سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۶
می‌خواستیم صدای نوجوانان بی‌واسطه شنیده شود

اهمیت روباه شنی تنها در انتخاب یک کتاب برگزیده خلاصه نمی‌شود. این جایزه می‌خواهد نوجوانان را وارد فرایندی کند که در آن خواندن با گفت‌وگو، شنیدن نظر دیگری و دفاع از دیدگاه شخصی پیوند می‌خورد؛ تجربه‌ای که می‌تواند به تقویت نگاه انتقادی و شکل‌گیری نسلی از مخاطبان فعال‌تر ادبیات کمک کند. از همین منظر، چشم‌انداز این جایزه نیز فراتر از یک رویداد ادبی است و بر ساختن فضایی برای گفت‌وگو میان نوجوانان، نویسندگان، مترجمان، ناشران و متخصصان ادبیات کودک و نوجوان تأکید دارد.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سایه برین: در سال‌هایی که نسبت نوجوانان با کتاب، مطالعه و ادبیات تحت تأثیر گسترش شبکه‌های اجتماعی و حضور پررنگ صفحه‌های نمایش در زندگی روزمره دستخوش تغییر شده است، شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این باشد که در میان انبوه تصمیم‌هایی که بزرگسالان برای نوجوانان می‌گیرند، خود نوجوان تا چه اندازه فرصت دارد نظرش را درباره کتاب‌هایی که برای او نوشته و ترجمه می‌شوند بیان کند. «جایزه روباه شنی» از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایزه‌ای که تلاش دارد نوجوان را نه صرفاً مخاطب آثار ادبی، بلکه به عنوان داوری مستقل و صاحب‌نظر به رسمیت بشناسد.

این جایزه که از سال ۱۴۰۴ فعالیت خود را آغاز کرده، با کمینه کردن دخالت بزرگسالان در فرایند انتخاب، مسیری متفاوت از بسیاری از جوایز ادبی کودک و نوجوان در پیش گرفته است. در اینجا، این نوجوانان هستند که کتاب‌ها را پیشنهاد می‌کنند، می‌خوانند، درباره آنها نظر می‌دهند و در نهایت برگزیدگان را انتخاب می‌کنند؛ رویکردی که می‌کوشد فاصله میان آنچه متخصصان و بزرگسالان «کتاب خوب برای نوجوان» می‌دانند و آنچه خود نوجوانان واقعاً می‌خوانند و دوست دارند، آشکار کند.

نام «روباه شنی» نیز از دل همین نگاه به نوجوان انتخاب شده است؛ موجودی کنجکاو، هوشیار، مستقل و مقاوم که در شرایط دشوار مسیر خود را پیدا می‌کند. نخستین دوره این جایزه با مشارکت ۱۳۸۸ داور نوجوان از استان‌ها و شهرهای مختلف کشور برگزار شد و در دومین دوره نیز از میان ۴۳۲ کتاب پیشنهادی، ۲۰ اثر در دو بخش تألیف و ترجمه به فهرست کوتاه راه یافتند.

اما اهمیت روباه شنی تنها در انتخاب یک کتاب برگزیده خلاصه نمی‌شود. این جایزه می‌خواهد نوجوانان را وارد فرایندی کند که در آن خواندن با گفت‌وگو، شنیدن نظر دیگری و دفاع از دیدگاه شخصی پیوند می‌خورد؛ تجربه‌ای که می‌تواند به تقویت نگاه انتقادی و شکل‌گیری نسلی از مخاطبان فعال‌تر ادبیات کمک کند. از همین منظر، چشم‌انداز این جایزه نیز فراتر از یک رویداد ادبی است و بر ساختن فضایی برای گفت‌وگو میان نوجوانان، نویسندگان، مترجمان، ناشران و متخصصان ادبیات کودک و نوجوان تأکید دارد.

در گفت‌وگوی پیش‌رو، طیبه اژه‌ای، دبیر اجرایی جایزه روباه شنی، درباره ضرورت شکل‌گیری این جایزه، تجربه نخستین دوره، معیارهای انتخاب آثار، نسبت ادبیات تألیفی و ترجمه، نقش گفت‌وگو در پرورش نگاه ادبی نوجوانان و چشم‌انداز آینده این رویداد توضیح می‌دهد؛ گفت‌وگویی درباره اینکه اگر نوجوان را جدی بگیریم، ممکن است نگاه او به کتاب و ادبیات، بسیاری از پیش‌فرض‌های ما بزرگسالان را تغییر دهد.

جایزه روباه شنی با این ایده شکل گرفته که نوجوانان خودشان داوران اصلی کتاب‌های گروه سنی خود باشند. چه ضرورتی در ادبیات کودک و نوجوان احساس کردید که به راه‌اندازی چنین جایزه‌ای منجر شد و چرا تصمیم گرفتید انتخاب کتاب‌ها را به خود نوجوانان بسپارید؟

کار در حوزه نوجوان، اعم از بحث ادبیات، باید با مشارکت خود نوجوانان پیش برود. شما می‌توانید پروژه‌ای برای نوجوان تعریف کنید که نوجوان خود در طراحی و اجرای آن مشارکتی نداشته باشد اما در صورت وجود این مشارکت است که اتفاقی واقعی و تأثیرگذار در حوزه نوجوان می‌افتد. بیشتر جوایزی که در جهان به کتاب‌های کودک و نوجوان تعلق می‌گیرند، بر مبنای نظرات متخصصان ادبیات کودک و نوجوان پیش می‌روند. در کنار این جوایز، جوایزی را داریم که عنوان «کتاب منتخب کودکان» یا «کتاب منتخب نوجوانان» را دارند اما باز هم فهرست اولیه رأی‌گیری آنها را بزرگسالان مشخص و محدود می‌کنند.

معیارهای داوری در اکثر این جوایز مشخص و منطبق بر استانداردهای متخصصین برای یک کتاب نوجوان خوب است. اما نظر خود نوجوانان درباره این کتاب‌ها چیست؟ اقبال خود نوجوانان هم به همین کتاب‌هاست؟

ما در بخش کودک و نوجوان موسسه شهرکتاب، به دنبال فراهم کردن فضایی برای شنیده شدن و دیده شدن نوجوانان بودیم. در راه‌اندازی جایزه روباه شنی سعی کردیم فضایی را فراهم کنیم که در آن، با کمترین دخالت بزرگسالان، دسترسی بی‌واسطه‌ای به نظرات نوجوانان درباره کتاب‌هایی داشته باشیم که برایشان نوشته یا ترجمه می‌شوند. فضایی که از طریق آن بتوانیم نظر مخاطب نوجوان را به نویسنده، مترجم و ناشر برسانیم و در عین حال فضایی برای گفت‌وگو میان نوجوانان با سلایق مختلف ادبی ایجاد کنیم.

می‌خواستیم صدای نوجوانان بی‌واسطه شنیده شود

نام روباه شنی با ویژگی‌هایی مانند کنجکاوی، هوشیاری، استقلال و مقاومت انتخاب شده است. این نماد چه نسبتی با جهان ذهنی نوجوانان دارد و تا چه اندازه در شکل‌گیری هویت و رویکرد این جایزه نقش داشته است؟

انتخاب نام این جایزه، بعد از طراحی و شکل گرفتن هویت آن انجام گرفت. مجموعه‌ای از اسامی به رأی تعدادی از نوجوانان گذاشته شد و روباه شنی گزینه‌ای بود که بیشتر از بقیه اسامی مورد پسند نوجوانان بود.

اما نوجوان از چه جهت شبیه روباه شنی است؟ نوجوان موجودی مستقل، تیزهوش و کنجکاو است که در اقلیم پرالتهاب و ناآرام جهان خودش، به دنبال کشف مسیرهای تازه می‌گردد. در هیاهوی دنیای بزرگ‌ترها شاید آرام و کم‌پیدا به نظر برسد، اما حواسش به باریک‌ترین نشانه‌ها جمع است، خطوط از پیش تعیین‌شده دیگران را دنبال نمی‌کند و در برابر سخت‌ترین تلاطم‌ها تاب می‌آورد؛ موجودی که جثه‌اش را نباید قضاوت کرد، چون به محض آنکه جدی گرفته شود، با صراحت، هوشیاری و جسارت نگاهش غافلگیرکننده ظاهر می‌شود.

در نخستین دوره جایزه روباه شنی چه تجربه‌ها و بازخوردهایی از مشارکت نوجوانان به دست آوردید؟ آیا نتایج رأی‌گیری با پیش‌بینی‌ها و انتظارات شما از سلیقه مخاطبان نوجوان همخوانی داشت؟

اولین دوره روباه شنی را در شرایط قطعی اینترنت و در روز اعلام آتش‌بس جنگ دوازده روزه شروع کردیم. ما در دوره اول ۱۳۸۸ داور نوجوان داشتیم از تمامی استان‌های کشور؛ داوران فعالی از زاهدان، ابویسان، جزیره ابوموسی، زنجان، تهران، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، مشهد، شهرکرد، سیرجان، مسجدسلیمان، بندر جاسک و یزد. با داوران نوجوان زیادی صحبت کردم، از فرصت شنیدن شدن صدایشان خوشحال بودند، از محترم شمرده شدن و جدی گرفته شدن نظراتشان احساس بسیار خوبی داشتند و امیدوار بودند به ادامه‌دار بودن این فرصت. بخشی از کتاب‌هایی که به فهرست کوتاه راه پیدا کردند برایمان قابل‌پیش‌بینی بودند اما از دیدن برخی کتاب‌ها هم شگفت‌زده شدیم. فکر می‌کنم همین غیرقابل‌پیش‌بینی‌ها جایزه را جذاب‌تر و معنادارتر می‌کنند.

در دومین دوره جایزه، از میان ۴۳۲ کتاب پیشنهادی، ۲۰ اثر به فهرست کوتاه راه پیدا کرده‌اند. معیارهای ورود کتاب‌ها به فهرست رأی‌گیری چه بوده است و این آثار چگونه انتخاب و ارزیابی شده‌اند تا فرصت دیده‌شدن عادلانه‌ای برای کتاب‌های تألیفی و ترجمه فراهم شود؟

همانطور که گفتم ما تلاش کرده‌ایم در روباه شنی، دخالت بزرگسالان را به حداقل برسانیم. برای همین معیارهایی که برای ورود کتاب‌ها به فهرست گذاشته‌ایم تنها چند مورد محدود است. کتاب باید طبق فیپا یا سایت ناشر در دسته نوجوان قرار داشته باشد، سال اولین چاپش طبق سایت خانه کتاب و برای این دوره، سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ باشد و در دسته ناداستان قرار نگیرد چون فعلا روباه شنی فقط به کتاب‌های داستان و شعر داده می‌شود. با این معیارها ما دخالت سلیقه بزرگسالان در ورود یا عدم ورود کتاب‌ها به فهرست را نزدیک به صفر کرده‌ایم. هر کتابی که نوجوانان پیشنهاد بدهند، در صورت انطباق با این معیارها به فهرست رأی‌گیری راه داده می‌شود. کتاب‌ها به ترتیب پیشنهاد داده شدن روی سایت قرار می‌گیرند و فرصت یک ماه و نیمه‌ای برای داوران در نظر گرفته شده تا کتاب‌ها را ببینند و رأی‌ بدهند. دسته کتاب‌های تألیفی و ترجمه را نیز از هم جدا کرده‌ایم تا غلبه کتاب‌های ترجمه موجود در بازار و در دسترس نوجوانان، فرصت دیده شدن کتاب‌های تألیفی ارزشمند را ضایع نکند.

یکی از اهداف جایزه روباه شنی، ایجاد فرصتی برای مشارکت فعال نوجوانان در دنیای کتاب است. با توجه به کاهش احتمالی عادت به مطالعه در میان بخشی از نسل نوجوان، این جایزه تا چه اندازه توانسته است به ترویج کتاب‌خوانی و ایجاد انگیزه برای مطالعه آثار ادبی کمک کند؟

نمی‌دانم بر مبنای آمار، این کاهش عادت به مطالعه چقدر واقعی و درست باشد. اما در مجموع به دلیل گسترده شدن استفاده از شبکه‌های اجتماعی و صرف زمان بیشتر پای اسکرین‌ها،‌ اقبال و تمرکز برای خواندن کتاب‌ها و بخصوص کتاب‌های کاغذی، نه فقط در بین نوجوانان، بلکه در بین بزرگسالان هم کمتر شده است. تلاش ما در روباه شنی، ایجاد انگیزه‌ای دوباره برای بازگشت به دنیای کتاب‌هاست. وقتی نوجوان احساس کند عضوی از یک رویداد سه ماهه برای انتخاب بهترین کتاب نوجوان است، انگیزه‌ی بیشتری برای خواندن پیدا می‌کند، با خواندن نظرات نوجوان‌های هم‌سن‌وسال خودش با کتاب‌های جدیدی آشنا می‌شود و در این مسیر به کتاب‌های متنوع‌تری فرصت خوانده شدن می‌دهد.

انتخاب برگزیدگان در دو بخش تألیف و ترجمه انجام می‌شود. با توجه به تفاوت‌های احتمالی سلیقه نوجوانان در مواجهه با آثار ایرانی و خارجی، رأی‌های نوجوانان چه تصویری از جایگاه ادبیات تألیفی ایران در مقایسه با ادبیات ترجمه در ذهن مخاطبان این گروه سنی ارائه می‌دهد؟

برگزیدگان دوره قبل در دو بخش تألیف و ترجمه، شباهت‌های زیادی با هم داشتند. محوریت موضوع مرگ و زندگی، نقش‌آفرینی شخصیت‌ اصلی به عنوان یک نوجوان، تلفیق شدن فضای خیال و واقعیت، درهم‌آمیختن ترس و ماجراجویی، از ویژگی‌های مشترک کتاب‌های برگزیده بود. فکر می‌کنم نوجوانان، فارغ از تألیفی یا ترجمه بودن یک اثر، بر اساس میزان نزدیک بودن دنیای کتاب به دنیای ذهنی‌شان با آن ارتباط می‌گیرند. در گزارش فروش سال ۱۴۰۲ بخش کتاب کودک و نوجوان شهرکتاب، درصد ترجمه و تألیف در کتاب‌های پرفروش کودک ۸۳ به ۱۷ آمده است. همین نسبت در کتاب نوجوان به ۹۷ درصد ترجمه و ۳ درصد تألیف می‌رسد. مشخص است که کتاب‌های ترجمه بخش عظیمی از بازار کتاب نوجوان را گرفته‌اند اما با توجه به تعداد رأی‌هایی که ما امسال در بخش تألیف و ترجمه روباه شنی می‌بینیم، یک کتاب‌ تألیفی نیز در صورت داشتن معیارهای مورد پسند نوجوان، می‌تواند در جایگاه بالاتری نسبت به کتاب‌های ترجمه بایستد.

یکی از ویژگی‌های جایزه روباه شنی، برگزاری نشست‌های گفت‌وگو و فراهم کردن فرصت تبادل نظر میان نوجوانان است. این گفت‌وگوها چه نقشی در شکل‌گیری نگاه انتقادی و تقویت قدرت تحلیل ادبی نوجوانان دارند و آیا برنامه‌ای برای گسترش این فعالیت‌ها در دوره‌های آینده دارید؟

هدف نهایی ما در روباه شنی، شکل‌گیری همین فضای گفت‌وگو، هم میان نوجوانان با هم و هم میان نوجوانان و پدیدآورندگان آثار نوجوان است. سال گذشته و امسال، سعی کردیم در بستر برخط برای داوران فضاهایی برای گفت‌وگو درباره کتاب‌ها فراهم کنیم. در آینده، برنامه‌های حضوری گفت‌وگو در شعب شهرکتاب در شهرهای مختلف می‌تواند این فضا را تکمیل کند. اما مسیری که پیش روی خود تصور می‌کنیم، مسیری است که در آن نوجوان علاوه بر ابراز نظر خودش، بتواند برای این نظر دلایلی بیاورد، بتواند نظر دیگری را (هرچند بسیار با او متفاوت باشد) بشنود و بتواند به صداهای متفاوت و کتاب‌های متفاوت فرصت شنیده شدن و خوانده شدن بدهد.

جایزه روباه شنی از سال ۱۴۰۴ فعالیت خود را آغاز کرده است. چشم‌انداز شما برای آینده این جایزه چیست و آیا قرار است این رویداد فراتر از انتخاب کتاب‌های برگزیده، به بستری برای ارتباط مستمر میان نوجوانان، نویسندگان، ناشران و فعالان حوزه ادبیات کودک و نوجوان تبدیل شود؟

فکر می‌کنم در جواب به سوال قبلی تقریبا به این سوال هم پاسخ دادم. حلقه مفقوده امروز ما گفت‌وگو است. گفت‌وگو میان افراد با سنین مختلف، گفت‌وگو میان افراد با سلایق مختلف، گفت‌وگو میان مخاطب و پدیدآور، گفت‌وگو میان متخصص و غیرمختصص. چشم‌انداز آینده ما این است که روباه شنی، فضای امنی باشد برای گفت‌وگو درباره کتاب‌ها و گفت‌وگویی فراتر از کتاب‌ها. تمرینی باشد برای به رسمیت شناختن دیگری، نگاه کردن محترمانه به دیگری، باز بودن نسبت به یادگیری از تجربه و فکر دیگری، و مشتاقانه گوش سپردن به دیگری از عمق جان.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها