجمه کتابهایی که بتوانند مخاطب را با تاریخ، ساختار و نمونههای شاخص اپرا آشنا کنند، یکی از راههای ایجاد ارتباط میان مخاطب ایرانی و این هنر است؛ ارتباطی که میتواند زمینهساز علاقهمندی بیشتر به اجراها و آثار دیگر نیز باشد.

ضرورت ترجمه کتاب درباره اپرا
او با این توضیح که در حوزه فرهنگ باید بهتدریج به سمتی برویم که مانند نظامهای حرفهای نشر در اروپا و آمریکا، برای انتشار و حمایت از آثار متنوع، تفکر و برنامه مشخصی وجود داشته باشد، ادامه داد: در اروپا و آمریکا با کمک کارگاههای بازی، حرکت و داستانگویی و بردن کودکان به سالن های اپرا آنها را با اپرا آشنا میکنند و حتی در بریتانیا با کمک برنامههایی نظیر Create & Sing (بساز و بخوان) به دانشآموزان کمک میکند تا با آواز، نمایش و همکاری گروهی، صحنههای کوتاه اپرایی خلق کنند. آموزگاران نیز منابع آموزشی و آموزش تخصصی دریافت میکنند؛ بنابراین حتی بدون داشتن سابقه حرفهای در اپرا میتوانند فعالیتها را در کلاس اجرا کنند. برای بزرگسالان و حتی افراد مبتدی کارگاههایی را برگزار میکنند که آنها بهواسطه این کارگاهها با مراحل تولید اپرا، از تمرین خوانندگان و ارکستر تا طراحی لباس، دکور و نورپردازی آشنا میشوند، علاوهبر این مخاطبان میتوانند بدون سفر به شهرهای بزرگ یا خرید بلیتهای سالن اپرا، اجراها را در سینما یا از طریق پلتفرمهای آنلاین تماشا کنند. پخشهای سینمایی اپرای متروپولیتن نمونهای از این شیوه دسترسی است. برخی نهادها هم برای دانشآموزان، دانشجویان و جوانان تخفیف یا برنامههای ویژه دارند تا هزینهها مانع تجربه این رویداد نشود. برای آغاز یادگیری اپرا معمولاً اپراهایی را به کودکان معرفی میکنند که از داستانی قابلفهم، شخصیتهای بهیادماندنی و موسیقیهایی شاخص برخوردار باشد و این دو اپرا «اکسیر عشق» و «میکادو» هم نمونه هایی از این دست از اپراها هستند.
کریمی با بیان اینکه کمبود آثار منتشر شده درباره اپرا را نمیتوان صرفاً به نبود مخاطب نسبت داد، افزود: یکی از دلایل محدود ماندن این حوزه، مسئله فروش کتاب و دشواری تبلیغ و معرفی چنین آثاری است؛ موضوعی که ناشران را نیز در تصمیمگیری برای انتشار کتابهای تخصصی با تردید مواجه میکند. محدود بودن مخاطبان یک اثر، لزوماً بهمعنای بیاهمیت بودن انتشار آن نیست. حتی اگر کتابی در ابتدا تنها بهدست گروه کوچکی از علاقهمندان برسد، همین میزان مخاطب نیز میتواند دلیلی برای انتشار آن باشد.
او با اشاره به چرایی ترجمه کتابهایی مرتبط با اپرا در کشورهای مختلف، بیان کرد: نمیتوان انتشار یک اثر را صرفاً به این دلیل کنار گذاشت که جامعه هنوز به مرحله یا جریان فکری مورد بحث آن نرسیده است. بهعنوان مثال، اگر در ایالات متحده آمریکا کتابی در حوزه ادبیات پستمدرن منتشر شود آیا کشور آمریکا به تفکر دوران پستمدرن رسیده است؟ قطعاً پاسخ خیر است؛ اما آنها از این قدرت تشخیص برخوردار هستند که باید تمام سلایق و تفکرات در دسترس مخاطب باشد تا آنها با احاطه کامل و با دیدی جامع از قدرت انتخابی کامل برخوردار باشند و در ایران هم باید این روال برای مخاطب پیاده شود و برای تمام سلایق و دوستداران تمامی سبکها، کتابها و محتوای مورد نیاز تولید شود. ترجمه و انتشار این قبیل از کتابها میتواند خود زمینه آشنایی و شکلگیری علاقه در میان مخاطبان را فراهم کند. مسئله تنوع در نشر موسیقی تنها به اپرا محدود نمیشود. در فضای فرهنگی ایران، گاهی برخی سبکها سهم بیشتری از توجه عمومی و فعالیتهای مرتبط با موسیقی را به خود اختصاص میدهند و در مقابل سبکهای دیگر آنطور که باید معرفی نمیشوند.
نظر شما