سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سیویکمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادقزاده وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، علی شکویی اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
دکتر علی شکویی تنها یک استاد دانشگاه نبود؛ او معمار صبور و خستگیناپذیر رشتهای است که امروز ستون فقرات نظام اطلاعرسانی ایران را شکل میدهد. مسیری که از آموزگاری در تبریز آغاز شد و به دکتری دانشگاه استانبول رسید.
شکویی، با عزمی جزم، در روزگاری که کتابداری در ایران جایگاه آکادمیک مستقلی نداشت، برای تأسیس این رشته در دانشگاههای اصفهان و تبریز جنگید. او نه با بخشنامه، بلکه با حضور میدانی و پیگیریهای بیپایان، نسلهای متعددی از کتابداران و استادان امروز را تربیت کرد. حضور او در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تبریز، نقطه عطفی بود که نهتنها ساختار آموزشی گروه کتابداری را تثبیت کرد، بلکه با نگاهی آیندهنگر، زمینهساز شکلگیری نخستین مقطع دکتری این رشته شد.
شکویی در سختترین شرایط جنگ تحمیلی، زمانی که تمام همترازانش درگیر مسائل روزمره بودند، او با ۷۰ نیروی انسانی تا صبح بیدار میماند تا چرخهای انتشارات دانشگاه تبریز برای فرمهای آمارگیری بیمارستانهای جنگی از حرکت نایستد. این روایت، داستان مردی است که کتاب را نه در ویترین، بلکه در میدان عمل جستوجو کرد و میراثی به وسعت دانشِ کتابداری ایران از خود به یادگار گذاشت؛ مردی که قلب خود را به شاگردانش هدیه کرد و تا آخرین نفس، پیگیر اعتلای این علم بود.

از تولّد تا کتابشناسی
علی سوّمین و آخرین فرزند محمّد بیگزادهشکویی و زری صبا در دهم شهریور ۱۳۱۹ در خانواده مذهبی و در یکی از محلّههای قدیمی تبریز چشم بهجهان گشود. پدر بزرگش از مهاجرانی بوده که از شهر شکی جمهوری آذربایجان به تبریز آمده و با مادربزرگش که اصالتاً تبریزی بود، ازدواج کرده است.
بنابراین برگزیدن نامخانوادگی بیگزادهشکویی در ۱۳۰۴ که سال صدور شناسنامه برای همۀ افراد ایرانی بوده، بیمسمّی نیست. شکویی در ۱۳۴۱ جزو نفرات آماده به خدمت برای شرکت در اوّلین قرعهکشی انتخاب سربازان وظیفه در تبریز بود. وی با ارائة تعهّد پنج سال خدمت آموزگاری در وزارت فرهنگ، معاف گردیده است.
با توجّه به سابقة درخشان تحصیلی، برخلاف سایر فارغالتّحصیلان دوره کالج که برای تدریس به روستاها اعزام میشدند، در تبریز مشغول به تدریس شد.
از ۱۷ مهر ۱۳۴۰ ضمن استخدام در وزارت فرهنگ و اشتغال به شغل معلّمی، تصمیم به ادامه تحصیل گرفت. در سن ۲۱ سالگی (۱۳۴۰) وارد دانشگاه آذرآبادگان شد، و در کلاسهای شبانه دوره سهساله رشتۀ فلسفه و علوم تربیتی دانشکده ادبیّات شرکت نمود و در خرداد ۱۳۴۳ با ارائه پایاننامه به درجه لیسانس نائل شد.
شکویی، بعد از هفت سال معلمی (۱۳۴۰-۱۳۴۷)، ضمن بررسی و فراهم کردن مدارک و مقدمات، با استفاده از تعطیلات عید نوروز و تعطیلات تابستانی و همچنین سه نوبت مرخصی بدون حقوق، در ۴ دسامبر ۱۹۷۰م. (۱۳ آذر ۱۳۴۹) با شماره دانشجویی ۱۰۸۲ در رشته کتابداری دانشکده ادبیات دانشگاه استانبول ثبتنام کرد و بعد از سه سال تحصیل و تحقیق، علاوه بر موفّقیّت در امتحانات شفاهی (دروس اجباری) در ۲۷ نوامبر ۱۹۷۳م. (۶ آذر ۱۳۵۲) رساله خویش را با عنوان «کتابداری و کتابخانهها در ایران» در حضور پنج تن از اساتید دانشکده (هیأت ژوری) ارائه نمود که با نمره خوب پذیرفته شد. مدرک ایشان در ۲۸ خرداد ۱۳۵۳ در شورای ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی وزارت علوم و آموزش عالی تصویب شد.
پروفسور تیمورتاش، مدیر گروه کتابداری و استاد راهنما؛ پروفسور تحسین یازیچی، رئیس دانشکدة ادبیّات؛ و پروفسور علیبیک آلپاصلان، استاد دانشکدۀ ادبیّات؛ سه تن از استادان برجستۀ شکویی در مقطع دکتری و جزو هیأت ژوری در جلسة دفاع بودند.
شکویی به زبانهای انگلیسی، ترکی استانبولی، فارسی و آذری تسلّط کامل داشت. وی در تشویق برادرش برای ادامۀ تحصیل در مقطع دکتری نقش داشت و از این طریق نیز بهصورت غیرمستقیم به عرصة آموزش عالی و پژوهش کشور خدمت کردهاست.
برخی از فعالیت آموزشی و مدیریتی شکویی به شرح زیر است:
۱. آموزگاری و دبیری در تبریز: شکویی بعد از طیّ مراحل جذب و استخدام از قبیل سلامت جسمانی و استشهادیّه اخلاقی ، از ۱۷ مهر۱۳۴۰ با پایة یک آموزگاری و ماهی ۴۰۰۰ ریال حقوق بهسمت آموزگاری دبستانهای تبریز منصوب و فعّالیّتش را با هفتهای ۲۸ ساعت تدریس آغاز میکند.
۲ . دانشگاه اصفهان: شکویی بعد از اخذ دکترای کتابداری، زمینه را برای فعّالیّت و گسترش رشتة کتابداری در دانشگاه اصفهان مساعد میبیند و آمادگی خویش را برای دایر نمودن این رشته در ۶ شهریور ۱۳۵۳ بهاستحضار قاسم محمّدی، رئیس دانشگاه اصفهان اعلام میکند و متعهّد میشود تا تأسیس رشتة کتابداری، دروس کتابداری را در رشتههای علوم تربیتی تدریس نماید.
۳. دانشگاه تبریز: بعد از تصویب انتقال در گروه کتابداری دانشکدۀ علوم تربیتی توسّط میرحمید هاشمی و رحیم فرحیشاهگلی، از ۲۹ مهر ۱۳۵۴ بهعنوان مربّی کتابداری پایه یک، از رئیس دانشگاه آذرآبادگان ابلاغ میگیرد. با حضور شکویی، پروفوسور مانگالا که آخرین و تنها استاد خارجی این دانشگاه بود، توسّط ایشان بدرقه و تبریز را ترک میکند.
تبدیل وضعیّت ایشان به استادیاری در ۲۶ خرداد ۱۳۵۸ توسّط خبرگان خارج از گروه (مهدی روشنضمیر و حسن قاضیطباطبایی) تأیید میشود، امّا چون گروه آموزشی کتابداری دانشگاه مستقلّ نبود با مشکل مواجه میشود. برای حلّ مشکل، رئیس دانشگاه دستور تشکیل گروه آموزشی کتابداری را میدهد:
در ۷ فروردین ۱۳۵۹ با حضور استادیاران: حسین روا، علی زافری، محمّدباقر مقیمیآذر، غلامحسین تسبیحی و رحیم شاهگلی، سرپرست گروه کتابداری و معاون دانشکدۀ علوم تربیتی؛ و کمیتۀ انتصابات و ترفیعات دانشکده، در ۹ فروردین ۱۳۵۹ با حضور دانشیاران: حسن مینائیفر، سیّدعلی محدّثاردبیلی، حبیباله ربّانی و استادیار محمدباقر مقیمیآذر، ارتقاء شکویی از پایه ۵ مربّی به پایه یک استادیاری تماموقت دانشکدۀ علوم تربیتی دانشگاه تبریز، از ۹ فروردین ۱۳۵۹ توسّط رئیس دانشگاه ابلاغ میشود.
در انقلاب فرهنگی (۱۳۵۹- ۱۳۶۲) شکویی از طرف رئیس دانشگاه بهعنوان استادیار تماموقت کمیتة علوم انسانی و رئیس ادارۀ انتشارات فعّالیّت میکرد.
شکویی، علاوه بر فعّالیّت آموزشی در گروه کتابداری، و مأموریّتهای متعدّد علمی و اداری محوله از طرف دانشگاه، مسئولیّتهایی نیز بهشرح زیر عهدهدار بود:
۱. سرپرست فنّی و مشاور کتابخانۀ دانشکدۀ کشاورزی، از ۱۳۵۵
۲. رئیس مرکز علوم تربیتی دورههای شبانۀ دانشگاه آذرآبادگان، از ۱۳۵۶
۳. مسئول کمیتۀ روابط عمومی شورای کتابخانۀ دانشگاه، از ۱۳۵۹
۴. مدیریّت ادارۀ انتشارات دانشگاه تبریز، از دی ۱۳۶۰ الی اسفند ۱۳۶۵ .
یکی از خدمات ماندگار شکویی در این دوران، توسعه و تجهیز انتشارات و چاپخانۀ دانشگاه تبریز بودهاست.مأموریّتهای متعدّد به تهران: الف) نظارت و خرید وسایل مورد نیاز ادارۀ انتشارات (۲۳/۱۱/۱۳۶۱: ۵ روز)، ب) خرید وسایل مورد نیاز ادارۀ انتشارات دانشگاه (۱۶/۶/۱۳۶۳: ۱۶ روز)، ج) خرید کاغذ و ماشین تاکن (۲۸/۴/۱۳۶۵: ۵ روز)، و ... بخشی از فعّالیّتهای ایشان در ادارۀ انتشارات بود.
شکویی، درباره فعّالیّتش در اداره انتشارات در زمان جنگ تحمیلی نقل میکند:
«در آن دوره، دانشگاههای علوم پزشکی و دانشگاه تبریز در ساختار واحدی اداره میشد. همزمان با بحبوحۀ جنگ، کار ما بسیار دشوار بود. ما وظیفۀ تأمین فرمها، پرونده و سایر اسناد لازم از جمله کارت خون، کارت غذا، کارت معاینه را برای ۷ بیمارستانی که در تبریز مشغول درمان مجروحان جنگی بودند بر عهده داشتیم و این علاوه بر پشتیبانی از دانشگاههای تابعه چون مراغه و سایر نهادها و ادارات وابسته به دانشگاه تبریز بود. ما در آن دوره یکتنه این وظیفه را بهعهده گرفته بودیم. یادم است که روزی خبر رسید که فرمهای آمارگیری دانشگاه مراغه بهاتمام رسیدهاست. ما آن شب را با ۷۰ پرسنل در دانشگاه ماندیم و تا صبح منابع آنها را تهیّه و به ایشان ارسال کردیم».
شکویی در ۶ اسفند ۱۳۶۵ با ارسال نامهای به حجتالاسلام احمد غروی، رئیس جهاد دانشگاهی و حسین سیفلو، رئیس دانشگاه، بهدلیل عدم همکاری بعضی از مسئولین استعفا داده است.
دانشگاه تهران: انتقال شکویی با درخواست حسین فروتن، رئیس دانشگاه تهران، و موافقت محمّد فرهادی، وزیر فرهنگ و آموزش عالی اجرایی میشود.
شکویی در طول ۲۰ سال همکاری با دانشگاه تهران، دروس: شیوههای مطالعه، حفاظت و نگهداری، سازماندهی مواد (۱ و ۲)، آشنایی با صنعت چاپ و نشر، مواد و خدمات کتابخانهای برای کودکان (کارشناسی)، نشریّات ادواری، مبانی کتابداری، و مجموعهسازی (کارشناسیارشد)، کتابداری و اطلاعرسانی تطبیقی (دکتری) را تدریس کردهاست.
شکویی ضمن فعّالیّت آموزشی در دانشگاه تهران، در راستای گسترش علم کتابداری و اطلاعرسانی با دانشگاههای متعدّد بهعنوان مؤسس و مدیرگروه کتابداری و اطلاعرسانی همکاری و خدمات ماندگار و کمنظیری را در تاریخچه و کارنامۀ درخشان این علم به یادگار گذاشته است.
ویژگیهای اخلاقی، علمی و مدیریّتی
استاد شکویی از شخصیّت و ویژگیهای اخلاقی، علمی و مدیریتی خاص و برجستهای برخوردار بود، که برخی از آنها بهشرح زیر است:
عشق به والدین: خانواده سهنفره شکویی به والدین خویش عشق وصفناپذیری داشتند. دکتر مصطفی مؤمنی نقل میکند: «در روزی که برای همدردی با او [حسین شکویی]، پس از درگذشت مادر گرامیاش به منزل او رفته بودم، عنوان میکردند: در منزل دو اشکوبهای تبریز شبها تا دیروقت سرگرم ترجمه و تدوین جزوه برای دانشجویان بودم، مادر و خاله و همشیره در اطاق طبقۀ پایین گل میگفتند و گل میشنیدند و من بیآنها مشغول کارهای علمی بودم. اکنون حاضرم همۀ آنها را که بهدست آوردهام بدهم و لحظهای در نزد آنها باشم».
استادی از تبار مردان اخلاق و معرفت: دکتر شعبانی، درباره چرایی دوستداشتن شکویی و محترمشمردن ایشان میگوید: «[۱] سختکوشی و تلاش، که مایهای از تبلور مردان ایرانزمین است، بهقسمی که در روز و روزگار پرملال آن دوره، ساعتها کار را پیشه میکرد و از اتاقی به اتاقی و از ساختمانی به ساختمانی بهدنبال کار دانشجو و برنامهریزیهای درسی بود، بهنحوی که همواره در مقابل وی، ما دانشجویان خجالتزده بودیم. [۲] وسعت نظر و توجّه به دانشجو، که ناشی از علاقۀ وی به پیشرفت جوانان برای آموزش متعالی و تعلیم و تربیت همگانی بود، چنانچه بسیاری از دانشجویان را به کسوت استادی در آورد و همواره مهر بیکران خود را نصیب آنها میکرد، ... [۳] در واپسین کلام، شکویی مردی از تبار معرفت روزگاران بود که برخی سعی کردند با تن و سلامتی وی بازی کنند، امّا وی تن را بهسخره گرفت و قلب خود را در مشتهایش به شاگردان خود هدیه کرد.»
مثبتاندیش بود: شوقپور بیان میکند: «فکر مثبت ایشان نسبت به همه، حتّی برای کسانیکه حرمت ایشان را بجا نیاورده و قدر زحمات ایشان را نادیده گرفتند، برای همه اظهر منالشّمس است. بودند کسانی خواسته یا ناخواسته موجب دلآزردگی استاد شدند. هر وقت صحبت از آنان میشود، با گشادهدلی و خوشرویی میفرمایند: عیبی ندارد من کارهایی که انجام دادهام، به خاطر خدا و خلق خدا بودهاست».
حیات کتابشناسانه
عشق و علاقۀ شکویی به کتاب و کتابخانه از دوران کودکی شکل گرفته بود، زیرا رشد و نمو او در خانوادۀ کتابدوست و متعهّد بود. او علاوه بر اینکه از دوران کودکی و نوجوانی نسبت به خرید و تشکیل کتابخانۀ شخصی اهتمام داشت، در طول تحصیل در دبیرستان فردوسی، سرپرستی و ادارة کتابخانۀ مدرسه را نیز بهعهده داشت.
با ورود به مرحله تدریس و تعلیم در یکی از محلههای فقرنشین تبریز با مشکلات مالی این کودکان در خرید کتاب مواجه شد. با خرید کتابهای درسی سعی کرد پارهای از مشکلات این دانشآموزان را حل کند. همچنین کتابخانههای مدارس را مناسبترین محیط برای توسعه و ترویج مطالعه میدانست و بههمین دلیل در طول اشتغال در دانشگاه تبریز، در رونق و توسعۀ کتابخانههای مدارس تبریز فعّال بود.
شکویی علیرغم وجود مخالفتهای بسیار، با تلاشی خستگیناپذیر نقش بسیار مهمّی در راهاندازی مقطع دکتری کتابداری و اطلاعرسانی داشته است.
همراهی و همکاری ارزشمند و بهیادماندنی عبّاس حرّی در گامهای اوّل و سپس حضور دو استاد برجستۀ دیگر کتابداری ایران: ۱. جعفر مهراد و ۲. نوشآفرین انصاری، و مشاوره محمود حقیقی، تنها دلگرمی و قوّت قلب شکویی در آغاز کار بود.
شکویی اقدامات عملی فزایندهای در تثبیت دورههای آموزشی و تولید منابع آموزشی و پژوهشی رشتۀ علم اطلاعات و دانششناسی ایران انجام داد. تربیت تعداد زیادی از سه نسل اساتید کنونی (اساتید پیشکسوت، میانسال و جوان) رشتۀ علم اطلاعات و دانششناسی ایران، بهصورت مستقیم و یا غیرمستقیم مرهون زحمات و فداکاری ایشان است. همچنین تعدادی از دانشآموختگان دارای پستهای اجرایی، پژوهشی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور (سفارتخانهها، رایزنیهای فرهنگی و ...) هستند. شکویی در بورسیه و جذب فارغالتحصیلان بهعنوان عضو هیأت علمی، بهویژه در گروههایی که تأسیس کرده بود، نقش کلیدی داشت. تمامی اعضای هیأت علمی این گروهها از دانشجویان شکویی هستند.
به اعتقاد پروفسور مهراد، استقامت شکویی در تأسیس دکتری علم اطلاعات و دانششناسی علیرغم امکانات کم، بهعنوان کار بزرگ و نماد تأثیرگذاری در علم اطلاعات و دانششناسی محسوب میشود. یک محاسبۀ سرانگشتی از تولیدات علمی، اشتغال، و دهها پارامتر دیگر پیرامون دانشآموختگانی که مدیون بسترسازی مُولدِ دکتر شکویی بوده و هستند، نشان از سهم ارزندۀ این والامرد در دوام و قوام کتابداری و اطلاعرسانی دارد.
بعد از تأسیس و راهاندازی آموزش کتابداری در دانشگاههای ایران تا انقلاب اسلامی، ایرج افشار در دوره کارشناسیارشد کتابداری، درس نسخههای خطّی را در دانشگاه تهران گنجاند و تدریس کرد، امّا شرایط در دانشگاه فراهم نشد که دانشجویانی در این زمینه تربیت کند.
چون نتیجه نگرفت، این موضوع را در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه دنبال کرد. بعد از ایرج افشار و برگزاری یک دوره کارشناسیارشد نسخههای خطّی در دانشگاه تهران (۱۳۶۹- ۱۳۷۲)، موضوع نسخههای خطّی تقریباً در رشته کتابداری و اطلاعرسانی فراموش شد. این مهمّ به اهتمام شکویی در دانشگاههایی که رشتۀ کتابداری، بهویژه تحصیلات تکمیلی راهاندازی کرد، جان تازهای گرفت.
چون نتیجه نگرفت، این موضوع را در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه دنبال کرد. بعد از ایرج افشار و برگزاری یک دوره کارشناسیارشد نسخههای خطّی در دانشگاه تهران (۱۳۶۹- ۱۳۷۲)، موضوع نسخههای خطّی تقریباً در رشته کتابداری و اطلاعرسانی فراموش شد. این مهم به اهتمام شکویی در دانشگاههایی که رشته کتابداری، بهویژه تحصیلات تکمیلی راهاندازی کرد، جان تازهای گرفت.
شرکت در کمیتههای علمی و برنامهریزی، سخنرانی و ارائۀ مقاله در کنگرههای علمی از دیگر فعّالیّتهای پژوهشی شکویی بود. در بعضی از کنگرهها و همایشهای علمی، بهعنوان نمایندۀ دانشگاه تبریز حضور داشت:
۱. کمیتۀ برنامهریزی رشتۀ کتابداری (تهران: ۱۵ الی ۲۳ مهر ۱۳۶۱).
۲. کمیتۀ برنامهریزی رشتۀ کتابداری (تهران: ۳۰ مهر الی ۱۴ آبان ۱۳۶۱).
۳. کمیتۀ برنامهریزی رشتۀ کتابداری (تهران: ۲۰ بهمن الی ۳۰ اسفند ۱۳۶۱).
۴. سمینار بررسی مسائل و مشکلات کتب و مجلات مورد نیاز دانشگاهها (تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ۲۰- ۲۱ اسفند ۱۳۶۱).
پس از کتابشناسی
شکویی به بیماری پارکینسون مبتلا بود. یکی از دلایل اصلی این بیماری، فشارهای روحی کاری و ثمرۀ مبارزه با ناهمواریها برای توسعه آموزش کتابداری و اطلاعرسانی در ایران بود. شکویی علیرغم بیماری و دوری از دانشگاه، دل در گرو کتاب و کتابخانه داشت. بههمین دلیل کتابخانۀ شخصیاش را برای پذیرایی از میهمانان و بهویژه اهل علم و کتابداران آراست و پاتوقی برای آنها ایجاد کرد.
بزرگداشتها و تقدیرها:
همزمان با چهلمین روز درگذشت شکویی (۱۲ مرداد ۱۳۹۸) مراسم تجدید خاطره و ادای احترام و نمایشگاهی از آثار ایشان در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.
کتابخانه: شکویی وابستگی و دلبستگی شدیدی به کتاب، بهویژه کتابخانه شخصیاش، که یادگار سالها پژوهش و تحقیق بود، داشت. کتابخانۀ وی بالغ بر ۵۰۰۰ جلد و بخشی از آنها در زمینة گل و گیاه و طیور است. شکویی در ۱۳۹۳ تعداد ۱۸۸۳ جلد کتاب و ۲۰۰ عنوان پایاننامه را به کتابخانه مرکزی (ملی) تبریز اهدا کرد. وی همچنین در ۱۳۸۴ کتابخانه غنی و تخصصی برادر دانشمندش را که شامل ۲۰۸۶ جلد کتاب (۴۰۰ جلد انگلیسی و بقیه فارسی)، و تعداد زیادی نشریات فارسی و انگلیسی و منابع غیرکتابی بود، توسّط نگارنده به کتابخانۀ مرکزی (ملّی) تبریز اهدا کرده بود.
درگذشت: استاد شکویی بعد از تحمّل سالها درد و رنج، در روز اوّل تیر ۱۳۹۸ برای همیشه چهره در نقاب خاک کشید و در روز دوّم تیر با حضور قابلتحسین شخصیّتها و مدیران علمی و فرهنگی استان، کتابداران، همکاران، دوستان و استادان دانشگاه تبریز، دانشجویان و بستگانش برای همیشه در قطعۀ هنرمندان آرامستان وادی رحمت تبریز آرام گرفت و مجلس بزرگداشتی در مسجد دانشگاه تبریز برگزار شد.
همچنین بهپاس خدمات ارزندهاش، شخصیّتها، ارگانها و نهادی متعدّدی از جمله پروفسور جعفر مهراد، دانشگاه تبریز (رئیس، روابط عمومی، مدیریّت و اعضای هیأت علمی دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی و گروه علم اطلاعات و دانششناسی، مدیر و کارکنان کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد)، دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانشرقی، ادارهکل امور کتابخانههای عمومی همدان و آذربایجانشرقی، بنیاد مصلّی امام خمینی تبریز، انجمن کتابداری و اطلاعرسانی ایران و شاخة آذربایجانشرقی، انجمن ارتقای علمی کتابخانههای عمومی کشور، لیزنا، مدیران و یا اعضای هیأت علمی گروههای علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاههای: شهید مدنی، تهران، تربیت مدرس، شهید چمران اهواز، اصفهان، قم، فردوسی مشهد، همدان، تهران شمال، علامه طباطبایی، علوم پزشکی اصفهان، تبریز و ایران، و ... پیامهای تسلیت جداگانهای در رسانهها منتشر کردند.

آثار
۱-۱. تألیف
روش نگهداری کتابها و اسناد. تبریز: شفق، ۱۳۵۴.
کتابخانههای زندانها. تبریز: شفق، ۱۳۵۴.
کتابخانههای ویژۀ بیمارستانها. تبریز: شفق، ۱۳۵۴.
۱-۲. ترجمه
آسیبشناسی مواد کتابخانهای: اصول، راهبردها و شیوۀ کار کتابداران. راس هاروی، تهران: دبیزش، ۱۳۸۴.
بررسی ادبیّات کودکان در کشورهای در حال رشد. آنا پلووسکی، تبریز: ناظم، ۱۳۶۴.
تکامل کتاب. فردریک جی کیلگور. تهران: دبیزش، ۱۳۸۳.
توسعه نظامها و خدمات کتابخانههای عمومی. اچ. سی. کمپل، تهران: دبیرخانه هیأت امنای کتابخانههای عمومی کشور، ۱۳۷۱.
جنبههایی از برنامهریزی توسعۀ کتابخانه. جی استفن پارکر، تهران: چاپار، ۱۳۸۲.
خدمات کتابخانههای عمومی: رهنمودهای ایفلا. یونسکو برای توسعه. فلیپ جیل، تهران: چاپار، ۱۳۸۶.
دنیای کتابداری: مطالعه تطبیقی. ریچارد کرزیس و گاستون لیتون، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۰.
زندگی و سرنوشت کتابخانۀ باستانی اسکندریه. مصطفی العبادی، تهران: دبیرخانه هیأت امنای کتابخانههای عمومی کشور، ۱۳۷۹
شیوههای مطالعه. والف سو استیگر، تبریز: دانشگاه تبریز، ۱۳۶۴.
کتابداری از دیدگاه جهان سوّم. رزایور گاسول و دوهور ویتس، تهران: چاپار، ۱۳۸۵.
نشر کتاب در جهان سوّم. فلیپ جی التباخ و اوا- مریا راگبر، تبریز: دانشگاه تبریز، ۱۳۶۴.
نقش کتابخانههای مساجد در فرهنگ و تمدّن اسلامی. محمّد مکی السباعی، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲.
۱-۳. نظارت
کتابشناسی شهید و شهادت. گردآوری و تألیف مظفر چشمهسهرابی، تهران: شاهد، ۱۳۷۸.
۲. مقالهها
۲-۱. تألیف
انقلاب اطلاعاتی و جهان سوّم. کرانه، ش. ۱، بهار ۱۳۷۳، ص. ۸۷.
بررسی میزان و عوامل مؤثر بر رضایتمندی استفادهکنندگان از خدمات پیوستۀ واحدهای اطلاعرسانی کتابخانههای مرکزی دانشگاه تربیت مدرّس و دانشگاه تهران. [با] علیرضا رستمیگومه، پیام کتابخانه (تحقیقات اطلاعرسانی و کتابخانههای عمومی)، س. ۱۵، ش. ۱ (پیاپی ۵۶)، بهار ۱۳۸۸، ص ص. ۳۱- ۴۶.
بررسی وضعیّت حفظ و نگهداری مجموعه و پیشگیری از سرقت مدارک در کتابخانههای تهران. مدرّس علوم انسانی، ش. ۷، تابستان ۱۳۷۷، ص ص. ۱۷۰- ۱۸۴.
برنامهریزی راهبردی برای بهرهگیری کارآمد از فناوریهای اطلاعاتی در کتابخانههای دانشگاههای دولتی ایران (مراکز استانی). [با] فریبرز درودی، رهبری و مدیریت آموزشی، س. ۲، ش. ۲ (پیاپی ۴)، تابستان ۱۳۸۷، ص ص. ۴۵- ۷۴.
نظر شما