یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۶
وقتی کلمات فهمیده نمی‌شوند

آیا بچه‌ها فقط کلمات را طوطی‌وار از بر می‌کنند یا معنای نهفته پشت سطرها را هم می‌فهمند؟ داده‌های جدیدترین پژوهش ۱۴ ساله «شورای پژوهش‌های آموزشی نیوزیلند» از زنگ خطری جدی در نظام آموزش و سوادآموزی پرده برداشته است: با وجود رشد دایره واژگان و مهارت‌های ریاضی، توانایی درک مطلب دانش‌آموزان بیش از یک دهه است که با افتی پیوسته و نگران‌کننده روبه‌روست.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: این ارزیابی بلندمدت که بر روی دانش‌آموزان پایه‌های چهارم تا هشتم در آزمون‌های پیشرفت تحصیلی صورت گرفته، نشان می‌دهد نمرات درک مطلب از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۶ نزدیک به ۱.۷۶ نمره افت کرده است؛ افتی که در دنیای واقعی، معادل از دست رفتن دست‌کم یک‌چهارم پیشرفت علمی یک سال تحصیلی است. نکته هشداردهنده اینجاست که این عقب‌گرد به مدرسه‌ای خاص، استانی مشخص یا طبقه‌ای معین محدود نمانده، بلکه در سراسر مناطق، پایه‌های تحصیلی و میان اغلب گروه‌های جمعیتی گسترش یافته است.

شگفتی این آمار آنجاست که از سال ۲۰۲۳ به این سو، هم نمرات ریاضیات و هم دامنه واژگان خواندنی دانش‌آموزان رو به رشد گذاشته؛ این یعنی بچه‌ها کلمه‌های بیشتری را می‌شناسند، اما وقتی پای چیدن این کلمات در کنار هم و فهم جان‌کلام، تحلیل متن و نتیجه‌گیری پیش می‌آید، در جا می‌زنند. در این میان حتی دانش‌آموزان دختر نیز که همیشه در مهارت‌های کلامی دست بالا را نسبت به پسران داشتند، با افتی بارز روبه‌رو شده‌اند؛ واقعیتی که شیوه آموزش خواندن و سوادآموزی متن‌محور را بیش از هر زمان دیگری در کانون بازنگری و نقد کارشناسان کتاب و آموزش قرار می‌دهد.

این فرسایش درونی که زنگ خطرهایش ابتدا در راهروهای مدارس به صدا درآمد، در کارنامه‌های معتبر جهانی نیز ردی تکان‌دهنده به جا گذاشته است؛ کشوری که سال‌ها در جهان انگلیسی‌زبان الگوی آموزش سواد شناخته می‌شد، اکنون شاهد سقوط تاریخی رتبه‌هایش در آزمون‌های بین‌المللی است. در سنجش جهانی «پرلز» (PIRLS)، میانگین نمره دانش‌آموزان سال پنجم نیوزیلند به ۵۲۱ تنزل کرد که پایین‌ترین رقم از آغاز این ارزیابی در سال ۲۰۰۱ به شمار می‌رود و این کشور را به انتهای جدول همتایان بین‌المللی کشاند. سناریویی تلخ که برای نوجوانان پانزده‌ساله در آزمون «پیزا» (PISA) نیز رقم خورد و با ریزش امتیازها از تراز طلایی ۵۲۵ به مرز ۴۹۷، نشان داد دست‌کم یک‌پنجم دانش‌آموزان در پایان دوران مدرسه حتی از فهم ساده‌ترین پیام یک متن عاجزند؛ واقعیتی که پایش‌های ملی هم با آماری هشداردهنده بر آن صحه گذاشتند، چراکه ۴۴ درصد دانش‌آموزان در پایان پایه هشتم نمی‌توانند دست به تفسیر متن‌های متناسب با سن خود بزنند.

اما کشوری پیشرو چگونه به چنین گسستی میان تلفظ واژگان و ادراک معنا دچار شد؟

پژوهشگران حوزه «علم خواندن» (Science of Reading) انگشت اتهام را پیش از هر چیز به سوی دهه‌ها تسلط رویکردی موسوم به «سواد متوازن» می‌گیرند. در این متدولوژی تجربی، معلمان ترغیب می‌شدند به جای آموزش صریح، گام‌به‌گام و دقیق آواها و ساختار واژه، کودک را وادارند تا کلمات ناآشنا را از طریق حدس زدن فضای داستان یا تماشای تصاویر کتاب استنباط کند؛ شیوه‌ای که شاید برای سطرهای کودکانه و کتاب‌های مصور جواب می‌داد، اما در مواجهه با متون استدلالی، تاریخی و کتب درسی سنگین‌تر، ترمز ذهن کودک را می‌کشید. این رویکرد همراه با غلبه صفحه‌های نمایشگر دیجیتال، حذف تدریجی کتابخانه‌های فیزیکی از معماری مدارس نوساز و دور شدن از فرهنگ ورق زدن کتاب، تاب‌آوری شناختی بچه‌ها را فرسود و خواندن را از تجربه‌ای عمیق به یک روخوانی ماشینی و سطحی تقلیل داد.

همین وضعیت هشداردهنده دولت نیوزیلند را واداشت تا با سکانداری اریکا استنفورد، وزیر آموزش، ترمز این چرخه فرسایشی را با چرخشی رادیکال بکشد. در سیاست‌گذاری تازه، متدهای حدسی گذشته رسماً از مدارس جمع‌آوری شد و جای خود را به رویکرد الزام‌آور «سواد ساختاری» داد؛ مدلی که آموزش مستقیم، منسجم و متوالی الفبا، آواشناسی و دستور زبان را از همان پایه‌های اول تا سوم اجباری می‌کند. دولت با اختصاص یک بسته مالی ۶۷ میلیون دلاری برای بازآموزی معلمان، تأمین منابع چاپی آوایی و غربالگری زودهنگام در پایه دوم، قانونی سفت‌وسخت را هم وضع کرد که تمامی مدارس ابتدایی را موظف می‌سازد روزانه دست‌کم یک ساعت بی‌وقفه و مشخص را صرفاً به خواندن و نوشتن متن اختصاص دهند تا این مهارت بنیادین بیش از این قربانی سلیقه‌های متغیر نشود.

با این همه، منتقدان و نشریات دانشگاهی هشدار می‌دهند که این انضباط الفبایی صلب، نباید کلاس‌ها را به محیطی کسالت‌بار و ماشینی برای تبدیل صدا به کلمه تبدیل کند؛ چراکه تسلط بر آواها تنها پله نخست کتاب‌خوانی است و رسیدن به فهم عمیق معنا به دایره واژگانی زنده، دانشی پیوسته از جهان پیرامون و فراتر از همه، بازگرداندن لذت کشف متن نیاز دارد. تجربه تلخ سال‌های اخیر این سرزمین، پیش چشم سیاست‌گذاران آموزش در سراسر دنیا یک واقعیت بی‌تعارف را به نمایش گذاشت: در غیاب پیوند مستمر و عاشقانه با کتاب چاپی و با پناه بردن به روش‌های ساده‌انگارانه، حتی یک جامعه مرفه و پیشرفته نیز می‌تواند ظرف کمتر از یک نسل، ملتی را که روزگاری شیفته کتاب بود، در مواجهه با درک ساده‌ترین سطرها خلع سلاح کند.

منبع:the post

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها