به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کرسی علمیـترویجی «دو خوانش در باب چرایی برپایی مراسم هزاره فردوسی؛ روایت دوره پهلوی و روایت دوران بعد از انقلاب اسلامی» به همت پژوهشکده اسناد در اندیشگاه فرهنگی سازمان برگزار شد. علیمحمد طرفداری، عضو هیئت علمی سازمان، ارائهدهنده این کرسی بود. علیرضا ملایی توانی دبیری و داوری نشست را بر عهده داشت و سیمین فصیحی دیگر داور این کرسی بود. بهرام پروین گنابادی و ابراهیم موسیپور نیز بهعنوان ناقد در نشست حضور داشتند.
هزاره فردوسی بزرگترین رویداد ایرانشناسی زمان خودش بود
علیمحمد طرفداری، عضو هیئت علمی سازمان و ارائهدهنده کرسی، در آغاز نشست به جایگاه کنگره در مطالعات ایرانشناسی پرداخت و دامنه این بزرگداشت را چنین توصیف کرد: «هزاره فردوسی بزرگترین رویداد ایرانشناسی زمان خودش بود و به اعتقاد من تا امروز هم این ویژگی را حفظ کرده است. آنچه کمتر دیده شده، ابعاد ملی و بینالمللی این رویداد است. در سراسر ایران برنامههای متعددی برگزار شد و برنامههای بینالمللی نزدیک به یک سال ادامه داشت.»
بحث طرفداری سپس به پیشینه پیشنهاد برگزاری هزاره رسید. او درباره اختلاف روایتها بر سر بانی این برنامه توضیح داد: «داوری درباره اینکه این ایده نخستینبار از سوی چه کسی مطرح شد، تقریباً ناممکن است. مهم این است که این ایده در میان رجال آن دوره و همزمان با اوجگیری اندیشه ملیگرایی در دوره پهلوی اول شکل گرفت.»
در بخش دیگری از ارائه، طرفداری به برداشت رسمی از شاهنامه پرداخت: «روایت رسمی حکومت پهلوی شاهنامه را سند شاهپرستی ملت ایران میدانست و حکومت میکوشید از این برداشت برای تأمین مشروعیت خود استفاده کند.» او نگاه منفی سالهای نخست پس از انقلاب را واکنشی به این روایت دانست و خوانش شاهنامهپژوهان را، که ریشههای آن در دوره پهلوی هم دیده میشود، به واقعیت نزدیکتر خواند.
کوشش برای یافتن محل دفن فردوسی از زمان ناصرالدینشاه
بهرام پروینگنابادی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، در نقد خود بر پیامدهای کنگره سال ۱۳۱۳ تمرکز کرد: «به گمان من، باید بیشتر به تأثیر این کنگره پرداخت. با برگزاری آن، نخستین گامها در راه تصحیح انتقادی شاهنامه برداشته شد. سه سال بعد، فروغی گزیدهای از شاهنامه منتشر کرد و با پیگیری او شاهنامه به کتابهای درسی راه یافت.»
پروین گنابادی برای توضیح پیشینه بزرگداشت، به کوششهای دوره قاجار اشاره کرد: «کوشش برای یافتن محل دفن فردوسی از زمان ناصرالدینشاه آغاز شده بود. روشنفکران اواخر قاجار هم به این نتیجه رسیده بودند که برای ملتسازی به متنی مانند شاهنامه نیاز دارند.» این ناقد بررسی تأثیر کنگره بر گردهماییهای بعدی و بازتاب آن در سرزمینهای عربی را نیز پیشنهاد کرد.
مردم در حافظه عاطفی و تاریخی خود با شاهنامه سروکار دارند
ابراهیم موسیپور، عضو هیئت علمی بنیاد دایرهالمعارف اسلامی و ناقد نشست، موضوع را از منظر تاریخ اجتماعی دنبال کرد. او میان رویکردهای حکومتی، دانشگاهی و مردمی تمایز گذاشت و در توضیح خوانش مردمی گفت: «مردم در حافظه عاطفی و تاریخی خود با فردوسی و شاهنامه سروکار دارند. وقتی پژوهشهای انجوی شیرازی را بررسی میکنید، میبینید که برداشت مردم این بود که این تاریخ ماست. در واقع، به شاهنامه به چشم یک مردمنامه نگاه میکردند.»
موسیپور برای سنجش سهم کنگره در گسترش شاهنامهپژوهی، پرسش خود را اینگونه طرح کرد: «فرض کنیم هزاره فردوسی برگزار نشده بود. چه اتفاقی میافتاد؟ در همان دوره، متون کلاسیک دیگری هم تصحیح و منتشر میشدند. آیا بدون برگزاری هزاره، شاهنامه چاپهای متعدد پیدا نمیکرد و پژوهشهای دانشگاهی درباره آن انجام نمیشد؟ این مسئله باید بررسی شود. به نظرم میآید که این مسیر روال طبیعی خودش را طی میکرد.»
هزاره فردوسی فراتر از یک رخداد معمولی یا افتتاح یک بناست
سیمین فصیحی، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا و داور نشست، اهمیت تاریخی کنگره را در پیوند آن با سیاست فرهنگی دوره پهلوی دید: «هزاره فردوسی فراتر از یک رخداد معمولی یا افتتاح یک بناست. در این رویداد میتوان تلاقی سیاست، فرهنگ و قدرت را دید.»
فصیحی برای توضیح تنوع خوانشها، به انگیزههای برگزارکنندگان پرداخت: «حتی در انگیزههای برگزارکنندگان هزاره هم یکدستی نمیبینیم. فروغی، حکمت و ملکالشعرای بهار انگیزه احیای این میراث ادبی را داشتند و از بار سیاسی رویداد و استفادهای که حکومت میتوانست از آن بکند هم آگاه بودند.» پیشنهاد او این بود که منابع و نمایندگان هر خوانش، بهویژه پس از انقلاب، مشخص شوند و انگیزههای برگزارکنندگان در کنار کارکردهای سیاسی و پیامدهای فرهنگی کنگره بررسی شوند.»
«.وی در ارزیابی متن پژوهشی طرفداری توضیح داد: «طرح بسیار فشرده بود و به نظرم بخشی از ابهامها به همین اختصار برمیگشت. هدفها، روش و ادعایی که قرار بود در کرسی به نقد گذاشته شود، برای من روشن نبود
برگزاری مراسم برای فردوسی و فکر ساخت آرامگاه او در مجله کاوه
علیرضا ملاییتوانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در مقام داور نقش حکومت را در کنار کوشش روشنفکران و پژوهشگران بررسی کرد: «برای برگزاری کنگره زحمت زیادی کشیده شد، هزینه فراوانی صرف شد و فکر و ایدهای پشت آن بود. حکومت هم بهطور طبیعی بهره خودش را میبرد. در همان فضا، روشنفکران، کنشگران علمی و فردوسیشناسان هم ایدههای خودشان را دنبال میکردند که در مواردی با ایده حکومت همخوانی داشت.» او بهرهبرداری از شاهنامه را بخشی از تلاش حکومت پهلوی برای بازگرداندن شأن قدسی به شاه دانست.
در مرور پیشینه فکری بزرگداشت، ملایی توانی به مطبوعات سالهای پس از مشروطه رجوع کرد: «هم اندیشه برگزاری مراسمی برای فردوسی و هم فکر ساخت آرامگاه او در مجله کاوه مطرح بود. این فکر در ایرانشهر و آینده هم دیده میشود. در مجله آینده حتی پیشنهادهایی برای طرح آرامگاه و شیوه بزرگداشت مطرح شد. به نظرم این سنت فکری گسترده و عمیق است و باید ریشههای آن را دنبال کرد.»
ملایی توانی که پیشتر امکان طرح خوانشی سوم را با طرفداری در میان گذاشته بود، در ارزیابی نسخه ارسالی به ناقدان بر ضرورت طرح ادعایی روشن تأکید کرد: «متنی که برای ناقدان فرستاده شد، در حد طرح مسئله بود. در این مرحله باید ادعایی مشخص مطرح میشد تا بتوان آن را به بحث و داوری گذاشت.»
در پایان نشست، حاضران پرسشهای خود را مطرح کردند و سخنرانان به آنها پاسخ دادند.
نظر شما