سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): افسانهها بخشی از حافظه زنده ملتها هستند؛ روایتهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند و در هر دوره میتوانند معنایی تازه پیدا کنند. ادبیات کودک یکی از مهمترین عرصهها برای انتقال خلاقانه این میراث فرهنگی به نسلهای آینده است؛ زیرا کودک از مسیر قصه، تصویر، بازی و تخیل، هم جهان پیرامون خود را کشف میکند و هم با ریشههای فرهنگی و روایی جامعه خود پیوند مییابد.
«دختر دال» یکی از نخستین آثار پروژه بازآفرینی افسانههای کردی برای کودکان است که توسط انتشارات چهل و نه کتاب در سوئد منتشر شده است. این اثر بر اساس افسانه کُردی «دوت دال» شکل گرفته و جبار شافعیزاده، نویسنده کردستانی با بازآفرینی و طراحی روایت تعاملی آن تلاش کرده است میان جهان افسانههای کهن و تجربه کودک معاصر پیوندی تازه ایجاد کند.
در این کتاب، کودک تنها صفحات را ورق نمیزند و منتظر نمیماند داستان برای او اتفاق بیفتد، بلکه در مسیر روایت حضور دارد، انتخاب میکند، کشف میکند، میاندیشد و در بازآفرینی قصه نقش میگیرد.
خبرنگار ایبنا در سنندج، با جبار شافعیزاده، نویسنده کردستانی درباره این اثر گفتوگو کرده است.
ایده بازآفرینی افسانههای کرردی برای کودکان از کجا شکل گرفت و چرا فکر کردید باید این روایتها دوباره برای نسل امروز بازآفرینی شوند؟
یکی از رسالتهای مهم تعلیم و تربیت در جهان مدرن، حفظ و بازخوانی گنجینههای فرهنگی و انتقال خلاقانه آنها به نسلهای آینده است. هنر و ادبیات کودک نیز در این میان نقشی بنیادین دارند؛ چراکه کودک از طریق قصه، تصویر، بازی و تخیل، نهتنها جهان پیرامون خود را میشناسد، بلکه با ریشههای فرهنگی و روایی جامعهای که به آن تعلق دارد نیز ارتباط برقرار میکند.
افسانهها بخشی از حافظه زنده ملتها هستند. آنها روایتهایی از گذشتهاند که در هر نسل میتوانند معنایی تازه پیدا کنند. بنابراین وقتی از بازآفرینی افسانه برای کودکان صحبت میکنیم، منظورمان بازگرداندن آن روایت به همان شکل اولیه نیست؛ بلکه تلاش میکنیم یک روایت قدیمی را در زبان و جهان ذهنی کودک امروز دوباره زنده کنیم.

افسانه زمانی که دوباره روایت میشود، میتواند به کودک امکان دهد با بخشی از جهانبینی نیاکان خود آشنا شود، با تخیل جمعی یک فرهنگ پیوند برقرار کند و در عین حال، جهان داستان را از دریچه نگاه خودش تجربه کند.
«دختر دال» در چارچوب چه پروژهای شکل گرفت؟
انتشارات چهل و نه کتاب در سوئد پروژهای فرهنگی را با محوریت بازآفرینی افسانههای کُردی آغاز کرده است؛ پروژهای برای بازشناسی، بازخوانی و بازآفرینی بخشی از میراث ارزشمند روایی فرهنگ کُردی برای کودکان امروز.
هدف این پروژه فقط بازگویی قصههای کهن نیست. تلاش ما این است که افسانههای کُردی از حافظه شفاهی و متون گذشته به جهان معاصر کودک وارد شوند و در قالبهایی تازه، خلاقانه و متناسب با تجربه کودک امروز دوباره شکل بگیرند. «دختر دال» یکی از نخستین آثار این پروژه است؛ کتابی که یک افسانه کُردی با عنوان «دوت دال»، یا همان «دختر دال»، را دستمایه بازآفرینی قرار داده است.
درباره خود افسانه «دختر دال» برایمان بگویید. این داستان چه ویژگیهایی دارد؟
«دختر دال» داستان دختری شگفتانگیز است که از دل یک تخم جادویی پا به جهان میگذارد. تخم جادویی به دست یک دال برده میشود و به لانه او میرسد و آنجاست که داستان تولد دختر آغاز میشود. اما تولد او سرآغاز مسیری پر از شگفتی، ناشناختهها و اتفاقاتی است که سرنوشت او را رقم میزنند. دختر دال در مسیر داستان با جهانی روبهرو میشود که در آن مرز میان واقعیت و خیال، طبیعت و جادو، ترس و شجاعت در هم میآمیزد. همین ویژگیها برای من ظرفیت زیادی داشت تا بتوانم افسانه را در قالبی تازه به مخاطب کودک امروز عرضه کنم.
چرا تصمیم گرفتید این افسانه را در قالب یک کتاب تعاملی بازآفرینی کنید؟
به نظرم کودک امروز دیگر صرفاً مخاطب دریافتکننده یک روایت نیست. او دوست دارد در تجربه داستان حضور داشته باشد، انتخاب کند، کشف کند و در شکلگیری تجربه خود از اثر نقش داشته باشد. به همین دلیل، در بازآفرینی «دختر دال» تلاش کردم از شیوههای نوین روایت در ادبیات کودک استفاده کنم و افسانه را در قالب یک کتاب تعاملی (Interactive Book) بازآفرینی کنم.
در این تجربه، کودک تنها صفحات کتاب را ورق نمیزند و منتظر نمیماند تا داستان برایش اتفاق بیفتد؛ بلکه در مسیر روایت حضور دارد. کودک قدمبهقدم با داستان همراه میشود، انتخاب میکند، کشف میکند، میاندیشد و در بازآفرینی قصه نقش میگیرد.
یعنی کتاب از یک اثر صرفاً خواندنی به یک تجربه تبدیل میشود؟
دقیقاً. در اینجا کتاب از یک شیء برای «خواندهشدن» فراتر میرود و به فضایی برای تجربه، بازی، تخیل و آفرینش تبدیل میشود. هدف این است که کودک از جایگاه یک خواننده منفعل فاصله بگیرد و به خوانندهای فعال، مشارکتکننده و خلاق تبدیل شود؛ خوانندهای که حضورش در فرایند روایت اهمیت دارد و بخشی از شکلگیری تجربه داستان به او سپرده میشود.
برای من مهم بود که کودک فقط شنونده یا خواننده افسانه نباشد، بلکه همراه افسانه شود؛ وارد جهان دختر دال شود، با آن قدم بزند، کشف کند و در ساختن دوباره قصه سهم داشته باشد.
در این بازآفرینی، چه نسبتی میان گذشته و جهان کودک امروز برقرار کردهاید؟
«دختر دال» تلاشی است برای ایجاد گفتوگویی میان دو جهان؛ جهان افسانههای کهن و جهان کودک معاصر. از یک سو، ریشههای داستان در فرهنگ و حافظه روایی کُردی قرار دارد و از سوی دیگر، فرم و ساختار کتاب به تجربههای جدید ادبیات کودک نزدیک میشود.
من فکر میکنم افسانه نباید به یک شیء موزهای تبدیل شود. افسانه موجودی زنده است؛ روایتی که میتواند دوباره متولد شود، تغییر کند، با مخاطب خود وارد گفتوگو شود و در ذهن هر کودک شکلی تازه پیدا کند.
بنابراین، بازآفرینی را متفاوت از بازگویی یک افسانه میدانید؟
بله. بازآفرینی افسانه برای من به معنای تکرار یک روایت قدیمی نیست. اگر قرار باشد همان روایت را بدون توجه به زبان، ذهنیت و تجربه کودک امروز دوباره ارائه کنیم، بخشی از ظرفیت آن را از دست میدهیم. در بازآفرینی تلاش میکنیم ریشههای روایت حفظ شود، اما شکل ارائه آن بتواند با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند. در واقع، میخواهیم گذشته را حفظ کنیم، اما آن را چنان زنده نگه داریم که کودکان امروز بتوانند با آن بازی کنند، دربارهاش بیندیشند و دوباره آن را در ذهن خود بیافرینند.
تصویرگری «دختر دال» نیز بخش مهمی از این تجربه است. درباره همکاری با سارا میاری توضیح میدهید؟
تصویرگری «دختر دال» را سارا میاری، از تصویرگران خوب ایران، بر عهده داشته است. تصویرها در این کتاب تنها همراه متن نیستند؛ بلکه بخشی از جهان روایی اثر محسوب میشوند. تصویر به کودک امکان میدهد فضای افسانه، شخصیتها و جهان خیالانگیز آن را با زبانی غیرکلامی تجربه کند.
در ادبیات کودک، تصویر صرفاً یک عنصر تزئینی در کنار متن نیست و میتواند بخشی از روایت را بر عهده بگیرد. در «دختر دال» نیز تلاش کردیم تصویرها در کنار متن و ساختار تعاملی اثر قرار بگیرند تا کودک بتواند داستان را هم از مسیر کلمات و هم از مسیر تصویر تجربه کند.
طراحی گرافیک و صفحهآرایی کتاب را چه کسی انجام داده است؟
شیلان هوشیاری، از هنرمندان توانای حوزه گرافیک، طراحی گرافیک، صفحهآرایی و تایپوگرافی کتاب را انجام داده است. در این اثر، متن، تصویر و طراحی گرافیک در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا فرم بصری کتاب نیز با ماهیت تعاملی و تجربهمحور آن هماهنگ باشد. برای ما مهم بود که طراحی کتاب صرفاً در خدمت زیبایی ظاهری نباشد، بلکه با ساختار روایی و تجربهای که قرار است کودک از کتاب داشته باشد، هماهنگ شود.
فکر میکنید بازآفرینی افسانههای کُردی چه نقشی در حفظ میراث فرهنگی دارد؟
به نظرم یکی از مهمترین راههای زنده نگهداشتن میراث فرهنگی، انتقال آن به نسل جدید با زبان و ابزار قابل ارتباط با آن نسل است. اگر افسانهها فقط در کتابها یا آرشیوها باقی بمانند، ممکن است به مرور ارتباطشان با زندگی روزمره و ذهن نسل جدید کم شود. اما وقتی یک افسانه دوباره روایت میشود و کودک میتواند با آن ارتباط برقرار کند، تخیل کند و حتی در آن مشارکت داشته باشد، آن روایت دوباره به یک موجود زنده فرهنگی تبدیل میشود.
بازآفرینی افسانهها میتواند فرصتی باشد برای اینکه کودک امروز با بخشی از جهانبینی و تخیل جمعی فرهنگ خود آشنا شود و در عین حال، آن را از دریچه نگاه خودش تجربه کند.
اگر بخواهید «دختر دال» را در یک جمله معرفی کنید، چه میگویید؟
«دختر دال» فقط بازگویی یک افسانه کُردی نیست؛ تلاشی است برای اینکه یک روایت کهن، بار دیگر به جهان کودک بازگردد؛ اینبار در قالبی تازه، تعاملی و مشارکتمحور. این کتاب دعوتی است برای بازگشت به گنجینههای فرهنگی، از مسیر تخیل کودک. شاید ارزش بازآفرینی افسانهها نیز در همین باشد که گذشته را حفظ کنیم، اما آن را چنان زنده نگه داریم که کودکان امروز بتوانند با آن بازی کنند، دربارهاش بیندیشند و دوباره آن را در ذهن خود بیافرینند.
نظر شما