بهگزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز، نشستهای علمی سیامین یادروز بینالمللی حافظ، روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، در سالن سینمافرهنگ کتابخانه ملی و مرکز اسناد فارس برگزار شد. این رویداد با هدف بررسی پیوند شعر حافظ با عرصههای گوناگون هنر و ادبیات و واکاوی ظرفیتهای اندیشه و کلام او در آفرینشهای هنری و ادبی شکل گرفت.
سعید حسامپور، دبیر علمی یادروز حافظ و رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز، در این نشست گزارشی از روند برگزاری یادروز و فعالیتهای علمی این مرکز ارائه کرد.
وی با اشاره به آثار رسیده به دبیرخانه سیامین یادروز حافظ گفت: امسال ۳۰ مقاله و اثر علمی به دبیرخانه این رویداد رسید که از میان آنها، هشت اثر برای سخنرانی در این نشست علمی انتخاب شد.
بهگفته دبیر علمی یادروز حافظ، هشت حافظپژوه از استانهای خراسان رضوی، گیلان، تهران و فارس، جدیدترین تحلیلها و یافتههای علمی و تخصصی خود را درباره آثار ادبی و هنری برآمده از اندیشه و قلم حافظ در این گردهمایی به اشتراک گذاشتند.
حسامپور با تأکید بر جایگاه بیبدیل شعر حافظ در فرهنگ و هنر ایران و جهان افزود: شعر حافظ تنها مجموعهای از واژهها نیست، بلکه معماری باشکوهی از اندیشه، معنا و زیباییشناسی است که مرزهای زبان را درنوردیده و به سرچشمهای زاینده برای خلق آثار بدیع هنری و ادبی تبدیل شده است.
دبیر علمی یادروز حافظ ادامه داد: سخن حافظ در گذر سدهها، جانمایه بسیاری از اصیلترین آفرینشهای هنری بوده است؛ از جلوههای ماندگار خوشنویسی، نگارگری و تذهیب گرفته تا موسیقی اصیل ایرانی و ادبیات معاصر ایران و جهان، حضور و تأثیر شعر او به روشنی دیده میشود.

این استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز با بیان اینکه سیامین یادروز بینالمللی حافظ با تمرکز بر این موضوع در پی واکاوی پیوند عمیق و چندسویه شعر حافظ با عرصههای مختلف هنر و ادبیات است، اظهار کرد: این رویداد فرصتی برای ارائه خوانشی تازه از حضور آشکار و پنهان حافظ در سپهر هنر و ادبیات و بررسی این پرسش است که چگونه اندیشه و کلام او پس از گذشت بیش از هفت قرن، همچنان الهامبخش آفرینش، تأویل و نوآوری در حوزههای مختلف هنری و ادبی باقی مانده است.
تأکید بر حمایت از حافظپژوهی و معرفی حافظ به نسل جوان
وی ادامه داد: مرکز حافظشناسی در سه دهه فعالیت خود کوشیده است با گسترش پژوهشهای علمی، برگزاری نشستهای تخصصی و بهرهگیری از ابزارهای نوین، زمینه آشنایی گستردهتر جامعه با اندیشه و شعر حافظ را فراهم کند.
حسامپور، با اشاره به سیامین سال فعالیت مرکز حافظشناسی، بر ضرورت حمایت از فعالیتهای علمی و فرهنگی در حوزه حافظپژوهی و گسترش شیوههای نوین معرفی این شاعر بزرگ به نسل جوان تأکید کرد.
حسامپور با قدردانی از استادان، پژوهشگران، حافظپژوهان و علاقهمندانی که در سالهای گذشته با مرکز حافظشناسی همراه بودهاند، گفت: دستاوردهای این مجموعه حاصل تلاش گروهی و همدلی اعضای آن است و بدون همراهی و هماهنگی این گروه، انجام بسیاری از فعالیتهای علمی و فرهنگی امکانپذیر نبود.
وی با اشاره به فعالیتهای سهدههای مرکز حافظشناسی اظهار کرد: این مرکز در طول سالیان گذشته تلاش کرده است با انتخاب موضوعات محوری و متنوع، به فعالیتهای حافظپژوهی جهت دهد و زمینههای تازهای برای مطالعه و شناخت شعر و اندیشه حافظ فراهم کند.
دبیر نشست علمی «یاد روز حافظ» یکی از فعالیتهای مستمر مرکز را انتشار مجله «حافظشناسی» عنوان کرد و افزود: در سالهای گذشته چندین شماره از این مجله آماده و منتشر شده است، اما برای افزایش شمار و کیفیت مقالات علمی و پژوهشی، لازم است جایگاه علمی این نشریه تقویت شود و حمایت بیشتری از آن صورت گیرد.
حسامپور همچنین با اشاره به برگزاری نشستهای تخصصی گفت: مرکز حافظشناسی در سه سال گذشته ۱۲ نشست تخصصی برگزار کرده که شش نشست آن داخلی و شش نشست دیگر بینالمللی بوده است. این برنامهها با هدف گسترش ارتباطات علمی میان پژوهشگران ایرانی و محققان و علاقهمندان زبان و ادبیات فارسی در دیگر کشورها برگزار شدهاند.
وی برگزاری دورههای حافظخوانی را از فعالیتهای شاخص مرکز حافظشناسی دانست و گفت: این دورهها بهصورت فصلی برگزار میشوند و در هر دوره حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر در آنها شرکت میکنند؛ موضوعی که نشاندهنده ظرفیت بالای شعر حافظ برای برقراری ارتباط با مخاطبان مختلف جامعه است.

به گفته حسامپور، حتی در دورهای که برگزاری کلاسهای حافظخوانی با مشکلاتی مواجه شد، مرکز با همکاری دانشگاه شیراز تلاش کرد این برنامهها متوقف نشوند و ارتباط علاقهمندان با جلسات حافظخوانی استمرار یابد.
وی افزود: تداوم این دورهها نشان میدهد که علاقه به شعر حافظ محدود به محیطهای دانشگاهی و تخصصی نیست و بخش گستردهای از جامعه همچنان خواهان شناخت عمیقتر این میراث ادبی است.
وی به فعالیتهای انجامشده در زمینه پویانمایی و بازنمایی اندیشه و شعر حافظ اشاره کرد و انتشار اثری در این حوزه را نمونهای از تلاش مرکز برای بهرهگیری از ظرفیتهای هنری در معرفی حافظ دانست.
دبیر نشست علمی «یاد روز حافظ» همچنین با اشاره به پژوهش درباره بازتاب شخصیت حافظ در ادبیات عربی اظهار کرد: بررسی رمانهای عربی درباره حافظ، زمینهای برای گسترش مطالعات تطبیقی فراهم کرده است. در همین راستا، با هدایت پژوهشی دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز، پایاننامههایی در این زمینه شکل گرفته و نتایج برخی از این پژوهشها در برنامهها و همایشهای بینالمللی، از جمله برنامهای در تونس، ارائه شده است.
وی تأکید کرد که شناسایی زمینههای کمتر بررسیشده و هدایت هدفمند پژوهشها میتواند به گسترش افقهای تازه در حافظپژوهی کمک کند.
وی به فعالیتهای انجامشده در زمینه پویانمایی و بازنمایی اندیشه و شعر حافظ اشاره کرد و انتشار اثری در این حوزه را نمونهای از تلاش مرکز برای بهرهگیری از ظرفیتهای هنری در معرفی حافظ دانست.
دبیر نشست علمی «یاد روز حافظ» همچنین با اشاره به پژوهش درباره بازتاب شخصیت حافظ در ادبیات عربی اظهار کرد: بررسی رمانهای عربی درباره حافظ، زمینهای برای گسترش مطالعات تطبیقی فراهم کرده است. در همین راستا، با هدایت پژوهشی دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز، پایاننامههایی در این زمینه شکل گرفته و نتایج برخی از این پژوهشها در برنامهها و همایشهای بینالمللی، از جمله برنامهای در تونس، ارائه شده است.
وی تأکید کرد که شناسایی زمینههای کمتر بررسیشده و هدایت هدفمند پژوهشها میتواند به گسترش افقهای تازه در حافظپژوهی کمک کند.
دبیر نشست علمی «یاد روز حافظ» در ادامه، حمایت از مجله حافظشناسی، تقویت نشستهای تخصصی و بینالمللی، استمرار دورههای حافظخوانی و پشتیبانی از تولیدات فرهنگی متناسب با نیاز نسل جدید را از جمله ضرورتهای پیشروی این حوزه برشمرد.
وی خاطرنشان کرد: مرکز حافظشناسی در سالهای فعالیت خود کوشیده است مخاطبان گوناگون را از طریق پژوهشهای علمی، نشستهای تخصصی، دورههای آموزشی، آثار مکتوب و ابزارهای نوین با حافظ آشنا کند. تداوم و گسترش این فعالیتها نیازمند توجه جدیتر نهادهای مسئول و حمایت از ظرفیتهای علمی و فرهنگی موجود است.
حسامپور در پایان با قدردانی از همکاران مرکز حافظشناسی و همراهی استادان، پژوهشگران و علاقهمندان، ابراز امیدواری کرد که در سیامین سال فعالیت این مرکز، زمینه گسترش پژوهشهای حافظشناسی و معرفی مؤثرتر اندیشه و شعر حافظ به نسلهای آینده بیش از گذشته فراهم شود.
حافظ سرحلقه آزاداندیشان
علیرضا قیامتی، عضو هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان مشهد، در سخنرانی خود با عنوان «حافظ سرحلقه آزاداندیشان؛ جهانبینی مهرورزانه حافظ» با تأکید بر جایگاه اندیشه و خردورزی در شعر حافظ، او را از اندیشمندترین و خردورزانهترین شاعران جهان دانست و اظهار کرد: حافظ پیش از آنکه شاعر عشق و عرفان باشد، شاعر خردورزی، مهرآفرینی و آزاداندیشی است.

به گفته وی، آنچه حافظ را در نگاه جهانیان ارج و اعتبار میبخشد، آزادگی، آزادمنشی، وارستگی از قید تعصبات و خرافات خردسوز و، از همه گرانبهاتر، رویآوردن به فضایل انسانی، دوری از غرور و خودپسندی و پرهیز از آزار دیگران است.
قیامتی با اشاره به استقلال فکری حافظ افزود: حافظ در باورهای خود تعصب ندارد و خود را حق مطلق نمیپندارد؛ از هرگونه مطلقگرایی به دور است و نمیتواند آنچه را جامعه و اطرافیان به او قبولاندهاند، بیچونوچرا بهعنوان اندیشه پایدار خویش بپذیرد. او خود درباره بنیاد هستی، آفریدگار و وجود خویش میاندیشد و از مسیر این اندیشه به یقین دست مییابد.
وی با بیان اینکه شعر حافظ بازتابدهنده یک صدا، یک اندیشه و یک باور خاص نیست، بلکه منادی اندیشهها و باورهای گوناگون و نمونهای کامل از چندصدایی است، اظهار کرد: حافظ حقیقت مطلق را در کمال انسانی، شناخت نفس و شناخت خدای خویش میداند؛ چنانکه میسراید: «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/ چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»
این پژوهشگر با اشاره به جایگاه عشق در جهانبینی حافظ گفت: در نگاه خواجه رندان، عشق رمز جاودانه هستی و برتر از هر کفر و ایمانی است و حریم آن فراتر از مرزبندیها و دیوارهایی است که انسانها برای خود ساختهاند. حافظ مدافع راستین آزادی باور و اندیشه است.
قیامتی همچنین تأکید کرد که حافظ را با کرامات و خرافات کاری نیست و در اندیشه او، روح آموزههای ایرانی و حکمت خسروانی بهروشنی دیده میشود. حافظ بهجای باورهای کهنه و پندارهای قطعی، اندیشه و تفکر را جایگزین میکند و همه دیدهها و شنیدهها را از صافی خرد میگذراند تا از تعصب و سختگیری رهایی یابد. از همین رو، در برابر ریاکاران و جزماندیشان استوار میایستد.
«حافظخوانی خصوصی»؛ متنی آینهوار برای بازتولید معنا
علیرضا محمودی حامدی، نویسنده و پژوهشگر، در سخنرانی خود با عنوان «حافظخوانی خصوصی؛ بازتاب حافظ در داستاننویسی معاصر فارسی»، به ویژگی آینهوار شعر حافظ و ظرفیت آن برای شکلگیری خوانشهای متعدد پرداخت.
وی با بیان اینکه حافظ به یکی از بزرگترین آرزوهای هر سخنوری دست یافته است، گفت: حافظ متنی آفریده که هرکس میتواند تصویری از خویشتن را در آن ببیند؛ متنی که در آن هم معنا حضور دارد و هم از معنای نهایی و ثابت فراتر میرود و در هر دوره، متناسب با ضرورتهای زمانه، معنایی تازه از آن بازتاب مییابد.
محمودی حامدی با اشاره به طرح ویژگی آینهوار ادبیات در اندیشه متفکرانی از عینالقضات همدانی تا استاندال و ارنست همینگوی، اظهار کرد: هرچند درباره این ویژگی ادبیات سخن گفته شده، کمتر کسی مانند حافظ توانسته است آن را در عمل محقق کند و این ظرفیت را قرنها زنده نگه دارد. دلبستگی عمیق فارسیزبانان به حافظ و قرائتهای گوناگون از شعر او، سرمایهای بزرگ برای بازتولید معنا و شکلگیری رابطهای چندوجهی میان فرهنگ ایرانی و غزلهای حافظ پدید آورده است.
وی در ادامه، با اشاره به دیدگاه نظریهپردازان معاصر درباره این کیفیت ادبی، توضیح داد: یوری لوتمان این ویژگی را بهمثابه انفجاری در متن میبیند که از شدت تراکم معنا رخ میدهد. رولان بارت در نظریه «درجه صفر نوشتار»، آن را همچون آرمانشهری زبانی مطرح میکند که متن در آن به شفافیت میرسد و پل ریکور و دیگر نظریهپردازان نیز بر هرمنوتیک متن و خوانش معطوف به خواننده تأکید دارند.
بهگفته این پژوهشگر، همه این ویژگیها در سخن حافظ و رابطه فارسیزبانان با شعر او آشکار است؛ ظرفیتی که میتوان آن را «خوانش خصوصی حافظ» نامید. با این حال، ادبیات معاصر فارسی کمتر توانسته است به شکلی کاربردی از این امکان بهره بگیرد.
حامدی در پایان، رمان «حافظخوانی خصوصی» را حاصل تلاشی پانزدهساله برای بهرهگیری از این ظرفیت کمنظیر در جهان معاصر و در قالب رمان مدرن دانست؛ تلاشی برای بازآفرینی تجربه ایرانیان از حافظخوانی به شیوهای خصوصی.
غزل حافظ و معماری ایران؛ اشتراک در جهانبینی و سازماندهی معنا
محمدرضا حائری مازندرانی، معمار و نویسنده، در سخنرانی «روایتی دیگر از مهرازی در غزلهای حافظ شیرازی»، بحث خود را با طرح دو پرسش آغاز کرد: آیا غزلهای حافظ میتوانند حافظ معماری ایران باشند؟ و آیا معماری ایران میتواند حافظ غزلهای حافظ باشد؟
وی با اشاره به نسبت این دو حوزه با جامعه ایرانی اظهار کرد: اگر این پرسشها را با معیار آرای اجتماعی جامعه بسنجیم، پاسخ آن است که حافظ برای ماندگاری به معماری ایران نیاز ندارد؛ زیرا غزلهای او عمیقاً در زندگی روزمره و دیروز و امروز جان جامعه ایرانی ریشه دواندهاند. اما معماری ایران، بهویژه معماری معاصر، بهشدت نیازمند محافظت است؛ آن هم محافظتی از جنس نگاه حافظانه.
این معمار و پژوهشگر با اشاره به روایتهای رایج درباره ارتباط معماری ایران و شعر حافظ افزود: این روایتها کمتر به اشتراک جهانبینی و شبکههای مفهومی میان معماری ایران و غزلهای حافظ پرداختهاند و بیشتر به واژگان و اصطلاحاتی در شعر او، مانند شاهنشین، طنبی، عمارت، آب و گل، توجه کردهاند.
حائری مازندرانی با تأکید بر تمایز ساختن و معماری خاطرنشان کرد: هر آنچه ساخته میشود، لزوماً به معماری ختم نمیشود. اگرچه معماری با ساختن عجین است، هر ساختمانی الزاماً وارد ساحت معماری نمیشود.
وی توضیح داد که روایت پیشنهادی او از الگوی شکلگیری غزلهای حافظ آغاز میشود و به جستوجو در زمینهها و لایههای پیش از سرایش غزل میپردازد؛ یعنی جهانبینی و شبکهای مشخص از مفاهیم که با آگاهی تاریخی و اجتماعی از زبان و واژگان فارسی، بر ساختارهای عروضی و افاعیل مشخصی استوار شدهاند.
به گفته وی، این سخن میکوشد چگونگی گردآمدن و سازمانیافتن معانی در غزلهای حافظ را با روایتی مبتنی بر شباهت آن با نحوه سازمانیابی فضا و سازه در معماری ایران توضیح دهد.
حافظ در صحنه ایام؛ نقاب میان پنهانسازی و آشکارسازی حقیقت
حمیدرضا شعیری، عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس نیز، در سخنرانی خود با عنوان «حافظ در صحنه ایام: از نقاب تا نقاب»، با رویکرد نشانهمعناشناسی گفتمانی، به بررسی جایگاه نقاب در شعر حافظ و نسبت آن با هویت، حقیقت و نمایش پرداخت.
وی با بیان اینکه نقاب یکی از کهنترین عناصر گفتمانی و اجرایی در تاریخ نمایش است، توضیح داد: نقاب بر دو وجه پنهانسازی و آشکارسازی استوار است و همزمان با پنهانکردن و برملاساختن چهره انسان، بخش ناشناختهای از وجود او را در دسترس قرار میدهد؛ بخشی که میتواند کلید ورود به چندگونگی روایت باشد.
این پژوهشگر تأکید کرد که نقاب صرفاً شیئی پوشاننده یا ابزاری برای دگرگونکردن چهره نیست، بلکه واسطهای میان سوژه، بازیگر، شخصیت، تماشاگر و جهان به شمار میرود. این واسطهگری، رابطهای دور و نزدیک میان انسان و خویشتن ایجاد میکند و با برهمزدن نسبت حضور و غیاب، جهانی پویا پدید میآورد که در آن مرز میان حقیقت و دروغ پیوسته جابهجا میشود.
شعیری با اشاره به اینکه نقاب مسئله هویت، دیگری، نقشپذیری و دوگانگی صورت و باطن را به عرصه اجرا میآورد، افزود: نقاب میتواند هم ابزار پنهانسازی و هم سازوکار افشا باشد؛ زیرا با پوشاندن چهره فردی، امکان ظهور هویتی جمعی، نمادین، ناخودآگاه یا پویا را فراهم میکند.
وی با اشاره به بررسی تاریخی و نشانهشناختی نقاب در آیینهای نمایشی، تئاتر یونان، نمایشهای آیینی و سنتهای نمایشی شرق، اظهار کرد: نقاب همواره در مرز میان انسان و جهان، حضور را بازنمایی کرده و بسیاری از ویژگیهای خفته را بازپردازی میکند.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با پیوند دادن این بحث به شعر حافظ بیان کرد: حافظ از این جهت که نقابها را برای برملاساختن رازهای وجودی و نهفته انسانها به کار میگیرد، مخاطب را درون صحنههای نمایشی قرار میدهد که تجلی رابطه انسان و جهاناند.
دکتر شعیری در ادامه، دو پرسش بنیادی را مطرح کرد: چگونه نقاب خود بخشی از حقیقت پنهان انسان است؟ و آیا نقاب انسان را به حقیقت خویش نزدیک میکند یا از آن دور میسازد؟
وی با طرح این فرض که نقاب در نگاه حافظ نه پایان یک حضور و نه آغاز آن، بلکه چالشی وجودی است که از دل زمانها میگذرد و تا حال و آینده استمرار مییابد، افزود: جنبه نمایشی گفتمان حافظ، نقاب را در مرز میان بودن و شدن قرار میدهد تا نشان دهد که انسان در هیچ زمانی بهطور کامل در جایگاه حقیقی خود قرار ندارد و همواره میان «حضور و غیاب» و «این و آن» در حال جابهجایی است.
حافظ و موسیقی؛ اجرا بهمثابه تفسیر شعر
معین کاظمیفر، عضو هیئتعلمی دانشگاه شیراز، در سخنرانی «حافظ و موسیقی: اجرا بهمثابه تفسیر»، رابطه شعر و موسیقی را با تمرکز بر غزل «زلف بر باد مده» حافظ بررسی کرد. محور اصلی این پژوهش، بررسی این مسئله بود که اجرای موسیقایی تا چه اندازه میتواند بدون تغییر متن شعر، شیوه دریافت و معنای شنیدهشده آن را دگرگون کند.
وی با اشاره به روش پژوهش خود توضیح داد: نوآوری این مطالعه در تمرکز بر یک غزل واحد و مقایسه چند اجرای متفاوت از همان متن است؛ روشی که امکان میدهد تأثیر عوامل اجرایی، مستقل از تفاوتهای موجود در خود شعر، بررسی شود.
در این پژوهش، اجراهای داریوش رفیعی، سالار عقیلی، محسن نامجو، همایون شجریان و Metava با یکدیگر مقایسه شدهاند. نتایج تحلیل نشان میدهد که انتخاب یا حذف ابیات، تغییر ترتیب آنها، تکرار، کشش و زمانبندی، جنس صدا و شکلگیری پرسونا، همچنین تغییر ژانر و سازبندی، میتوانند سلسلهمراتب توجه شنونده را بازآرایی کنند.
کاظمیفر با اشاره به مقایسه اجرای یک بیت واحد از سوی محسن نامجو و همایون شجریان، نقش صدا در شکلدادن به گوینده شعر را تشریح کرد. همچنین، بررسی اجرای Metava فرصتی برای مطالعه ورود ابزارهای مولد هوش مصنوعی به فرایند تفسیر موسیقایی فراهم آورد.
وی در جمعبندی تأکید کرد که اجرا، انتقال خنثای متن شعر نیست؛ بلکه یکی از شیوههای بالفعلکردن امکانات تفسیری شعر حافظ است؛ به این معنا که شیوه خواندن و اجرای موسیقایی میتواند لایههای متفاوتی از معنا را در شعر او آشکار کند.
یکی از بخشهای مهم نشست امسال حضور محمدرضا شفیعی کدکنی بود.
نظر شما