سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، داستان مری و استوارت، زوج انگلیسی ثابت میکند، کتابفروشیها، موزههای زندهای هستند که تاریخ، در گوشهوکنار قفسههایشان نفس میکشد. اما گاهی، این تاریخ به شکلی غیرمنتظره از دلِ ضایعات و اقلام مزایدهای بیرون کشیده میشود. داستان مشهورترین شعار تبلیغاتی قرن بیستویکم، یعنی «آرام باش و ادامه بده» (Keep Calm and Carry On)، پیوند عمیقی با دنیای کتابهای دستدوم دارد؛ داستانی که از میانِ یک جعبه کتاب در «بارتر بوکز» آغاز شد.
تابستان ۱۹۳۹، دولت بریتانیا در وحشتِ جنگ جهانی دوم، سه پوستر تبلیغاتی برای حفظ روحیه عمومی طراحی کرد. دو پوستر اول با مضمون «آزادی در خطر است» و «همت شما پیروزی میآورد» گسترده توزیع شدند. اما پوستر سوم، با عبارتِ مینیمال و آرامشبخش، در انبارها محبوس ماند و هرگز رنگ دیوارها را به خود ندید. دههها بعد، استوارت و مری، سال ۲۰۰۰، در جریان یک خریدِ فلهای از یک مزایده، این پوسترِ خاکگرفته را در کف جعبه یافتند.
این کشف، نمونهای کلاسیک از «ارزش افزوده در بازار کتابهای دست دوم» است. صاحبان «بارتر بوکز» نهتنها این میراث فراموششده را قاب کردند، بلکه با بازنشر آن، جریانی فرهنگی، راه انداختند. این حرکت، میآموزد که کتابفروشِ حرفهای، صرفاً فروشنده کالا نیست؛ او یک نمایشگاه است که ظرفیتهای فرهنگیِ پنهان را شناسایی و بازتولید میکند.

جمله «آرام باش و ادامه بده» به سرعت از دیوار یک کتابفروشی به لیوانها، کارتپستالها و تیشرتها راه یافت و به یک همهگیری جهانی بدل شد. این جمله ثابت کرد که چگونه یک پیام ساده و در عین حال عمیق، میتواند به بخشی از هویت فرهنگی یک شهر و منطقه تبدیل شود.
اما درس بزرگ شکلگیری کتابفروشی «بارتر بوکز» برای صنعت نشر ایران چیست؟ بهنظر میرسد، پیوند کتاب با نشانههای فرهنگی و میراث تاریخی، قدرتمندترین ابزار برای حفظ بقا در دنیایی است که مدام به دنبالِ تکرار و سرگرمیهای زودگذر است. کتابفروشی، در نهایت، نه فقط محل فروشِ دانش، که مرکزِ تلاقیِ حافظه جمعی و آیندهنگری است. بهویژه اینکه
مدل بارتر بوکز، کلاسِ درسی برای تحلیلِ روندهای نوین در صنعت خردهفروشی است. وقتی استوارت و مری از یک تصادفِ عاشقانه بر فراز اطلس، به ایجاد فضایی برای نشستن، خواندن و تأمل رسیدند، در واقع یک اصل را درک کرده بودند؛ ابنکه کتابفروشی نباید صرفاً جایی برای خرید باشد؛ باید مکانی باشد میانِ خانه و محل کار که فرد در آن احساس تعلق کند.

در «بارتر بوکز»، قفسههای کتاب به جای چیدمانِ خشک و قفسهبندیِ کتابخانهای، به نوعی «جغرافیا» تبدیل شدهاند. استفاده از اتاقِهای تو در تو، شومینههای زغالسنگی و کاناپههای کهنه، تضادِ مدرنیته سرد و دیجیتال را با گرمای کلاسیکِ چاپ و کاغذ به تصویر میکشد. چیدمانی که این نکته حیاتی را تاکید میکند: «ماکتهای ساده روی قفسهها، تنها یک دکور نیستند؛ بلکه «عاملِ تعلیق» هستند که موجب میشوند مشتری، حتی برای لحظهای کوتاه، از نگاه کردن به موبایل خود دست بردارد و به دنیای پیرامونش نگاه کند که پیروزیِ «تجربه» بر «تکنولوژی» را تداعی میکند.

منبع: کتاب «دنیای کتاب و کتابفروشیها» نوشته، جن کمپبل ترجمه: نیما مانی از انتشارات طرح نقد
نظر شما