دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۰
نمایشگاه کتاب فرانکفورت ۲۰۲۶ به پایان رسید

نمایشگاه کتاب فرانکفورت روز گذشته به کار خود پایان داد، نمایشگاهی که امسال با تاکید بر کارکردهای هوش مصنوعی به بررسی نقش آن در بازار کتاب پرداخت.

سرویس بین الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: نمایشگاه کتاب فرانکفورت ۲۰۲۶ از همان ورودی نشان می‌دهد که دیگر فقط بازار حقوق نشر نیست. وسط محوطه باز نمایشگاه، در میدانی که نامش را «آگورا» گذاشته‌اند، سازه‌های چوبی بزرگی چیده‌اند که رویشان به ۱۴ زبان مختلف نوشته شده: «بنشینید و قصه بگویید». از دور که نگاه می‌کنی، همه چیز شبیه یک جشن بزرگ است؛ آدم‌هایی که با کتاب عکس می‌گیرند، در کافه‌ها گپ می‌زنند و لابه‌لای راهروها پرسه می‌زنند. اما کافی است پای صحبت ناشران بنشینید تا حس کنید زیر پوست این شلوغی، یک نگرانی مشترک جریان دارد: در دوره‌ای که الگوریتم‌ها برایمان قصه می‌نویسند و جهان پر از جنگ و بحران است، ادبیات قرار است ما را نجات دهد یا خودش هم به یک کالای دیجیتال تبدیل می‌شود؟

نقشه تازه نمایشگاه؛ طبقه همکف برای مردم، طبقات بالا برای معامله

مسئولان فرانکفورت امسال دست به یک تفکیک هوشمندانه زده‌اند. اگر تا پیش از این شلوغی صف‌های امضا و هیاهوی بازدیدکنندگان مانع کار ناشران می‌شد، امسال فضا را عملاً دو تکه کرده‌اند: طبقات همکف به مخاطبان عام و تجربه خرید و سرگرمی اختصاص یافته و طبقات بالا مخصوص جلسات تخصصی، ارزیابی قراردادها و دادوستد بین‌المللی است.

در طبقه همکف، همه چیز پر از رنگ و حرکت است. سالن ۴ با انواع کمیک، مانگا و بازی‌های ویدیویی پر شده و نشان می‌دهد مرز میان کتاب تصویری، وب‌تون و بازی‌های کامپیوتری از بین رفته است. یک سالن آن‌طرف‌تر، بخش داستان‌های معمایی و جنایی پر از کارگاه‌های حل معماست و مخاطبان دور میز پرونده‌های قتل جمع شده‌اند. اما در طبقه بالای همین سالن، در «هاب دانش» و «صحنه نوآوری»، فضا کاملاً فرق دارد؛ کارشناسان دور هم نشسته‌اند تا ببینند آینده اقتصاد کتاب چطور با هوش مصنوعی و بازاریابی داده‌محور گره خورده است.

داده‌ها به کار می‌افتند؛ استارتاپ‌ها چه در آستین دارند؟

امسال برای اولین‌بار، دو شرکت فناور توانستند با یک سازوکار ویژه مستقیم به تالار ناشران راه پیدا کنند. هم‌زمان که کارشناسانی مثل خاویر سلایا از رشد سریع تولید کتاب‌های صوتی با هوش مصنوعی می‌گفتند، دو استارتاپ توجه همه را جلب کردند.

اولی یک استودیوی آلمانی به نام «گاراژ۵۱» بود. آن‌ها نمی‌خواستند به جای نویسنده کتاب بنویسند؛ حرفشان این بود که با واقعیت افزوده و ابزارهای تعاملی، می‌توان جلد و صفحات کتاب کاغذی را زنده کرد تا خواننده نسل جدید ارتباط بهتری با جهان داستان بگیرد.

چند قدم جلوتر، استارتاپ ایرلندی «دروید لرنینگ» روی یک دردسر قدیمی ناشران دست گذاشته بود: کوهی از فایل‌های پی‌دی‌اف قدیمی، اسناد اسکن‌شده و اطلاعات پراکنده در کامپیوترها که هیچ سامانه هوشمندی نمی‌تواند درست بخواندشان. نیام فالر، مدیر این مجموعه، توضیح می‌داد که چطور با نرم‌افزارشان این متون خاک‌خورده را دسته‌بندی و برچسب‌گذاری می‌کنند تا ناشر بدون نگرانی از دزدیده‌شدن حق کپی‌رایت، بتواند از دل آرشیوهایش داده و کتاب تازه تولید کند. فالر می‌گفت قدم بعدی هوش مصنوعی فقط شمارش کلمات نیست؛ سیستم‌ها دارند یاد می‌گیرند طنز، لحن غمگین یا پیچیدگی‌های ادبی متن را هم بفهمند.

از صفحه کتاب تا پرده سینما؛ بازار داغ اقتباس

فرانکفورت امسال همکاری‌اش را با جشنواره فیلم کارلووی واری و نهادهای فرهنگی چک عمیق‌تر کرد تا پروژه‌ای به نام «کتاب‌به‌پرده» راه بیندازد؛ طرحی که هدفش فروش حق اقتباس کتاب‌های کمتردیده‌شده به فیلم‌سازان است. در این میان، دو کتاب حسابی گل کردند. اولی رمان کوپید در دیوار کرملین نوشته آکا مورچیلادزه، نویسنده گرجی بود. داستان زنی انقلابی در سال ۱۹۳۹ که مخفیانه با قطار از تفلیس راهی مسکو می‌شود تا با استالین، که رفیق دوران جوانی‌اش بوده، روبرو شود؛ رمانی پر از تعلیق، وحشتِ تصفیه‌های حزبی و حضور سینماگرانی مثل سرگئی آیزنشتاین که تهیه‌کنندگان سینما را حسابی سر ذوق آورد.

دومی یک رمان مصور اسلواک به نام منطقه اثر دانیل مایلینگ بود؛ روایتی تلخ و طنزآمیز از منطقه‌ای متروکه در جنوب اسلواکی که بحران‌های زیست‌محیطی روی رفتار و مغز آدم‌هایش اثر عجیبی گذاشته است. تصویرسازی‌های قوی این اثر باعث شد چهار تهیه‌کننده اروپایی پای میز بیایند تا برای ساخت فیلم و سریال با ناشرش قرارداد ببندند؛ اتفاقی که نشان می‌دهد حق اقتباس تصویری چقدر می‌تواند به دخل‌وخرج ناشران مستقل کمک کند.

صدای آسیا و کلماتی که از زیرزمین‌های کی‌یف آمدند

در سالن ۵، «صحنه آسیا» تلاش می‌کرد کلیشه‌های قدیمی درباره نشر شرق را بشکند. کلودیا کایزر و دامینادور دی. بوهین از بازار پررونق کتاب در هند، چین و جنوب‌شرقی آسیا گفتند و تأکید کردند که هیچ فناوری مدرنی نباید روح قصه‌گویی بومی و اصالت زبان‌ها را کم‌رنگ کند.

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش نمایشگاه وقتی رقم خورد که دو ناشر اروپایی، پاولینا یوراشکووا از چک و تام یوناس مولر از آلمان، روی سن آمدند تا از سفر اخیرشان به اوکراین بگویند. آن‌ها در جشنواره «آرسنال کتاب» کی‌یف شرکت کرده بودند؛ جشنواره‌ای که درست چند روز پس از بمباران‌های سنگین و با شعار «آزادی خود را حمل کن»، در پناهگاه‌های زیرزمینی برگزار شد.

یوراشکووا با بغض تعریف می‌کرد که دیدن صفی از مردم که در تاریکی و زیر صدای آژیر خطر برای خرید کتاب و شنیدن شعر نویسنده‌های جان‌باخته جنگ ایستاده بودند، چه معنایی دارد. مولر هم یادآوری کرد که آوردن این تجربه‌ها به فرانکفورت ژست خیریه غرب برای شرق نیست؛ این یادآوری مهمی برای کل صنعت نشر جهان است تا بدانند وقتی همه چیز فرو می‌ریزد، کلمه تنها پناهگاه انسان است.

فرانکفورت ۲۰۲۶ با همین دوگانگی به پایان رسید: از یک سو شرکت‌های فناوری که در حال سنجش و دیجیتالی کردن کلمات‌اند، و از سوی دیگر داستان‌هایی که هنوز در زیرزمین‌ها جان آدم‌ها را نجات می‌دهند. نمایشگاهی که نشان داد هرچقدر هم الگوریتم‌ها پیچیده‌تر شوند، چیزی که در نهایت کتاب را زنده نگه می‌دارد، قلب انسانی است که آن را ورق می‌زند.

منبع: buchmesse

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها