سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- عباس میرزا (۴ ذیالحجه ۱۲۰۳ ه.ق/۲۶ اوت ۱۷۸۹ م – ۱۰ جمادیالثانی ۱۲۴۹ ه.ق/۲۵ اکتبر ۱۸۳۳ م) مصادف با ۲ آبان ۱۲۱۲ معروف به عباس میرزا نایبالسلطنه فرزند فتحعلیشاه و آسیهخانم دَوَلّو بود که از سال ۱۷۹۹ تا ۱۸۳۳ میلادی ولیعهد و نایبالسلطنه ایران بود. او پیش از مرگ پدرش درگذشت و پسرش محمد میرزا جانشین او شد.
به مناسبت ۲ آبان ماه سالروز درگذشت عباس میرزا با محمد محمودهاشمی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
شرحی در مورد عباس میرزا بیان کنید، فرزند کدام پادشاه قاجار بود و در چه دورهای از تاریخ ایران زندگی کرد؟
عباس میرزا فرزند فتحعلی شاه قاجار و ولیعهد او بود. دوره زندگی وی به لحاظ تاریخی یکی از نقاط عطف تاریخ ایران به حساب میآید چون در زمان ولیعهدی او بود که ایران سنتی با تمدن جدید مواجهه مستقیم پیدا کرد و عباس میرزا اولین کسی بود که در پی یافتن راه حلی برای پیامدهای این مواجهه به ویژه در صحنه نبرد با روسها بود.
چرا عباس میرزا بهعنوان یکی از شخصیتهای مهم تاریخ ایران شناخته میشود؟
عباس میرزا با آنکه دوره طولانی و بیش از ۳۵ سال ولیعهد و حاکم آذربایجان بود ولی قبل از پدرش درگذشت و شاه نشد. اما از بسیاری از شاهان سلسله قاجار سرشناستر است. زیرا او به عنوان حاکم آذربایجان در مدتی طولانی به نبرد با روسها پرداخت و در راه حفظ قفقاز تلاش بسیاری کرد. به همین خاطر بود که در پی اصلاحاتی در شیوه جنگیدن ایرانیان برآمد و نوسازی نظامی را شروع کرد. چون اصلاحات با عباس میرزا در ایران شروع شد به این سبب هم عباس میرزا از شخصیتهای مهم تاریخ ایران محسوب میشود.
عباس میرزا در جنگهای ایران و روسیه چه نقشی داشت؟
عباس میرزا حاکم آذربایجان و مسئول مستقیم مقابله با تجاوز روسها به خاک ایران بود. او در طی دو جنگ اول و دوم ایران و روس تلاش بسیاری برای در هم شکستن تجاوز روسها به قفقاز کرد. او در این راه پیروزیهایی هم به دست آورد اما در نهایت به دلیل ضعف ایران در فهم سیاست جدید جهانی و برخی کارشکنیها عباس میرزا نتوانست قفقاز را حفظ کند و طی دو قرارداد گلستان و ترکمانچای قفقاز از ایران جدا و به خاک روسیه تزاری ملحق شد. عباس میرزا تلاش کرد تا با نوسازی نظامی و استفاده از مستشاران نظامی فرانسوی و سپس انگلیسی نظم جدیدی به سپاه ایران بدهد ولی در مجموع تلاش او به نتیجه دلخواه نرسید.
مهمترین دلایل شکست ایران در جنگهای ایران و روسیه چه بود؟
واژه شکست در جنگ واژه مناسبی برای نتیجه جنگ ایران و روس نیست. ما در جنگ اول شکست نخوردیم و آنچه در گلستان نوشته شد، یک ترک مخاصمه بود و اگر دخالت بریتانیا و ضعف مقامات حکومتی پایتخت و نفهمیدن شرایط موجود جهانی اتفاق نمیافتاد توان نظامی ایران به گونهای بود که با تداوم جنگ ایران میتوانست روسها را از قفقاز بیرون کند. در جنگ دوم هم ضعف فرماندهان نظامی و اشتباه عباس میرزا سبب شکست اصلاندوز شد. ولی خیانتی که در وانهادن تبریز به روسها انجام گرفت در تضعیف روحیه ایرانیان نقشی اساسی داشت. این در حالی بود که در آن زمان هم ما قدرت کمی نداشتیم و با تابآوری قادر به عقب راندن روسها بودیم. ولی رقابت شاهزادگان بر سر قدرت با عباس میرزا، ناآرامیهای خراسان و نیاز به تدارک لازم برای آرام کردن آن منطقه و بی میلی رجال سیاسی به تداوم جنگ ایران را به امتیازدهی بسیار به روسها در قرارداد ترکمنچای رساند.
عباس میرزا برای نوسازی ارتش ایران چه اقداماتی انجام داد؟
قرن هجدهم، سرنوشت ایران را در قرن نوزدهم و بیستم رقم زد. در این قرن سقوط صفویه رقم خورد و ایران دچار درگیریهای داخلی مدعیان قدرت به مدت ۷۵ سال شد. در این فاصله زمانی ایران به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افول کرد. مقارن با همین زمان در اروپا انقلاب صنعتی اتفاق افتاد و اروپا بهلحاظ علمی، صنعتی، اقتصادی و نظامی رشد چشمگیری کرد. کشتیهای نظامی و تجاری اروپایی فاتح دریاها و راههای دریایی بود و سیل ثروت و قدرت به سوی اروپا سرازیر شد. قدرت نظامی اروپا مورد توجه روسها هم واقع شده بود و آنها هم در راه نوسازی قوای نظامی خود کوشیده بودند. عباس میرزا اولین فردی بود که در عرصه نظامی قدرت دنیای جدید را مشاهده کرد و دریافت که باید به نوسازی نظامی بپردازد ابتدا از ناپلئون بناپارت برای نوسازی سپاه ایران کمک خواست. فرانسویها مدت کوتاهی در جنگهای اول ایران و روس وظیفه نوسازی سپاه ایران را بر عهده گرفتند ولی صلح فرانسه با روسیه سبب شد تا فرانسویان از ایران بروند و عباس میرزا دست یاری به سوی بریتانیا دراز کند. مستشاران نظامی بریتانیا هم مدتی در آموزش نظامی سپاه قبایلی ایران کوشیدند ولی در مجموع هنوز آن آمادگی لازم برای عبور سپاه ایران از جنگهای قبایلی به وجود نیامده بود و اصلاحات نظامی عباس میرزا به نتایج دلخواهی نرسید.
چرا عباس میرزا تعدادی از دانشجویان ایرانی را برای تحصیل به اروپا فرستاد؟
همانطور که در جواب پرسش قبلی گفتم در اروپای قرن هجدهم چنان جهش علمی و صنعتی و نظامی به وجود آمده بود. که عباس میرزا در ابتدای قرن نوزدهم در آذربایجان که هم مرز با روسیه و عثمانی بود نمیتوانست از اخبار ارسالی از اروپا بیتفاوت باشد. او فهمید که راز قدرتمند شدن ایران به جهش علمی و صنعتی وابسته است به همین خاطر عدهای را به اروپا فرستاد تا علوم جدید را فراگیرند و همچنین دستور داد تا مترجمان آثاری از تاریخ و تمدن اروپای جدید را ترجمه کنند تا ایرانیان بدانند در دنیای مدرن چه میگذرد و راهی برای پیشرفت علمی و صنعتی ایران باز شود.
عهدنامههای گلستان و ترکمنچای در دوران عباس میرزا چه تأثیری بر ایران داشتند؟
ترکمنچای و گلستان مهمترین اثرشان برباد دادن اعتماد به نفس رجال سیاسی و نظامی ایران، از دست رفتن قفقاز، سلطه روسها بر دربار ایران و مقدمهای برای ضعف سیاسی و اقتصادی ایران در برابر روس و انگلیس در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. در واقع نتایج نکبتباری برای ایران به بار آورد و ایرانی که تا زمان قبل قدرت منطقهای بود تبدیل به حکومتی ضعیف شد که بازیچه دست روسیه تزاری و بریتانیا شده بود.
عباس میرزا برای پیشرفت علم و فناوری در ایران چه تلاشهایی انجام داد؟
عباس میرزا با دستور به اعزام محصلان به خارج کشور، تلاش برای نوسازی نظامی، حمایت از فعالیت صنعتی و دستور به ترجمه آثار دنیای جدید برای اولین بار اقدام به آوردن و وارد کردن دستاوردهای دنیای مدرن به ایران کرد. او آرزو داشت که ایران دوباره قدرتی قابل ملاحظه در دنیای جدید شود. گرچه که تلاش او در زمان خودش به نتایج دلخواه او نرسید.
اقدامات اصلاحی عباس میرزا چه تأثیری بر تاریخ و آینده ایران گذاشت؟
او یک راه جدید را آغاز کرد. در آن زمان اکثریت با رجالی بود که به روش حکمرانی صنعتی و تأکید بر همان سبک زندگی و حکمرانی تاریخی بدون هیچگونه تغییر ادامه میدادند.
عباس میرزا اولین کسی است که این نگاه را به چالش کشید و شروع به اصلاحات در ایران کرد. اصلاحات او در همان زمان با مخالفت رجال سنتی و شاهزادگان رقیب همراه شد و بعد هم مرگ زودهنگام او و مخالفت ساختار سیاسی و اجتماعی ایران با تغییراتی که برای حفظ ایران به عنوان یک قدرت منطقهای ضرورت داشت عملا تلاش عباس میرزا را تا حد زیادی با بن بست روبرو کرد ولی راهی که او شروع کرد الگویی برای قائم مقام فراهانی، امیرکبیر، سپهسالار، امینالدوله و سایر کسانی بود که دل در گرو اصلاح ساختار سیاسی و اجتماعی ایران البته با حفظ سلطنت قاجاریه داشتند. راهی که سرانجام با مقاومت ساختار سلطنت استبدادی و ضعف روزافزون سیاسی و اقتصادی ایران به جنبش مشروطیت منجر شد.
نظر شما