سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- پریا حیدری، مدرس دانشگاه؛ کتاب «تاریخ مختصر زنستیزی» نوشته جک هالند که به تازگی با ترجمه آزاده غیبیزاد از سوی نشر کندوکاو منتشر شده، یکی از آثار پیشگام و بحثبرانگیز در حوزهی مطالعات جنسیتی است. این کتاب که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و بهسرعت مورد توجه پژوهشگران، فعالان حقوق زنان و علاقهمندان به تاریخ اجتماعی قرار گرفت، نه بر نفرت فردی، بلکه بر خصومت نهادینهشده نسبت به زنان متمرکز است؛ پدیدهای عمیقاً ریشهدار که از طریق ساختارهای اجتماعی، قوانین و روایتهای مذهبی خود را بازتولید کرده و به یک ستون اصلی در تاریخ بشر تبدیل شده است.

هالند، که خود از محققان برجسته در زمینه تاریخ اجتماعی و مسائل جنسیتی است، در این اثر با تکیه بر روششناسی فشرده و علمی، تاریخ زنستیزی را از دوران باستان تا دوران معاصر بررسی میکند. او بهطور خاص، بهجای تمرکز بر سوابق یا اعمال فردی، به ریشههای گفتمانی زنستیزی میپردازد؛ یعنی چگونه متفکران، قانونگذاران و ادیان، زبان و چارچوبهای فکری را برای توجیه فرودستی زنان ایجاد کردهاند. این اثر به تحلیل عواملی میپردازد که موجب تقویت و استمرار این پدیده در ابعاد مختلف سیاست، فرهنگ و اقتصاد شدهاند و روندهای تاریخی را برای درک بهتر وضعیت کنونی زنان در جوامع مختلف روشن میکند.
این کتاب شامل نه فصل است که بهترتیب با عناوین زیر تدوین شدهاند:فصل نخست: دختران پاندورا، فصل دوم: زنان بر دروازه: زنستیزی در روم باستان، فصل سوم: مداخلهی مقدس: زنستیزی و برآمدن مسیحیت، فصل چهارم: از ملکهی عرش الاهی تا زن اهریمنی، فصل پنجم: ای بُرد جدید دلیر: ادبیات، زنستیزی و برآمدن مدرنیته، فصل ششم: رازهای ویکتوریایی، فصل هفتم: زنستیزی در عصر ایرانسان، فصل هشتم: سیاست بدن و فصل نهم: جمعبندی: درک زنستیزی.
«تاریخ مختصر زنستیزی» با ارائه یک تاریخ فشرده، مسیر تکاملی نفرت را در تمدنها دنبال میکند. هالند با اشاره به تاریخهای یونان باستان، روم، دوران قرون وسطی و عصر رنسانس، نشان میدهد که زنستیزی یک پدیدهی فراگیر بوده است. برای مثال، او نشان میدهد که در یونان باستان، با وجود تولد دموکراسی، زنستیزی در آثار فیلسوفانی چون ارسطو نهادینه شد، کسی که زن را صرفاً «مرد ناقص» میدانست و سهم او را در تولیدمثل ناچیز میشمرد. این دیدگاههای فلسفی پایهای برای توجیه محرومیت زنان از زندگی عمومی و سیاسی شد.
در دوران قرون وسطی و رنسانس، این نگاه فلسفی با آموزههای مذهبی در هم آمیخت. هالند پدیدهی شوم شکار جادوگران را تحلیل میکند، جایی که زنان به شکل گستردهای بهعنوان مظهر شرارت، وسوسهگری و تباهی معرفی شدند و این باورهای مذهبی صدها هزار نفر را به کام مرگ و شکنجه کشاند. این بخش از تاریخ نشان میدهد که زنستیزی چگونه در اوج تمدنهای اروپایی، با برچسبهای ماوراءالطبیعه خود را بازتولید کرده است.
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل هالند، تمرکز او بر مفاهیم فرهنگی است. او بررسی میکند که چگونه آیینها، باورها، زنان را به نقشهای فرودستتر محدود کردهاند.
علاوه بر این، هالند با درکی عمیق، تأکید میکند که زنستیزی تنها یک باور فرهنگی نیست، بلکه یک نظام قدرت است که ابعاد سیاسی و اقتصادی دارد. او نشان میدهد که چگونه قوانین و نهادهای حقوقی، بهویژه در موضوعاتی مانند حق رأی، مالکیت دارایی و ارث، زنستیزی را نهادینه کردهاند. در بسیاری از جوامع، زنان تا همین قرن بیستم به لحاظ قانونی، تحت قیمومیت شوهر یا پدر خود قرار داشتند و از بسیاری از حقوق اساسی اقتصادی و اجتماعی محروم بودند. این کتاب در تحلیل و ارائه شواهد تاریخی از نقش قوانین و نهادهای اجتماعی در گسترش زنستیزی بینظیر است.

تاریخ مختصر زنستیزی» توانسته است تا در میان پژوهشگران و فعالان حقوق زنان توجه زیادی را جلب کند و بهعنوان یک منبع فمنیستی محوری مورد استفاده قرار گیرد. فلاسفه و جامعهشناسان، از تحلیلهای هالند بهعنوان یک اثر جامع و اثرگذار یاد کردهاند که دیدگاه تاریخی را برای فهم بهتر مسائل جنسیتی در عصر حاضر فراهم میکند. بااینحال، برخی از منتقدان بر این باورند که هالند در این کتاب بیشتر بر تحولات کلان اجتماعی و تاریخی تمرکز دارد و به جنبههای روانشناختی و فردی زنستیزی، یا آن بخش از نفرت که ریشه در تجربههای شخصی و تربیت دارد، توجه کمتری کرده است.
با وجود این نقدها، این اثر یک منبع تحقیقی ارزشمند است که با بررسی تاریخچه زنستیزی در فرهنگها و تمدنهای مختلف، ابزار مهمی برای فهم بهتر مسائل جنسیتی و مقابله با پدیدهای است که هنوز ریشههای آن در تاروپود ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهان باقی مانده است.
نظر شما