سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: سیونهمین نشست هفتگی نشر مهراندیش، دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵، به رونمایی از کتاب «آتش و آتشبازی در ایران» نوشته میر محمدرضا حیدری اختصاص داشت. در این نشست، نویسنده از چگونگی شکلگیری پژوهش خود و جایگاه آتش در تاریخ جشنها و آیینهای ایرانی سخن گفت. در ادامه، نغمه شهدیپور، نقاش و مجسمهساز، به حضور آتش در هنر پرداخت و رضا حسینی و مهتاب وزیری، دو اجراگر آتش، از تجربههای اجرایی خود گفتند و اجرایی زنده با آتش ارائه کردند.
کتاب «آتش و آتشبازی در ایران» پژوهشی درباره آیینها، نمادها و کارکردهای آتش در فرهنگ ایرانی است. این اثر به بررسی جایگاه آتش در باورها و آیینهای کهن و دگرگونی نقش آن در دورههای تاریخی مختلف میپردازد. آتش در این پژوهش، افزون بر جنبه آیینی و نمادین، از منظر کاربردهای نمایشی و حضورش در جشنها و سرگرمیهای مردمی و درباری نیز بررسی شده است.

جشنهای آتش عنصر مقدس یا نماد قدرت طبیعت
به گفته نویسنده کتاب؛ در بررسی تاریخ آتش و نمایشهای مرتبط با آن، باید میان سه مفهوم کلیدی تفاوت قائل شد: نخست جشنهای آتش. این جشنها، آیینهای کهنی هستند که در آنها آتش بهعنوان عنصر مقدس یا نماد قدرت طبیعت گرامی داشته میشود. از نمونههای این جشنها میتوان به جشن سده در ایران، بونفایر نایت در بریتانیا، جشن هوگانها در اسکاتلند اشاره کرد. نخست جشنهای مرتبط با خدایان آتش. همچون جشن آذرگان که برای آذر یا خدای آتش ترتیب داده شده، دوم جشنهایی که به شادمانی پیدایش آتش ترتیب داده میشود و سوم جشنهایی که اگرچه آتش در آن نقش محوری ندارد، اما آتش در آن حضوری پررنگ دارد و تمام جشن گرد آن میشود.
دومین مفهوم کلیدی رقصهای آتش یا دقیقتر، اجراهای با آتش است. اینها اجراهای نمایشی هستند که در آن حرکات بدن و شعلههای آتش ترکیب میشوند. نمونه این اجراها، رقصهای آتش در بالی و هاوایی و یا اجراهای سیرک آفتاب است. اما آتشبازی سومین موردی است که درباره آن تحقیق کردهام. نمایشهای برنامهریزیشدهای که در آن مواد منفجره و باروت برای خلق جلوههای بصری استفاده میشوند. آتشبازی به شیوههای مختلف اجرا میشود و ابزارهای گوناگونی برای آن به کار میروند. در آتشبازی هوایی، موشکها و بمبها در آسمان منفجر شده و اشکال رنگارنگ ایجاد میکنند. آتشبازی زمینی اجراهایی هستند که روی زمین نمایش داده میشوند، مانند چرخهای آتشین و فوارههای نور و سرانجام آتشبازی تعاملی، اجراهایی که در آنها هنرمندان یا مخاطبان با شعلهها تعامل دارند همچون اجرای آتش در فستیوالهای هنر محیطی.
گزارشهای متعددی درباره آتش و آتشبازی در منابع تاریخی
محمدرضا حیدری درباره انگیزه نگارش این کتاب توضیح داد که توجه او به آتش و آتشبازی از زمانی آغاز شد که مشغول گردآوری تاریخ هنرهای نمایشی در ایران بود. در جریان این مطالعات، با گزارشهای متعددی درباره آتش و آتشبازی در منابع تاریخی روبهرو شد. فراوانی این گزارشها او را به این نتیجه رساند که آتشبازی را نمیتوان صرفاً موضوعی فرعی در تاریخ جشنها و نمایشها دانست؛ بلکه باید آن را بهعنوان موضوعی مستقل بررسی کرد.
به گفته این پژوهشگر، یکی از دریافتهای اصلی او در جریان این پژوهش، پیوند آتش با قدرت و نیروی مردم است. حکومتها در دورههای مختلف از آتش برای نمایش شکوه و اقتدار خود بهره گرفتهاند؛ اما آتش هنگامی که در اختیار مردم قرار میگیرد، میتواند به وسیلهای برای ابراز وجود و سرپیچی از نظم مسلط نیز تبدیل شود. از این منظر، آتشبازی صرفاً نمایشی تماشایی نیست؛ معنای آن به این نیز بستگی دارد که چه کسی آتش را در اختیار دارد و مردم چه نقشی در برگزاری آن ایفا میکنند.
جایگاه رسمی آتش در ساختار دینی و اجتماعی ساسانیان
او در ادامه به جایگاه آتش در ایران باستان پرداخت و یادآور شد که آتش از منزلتی ویژه برخوردار بود و در دوره ساسانی نیز جایگاهی رسمی در ساختار دینی و اجتماعی داشت. حضور آتش در جشنها، مراسم و آیینهای گوناگون، به معنای بیقیدوشرط بودن رفتار با آن نبود؛ آتش، با وجود کاربردهای متنوع، همچنان عنصری محترم به شمار میرفت و استفاده از آن با ملاحظات خاصی همراه بود.
حیدری سپس به گزارشهای دوره اسلامی درباره جشنهای ایرانی اشاره کرد و از «نوروزیات» و «مهرجانیات» در ادبیات عرب بهعنوان نمونههایی مهم یاد کرد؛ آثاری که از برگزاری جشنهای نوروز و مهرگان و حضور آتش در این مراسم خبر میدهند. برخی از این سنتها پس از اسلام نیز ادامه یافتند و دربارهای عباسی و فاطمی در مواردی میزبان جشنهایی بودند که به سنتهای ایران باستان پیوند داشتند.
تداوم تاریخی جشنهای آتش همراه با تنشهایی در گذر زمان
به گفته نویسنده، این تداوم تاریخی در عین حال با تنشهایی همراه بود. دربارهای اسلامی گاه با برگزاری جشنهای ایرانی، میراث و شکوه حکومتهای باستان را به نمایش میگذاشتند؛ در همان حال، شکل برگزاری این جشنها در میان مردم، در گذر زمان، میتوانست مخالفت برخی جریانهای سنتگرا را برانگیزد. این مخالفتها گاه خلفا را به مقابله با مراسم وادار میکرد، اما به نظر میرسد چنین برخوردهایی همیشه به توقف یا حذف آنها نمیانجامید. بنابراین، تاریخ آتشبازی در این دوره را باید در نسبت میان تداوم سنتهای مردمی، حساسیتهای دینی و ملاحظات سیاسی حکومتها بررسی کرد.
حیدری در ادامه به ورود و گسترش فنون آتشبازی و کاربرد باروت پرداخت. باروت که در چین اختراع شده بود، بهتدریج به مناطق دیگر، از جمله ایران و جهان اسلام، راه یافت و زمینه گسترش شکلهای تازهای از آتشبازی را فراهم کرد. در دوره صفوی، آتشبازی به یکی از جلوههای نمایش شکوه دربار تبدیل شد؛ اما گزارشهای دوره قاجار تصویری از تجربهای فراتر از تماشای یک نمایش درباری به دست میدهند.
بهرهگیری از جشنهای باستانی در چارچوب ملیگرایی باستانگرایانه
بر اساس این گزارشها، در بسیاری از بازیها و مراسم آتشبازی، آتش در دست مردم بود و هیجان مراسم از مشارکت مستقیم آنان سرچشمه میگرفت. آنچه تماشاگر را درگیر میکرد، صرفاً تماشای آتشی نبود که در نقطهای معین روشن شود و سپس پایان یابد؛ بازی با آتش، حضور و حرکت آن در میان مردم و امکان مشارکت در این تجربه، به مراسم کیفیتی جمعی میبخشید. در چنین وضعیتی، آتشبازی بیش از آنکه رویدادی برای تماشا باشد، تجربهای بود که هیجان آن از درگیر شدن مردم با آتش و با یکدیگر پدید میآمد.
حیدری همچنین به دوره پهلوی و بهرهگیری از جشنها و سنتهای باستانی در چارچوب ملیگرایی باستانگرایانه حکومت رضاشاه اشاره کرد. در این دوره، برجستهسازی آیینها و جشنهای پیش از اسلام بخشی از تلاش برای پیوند دادن هویت ملی معاصر با گذشتهای پرشکوه بود. به این ترتیب، آتش و جشنهای مرتبط با آن در دورههای مختلف، افزون بر جایگاه آیینی و سرگرمکننده خود، در بازنمایی هویت و اقتدار سیاسی نیز نقش داشتهاند.
حضور آتش در هنر و پیوند آن با اسطورههای شرقی و غربی
در بخش دیگری از نشست، نغمه شهدیپور، نقاش و مجسمهساز، درباره حضور آتش در هنر و پیوند آن با اسطورههای شرقی و غربی سخن گفت. او با اشاره به تداوم الگوهای اسطورهای در هنر معاصر، به این نکته پرداخت که هنرمندان گاه، حتی بدون ارجاع آگاهانه به یک روایت اسطورهای، صورتها و معناهای آن را در آثار خود بازآفرینی میکنند. آتش در این آثار میتواند با مفاهیمی چون تطهیر، رهایی و طغیان پیوند بخورد.
در این زمینه، میتوان به آثار و اجراهای هنرمندانی اشاره کرد که آتش را از عنصری صرفاً نمایشی فراتر بردهاند. مارینا آبراموویچ در اجرای ریتم ۵ (۱۹۷۴)، با روشن کردن ستارهای بزرگ و قرار گرفتن درون آن، بدن خود را در معرض خطر واقعی قرار داد؛ اجرایی که در آن آتش با آیین، بدن و محدودیتهای جسمانی گره میخورد. کای گوئو-چیانگ، هنرمند چینی، نیز با استفاده از باروت و انفجارهای کنترلشده، آتش و آثار بهجامانده از آن را به بخشی از فرایند خلق اثر تبدیل کرده است. در آثار آنا مِندیتا، هنرمند کوباییآمریکایی، نیز رد بدن و پیکره انسانی در ارتباط با زمین و آتش ظاهر میشود و از طریق سوختن یا محو شدن، حضوری گذرا در محیط به جا میگذارد.
بازنمایی آتش در نگارگری ایرانی و نسخههای مصور شاهنامه
شهدیپور در کنار این نمونههای معاصر، به کاربرد آتش در مجسمهسازی، سفالگری و شیشهگری پرداخت؛ حوزههایی که در آنها آتش هم ابزار ساختن است و هم در شکل نهایی اثر حضور دارد. او همچنین به بازنمایی آتش در نگارگری ایرانی اشاره کرد؛ از جمله تصویر عبور سیاوش از آتش در نسخههای مصور شاهنامه و نگاره معراج اثر سلطان محمد. در این نمونهها، آتش صرفاً عنصری طبیعی یا جلوهای تزئینی نیست، بلکه در شکلگیری معنای تصویر و بیان مفاهیم معنوی و روایی نقش دارد.
در پایان نشست، رضا حسینی و مهتاب وزیری درباره تجربههای خود در اجرا با آتش، فنون کار و واکنش تماشاگران صحبت کردند. آنها به جزئیاتی از رابطه اجراگر و مخاطب اشاره کردند که در توصیفهای معمول از آتشبازی کمتر به چشم میآید: از ذوقزدگی و تشویق تماشاگران با نخستین حرکتهای اجراگر تا تأثیر صدای شعله بر فضای اجرا و ایجاد کشش و هیجان. این جزئیات نشان میداد که جذابیت آتش تنها به آنچه دیده میشود محدود نیست؛ صدا، حرکت، فاصله بدن با شعله و انتظار تماشاگر نیز در تجربه اجرا سهم دارند. این دو اجراگر در ادامه، اجرایی زنده با آتش برای حاضران ارائه کردند.
نشست رونمایی کتاب «آتش و آتشبازی در ایران» با کنار هم قرار دادن پژوهش تاریخی، گفتوگو درباره هنر معاصر و تجربه زنده اجرا، وجوه مختلف آتش را بررسی کرد؛ عنصری که در طول تاریخ، گاه نشانه شکوه و اقتدار حکومتها بوده، گاه در آیینها و جشنهای جمعی حضور یافته و گاه در دست مردم، به نیرویی برای مشارکت، هیجان و ابراز وجود تبدیل شده است.
نظر شما