سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - مهدیس میرزائی اعتمادی: سالهای اسارت برای هزاران ایرانی که در جریان جنگ تحمیلی به اردوگاههای عراق منتقل شدند، فقط سالهای دوری از خانه و خانواده نبود. زندگی در اردوگاه، با همه محدودیتها و فشارهایش، دنیایی از روابط، اتفاقات و تجربهها را شکل داد؛ از تلاش برای حفظ ارتباط میان اسیران و کنار آمدن با شرایط دشوار زندگی گرفته تا ترسها، اختلافها، دوستیها و اتفاقاتی که هر یک به شکلی در حافظه اسیران باقی مانده. بخشی از این تجربهها پس از آزادی در قالب خاطرات و روایتهای شفاهی ثبت و بهتدریج به یکی از موضوعات مهم در ادبیات و تاریخنگاری جنگ تبدیل شد.
البته با گذشت بیش از سه دهه از بازگشت آزادگان، هنوز نمیتوان گفت همه آنچه در اردوگاهها گذشت، روایت شده است. بسیاری از خاطرات در فاصلهای طولانی از زمان وقوع رویدادها بازگو شدهاند؛ زمانی که طبیعی است جزئیات بعضی اتفاقات از حافظه راویان پاک شده ؛ از طرفی، دو اسیر که در یک اردوگاه و حتی در یک واقعه حضور داشتهاند، ممکن است آنچه را دیدهاند به شکلهای متفاوتی به یاد بیاورند و از زاویه دید خود روایت کنند.. گاهی هم بخشهایی از تجربه اسارت، به دلایل شخصی، خانوادگی یا ملاحظات اجتماعی، هیچگاه به زبان نمیآید و راویان ترجیح میدهند در این باره سکوت کنند. بنابراین، با گذشت سالها از آن دوران همچنان پرسشهای بسیاری درباره صحت روایتها، اختلاف خاطرات و به خصوص بخشهای ثبتنشده این تاریخ وجود دارد.
در این میان، مؤسسه فرهنگیهنری پیام آزادگان یکی از مجموعههایی است که طی سالهای گذشته در زمینه گردآوری و ثبت خاطرات آزادگان فعالیت کرده است. انتشار کتابهای خاطرات و پژوهشهای مرتبط با اسارت، انجام مصاحبههای تاریخ شفاهی، گردآوری نامهها و اسناد و راهاندازی ویکی آزادگان، بخشی از فعالیتهای این مؤسسه برای حفظ و ساماندهی این میراث تاریخی است. به گفته مسئولان این مجموعه، آرشیو پیام آزادگان بیش از ۲۰ هزار ساعت مصاحبه و ۱۵ هزار نامه را دربرمیگیرد؛ مجموعهای که امکان جستوجوی موضوعی، فردی و اردوگاهی در آن فراهم شده و همچنان در حال تکمیل است.
با وجود این فعالیتها، برای پیدا کردن پاسخ برخی از مسائل از جمله روایتهای مختلف، از یاد بردن روایتها، ناگفتههای اسارت و .... باعث شد به سراغ فرزانه قلعهقوند، معاون پژوهش موسسه پیام آزادگان برویم.
او در گفتوگو با ایبنا، پرسشها را از زاویه تجربه سالها فعالیت در حوزه خاطرات آزادگان و پژوهش درباره اردوگاههای اسارت مطرح کرده است؛ از ضرورت صحتسنجی روایتها و استفاده از اسناد تا تجربههای کمتر دیدهشده زنان در انتظار و ضرورت ثبت بخشهایی از تاریخ اسارت که هنوز راهی به کتابها پیدا نکردهاند. درادامه حاصل این گفتوگو را از نظر میگذرانید.
در کتابهایی که خودتان مصاحبه یا تدوین آنها را بر عهده دارید، چه تصمیمی درباره بخشهایی میگیرید که راوی به یاد نمیآورد یا نمیخواهد دربارهشان صحبت کند؟ آیا این بخشها در نسخه نهایی خاطرات بهصورت خلأ باقی میمانند یا برای تکمیل آنها سراغ منابع دیگر میروید؟
اولاً برای مصاحبه پیرامون موضوعی یا بهطورکلی خاطرات فرد، قبل از انجام مصاحبه، باید اشراف کامل و کافی نسبت به موضوع و فضا داشت، طوری که انگار قرار است مصاحبهکننده را محک بزنیم، البته این بهعنوان اشراف به جزئیات خاطره نیست، بلکه شناسایی سوژه یا فضا مد نظر است. در حوزه اسارت که کار تخصصی مؤسسه پیام آزادگان است و به نوعی در این زمینه مرجع محسوب میشود، این تسلط لازم و ضروری است. بیش از ۳۵ سال از بازگشت اسیران میگذرد، اما اسیرانی داشتیم که نزدیک به نیم قرن از اسارتشان سپری شده و طبیعی است که بخش زیادی از رویدادها بهویژه جزئیات آن را فراموش کردهاند، بنابراین باید جریان روایت را طوری مدیریت کنیم تا آنها گامبهگام به پاسخ نزدیک شوند. بهطور یقین اگر قالب تاریخشفاهی مدنظر باشد، حتی اگر راوی اظهار فراموشی کند و این فراموشی را ابراز کرد، این هم یک پاسخ معتبر تلقی میشود و مصاحبهکننده باید برای پاسخ درست به دنبال منابع مرتبط بگردد، چون یکی از مأموریتهای تاریخ شفاهی رمزگشایی است، اما در قالبهای دیگر مانند خاطرهنویسی سیر داستان کمی تغییر میکند، البته بازهم باید با تصویرسازی و طرح سؤالات ریزتر که به جریان طبیعی زندگی مرتبط است، راوی را به طرف پاسخ درست و بهیادآوردن خاطرات هدایت کرد.
وقتی یک آزاده رویدادی را به یاد میآورد و آزاده دیگری که در همان موقعیت یا اردوگاه حضور داشته روایت متفاوتی دارد، آیا این اختلاف در کتابهایتان باقی میماند؟ آیا نمونهای دارید که مقایسه دو روایت، شما را به بازبینی یک بخش از خاطرات وادار کرده باشد؟ در بررسی خاطرات و اسناد اردوگاهها، در چنین شرایطی چگونه میتوان به ابعاد پنهانتر واقعه نزدیک شد، بدون اینکه یکی از روایتها را بیدلیل معتبرتر دانست؟
این اتفاق در حوزه اسارت اجتنابناپذیر است، رویدادها و خاطرات دوران اسارت، خاطراتی جمعی و گروهی است نه فردی و بسیار اتفاق میافتد که باز هم بنابر مولفه زمان و فراموشی یا زاویه دید متفاوت این رویداد چند جور روایت میشود، مثلاً یکی از رویدادهای پرتکرار و معروف با عنوان آتشسوزی در انبار اردوگاه موصل ۱ قدیم، که اتفاقاً پرحادثهترین اردوگاه در مدت سه سال و نیم ابتدای دوران اسارت بود، که همه آزادگان از آن با همین عنوان آتشسوزی در انبار یاد میکنند و در همه کتابها نیز بههمینگونه یاد شده است، اما در ویرایش مدخلهای ویکی آزادگان و کتاب پژوهشنامه اردوگاهی یافتههای جدیدی به دست آمد که لااقل روی ذهن من یک خط قرمز کشیده شد و اتفاق را از مسیر دیگری شروع و تمام کردم، گرچه پاسخ فرضیهها تا حدود زیادی روشن شد و ادعایی ندارم، اما بازهم اگر صد بار دیگر یافته معتبرتری بهدست آمد، متن را تغییر خواهم داد، زیرا ما برای آیندگان مینویسیم و مدعی مرجع بودن در این زمینه هستیم.
از نظر شما، مرز میان انتخاب آگاهانه راوی برای نگفتن یک تجربه و حذف یا تعدیل آن در فرایند تدوین کجاست؟ آیا در کار با خاطرات آزادگان، نمونهای از این تفاوتها دیدهاید که بتوان بدون نقض حریم راوی درباره آن صحبت کرد؟
از نظر من کسی که جسارت میکند و برای گفتن پیشگام میشود، نمیتواند در میانه راه پا پس بکشد و باید ادامه دهد، اما اخلاق حرفهای حکم میکند که درصورت آسیبدیدن راوی یا افرادی که در روایت حضور دارند، یا آسیبهای اجتماعی دیگر خط قرمزها را درنظر بگیریم و تجربه محرمانه تعدیل شود.

ممکن است راوی در بازگویی خاطراتش، آگاهانه یا ناخودآگاه، بخشی از تجربه خود را تغییر دهد یا ناگفته بگذارد؟ پژوهشگر با چه روشهایی میتواند میان خاطره شخصی، بازسازی ذهنی و اطلاعات قابل تطبیق با اسناد تمایز بگذارد؟
بله، بسیار پیش میآید که خاطرات آگاهانه یا ناآگاهانه با تغییر بیان میشود و این ممکن است علتهای زیادی داشته باشد، مثلاً نگاه امروز راوی تغییر کرده یا تصمیم گرفته که خاطراتش را صیقل بزند. مصاحبهگری که باتجربه است با سؤالات مهندسیشده و مکرر میتواند به حقیقت برسد. درضمن انتشارات پیام آزادگان جزو معدود نشرهایی است که به صحتسنجی روایتها میپردازد.
در مجموعه چهارجلدی «نگارهنگاشت»، اطلاعات آزادگان با استفاده از فرمها و اسنادی از جمله مدارک صلیب سرخ و ستاد آزادگان گردآوری شده است. این منابع چه اطلاعاتی را در اختیار شما میگذاشتند و چه اطلاعاتی را نمیشد از آنها استخراج کرد؟ برای پر کردن این فاصلهها چه کردید؟
مجموعه چهارجلدی نگارهنگاشت دربرگیرنده تصاویر آزادگان جنگ تحمیلی و برخی از اطلاعات مهم مربوط به دوران اسارت است که با هدف معرفی آزادگان هر استان و استفاده سریع از اطلاعات عمومی آزادگان تهیه شده است و بهعلت پراکندگی جامعه هدف و دسترسینداشتن به همه آزادگان، ناگزیر برای دستیابی به کاملترین اطلاعات و آمار، در این کتاب به فرمها و اسناد صلیبسرخ و ستاد آزادگان استناد شده است. در این کتاب، علاوهبر ۴ جلد کلی، خروجیهای استانی (استان محل تشکیل پرونده) و اردوگاهی (اولین اردوگاه محل اسکان هر آزاده) نیز مدنظر قرار داده شده است.
در «نگارهنگاشت»، دستهبندی اردوگاهی بر اساس نخستین اردوگاه محل اسکان آزاده برای آزادگان ثبتنامشده یا به اصطلاح صلیبدیده و آخرین اسکان اسیران ثبتنام نشده یا مفقودالاثر که در لحظه آزادی ثبتنام شدند، رعایت شده است. قطعاً توجه به همه اردوگاهها در زندگی اسارتی آزادگان نیازمند زمان زیاد و ارتباط با تکتک آنهاست، زیرا در گزارشهای صلیبسرخ و هیچ منبع مکتوبی به همه مکانهای محل اسکان اسرا اشاره نشده است، این درحالیاست که آزادگان با سابقه ده سال اسارت، تجربه حضور در چند اردوگاه را داشتهاند. البته فقط میتوانیم در آثار مکتوب آزادگان و مصاحبههای متعدد آنها اردوگاههای محل اسکان هر اسیر را ببینیم.

از تدوین «فهرست مقولههای پژوهشی مرتبط با اردوگاههای اسارت» و ارائه آن به دانشگاهها سخن گفتهاید. این فهرست دقیقاً بر اساس چه خلأهایی در پژوهشهای موجود شکل گرفته است؟ آیا میتوانید چند موضوع مشخص را نام ببرید که پیش از این کمتر بررسی شده بودند و اکنون برای آنها مسیر پژوهشی تعریف شده است؟
مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، با هدف نهایی شناساندن ابعاد، موضوعات و مسائل آزادگان و بهرهگیری از پژوهشگران و صاحبنظران بهویژه در محیطهای علمی دانشگاهی ـ پژوهشی، اقدام به تهیه مقولههای پژوهشی در پانزده ساحت و قلمرو مطالعاتی با ۴۴۸ عنوان کرده است که استخراج این عنوانها حاصل ماهها گفتوگو و هماندیشی یک تیم علمی در اتاق فکر شورای پژوهشی است. این عناوین پژوهی میتواند بهصورت چاپ مقالات علمی ـ پژوهشی در فصلنامه علمی ـ پژوهشی مؤسسه، که در دست اقدام داریم، پروژهای پژوهشی، نگارش کتابهای موضوعی از مقالات و مانند این محقق شود.
ساحتهای پژوهشهای فرهنگی، اعتقادی، تاریخی، روانشناسی و تربیتی، جامعهشناسی و امور اجتماعی، حقوقی، سیاسی، تربیت بدنی، عرفانی، ادبیات، اقتصادی، آموزش، هنری، مدیریت، پزشکی (بهداشت و سلامت) در دوران اسارت ازجمله موضوعهای این کتاب است که باتوجه به ویژگیهای دوران اسارت دور از ذهن نیست، اما از بین آنها ساحت پژوهشهای اقتصادی تاکنون کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
اگر یک پژوهشگر مستقل امروز بخواهد تاریخ یک اردوگاه عراقی را بنویسد، چه منابعی از مجموعه فعالیتهای شما در اختیارش قرار دارد؟ آیا اطلاعات بهگونهای سازماندهی شدهاند که بتوان روایتها، اشخاص، تاریخها و رویدادهای مرتبط را به هم پیوند داد، یا هنوز بخش عمده اطلاعات در کتابهای پراکنده و آرشیوهای غیرقابل جستوجو باقی مانده است؟
مؤسسه پیام آزادگان دارای بانکی غنی با بیش از ۲۰ هزار ساعت مصاحبه و ۱۵ هزار نامه است که در آرشیو مؤسسه ساماندهی شده است و قابلیت جستوجوی موضوعی، فردی و اردوگاهی نیز دارد و ما همچنان در حال جمعآوری و تکمیل و ساماندهی آرشیو هستیم.
در خاطرات زنان آزاده، موضوعاتی وجود دارد که راویان کمتر دربارهشان صحبت میکنند یا هنگام انتشار خاطرات کنار گذاشته میشوند؟ در کار پژوهشیتان چطور میان انتخاب شخصی راوی برای سکوت و خلأ موجود در تاریخنگاری اسارت تمایز میگذارید؟ در این خاطرات منتشرشده زنان آزاده، تا چه اندازه میتوان به تصویری کامل از تجربه اسارت رسید؟ آیا موضوعاتی وجود دارد که بهدلیل ملاحظات فرهنگی، خانوادگی، شرم اجتماعی یا دشواری بیان تجربه، کمتر وارد روایتهای مکتوب شده باشند؟ وقتی بخشی از تجربه یک زن آزاده در خاطراتش نیامده است، چگونه میتوان تشخیص داد که او اساساً تمایلی به بازگویی آن نداشته، آن تجربه در جریان مصاحبه مطرح نشده یا در مرحله تدوین و انتشار کنار گذاشته شده است؟ (آیا میتوان از روی منابع موجود تشخیص داد کدام بخش از تجربه زنان اساساً ثبت نشده و کدام بخش در مرحله روایت یا انتشار کنار گذاشته شده است؟
سیدآزادگان، شهید ابوترابی فرمودند: «اکنون که اسارتم رو به پایان است، جا دارد که من یک سوم پاداش اسارتم را، اگر پاداشی داشته باشد، به همسری تقدیم کنم که سالها رنج فراق و دربهدری را با صمیم دل تحمل کرد و در غیاب این حقیر، زندگی را به خوبی اداره کرد و فرزندان را به شایستگی پرورش داد.» بهنظر این فرموده گویای همه حرفهای گفته و نگفته و خطمشی ماست و اهمیت بازگویی روایت بانوان را مشخص میسازد. البته بیشک این گفتار نغز را میتوان به کل بانوانی که مستقیم یا غیرمستقیم در دفاع هشتساله و پسازآن حضور مؤثر داشتند تعمیم داد، اما برای همسران آزادگان که قهرمانان گمنام دوران اسارت بودند، اوضاع کمی متفاوت است. از آغاز جنگ تحمیلی تا پایان و پس از آن بارها و بارها راویان و نویسندگان، حماسه هشتساله را از زوایای گوناگون روایت کردهاند و هنرمندان آن را به تصویر کشیدهاند، اما با اینهمه بخش مهمی از آن لحظهها آنطور که باید و شاید دیده نشده است و همچنان مورد بیمهری قرار دارد. حماسهای که بانوان ایرانی، طی آن سالها در نقشهای مختلف خلق کردهاند، هنوز با گذشت چند دهه همچنان ادامه دارد.
بدون تردید، بانوان منتظر مادران، خواهران، دختران و بهویژه همسران آزادگان استحقاق بیشتری برای روایت کردن دارند، قهرمانانی گمنام که سالها در برزخ انتظار، بلاتکلیفی و هجران و گاهی بیمهری خانواده و نزدیکان در جامعه سنتی بهسر بردند و به تربیت فرزند پرداختند و بسیاری از آنها پس از آزادی همسر نیز همچنان به پرستاری و تیمار او مشغولند و در تبعات انواع و اقسام شکنجههای در دوران اسارت همسرانشان سهیم هستند. بنابراین بانوان در این کارزار دردی عمیقتر و متفاوتتر دارند. آنها روایتگر روزهای درد و رنج دوران اسارت و حتی بعد از آن هستند، بهخصوص آنهایی که همسر یک اسیر جانباز مفقودالاثر بودند و برزخ بیشتری را در این انتظار تجربه کردند.
امروز تبیین نقش این بانوان برای نشر و انتقال فرهنگ تابآوری و حفظ ارزشها در خانواده ضروری است، زیرا نفوذ و فشار رسانهها و صنایع فرهنگی، که طیف گستردهای از سریالهای ماهوارهای و فضای مجازی و رسانههای اجتماعی را شامل می شود، روزبهروز در حال افزایش است و توان آن را دارد که سبک زندگی خانوادهها را دگرگون کند. این تاثیرگذاری، در حالی است که مخاطبان این رسانهها در مقایسه با فرایند پیچیده ساخت و انتقال آنها مهارت لازم را ندارند، ازاینرو روشنگری صحیح که مبتنی بر اصول جامعهشناسی و روانشناسی است ضرورت دارد.
بههرحال حتی با پیشرفت روزافزون فضای مجازی باز هم بانوان ایران، بهویژه در برخی از مکانها بسته به فرهنگ و جغرافیای محل زندگی، در جامعهای سنتی زندگی میکنند و چه بخواهیم و چه نخواهیم ملاحظاتی وجود دارد که نمیشود بازگو کرد. فکرش را بکنید چه مشکلات و مسائلی ممکن است یک زن جوان در آن اوضاع و شرایط تجربه کرده باشد که امروز شرم و هزار مانع دیگر به او اجازه بازگویی نمیدهد و گاهی حس میشود بازگویی آنها گره خاصی را باز نمیکند، اما هنر مصاحبهکننده است که راوی را روبهروی خود واقعیاش در آینه بنشاند و حرفهای ناگفته یک عمر را بیرون بریزد، اما برای بازگویی مستقیم آنها بازهم باید خطقرمزها را در نظر داشت، البته این فقط برای بانوان صدق نمیکند و قطعاً بخش زیادی از روایتهای مردان جبهه و جنگ و اسارت را از صفحههای سفیدی میتوان خواند که هرگز نوشته نخواهد شد.
در پژوهشهای مربوط به آزادگان، تجربه زنان بهعنوان حوزهای مستقل بررسی شده است؟ چه موضوعاتی درباره دوران اسارت زنان همچنان به پژوهش و مستندسازی نیاز دارد؟ در پژوهشهای مجموعه پیام آزادگان، تجربه زنان بهعنوان یک موضوع مستقل بررسی شده یا همچنان در چارچوب کلی خاطرات اسارت قرار میگیرد؟ اگر موضوعی در کتابها نیامده باشد، پژوهشگر از چه راهی میتواند وجود این خلأ را تشخیص دهد؟
فعالیتهای هر مرکز پژوهشی براساس مأموریتهای آن شکل میگیرد، یکی از مأموریتهای اصلی ما جمعآوری روایات حوزه اسارت است، تجربه زنان در این حوزه در کنار روایات مردان گردآوری شده است، این درحالی است که در همه کتابها نقش پررنگ بانوان مانند مادران و همسران آزادگان قابل لمس و تأمل است. همهساله جز مواردی که تبدیل به کتاب شده است، مصاحبه با بانوان برای استفاده نویسندگان و پژوهشگران انجام میشود و اکنون بانکی از روایت بانوان در آرشیو اسناد و اطلاعات مؤسسه موجود است.
در خاطرات مردان آزاده، معمولاً از مقاومت، پایداری و لحظات قهرمانانه بیشتر گفته میشود. آیا در این روایتها به همان اندازه درباره ترس، ضعف، اختلاف میان اسیران، شکستها و تجربههایی که با تصویر قهرمانانه سازگار نیستند، اطلاعات وجود دارد؟ اگر نه، این خلأ را چگونه میتوان بررسی کرد؟
اینطور نیست لااقل من خودم بهعنوان ویراستار به روایتهایی برخوردهام که برایم حیرتانگیز بود و شجاعت راوی را در بازگویی ترسها، ضعفها و اتفاقات خاص تحسین کردم و گاهی شاهد بودهام راوی آنطور که از بیرون بهنظر میآید علیهالسلام نبوده است و در دورانی اشتباهات و کوتاهیهای، حتی در انجام فرائض دینی داشته واکنون با صراحت آن را بهزبان آورده است. مهم آن است که دانشگاه انسانساز اسارت موجب این تحول شده است و درنهایت اینکه اصولاً در روایتهای مربوط به بخش اسارت، بهخصوص در انتشارات پیام آزادگان این اتفاق کمتر میافتد که راوی به استتار دست بزند.
در بررسی خاطرات مردان آزاده، با تفاوتی میان تجربه زیسته افراد و تصویری که در کتابهای منتشرشده از آنها ساخته شده، مواجه شدهاید؟ این فاصله را چگونه میتوان با اتکا به اسناد یا روایتهای دیگر بررسی کرد؟
متأسفانه در انتشاراتهای دیگر بسیار مشاهده شده و البته تمام قصور متوجه راوی آزاده نیست، بلکه نویسندگان جوان با استفاده از ابزار ادبیات و عنصر خیال روایت جدید، جذاب و اکشن خلق میکنند که کیلومترها با راوی فاصله دارد و گاهی راوی هم از این امر شاکی است، تأسف اینکه نظارتی بر صحتوسقم روایتها وجود ندارد و نمیشود با آن مقابله کرد، اما تاجاییکه بتوانیم تذکر میدهیم و البته توجه نمیشود، چون توجه به واقعیتها و تجربه زیسته افراد دغدغه ناشران نیست. ما بارها از وزارت ارشاد و نشرهای همکار درخواست کردیم، خاطرات آزادگان را برای صحتسنجی به ما بسپارند تا بدون چشمداشت بررسی کنیم ولی دریغ ... .
تا چه حد حساسیتهای سیاسی و امنیتی باعث شده نشر آثار مرتبط با اسارت محدود شود؟
طبیعی است که ملاحظات و بهقولی خطقرمزها، برای همه حوزههای مربوط به دفاع مقدس وجود دارد و این فقط شامل حوزه اسارت نمیشود، اما انتشارات پیام آزادگان از درج روایتهای تفرقهبرانگیز خودداری میکند و اجازه نشر روایتهایی که جناحگرایی و گروهبندی سیاسی، توهین و افترا و استهزاء در مورد افراد، ملیتها، اقوام، دین، سیاست و از این قبیل در آن بهچشم میخورد، نمیدهد. این مسئله موجب محدودیت در نشر نشده است و افراد میپذیرند که حفظ وحدت و همبستگی اهمیت بیشتری دارد.
خاطرات آزادگان ایرانی تا چه اندازه به زبانهای دیگر ترجمه شدهاند و به مخاطبان خارج از ایران دسترسی پیدا کردهاند؟ آیا تصویری که از تجربه اسارت ایرانیان در سطح بینالمللی وجود دارد، متناسب با حجم خاطرات و اسناد منتشرشده در ایران است یا هنوز بخش بزرگی از این تجربه برای مخاطبان خارجی ناشناخته مانده است؟
بحث ترجمه بحث گستردهای است و صرفاً نباید باری بههرجهت انجام شود، این انتشارات هم چندین کتاب ترجمه دارد، اما اینجا بحث کمیت نیست، هدف میزان ترویج و تأثیرگزاری در جامعه بهخصوص جامعه غربی است. قطعاً بهدلیل تفاوت ارزشها و هنجارهای هر جامعه منابع ترجمه، حتی یک پاراگراف یا واژه باید با کارشناسی انتخاب و معادلسازی شود و الزاماً هم ترجمه کتاب مدنظر نباشد. امروزه ترویج با ابزاری همچون فضای مجازی و رسانههای اجتماعی خواهان بیشتری دارد. خاطرات و روایات آزادگان دفاع مقدس، بخشی ارزشمند از سرمایه فرهنگی، تاریخی و هویتی کشور به شمار میرود که واجد ابعاد انسانی، اجتماعی، اعتقادی و دینی، معنویت و ارزشهای ملی است. این خاطرات نهتنها روایتگر رنجها و مقاومتهای فردی در دوران اسارت هستند، بلکه تصویرگر نوعی سازمانیافتگی، عقلانیت جمعی و کنش آگاهانه در شرایط بحرانیاند. با گذر زمان و افزایش سن آزادگان، ضرورت ثبت، ساماندهی و بهرهبرداری هدفمند از این گنجینه روایی بیشازپیش احساس میشود. به دنبال رصد اینترنتی و فضای مجازی و شبکههای تلویزیونی معروف و پر بیننده عربی که حاوی خاطرات کوتاه و بلند اسیران عراقی در ایران و نیز تحلیلهای ناعادلانه اتاق فکر دشمنان و مخالفان ایران و جمهوری اسلامی است، این انتشارات در نظر دارد خاطرات و روایات موجود با موضوعات متعدد و هدفمند و بُرش و خلاصه کتابها و مصاحبهها را برای ترجمه گزینش کند؛ زیرا خاطرات آزادگان اسناد زندهای از یکی از پیچیدهترین تجربههای انسانی و تاریخی معاصر ایراناند که ثبتنشدن آنها منجر به گسست حافظه تاریخی خواهد شد. تحلیلهای نادرست جریان سکولار و ناسیونالیسم عربی و برخی از اسیران بعثی در ایران، منجر به قضاوت نادرست و ناعادلانه خواهد شد، لذا ضرورت دارد نسلهای جدید که ارتباط مستقیمی با تجربه اسارت ندارند با آن آشنا شوند. زیرا بدون بازتولید هوشمندانه این خاطرات، انتقال مفاهیم به آنان دشوار خواهد بود.
یکی از فضاهایی که به همت مؤسسه پیام آزادگان به امر ترویج سبک زندگی و فرهنگ دوران اسارت میپردازد، راهاندازی ویکی آزادگان است که تاکنون ۱۶۰۲مدخل فارسی، ۱۲۴مدخل انگلیس و ۵۷ مدخل عربی را بارگزاری کرده است و بازدیدکنندگان زیادی دارد و قطعاً در وضعیت کنونی جهان تأثیر بیشتری از کتاب دارد.
چه موانعی باعث شده خاطرات آزادگان ایرانی به اندازه ظرفیت تاریخی و انسانیشان در بازار نشر بینالمللی حضور نداشته باشند؟ آیا مشکل اصلی کمبود ترجمه است یا انتخاب آثار، شیوه روایت، شناخت ناکافی از مخاطب خارجی و نبود برنامهای منسجم برای معرفی این کتابها نیز نقش دارند؟
این مسئله فقط شامل خاطرات آزادگان ایرانی نیست، گرچه صنعت ترجمه بهخصوص در حوزه دفاع مقدس، تبدیل به یک رقابت پنهان شده است و همهساله تعداد زیادی اثر ترجمه میشود، اما آنچه تعیینکننده است بازخورد این ترجمهها و مطلعشدن از میزان اثرسنجی آنها در جوامع است. غالب این آثار در کشورهای حاشیه خلیج فارس توزیع میشود. انتظار داریم بازخورد آن را در جوامع صنعتی و غربی که قرابت کمتری با ما و ارزشهای اخلاقی و انسانی و دینی ما دارند، ببینیم.
انتشارات پیام آزادگان طرح گستردهای برای معرفی روایات و دستاوردهای اخلاقی-انسانی دوران اسارت دارد که بناست در فضای مجازی و رسانههای اجتماعی منتشر شود.
نظر شما