شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۷
پژند سلیمانی به‌خوبی از عهده پیچیدگی‌های نثر هاروی برآمده است

اسدالله امرایی در آیین رونمایی «سالی که خوابم برد» نوشته سامانتا هاروی نثر اثر را بسیار پیچیده، تصویری و شاعرانه توصیف کرد و گفت: پژند سلیمانی به عنوان مترجم، به‌خوبی توانسته است از پس انتقال این پیچیدگی‌ها و لایه‌های زبانی برآید.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین رونمایی و بررسی کتاب «سالی که خوابم نبرد» نوشته سامانتا هاروی و با ترجمه پژند سلیمانی که به‌تازگی توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است، روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵، با حضور جمعی از اهالی قلم، مترجمان و علاقه‌مندان به ادبیات و جستار، در سالن اجتماعات انتشارات ققنوس برگزار شد.

پژند سلیمانی، مترجم کتاب، به عنوان نخستین سخنران به چگونگی شکل‌گیری ایده ترجمه این اثر اشاره کرد و توضیح داد: پس از نامزد شدن سامانتا هاروی برای رمان دیگرش در جایزه بوکر، به این اثر برخوردم و پس از مطالعه، متوجه فرم نوگرایانه‌ای در حوزه جستارنویسی و ناداستان شدم و تصمیم به ترجمه آن گرفتم.

او این شیوه از بازی‌های فرمی را بی‌سابقه دانست و آن را از حیث ابتکار عمل با بازی‌های فرمی دیوید فاستر والاس در رمان‌هایش مقایسه کرد.

در ادامه، اسدالله امرایی، سحر سخایی و کاوه راد از ابعاد ادبی، روانکاوانه و حقوقی به تحلیل و واکاوی اثر پرداختند.

اسدالله امرایی، مترجم و منتقد پیشکسوت، با اشاره به ویژگی‌های سبکی کتاب، نثر اثر را بسیار پیچیده، تصویری و شاعرانه توصیف کرد و گفت: پژند سلیمانی به عنوان مترجم، به‌خوبی توانسته است از پس انتقال این پیچیدگی‌ها و لایه‌های زبانی برآید.

امرایی این ناداستان را روایتی صادقانه دانست که تجربه بی‌خوابی‌های طولانی نویسنده را به تصویر می‌کشد و افزود: این کتاب صرفاً گزارشی از یک اختلال خواب نیست؛ بلکه جستاری شاعرانه و تأمل‌برانگیز پیرامون سوگ، مرگ، حافظه، رابطه انسان با بدن و نوشتن در تاریکی شب است.

پژند سلیمانی به‌خوبی از عهده پیچیدگی‌های نثر هاروی برآمده است

سپس سحر سخایی، روانکاو و نویسنده، با نگاهی روان‌شناختی به اثر پرداخت. او با تأکید بر اینکه سوگ فرآیندی طولانی‌مدت است، بیان کرد: نباید آن را شتاب‌زده به نتیجه رساند یا برایش برنامه‌ریزی قطعی کرد.

سخایی که خود تجربه نگارش جستاری درباره سوگ را در کارنامه دارد، افزود: چندین سال طول کشید تا توانستم بالاخره درباره تجربه شخصی بنویسم و نباید توقع داشته باشیم که هم‌زمان با وقوع سوگ، کار خاصی انجام دهیم یا به نتیجه‌ای برسیم.

وی انکار را بخشی طبیعی از این فرآیند دانست و اشاره کرد: اتفاقاً همین انکار، زمینه خلق چنین اثر درخشان را در دوران بی‌خوابی نویسنده فراهم کرده است.

سخنران بعدی نشست، کاوه راد، وکیل دادگستری و پژوهشگر، از منظری حقوقی به کتاب نگاه کرد و این پرسش اساسی را پیش کشید که آیا حقوق، روان آدمی را به رسمیت می‌شناسد یا خیر؛ پرسشی بنیادین که باید در فرآیند اجرای عدالت مد نظر قرار گیرد.

راد با اشاره به بخشی از کتاب که به دیدار نویسنده با روان‌شناس اختصاص دارد، توضیح داد: روان‌شناس تلاش می‌کند بیمار را در قالب‌های ازپیش‌تعیین‌شده و دسته‌بندی‌های استاندارد درمانی جای دهد و به همین دلیل درباره یائسگی بیمار می‌پرسد تا بتواند فرآیند درمان را توجیه کند؛ روندی که به گفته او، دقیقاً در حقوق نیز رخ می‌دهد.

او در ادامه خاطرنشان کرد: در نظام‌های حقوقی، انسان سالم و متعارف معمولاً قاعده در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که انسان آسیب‌پذیر، کسی که گرفتار سوگ بوده و زیر فشار روانی قرار دارد، نیازمند نگاه و برخوردی متفاوت است و نمی‌توان در تدوین و اجرای قوانین، این آسیب‌ها و پیچیدگی‌های روانی را نادیده گرفت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها