به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، مهدی فردوسی مشهدی همزمان با روز جهانی کودک و بیست و یکمین نشست ابکتاب، با هدف بررسی لایههای فلسفی ـ الهیاتی، روانشناختی و جامعهشناختی رمان کودک و نوجوان «متافیزیک تیوپها» نوشته آملی نوتوم و پویانمایی اقتباسی از آن با عنوان «املی کوچک» که در کتابشهر مشهد برگزار شد، گفت: «متافیزیک تیوپها» یا لولهها عنوانی طنزآمیز نیست، بلکه کلید فهم جهان اثر است زیرا نویسنده در رمان خودش، نوزاد را در نخستین مرحله زندگی موجودی کمابیش فاقد اراده و میل تصویر میکند یعنی موجودی که فقط به بلع و هضم و دفع میپردازد؛ بنابراین انسان در مرحله جنینی شبیه «لوله» است که چیزی را نگاه نمیدارد، بلکه از سویی میگیرد و از سوی دیگر بیرون میریزد. جنین جهان را معنادار نمییابد و خودش و جهان را از یکدیگر متمایز نمیکند و تجربهای درباره «دیگری» ندارد.
به گفته فردوسی مشهدی، این انگاره (ایده) به این دلیل نوآورانه است که نویسنده وضع نخستین کودک انسانی را با وضعی خداگونه مقایسه میکند. خداوند هیچ کمبودی ندارد و هیچ کمبودی را هم تجربه نمیکند یعنی چیزی نمیخواهد و گرفتار محدودیتهای انسانی نیست بنابراین، پرسشی که بیدرنگ پدید میآید این است «چه چیزی انسان را انسان میکند؟» آیا انسان از لحظه تولدش با معنای دقیق کلمه، انسان است یا انسانشدگی فرآیندی تدریجی است؟
وی افزود: نویسنده با ترسیم تجربه زیسته کودکیاش در این کتاب (و در نسخه سینمایی اقتباسی از آن)، به تأثیر پدید آمدن میل، زبان، آگاهی به دیگری و رنجآگاهی و مرگآگاهی در انسان شدن میپردازد.
لذت و میل
بنابر گفته فردوسی مشهدی، شکلات سفید مادربزرگ، تنها خوراکی خوشمزهای نیست که از یک سر لوله به سر دیگرش منتقل میشود، بلکه شکلات نماد ظهور میل است. روایت نویسنده در این اثر، به تجربه «مزیدن» شکلات معطوف است یعنی کودک شکلات را «میمزَد» و پس از مواجهه با آن، از تجربه لذت برخوردار میشود. بنابراین، میخواهد دوباره از آن لذت برخوردار شود و به این ترتیب، میل در او متولد میشود. کودک پس از این، دیگر موجودی نیست که فقط «هست»، بلکه موجودی است که میل دارد، یعنی چیزی میخواهد. با پیدایی میل، جهان او بار ارزشی میگیرد، یعنی چیزها پس از این، به «خوشآیند و لذتبخش و مطلوب» و «بدآیند و رنجآور و منفور» تقسیم میشوند. بنابراین، همان لوله منزوی بیاعتنا به پیرامون، بر اثر تجربه لذت و پیدایی میل با چیزها نسبتی برقرار میکند و شخص میشود و به تعبیر دیگر، میل، چیز را به شخص بدل میکند و کودک به تدریج از وضعی خداگونه به وضعی انسانی منتقل میشود.
زبان و جهان
این استاد دانشگاه با طرح این سؤال که «آیا انسان نخست جهانی معنادار دارد سپس آن را به چیزی مینامد یا زبان در شکل دادن به جهان معنادار مؤثر است»، به تأکید کتاب و پویانمایی بر زبانآموزی شخصیت اصلی این روایت اشاره کرد و افزود: این پرسش هنگامی که درباره تجربه کودک طرح میشود، از بحثی انتزاعی در زبانشناسی به تجربهای عینی و ملموس تبدیل میشود. هنگامی که کودک واژهها را میآموزد، ابزاری برای ارتباط با دیگری به دست میآورد، اما زبان فقط کارکردی ابزاری ندارد، بلکه جهانی را برای کاربر خودش میسازد و اشیا و اشخاص و رویدادها و همه مقولهها را از یکدیگر متمایز میکند. به تعبیر دیگر، زبان، ذهن را پدید میآورد و ذهن جهان را تجربه میکند؛ پس بدون زبان جهان انسانی پدید نمیآید. از این منظر، زبان در کتاب و فیلم بخشی از فرآیند جهانسازی است. جهان پیش از نامگذاری، تودهای از تجربههای حسی و پراکنده است، اما با زبان، اشیا و روابط در شبکهای معنادار جای میگیرند؛ پس زبان در خلق جهان انسانی تأثیر میگذارد.
خود و دیگری
وی در ادامه این نشست، به تحلیل روابط اجتماعی املی با دیگران بهویژه پرستارش پرداخت. پرستار ژاپنی املی، مؤثرترین واسطه و به تعبیری تسهیلگر کشف جهان است. کودک از طریق رابطه با دیگری، جهان اجتماعی و عاطفی را کشف میکند. او جهان را فقط از طریق اشیا نمیشناسد، بلکه دیگران، جهان را برای او کشفپذیر میکنند.

این پژوهشگر ادامه داد: حتی «خود» کودک نیز در روابطش با دیگری ساخته میشود یعنی کودک به تدریج درمییابد که جهان را فقط «من» و میل من پر نکرده است، بلکه دیگرانی نیز هستند که میخواهند، میترسند، دوست دارند، رنج میکشند و گاه با میلهای من مخالفند. این دیگری، در کتاب و فیلم هم معنای حقیقی دارد هم معنای اعتباری. مصداق دیگری حقیقی؛ خواهر و برادر املیاند که وجودی متمایز از او دارند و مصداق دیگری اعتباری، پرستار و صاحبخانه است که ژاپنیاند نه بلژیکی. املی جهان کودکیاش را در مرز تقابل دو فرهنگ شرقی و غربی میگذراند و این موقعیت، او را از تجربه ادراک دو هویت برخوردار میکند.
اندوه و شادی
به گفته فردوسی مشهدی، املی در روند کشف جهان، اندوه و شادی و رنج و لذت را نیز تجربه میکند. اندوه پدرش در مرگ مادربزرگ موجب میشود که او وضع عاطفی اندوه را با شادی مقایسه کند و دریابد انسان تنها با لذت و شگفتی مواجه نیست، بلکه نیمی از زندگی، از خطر، فقدان و مرگ پر شده است. همان جهانی که پیشتر سرچشمه کشف و لذت بود، اکنون خطرناک و تهدیدکننده میشود. این بخش به فهم مفهوم انسانشدگی کمک میکند. انسان فقط موجودی تجربهگر لذت و شادی نیست، بلکه موجودی است که از فقدان به اندوه و رنج دچار میشود. شکلات در این اثر عامل کشف لذت و غرق شدن در آب، عامل مواجهه با رنج ترس و کشف آسیبپذیری و مرگ بود. به این ترتیب، کودک به تدریج از جهانی که در آن همه چیز پیرامون «من» میچرخد، به جهانی دچار به محدودیت، میافتد.
مرگ و زندگی
وی افزود: فقدان مادربزرگ و تجربه کُما و ناهوشیاری املی در بیمارستان و ارتباط او در جهان ارواح با مادربزرگش، زمینهای برای مرگآگاهی املی فراهم میکند؛ یعنی اینکه مرگ با پیکان بیماری، کالبد انسان را نشانه گرفته است و حتی اگر این کالبد را بمیراند، باز زندگی جاری خواهد بود.
خدا و انسان
فردوسی مشهدی همچنین بر لایه اسطورهشناختی این اثر تأکید کرد و افزود: «خدا بودن» و از دست دادن وضع خداگونه، از جذابترین وجوه فلسفی ـ الهیاتی این اثر است. املی در آغاز روایت به شکلی استعاری، «خداگون» است؛ زیرا هنوز کمبود را نمیشناسد، میلهای پیچیده ندارد و هیچ «دیگری» در جهان او موجود نیست و جهانی را مستقل از خودش نمیشناسد، اما انسان شدن از هنگامی آغاز میشود که بینیازی به نیازمندی، آسیبناپذیری به آسیبپذیری، شادی به اندوه، زندگی به مرگ و قوت به ضعف بدل میگردد.
این استاد دانشگاه ابراز کرد: پرستار املی به او کمک میکند تا نامش را روی بخار شیشه بنویسد. نام او (املی) در ژاپنی به معنای باران است. کلمه «باران» در حروفنگاری ژاپنی، با خطی افقی و دو خط عمودی از بالا به پایین و چهار خط مورب کوچک درون چهارخانه زیر خط افقی ترسیم میشود. خط افقی به گفته پرستار، نشانه آسمان است و چهارگوش زیر آن، نشانه خانه انسان؛ یعنی زمین و خطهای مورب نشانه قطرههای فروریزنده بارانَند. باران از بالا به پایین فرومیافتد. فروافتادن در ادبیات اساطیری ادیان سامی، «هبوط» نامیده شده است. ادیان شرقی نیز بهویژه آیین شینتو بر مفهوم نزول و هبوط در اسطوره آفرینش تأکید میکنند. انسان از وضع خداگون خود از طریق میل به لذت (شکلات) به وضعی انسانی هبوط میکند و همچون باران پاک و زلال از آسمان به زمین آلوده و محدود میافتد و با خاک میآمیزد. بنابراین، املی در این روایت، نماد انسان «خداتبار» است.
فردوسی مشهدی بر ظرفیت گفتوگوی فلسفی این اثر بهویژه پویانمایی اقتباسی از آن تأکید کرد و با طرح بیست پرسش برآمده از محتوای آن، افزود: این پرسشها را میتوان پس از خوانش کتاب یا نمایش فیلم با مخاطب کودک و نوجوان در میان آورد و به گفتوگویی تفکرمحور با او پرداخت.
فردوسی مشهدی در انتهای این نشست با معرفی نویسنده کتاب یعنی خانم فابین کلر نوتوم و سوابق حرفهای او، از زندگینامه این نویسنده یاد کرد و گفت: او نویسندهای بلژیکی متولد ۱۹۶۶ میلادی است که در زندگینامهاش خودش را اَمِلی نوتوم میخواند. پدر او بارون پاتریک نوتوم، دیپلماتی بلژیکی بود که به سفارتخانه بلژیک در ژاپن منتقل شود و به همین سبب، املی پنج سال نخست زندگیاش را در ژاپن سپری کرد. تجربه کودکی او تا پنجسالگی در آثار او بهویژه «متافیزیک تیوپها» منعکس شده است.
وی افزود: این کتاب در سال ۲۰۰۰ میلادی و پویانمایی اقتباسی از آن به کارگردانی مایلیس والاد و لیان-چو هان سال گذشته میلادی، یعنی ۲۰۲۵ منتشر شد. این کتاب را که نوعی زندگینامه خودنوشت نویسنده به شمار میرود، «متافیزیک لولهها» یا «فلسفه لولهها» نیز نامیدهاند.
به گزارش ایبنا؛ نشستهای ابکتاب با مشارکت استادان و پدیدآورندگان و پژوهشگران ادبیات دینی کودک و نوجوان به همت «باشگاه دانشافزایی و بهرهوری ادبیات دینی کودک و نوجوان» (بادبادک)، در قالبهای «کتابمحور» یا «موضوعمحور» به مناسبتهای وابسته به ادبیات کودک و نوجوان با اطلاعرسانی قبلی برگزار میشود.
نظر شما