خاطرات آزادگان
-
مرور«شاعرانههای سرباز دوره چهارم»؛
دفترچهای از قوطی سیگار؛ روایتی که با نخ و سوزن گره خورد
فرقی نمیکند جنگ بین کدام جبهه با کدام فرقه باشد؛ حتی مهم هم نیست که سربازهای جنگی چه چهره و زبان و ملیتی دارند، چون تنها چیزی که لابهلای شریانهای خون در میدانهای جنگ جاری میشود، «زندگی» است...
-
نگاه و نظری به «آبشت؛ شرح خبرچینیهای اسرای جاسوس ...»؛
قاشقهای مشکوک؛ ردی از یک تجربه تلخ
کتاب خبرچینی و جاسوسی، بخش تاریک و دردناکی از تجربه اسارت را برجسته میکند. شاید یکی از دلایل اهمیت آبشت باشد؛ زیرا تاریخ تنها از لحظههای قهرمانی و پیروزی تشکیل نشده و شناخت رفتار انسانها در شرایط سخت نیز بخشی از شناخت گذشته است.
-
به مناسب ۲۶ مرداد ماه سالروز بازگشت آزادگان به مهین؛
«کوپه مطربها»؛ روایتی از هویت، بیداری و مقاومت در دل اسارت
یکی از مهمترین درسهای «کوپه مطربها»، روایت هویتسازی در شرایط سخت است. اسارت، نه تنها محرومیت از آزادی، بلکه تهدیدی جدی برای هویت فردی و جمعی اسرا بود.
-
در گفتوگو با معاون پژوهش انتشارات پیام آزادگان؛
وحدت و همبستگی مردم؛ عامل اصلی ناکامی دشمن است
معاون پژوهش انتشارات پیام آزادگان گفت: با نگاهی به تاریخ دفاع مقدس، بهویژه در دوران انسانساز اسارت، علاوهبر شکنجهها و محرومیتها میتوان به روحیه همبستگی و مقاومت تعدادی از هموطنان در چنگال دشمن پی برد. اگر این دو ویژگی وجود نداشت، اسیران جنگی هرگز به آزادگان سرافراز تبدیل نمیشدند.
-
مرور خاطرات یک آزاده در کتاب «بالهای شکسته من»؛
روزهداری در میانه رنج؛ رمضان تابستانی در اسارت
خلبان یدالله عبدوس در خاطراتش درباره رمضان 61 مینویسد: ماه رمضان سال ۱۳۶۱ شمسی در فصل تابستان بود، یعنی از دوم تیرماه خودمان شروع شد. بیشترمان روزه بودیم. افطار فقط آش، چای و غذای سرد ظهر را میدادند.
-
«صنم» منتشر شد
کتاب «صنم»، خاطرات سیدمحمدرضا تدیننبوی، اسیر آزادشده ایرانی به قلم ابراهیم امیدی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.
-
نارنجک در دست در چند قدمی صدام!
پس از مدتی صدای هلیکوپتری به گوشم رسید... افسرها سراسیمه سمت آن دویدند و نزدیک هلیکوپتر با احترام نظامی ایستادند. چند نفر نظامی از آن پیاده شدند و سریع همه عراقیها ادای احترام نظامی کردند... از میان رزمندگان خودی صدایی میشنیدم که می گفت بچهها، صدام، بچهها صدام حسین!
-
نگاهی به کتاب «چه کسی قشقرهها را میکشد؟»؛
سورن مسیحی؛ پلی میان اسرای اردوگاه بعقوبه
سورن هاکوپیان، آزاده مسیحی در خاطراتش مینویسد: «در میان تاریکی و رنج اردوگاه، دعا و نواهای مسیحی تنها چیزی بود که میتوانست قلبم را آرام کند.
-
مصاحبه با مولف کتاب «آبَشت»؛
پس از سه دهه ناگفتههایی از جاسوسی در اسارت
مولف کتاب «آبَشت» بیان کرد: اسرا در این اتاق فکر، ابتدا جاسوسان را شناسایی میکردند و سپس درباره شیوه برخورد با آنها به مشورت میپرداختند. در مواردی تلاش میشد آنها جذب شوند، برای مثال اگر سیگار یا غذای بیشتری نیاز داشتند، از سهم خود به آنان میدادند.
-
در نقد و بررسی کتاب «آهویگمشده»؛
مرز میان تجربه راوی و بازآفرینی ادبی مخدوش شده است
کارشناس منتقد اظهار کرد: در بخشهایی، قلم نویسنده آنقدر پررنگ است که مرز میان روایت راوی و تصویرپردازی ادبی مبهم میشود. مخاطب حق دارد بداند کدام بخش تجربه مستقیم راوی است و کدام بخش بازآفرینی ادبی.
-
به روایت بیژن کیانی؛
«فرزند منگشت»؛ روایت دوران اسارت در اردوگاه موصل ۱
«فرزند منگشت» خاطرات اثر بیژن کیانی شاهوندی از دوران اسارت در جنگ عراق و ایران است که در انتشارات پیام آزادگان به چاپ رسیده است.