چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۲
رمضانِ داغ در پشت میله‌ها؛ روایت روزه‌داری در اسارت تابستان ۶۱

خلبان یدالله عبدوس در خاطراتش درباره رمضان 61 می‌نویسد: ماه رمضان سال ۱۳۶۱ شمسی در فصل تابستان بود، یعنی از دوم تیرماه خودمان شروع شد. بیشترمان روزه بودیم. افطار فقط آش، چای و غذای سرد ظهر را می‌دادند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، امیر سرتیپ آزاده و جانباز یدالله عبدوس از خلبانان اف‌ـ۴ فانتوم در سال‌های دفاع مقدس بود. او چهارم آذر ۱۳۲۸ در سمنان متولد شد، سال ۱۳۴۵ به دبیرستان نظام راه یافت و در ۱۳۴۸ پس از دریافت دیپلم ریاضی، با قبولی در آزمون دانشکده افسری، مسیر حرفه‌ای خود را در نیروی هوایی آغاز کرد.

عبدوس در یکی از مأموریت‌های برون‌مرزی هدف پدافند دشمن قرار گرفت و ناچار به خروج اضطراری شد؛ حادثه‌ای که به اسارت چندساله او انجامید. خاطرات این خلبان آزاده در کتاب «بال‌های شکسته من» به قلم احمد مهرنیا در انتشارات سرو منتشر شده است. در گزارش زیر به بخشی از خاطرات خلبان عبدوس اشاره شده که مرتبط با ماه رمضان است و دشواری روزه گرفتن در اسارت.

سیگار بغداد مزه پهن و بوی بدی می‌داد

در تمامی اردوگاه یک مسئول خرید برای کل آسایشگاه‌ها انتخاب شده بود. او لیست خریدهای موردنیاز آسایشگاه‌ها و بهای آنها را از مسئولان خرید هر آسایشگاه می‌گرفت و به عراقی‌ها تحویل می‌داد. آن‌ها یکی دو روز بعد اقلام موردنظر را به اردوگاه می‌آوردند و تحویل مسئول کل خرید می‌دادند. او نیز اقلام دریافتی را به مسئولان خرید آسایشگاه‌ها می‌سپرد تا بین اسرا توزیع کنند. اجناس مجاز، شامل بیسکویت، شکلات، خرما، شیرخشک یک کیلویی خمیردندان و از این دست می‌شد. بعدها به درخواست اسرا، سیگار هم به لیست خرید اضافه شد. البته با بودجه کمی که در اختیار داشتیم فراوان نبود و با نوعی صرفه‌جویی، یعنی دسته‌جمعی مصرف می‌شد. هر دو نفر در یک روز حداکثر چهار الی پنج نخ سیگار می‌کشیدند. البته من برای تسکین اعصاب و آرامش روحی سیگار می‌کشیدم! سیگار بغداد با پاکت، قرمز بسته‌ای صد و پنجاه فلس و سیگار سومر با پاکت آبی و سفید بسته‌ای سیصد و پنجاه فلس بود. سیگار بغداد در برابر سیگار سومر کیفیت خوبی نداشت. مزه پهن و بوی بدی می‌داد، اما چاره‌ای جز صرفه‌جویی نداشتیم.

هنوز کمبود آب مسئله بزرگی بود. در تابستان‌ها این مشکل آزاردهنده‌تر می‌شد. چرا که شب‌ها حتی یک قطره آب در اختیارمان نبود و دو روز در هفته آب به طور کامل قطع می‌شد. در این روزها هر اسیر برای نظافت، شست و شو، وضو گرفتن در بیست و چهار ساعت، تنها یک دبه یک لیتری آب در اختیار داشت. ماه رمضان سال ۱۳۶۱ شمسی در فصل تابستان بود، یعنی از دوم تیرماه خودمان شروع شد. بیشترمان روزه بودیم. افطار فقط آش، چای و غذای سرد ظهر را می‌دادند. چون هیچ یک از ما به جز همان بشقاب رویی چیزی در اختیار نداشتیم. آش را در آن می‌ریختیم و تقسیم دیگ غذا را برای شب می‌گذاشتیم. افطار که آش را می‌خوردیم، بشقاب خالی می‌شد و می‌توانستیم غذا را تقسیم کنیم. اما آن را برای سحر نگه می‌داشتیم. در آسایشگاه وسیله خنک کننده وجود نداشت تا هوا کمی خنک شود. به همین دلیل رمضان طاقت‌فرسایی بود. گرمای کشنده منطقه کویری الانبار در روزهای طولانی آن رمضان هرگز فراموش شدنی نیست. وضع حمام هم در تابستان به علت کمبود آب تأسف‌بار بود. اما در زمستان وضعیت بهداشت و به خصوص آب و حمام اندکی بهتر می‌شد. با اینکه آب و هوای زمستان سرد بود، اما به علت بهتر بودن وضع آب شخصا این فصل را ترجیح می‌دادم.

رمضانِ داغ در پشت میله‌ها؛ روایت روزه‌داری در اسارت تابستان ۶۱

فرار جزو اولین اصول شرافت سربازی است

همان‌طور که گفتم، فرار جزو اولین اصول شرافت سربازی است. از مسئولان صلیب سرخ جهانی شنیده شده بود. سه نفر از اسرا که یکی از آن‌ها کُرد،دیگری عرب ایرانی تبار و یک سرباز عراقی نگهبان عراقی بودند، موفق به فرار از اردوگاه موصل شده‌اند و بعد از هیجده روز خود را به ارومیه رسانده‌اند.

جالب این بود که این فرار و چند اقدام به فرار ناکام با کمک سربازان عراقی و توسط ایرانی‌های عرب زبان یا کرد انجام شد. به دلیل همین فرارها، از آن پس تعداد نگهبانان در اردوگاه افزایش یافت و تدابیر امنیتی اردوگاه را برای جلوگیری از فرار آن‌قدر زیاد کردند که تقریبا فرار غیرممکن شد. از جمله این تدابیر، تعویض و جابه‌جایی نگهبان‌ها در مدت زمان کوتاه بود تا مبادا بین اسرا و نگهبانان به حکم انسانیت و همنوعی رفاقت برقرار شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها