به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ کتاب «درآمدی بر روششناسی تفسیر تمدنی» به همت پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی و از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده است. این اثر در چارچوب تلاشهای علمی حلقه فکری «قرآن و تمدن» تدوین شده و میکوشد زمینهای برای طرح و بررسی مسائل معرفتی و روششناختی در فهم تمدنی قرآن کریم فراهم کند.
مسئله محوری کتاب، چگونگی عبور از خوانشهای پراکنده و موضوعی قرآن به سوی فهمی نظاممند از ظرفیتهای تمدنی آن است؛ فهمی که بتواند افزون بر بررسی مفاهیم و گزارههای منفرد، روابط میان آنها را نیز آشکار سازد و امکان استخراج الگوها و نظریههای تمدنی را از متن قرآن فراهم آورد.
تدوینکنندگان در مقدمه کتاب توضیح دادهاند که مطالب این مجموعه صرفاً از مطالعه آثار روششناختی پیشین به دست نیامده، بلکه حاصل تمرینها، تجربهها، تدبرها و اکتشافات جمعی در جریان خوانش تمدنی قرآن است. این تلاش در طول هفت سال و در قالب سلسله نشستهایی شکل گرفته که از میان حدود ۱۴۰ جلسه برگزارشده، ۱۲ جلسه بهطور مشخص به مباحث روششناسی اختصاص داشته است. مطالب این نشستها پس از گردآوری، پیادهسازی، تدوین و بازبینی جمعی، در قالب کتاب حاضر عرضه شدهاند.

روششناسی تفسیر تمدنی؛ از مبانی نظری تا استخراج الگوها
یکی از نکات محوری مقدمه کتاب، تأکید بر مقدماتی بودن این تلاش و پرهیز از ادعای ارائه روشی نهایی و جامع برای فهم تمدنی قرآن است. تدوینکنندگان تصریح میکنند که این مجموعه در پی آن نیست که همه ابعاد معرفتی و مبانی هستیشناختی، معرفتشناختی، انسانشناختی، قرآنشناختی و روششناختی این حوزه را بهطور کامل پوشش دهد؛ بلکه میخواهد نقطه آغازی برای گفتوگوهای تخصصیتر و گسترش پژوهش در این زمینه فراهم آورد.
از نگاه نویسندگان، فهم تمدنی قرآن فرایندی پیچیده است که به شناخت مجموعهای از مفاهیم، معارف و حوزههای علمی محدود نمیشود؛ بلکه مستلزم کشف ارتباط میان اجزای مختلف و دستیابی به منظومهای معرفتی است که بتواند ابعاد گسترده فردی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، مادی و معنوی قرآن را در پیوند با یکدیگر بررسی کند.
بر همین اساس، در این کتاب موضوعاتی همچون مبانی نظریهپردازی قرآنبنیان تمدن، ماهیت تمدن، مفاهیم کلان اجتماعی در قرآن، شاخصهای خوانش تمدنی، مقاصد و غایات تمدنی، روشهای استنباط و تأویل تمدنی و چگونگی صورتبندی نظریههای تمدنی مورد بحث قرار گرفته است.
تکثر روشها بهجای تحمیل یک الگوی واحد
یکی از ویژگیهای این اثر، به رسمیت شناختن تنوع دیدگاهها و روشهای فهم تمدنی قرآن است. تدوینکنندگان در مقدمه تأکید میکنند که با وجود گفتوگوهای متعدد میان پژوهشگران، از تحمیل تصنعی یک نظریه واحد بر مجموعه مباحث پرهیز شده است. به اعتقاد آنان، تفاوت در نقطه عزیمتها و مبانی نظری، لزوماً ضعف پژوهش نیست و میتواند سرمایهای برای گسترش شناخت و دستیابی تدریجی به روشی جامعتر باشد.
بر این اساس، پژوهشگران حاضر در این فرایند، هر یک از زاویهای خاص به بررسی ظرفیتهای تمدنی قرآن پرداختهاند. برخی ایمان، برخی تبشیر و انذار، برخی رحمت و انسان و برخی نیز مفاهیم اخلاقی و فضیلتهای تمدنی همچون عزت را نقطه عزیمت خوانش خود قرار دادهاند. این تنوع موضوعی، مجموعهای از مفاهیم و گزارههای قرآنی را در اختیار پژوهشگران قرار داده است که میتوانند مبنای بررسیهای گستردهتر قرار گیرند.
با این حال، نویسندگان تأکید دارند که هدف نهایی، باقی ماندن در سطح این پراکندگی نیست؛ بلکه باید از طریق ارتباط دادن مفاهیم و موضوعات مختلف، به فهمی منسجمتر و نظاممندتر از ظرفیتهای تمدنی قرآن دست یافت.
در مقدمه کتاب، پیچیدگی فهم تمدنی قرآن نهتنها ناشی از چندرشتهای بودن این حوزه یا مشارکت جمعی پژوهشگران، بلکه برخاسته از ضرورت دستیابی به سطحی کلان از شناخت دانسته شده است؛ سطحی که در آن بتوان میان اجزای مختلف معرفت ارتباط برقرار کرد و به فهمی فراگیر، جهانشمول، انسانگرا و تاریخی رسید.
تدوینکنندگان همچنین یکی از انگیزههای این تلاش را یافتن راههایی برای کاهش انفعال در برابر رویکردها، نظریهها، مفهومپردازیها و روششناسیهای غربی در بازخوانی علوم انسانی و اجتماعی معرفی میکنند. از منظر آنان، بازخوانی ظرفیتهای معرفتی و تمدنی قرآن میتواند زمینهای برای طرح پرسشها و صورتبندیهای تازه در حوزه اندیشه و زیست تمدنی مسلمانان فراهم آورد.
بررسی مبانی و روشهای تفسیر تمدنی در شش فصل
کتاب «درآمدی بر روششناسی تفسیر تمدنی» شامل یک مقدمه و شش فصل است که هر یک از منظری متفاوت به مبانی و روشهای فهم تمدنی قرآن میپردازند.
فصل نخست با عنوان «مبادی و مبانی نظریهپردازی قرآنبنیان تمدن» به قلم دکتر سعید روستی، به بررسی پیشفرضها و مبانی لازم برای نظریهپردازی تمدنی بر پایه قرآن اختصاص دارد. در این فصل، مبانی هستیشناختی، معرفتشناختی، انسانشناختی و روششناختی خوانش تمدنی بررسی میشود. چگونگی حرکت از مفهوم به نظریه و بازخوانی رویکرد تفسیر موضوعی شهید محمدباقر صدر نیز از دیگر محورهای این فصل است. اهمیت این مباحث در آن است که هرگونه نظریهپردازی درباره ظرفیتهای تمدنی قرآن، پیش از هر چیز به روشن شدن مبانی و پیشفرضهای آن نیاز دارد.
فصل دوم با عنوان «درآمدی بر روش فهم تمدنی قرآن» به قلم دکتر محسن الوپری، به تبیین مفاهیم و مراحل فهم تمدنی اختصاص دارد. در این فصل، مفاهیم سخت و نرم تمدن، نسبت امت و تمدن و مراحل تدبر و خوانش یکپارچه قرآن مورد بررسی قرار میگیرد. یکی از محورهای اصلی این بحث، چگونگی استخراج گزارههای تمدنی از قرآن و دستیابی به شبکهای از معانی و مفاهیم مرتبط با یکدیگر است؛ شبکهای که امکان عبور از برداشتهای منفرد و رسیدن به فهمی منسجمتر را فراهم میکند.
فصل سوم با عنوان «درآمدی بر رهیافت تمدنی در روش تفسیر قرآن (رویکرد غایتگرا)» به قلم حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی، بر نقش غایات و مقاصد در خوانش تمدنی قرآن تمرکز دارد. در این فصل، مرجعیت الگویی و پارادایمی قرآن کریم و نسبت آن با مقاصد قرآنی بررسی میشود. همچنین این پرسش مطرح است که قرآن چگونه میتواند در مواجهه با مسائل و چالشهای معاصر نقشآفرینی کند و زمینهای برای برقراری ارتباط و ایجاد هماهنگی میان سنت و مدرنیته فراهم آورد. در این رویکرد، فهم تمدنی قرآن صرفاً به استخراج مفاهیم محدود نمیشود، بلکه توجه به غایات و جهتگیریهای کلان آن نیز اهمیت مییابد.
فصل چهارم با عنوان «تأویل تمدنی قرآن» به قلم دکتر حبیبالله بابایی، به مفهومشناسی و بررسی واژگان کلان اجتماعی و تمدنی در قرآن میپردازد. مفاهیمی همچون تمکن، ملک، امت، عمران و مدینه در این فصل از منظر ظرفیت آنها برای فهم مناسبات و تحولات اجتماعی و تمدنی بررسی میشوند. کلاننگری در فهم مفاهیم قرآنی، روشهای تأویل تمدنی و امکان مقایسه و شباهتیابی میان الگوهای قرآنی و سنتهای بدیل نیز از دیگر محورهای این فصل است. این مباحث در پی آناند که نشان دهند چگونه میتوان از سطح معنای منفرد واژگان عبور کرد و ظرفیت آنها را در فهم مسائل کلان تمدنی بررسی کرد.
فصل پنجم با عنوان «خوانش تمدنی قرآن کریم با معیار تمدن به مثابه مناسبات انسانی» به قلم دکتر محمدرضا بهمنی، به بررسی تمدن از منظر مناسبات انسانی و چگونگی صورتبندی یک الگوی مفهومی برای خوانش تمدنی قرآن اختصاص دارد. در این فصل، مدلسازی مفهومی، ارکان خوانش تمدنی و نشانگرهای دلالتپردازی مورد توجه قرار گرفتهاند. تمرکز بر مناسبات انسانی در این رویکرد، امکان بررسی ارتباط میان مفاهیم قرآنی و الگوهای تعامل انسانها در عرصههای مختلف اجتماعی را فراهم میکند.
فصل ششم با عنوان «فرانظریه سازوکار شناخت تمدنی» به قلم دکتر احمد آکوچکیان، به بررسی سازوکارهای کلان شناخت تمدنی میپردازد. نظام مسئله نظریه تمدنی، سلسلهمراتب معرفت، معادلات پارادایم فهم تمدنی و عرصههای پنجگانه فرانظریه از جمله موضوعات این فصل هستند. این مباحث ناظر به چارچوبهای کلانیاند که میتوانند نسبت میان مسائل، مبانی و روشهای مختلف را در فرایند شناخت تمدنی روشن کنند.
از مفاهیم تمدنی تا فهم نظاممند قرآن
در کنار مباحث اختصاصی هر فصل، مقدمه کتاب مجموعهای گسترده از مسائل و پرسشهای روششناختی را نیز معرفی میکند که در بخشهای مختلف اثر مورد توجه قرار گرفتهاند. این مسائل از ماهیت تمدن و مفاهیم بنیادین آن در قرآن تا معیارهای تشخیص آیات، گزارهها، فرازها و سورههای تمدنی را در بر میگیرند.
از جمله موضوعات مطرحشده میتوان به مصدریت و کارآمدی تمدنی قرآن، مفهوم اعجاز تمدنی، مقاصد و غایات تمدنی، چگونگی استنباط از متن و استخراج نظریه تمدنی اشاره کرد. همچنین روشهایی همچون خوانش تمدنی، استنطاق تمدنی، تفسیر موضوعی تمدن، تدبر تمدنی، تأویل تمدنی و بررسی جری و تطبیقات تمدنی در این مجموعه مورد تأمل قرار گرفتهاند.
بخشی از مباحث نیز به مؤلفههای مختلف فهم تمدنی اختصاص دارد؛ از جمله فهم سیستمی، فهم جهانی، فهم تطبیقی در مقایسه با ادیان و کتابهای آسمانی دیگر، فهم کاربردی، فهم فرایندی و استنطاق دیالکتیکی. همچنین نسبت ابعاد فردی و اجتماعی، تاریخی و عصری، مادی و معنوی و ثابت و متغیر در فهم قرآن از جمله موضوعاتی است که در این چارچوب مورد توجه قرار گرفته است.
در حوزه مهارتهای عملی نیز موضوعاتی همچون واژهپژوهی، بررسی روح کلی قرآن و سورهها، تحلیل سیاق آیات، تفسیر جمعی و میانرشتهای، مدلسازی، نظریهپردازی و اعتبارسنجی مطرح شدهاند. به این ترتیب، کتاب میکوشد افزون بر طرح مبانی نظری، زمینه توجه به مراحل و مهارتهای مورد نیاز برای پژوهش در حوزه فهم تمدنی قرآن را نیز فراهم کند.
در پایان کتاب، نمایههای تفکیکشده آیات، روایات، موضوعات، اعلام و مشاهیر، مکانها، نشانگان و کتابها درج شده است تا دسترسی پژوهشگران به مفاهیم و منابع مورد اشاره در اثر تسهیل شود.
تلاشی مقدماتی برای گسترش پژوهشهای قرآنی و تمدنی
تدوینکنندگان در جمعبندی مقدمه، هدف این مجموعه را ایجاد بستری مناسب و فراهم آوردن ادبیات مقدماتی برای طرح مسائل معرفتی در فهم تمدنی قرآن معرفی میکنند. از نگاه آنان، گسترش این حوزه به مشارکت همزمان نخبگان قرآنی و تمدنی نیاز دارد؛ مشارکتی که بتواند ظرفیتهای معرفتی قرآن را با پرسشهای کلان جوامع اسلامی و مسائل جهان معاصر پیوند دهد.
بر این اساس، «درآمدی بر روششناسی تفسیر تمدنی» را میتوان تلاشی مقدماتی برای صورتبندی پرسشها، مبانی و روشهای یک حوزه پژوهشی دانست که در پی بررسی ظرفیتهای قرآن کریم برای فهم مسائل کلان اجتماعی و تمدنی است. اهمیت این اثر، افزون بر طرح مجموعهای از روشهای پیشنهادی، در ثبت تجربه یک کار جمعی و فراهم کردن زمینه گفتوگو میان رویکردهای مختلف در این حوزه قرار دارد.
کتاب «درآمدی بر روششناسی تفسیر تمدنی» به کوشش حبیبالله بابایی و زهرا محمودی، به همت پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی و از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده است. علاقهمندان میتوانند برای تهیه این اثر به فروشگاهها و درگاههای عرضه محصولات انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی مراجعه کنند.
نظر شما