سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال: مسئولیتپذیری اجتماعی از همان سالهای نخست زندگی شکل میگیرد؛ از زمانی که کودک میآموزد رفتار او تنها بر زندگی خودش اثر نمیگذارد و دیگران نیز احساسات، نیازها و حقوقی دارند که باید به آنها احترام گذاشت.
جامعهای که میخواهد در آینده شهروندانی مسئول، مشارکتجو و دغدغهمند داشته باشد، نمیتواند آموزش این ارزشها را به دوران بزرگسالی موکول کند. این آموزش باید از کودکی و از طریق تجربههای روزمره، روابط خانوادگی، محیط آموزشی و ابزارهای فرهنگی آغاز شود. در این میان، کتاب یکی از ظرفیتهای ارزشمند برای پرورش مسئولیتپذیری اجتماعی است؛ زیرا میتواند مفاهیمی مانند همدلی، همکاری، احترام به حقوق دیگران و مراقبت از محیط زیست را از سطح توصیههای انتزاعی به تجربههایی ملموس و قابلفهم تبدیل کند.
مسئولیتپذیری اجتماعی به معنای اطاعت بیچونوچرا از بزرگسالان یا پذیرفتن تمام قواعد موجود نیست. کودک مسئولیتپذیر باید بتواند پیامد رفتارهای خود را درک کند، نسبت به حقوق دیگران حساس باشد، در کارهای مشترک مشارکت کند و هنگام مواجهه با یک مسئله اجتماعی، برای یافتن راهحل مناسب بیندیشد. او باید بیاموزد که زندگی جمعی بر پایه احترام متقابل، همکاری و پذیرش مسئولیت شکل میگیرد و تصمیمهای فردی، گاهی پیامدهایی فراتر از زندگی شخصی دارند. کتاب میتواند زمینهای برای آشنایی تدریجی با این مفاهیم فراهم آورد؛ بهویژه هنگامی که کودک با شخصیتهایی روبهرو میشود که انتخابهایشان بر دیگران اثر میگذارد و باید با پیامدهای آن مواجه شوند.
داستانهای کودکانه فرصتی فراهم میکنند تا کودک از دریچه تجربه شخصیتها، موقعیتهای اجتماعی را بشناسد. وقتی شخصیتی در داستان به دوستی کمک میکند، از فردی ضعیفتر حمایت میکند، در برابر بیعدالتی واکنش نشان میدهد یا برای حل مشکلی جمعی با دیگران همکاری میکند، کودک میتواند درباره انگیزهها و پیامدهای این رفتارها بیندیشد.
همچنین داستانهایی که به اختلاف، خودخواهی، بیتوجهی یا نادیدهگرفتن حقوق دیگران میپردازند، امکان گفتوگو درباره نتایج چنین رفتارهایی را فراهم میکنند. اهمیت این تجربه در آن است که کودک صرفاً با یک دستور اخلاقی روبهرو نیست، بلکه فرصت دارد موقعیت را درک کند، از دیدگاه شخصیتهای مختلف به آن بنگرد و درباره انتخابهای ممکن فکر کند.
البته مسئولیتپذیری اجتماعی تنها به مهربانی با دیگران محدود نمیشود. احترام به قوانین عادلانه، مراقبت از محیط زیست، حفظ اموال عمومی، پذیرش تفاوتهای فرهنگی و جسمی، رعایت حقوق افراد دارای معلولیت و مشارکت در حل مسائل مشترک نیز از ابعاد آن هستند. کتابهای علمی، داستانی و غیرداستانی میتوانند کودکان را با این موضوعات آشنا کنند و نشان دهند که مسئولیت اجتماعی گاهی در رفتارهای ساده روزمره معنا پیدا میکند؛ از دور نریختن زباله و مراقبت از فضای عمومی گرفته تا گوشدادن به نظر دیگران، تقسیم منصفانه کارها و کمک به کسی که به حمایت نیاز دارد.
به این ترتیب، کودک درمییابد که شهروند مسئول بودن الزاماً به اقدامات بزرگ و استثنایی وابسته نیست، بلکه از مجموعهای از انتخابهای کوچک و آگاهانه شکل میگیرد. در این مسیر، شیوه استفاده از کتاب بهاندازه محتوای آن اهمیت دارد. اگر مطالعه تنها به حفظ پیامهای اخلاقی یا تکرار پاسخهای مورد انتظار بزرگسالان محدود شود، ممکن است کودک واژههای مسئولیتپذیری را بیاموزد، بیآنکه معنای عملی آن را درک کند.
در مقابل، گفتوگو درباره داستان و پیوند دادن آن با تجربههای واقعی میتواند یادگیری را عمیقتر کند. والدین و مربیان میتوانند پس از خواندن یک داستان از کودک بپرسند: اگر تو جای شخصیت اصلی بودی، چه تصمیمی میگرفتی؟ رفتار او چه اثری بر دیگران گذاشت؟ آیا راه دیگری برای حل این مشکل وجود داشت؟ چگونه میتوانیم در زندگی روزمره خودمان به شرایط مشابه پاسخ دهیم؟ چنین پرسشهایی کودک را از دریافتکننده منفعل پیامهای تربیتی به مشارکتکنندهای فعال در فرایند یادگیری تبدیل میکنند.
خانواده و مدرسه نیز باید میان آنچه به کودکان میآموزند و آنچه در عمل انجام میدهند، هماهنگی ایجاد کنند. نمیتوان از کودک انتظار داشت به حقوق دیگران احترام بگذارد، اما نظر او در تصمیمهای مرتبط با زندگیاش همواره نادیده گرفته شود. نمیتوان از او مسئولیتپذیری خواست، اما هیچ فرصتی برای مشارکت در کارهای متناسب با سنش فراهم نکرد.
کتاب زمانی اثر تربیتی عمیقتری پیدا میکند که مفاهیم آن در زندگی واقعی نیز تجربه شوند؛ برای مثال، پس از خواندن داستانی درباره همکاری، اعضای خانواده میتوانند مسئولیت انجام یک کار مشترک را میان خود تقسیم کنند یا پس از مطالعه داستانی درباره محیط زیست، فعالیتی ساده برای مراقبت از فضای زندگی خود انجام دهند.
در چنین شرایطی، کتاب به پلی میان شناخت و عمل تبدیل میشود. این رویکرد با اصول کنوانسیون حقوق کودک نیز ارتباط دارد. مادهی ۲۹ این کنوانسیون بر پرورش احترام به حقوق بشر، آزادیهای اساسی و محیط زیست تأکید میکند و ماده ۱۲ حق کودک را برای بیان دیدگاههای خود در موضوعات مرتبط با او به رسمیت میشناسد. بنابراین، آموزش مسئولیتپذیری اجتماعی باید با احترام به شخصیت و حقوق خود کودک همراه باشد.
هدف آن نیست که کودکان را به پذیرش بیچونوچرای خواستههای بزرگسالان عادت دهیم، بلکه باید به آنان کمک کنیم مسئولیت رفتار خود را بپذیرند، حقوق دیگران را بشناسند و برای بهبود زندگی جمعی مشارکت کنند. در نهایت، کتاب بهتنهایی نمیتواند شهروندی مسئول بسازد، اما میتواند زمینهای مهم برای شکلگیری نگرشها و مهارتهای اجتماعی فراهم آورد؛ بهویژه هنگامی که با گفتوگو، تجربه عملی و الگوهای رفتاری مناسب همراه شود.
مسئولیتپذیری اجتماعی از لحظهای آغاز میشود که کودک درمییابد جهان فقط به خواستههای شخصی او محدود نیست و هر انسان، بخشی از یک زندگی مشترک است. اگر میخواهیم در آینده جامعهای برخوردار از همدلی، اعتماد و مشارکت بیشتر داشته باشیم، باید از امروز به کودکان فرصت دهیم این ارزشها را بشناسند، درباره آنها بیندیشند و در عمل تجربهشان کنند.
گاهی یک داستان ساده میتواند نخستین جرقه این آگاهی را روشن کند؛ آگاهی از اینکه مسئولیتپذیری اجتماعی یعنی نهفقط خوب زندگیکردن برای خود، بلکه کمک به ساختن جهانی که دیگران نیز بتوانند در آن بهتر زندگی کنند.
نظر شما