جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۰
شاهنامه باید بتواند تحول هنری ایجاد کند

کرمانشاه- در آیین پایانی دوره عالی تربیت مربی شاهنامه‌خوانی و شاهنامه‌پژوهی استاد کزازی، قطب الدین صادقی و عبدالحمید ضیایی بر جایگاه ارزشمند فردوسی و شاهنامه به عنوان اثری ممتاز در سطح جهان تاکید کردند اما توجه به جنبه‌های هنری، علمی و تولیدات جدید متناسب با شرایط روز جامعه را لازمه بهره‌برداری از این اثر دانستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرمانشاه، آیین پایانی دوره عالی تربیت مربی شاهنامه‌خوانی و شاهنامه‌پژوهی با حضور استاد کزازی، قطب الدین صادقی و عبدالحمید ضیایی در تالار انتظار شهر کرمانشاه با استقبال علاقه‌مندان و هنرمندانی از استان‌های کرمانشاه، ایلام، کردستان، همدان و قم برگزار شد.

این دوره تخصصی با هدف توانمندسازی مربیان، گسترش فرهنگ مطالعه و تدبر در شاهنامه فردوسی، ارتقای دانش پژوهشی فعالان حوزه ادبیات کهن و پرورش نسل جدید مروجان حماسه و اندیشه ایرانی-اسلامی در سطح استان کرمانشاه طراحی و اجرا شده و همزمان «خانه شاهنامه کرمانشاه» نیز در شهر کرمانشاه افتتاح شد.

شاهنامه تنها داستان‌سرایی نیست بلکه تاریخ و هویت یک ملت است

میرجلال‌الدین کزازی در مراسم پایانی دوره پیشرفته شاهنامه‌خوانی و شاهنامه‌پژوهی و همزمان گشایش «خانه شاهنامه کرمانشاه» با ابراز خرسندی از حضور در جمع مردم کرمانشاه، اظهار داشت: گاه این تصور وجود دارد که ایرانیان از سر خودپسندی گمان می‌کنند هر آنچه دارند در جهان بی‌ماند است اما این دیدگاه درباره شاهنامه برخاسته از خودشیفتگی نیست بلکه می‌توان جایگاه آن را با استدلال و برهان بررسی کرد و با دیگر آثار بزرگ جهان مقایسه کرد.

وی خاطرنشان کرد: من معتقدم ایران فرهنگی‌ترین کشور جهان است و ایرانیان به پشتوانه میراث فرهنگی و ادبی سترگی که در اختیار دارند به آن می‌بالند و شاهنامه نیز به باور من، برترین و گران‌سنگ‌ترین رزمنامه جهان است.

کزازی با اشاره به سه اثر بزرگ حماسی «ایلیاد»، «ادیسه» و «انه‌اید» تصریح کرد: ساختار این سه اثر بر پایه یک رخداد بنیادین شکل گرفته است؛ «ایلیاد» به نبرد تروا می‌پردازد، «ادیسه» سرگذشت بازگشت یکی از پهلوانان یونانی پس از جنگ تروا را روایت می‌کند و «انه‌اید» نیز داستان پهلوانی است که در نهایت به سرزمینی می‌رسد که بعدها ایتالیا نامیده شد.

این شاهنامه‌پژوه ادامه داد: اما شاهنامه از این منظر گستره‌ای بسیار وسیع‌تر دارد چرا که سرگذشت انسان ایرانی را از کهن‌ترین دوران‌ها یعنی از زمان آفرینش تا فروپاشی شاهنشاهی ساسانی روایت می‌کند و هزاره‌ها را در بر می‌گیرد.

وی افزود: در بسیاری از رزمنامه‌های بزرگ جهان سخنور بیشتر به بازگویی داستان می‌پردازد اما فردوسی تنها یک داستان‌گو نیست و بارها اندیشه‌های خود را با خواننده در میان می‌گذارد و از مسائل بنیادین هستی، انسان و جهان سخن می‌گوید.

شاهنامه باید بتواند تحول هنری ایجاد کند

کزازی با اشاره به داستان رستم و سهراب گفت: فردوسی در این اندوه‌نامه شاهنامه، هنگام سخن از مرگ سهراب، در بیتی می‌پرسد: «تو گیتی چه که خود ساخته است جهاندار / از این کار پرداخته است»؛ این بیت پرسشی جهان‌شناسانه و اندیشه‌ورزانه است که می‌تواند زمینه‌ساز بحث‌های فلسفی گسترده درباره جهان و نسبت انسان با سرنوشت شود.

وی با طرح این پرسش که آیا فردوسی جبرگراست، گفت: نمی‌توان به این پرسش سهمگین به‌سادگی پاسخ داد زیرا فردوسی در بخش‌های مختلف شاهنامه بارها از آزادی انسان سخن گفته و در کنار آن ابیاتی نیز درباره تقدیر و سرنوشت دارد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به مفهوم تراژدی در ادبیات جهان افزود: واژه تراژدی ریشه‌ای یونانی دارد و در اصل با آیین‌های مربوط به خدای شراب و نمایش‌های آیینی پیوند دارد بنابراین می‌توان درباره نسبت میان تراژدی و اندوه‌نامه‌های شاهنامه نیز بحث‌های گسترده‌ای مطرح کرد.

کزازی یکی دیگر از ویژگی‌های شگفت‌انگیز شاهنامه را وفاداری فردوسی به آبشخورهای خود دانست و گفت: شاهنامه صرفاً یک شاهکار بی‌مانند هنری و ادبی نیست بلکه دفتری است که می‌توان در زمینه‌های گوناگون به آن بازگشت و بر بنیاد آن پژوهش کرد.

وی با اشاره به بزم‌های شاهنامه و گفت‌وگوهای جهان‌شناسانه و اندیشه‌ورزانه فرزانگان و موبدان در دربار ساسانی گفت: فردوسی می‌توانست برای پیشبرد داستان، بسیاری از این گفت‌وگوها را نادیده بگیرد اما همه آن‌ها را در شاهنامه گنجانده است و این امر نشان می‌دهد که او به منابع و آبشخورهای خود پایبندی استواری داشته و می‌خواسته سرگذشت ایران را تا آنجا که در منابعش آمده، روایت کند.

این شاهنامه‌پژوه افزود: فردوسی تنها یک داستان‌سرا یا رزمنامه‌پرداز نیست؛ او در شاهنامه، دانش، تاریخ، جهان‌شناسی و اندیشه را در کنار روایت حماسی جای داده است.

کزازی تأکید کرد: شاهنامه ویژگی‌هایی دارد که یافتن نمونه‌ای همسان برای آن در میان رزمنامه‌های بزرگ جهان بسیار دشوار است؛ از همین رو مقایسه آن با سایر آثار حماسی می‌تواند به شناخت دقیق‌تر جایگاه این اثر کمک کند.

وی در پایان با اشاره به سخنی از تاریخ‌نگاران مسلمان درباره جایگاه شاهنامه در میان ایرانیان گفت: ایرانیان شاهنامه را «نامه‌ای سپند» و فراتر از یک اثر ادبی معمول می‌دانستند و این دیدگاه نشان‌دهنده جایگاه ویژه این اثر در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان است.

شاهنامه خوانی صرف کافی نیست؛ باید آثار جدید با شاهنامه خلق کنیم

قطب‌الدین صادقی در ادامه این مراسم بیان کرد: صرف تکرار سخنان کلی و احساسی درباره فردوسی و شاهنامه نمی‌تواند به درک درست این اثر عظیم منجر شود و ما برای فهم صحیح آن نیازمند یک چارچوب فکری و دستگاه نظری هستیم.

وی با اشاره به دیدگاه‌های هگل پیرامون سیر تاریخی گونه‌های ادبی، افزود: حماسه نخستین ژانر ادبی است که در دوران بامداد تمدن پدید می‌آید یعنی زمانی که مبارزه جمعی، جنگ‌ها، جابه‌جایی‌ها و حرکت‌های بزرگ ملی برای دفاع از خاک و آب اهمیت حیاتی یافته و در آن دوران، روح جمعی بر فردیت غالب است.

استاد ادبیات و تئاتر ادامه داد: در چنین شرایطی قهرمانان حماسی بیشتر با جهانِ بیرون درگیر هستند و به همین دلیل، روانشناسی فردی در آثار حماسی کمتر مشاهده می‌شود؛ این ویژگی تنها منحصر به شاهنامه نیست و در بسیاری از حماسه‌های بزرگ جهانی نیز دیده می‌شود.

وی با بیان اینکه ملت‌ها و فرهنگ‌هایی که حماسه‌های بزرگ خود را خلق کرده‌اند در دوره‌هایی با شکست‌های تاریخی مواجه شده‌اند، گفت: حماسه می‌تواند در چنین موقعیت‌هایی به بازسازی خودآگاهی و اعتماد به نفس یک ملت کمک کند.

صادقی ادامه داد: زمانی که فرهنگ‌ها بتوانند میان جهان حماسه و تغزل پیوند برقرار کنند، درام و نمایش شکل می‌گیرد؛ از نگاه هگل، اهمیت درام در این است که می‌تواند عناصر حماسه و تغزل را در درون خود جمع کند.

وی با اشاره به مسیر ویژه طی شده توسط فرهنگ ایران در طول تاریخ، افزود: در ادبیات ما ابتدا با حماسه فردوسی و آثار حماسی دیگر مواجه می‌شویم و پس از آن، با ظهور شاعرانی همچون سعدی و نظامی، توجه به عواطف انسانی و جهان عشق افزایش یافت و در دوره‌های بعدی نیز گونه‌هایی نظیر تعزیه پدید آمد.

این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت بازخوانی شاهنامه در دوران معاصر، افزود: اگرچه بازگشت به شاهنامه در هر دوره‌ای ارزشمند است اما در این مسیر باید مراقب چند خطر بزرگ باشیم.

شاهنامه باید بتواند تحول هنری ایجاد کند

صادقی نخستین خطر را در تکرارِ تعریف‌های کلی و سخنان کلی درباره فردوسی و شاهنامه دانست و گفت: تقریباً همگان درباره فردوسی سخن می‌گویند و شاهنامه را ستایش می‌کنند اما بسیاری از آن‌ها خود شاهنامه را به‌صورت عمیق و درست نخوانده‌اند؛ بنابراین تکرار جملات باشکوه بدون برخورداری از شناخت واقعی، فایده‌ای نخواهد داشت.

وی دومین خطر را تکرار عین به عین شاهنامه در آثار هنری دانست و افزود: اگر قرار باشد بدون خلقِ نوآوری همان شکل‌ها و حرف‌های گذشته را تکرار کنیم این نشان‌دهنده پویایی فرهنگی نیست. هنرمند امروز موظف است بر پایه الگوی زیبایی‌شناختی فردوسی، حرفی تازه برای عصر خود داشته باشد.

صادقی تأکید کرد: اگر صرفاً شاهنامه را به دیالوگ تبدیل کرده و همان را روی صحنه بیاوریم، کار تازه‌ای انجام نداده‌ایم؛ بلکه باید از الگوی هنری فردوسی بهره ببریم تا بتوانیم پس از گذشت هزار سال، اثری جدید خلق کنیم. برای رسیدن به هویت، نخست باید آنچه را که داریم شناسایی و دسته‌بندی کنیم. شناخت دقیق و منطقیِ میراث گذشته اولین قدم در مسیر هویت‌یابی است. این شناخت باید بر پایه روش علمی و پژوهشی بنا شود؛ وظیفه استادان دانشگاه و پژوهشگران است که گذشته را به‌درستی بشناسند، تحلیل و دسته‌بندی کنند و هر بخش را در جایگاه اصلی خود قرار دهند.پس از مرحله شناخت نوبت به تولید می‌رسد؛ یعنی شعر گفتن، موسیقی ساختن، نمایش خلق کردن، داستان نوشتن و تولید سریال. زمانی که تولید به مرحله عمل و استفاده دیگران برسد، آگاهی حاصل می‌شود. تولید فرهنگی نباید مقطعی باشد اگر امروز اقدامی انجام دهیم و سال‌ها بعد اثری دیگر خلق نکنیم، جریان فرهنگی شکل نخواهد گرفت. تنها با مداومت است که تولید به یک جریان تبدیل شده، تفکر می‌آفریند و برای نسل جوان الگو می‌سازد.

صادقی هشدار داد: در صورت بروز خلأ فرهنگی دیگران با روایت‌های خود این فضا را پر خواهند کرد؛ از این رو، باید شناخت، تولید و استمرار فرهنگی را جدی بگیریم تا نسل جوان بتواند از روایت‌های سازنده و ریشه‌دار فرهنگی بهره‌مند شود.

این استاد تئاتر و ادبیات، فردوسی را شخصیتی چندوجهی در فرهنگ ایران دانست و گفت: ما هنوز فردوسی را به‌اندازه کافی نشناخته‌ایم و یکی از ویژگی‌های بزرگ او، عقل‌گرایی و حکمت است. وی با اشاره به زبان شکوهمند فردوسی، افزود: شاهنامه گنجینه‌ای از واژه‌ها و ظرفیت‌های زبان فارسی است و فردوسی با خلق این اثر، سهمی بزرگ در بالندگی و ماندگاری این زبان داشته است.

صادقی همچنین با اشاره به اندیشه و حکمت موجود در شاهنامه اظهار کرد: اگرچه فردوسی به معنای تخصصی یک فیلسوف نیست اما به دلیل وجود جهان‌بینی و حکمت گسترده در اثرش لقب «حکیم» برای او کاملاً رواست.

این پژوهشگر در پایان با تأکید بر نقش هنر و ادبیات در استقلال فرهنگی ملت‌ها، گفت: آنچه مایه استقلال یک ملت می‌شود تنها فناوری و صنعت نیست بلکه جامعه بیش از هر چیز به تفکر و اندیشه مستقل نیاز دارد و این وظیفه متفکرانی است که درباره بحران‌ها و مشکلات، می‌اندیشند و راه‌های نوین ارائه می‌دهند. یکی از مهم‌ترین وظایف هنر و ادبیات، بازنمایی زیبایی‌ها، فضیلت‌ها، نیکی‌ها و ارزش‌های مثبت یک سرزمین و فرهنگ است.

شاهنامه باید بتواند چراغی برای آینده باشد

عبدالحمید ضیایی نیز در مراسم پایانی دوره عالی تربیت مربی شاهنامه‌خوانی و شاهنامه‌پژوهی، گفت: کرمانشاه شکوه و افتخار خود را تنها از گذشته نمی‌گیرد بلکه امروز نیز با حضور بزرگانی همچون میرجلال‌الدین کزازی و هنرمندانی مثل کیهان کلهر و شهرام ناظری، مهد افتخارات خود است.

وی افزود: این دیار تنها به موسیقی و حماسه محدود نمی‌شود بلکه در یکی از ساحت‌های کمتر شناخته‌شده، عارفان و صوفیان بزرگی زیسته‌اند که متأسفانه آن‌گونه که شایسته است به آن‌ها پرداخته نشده است.

این پژوهشگر با اشاره به مفهوم وطن گفت: وطن همواره به معنای جغرافیا و اقلیم نیست؛ برای من، وطن با شعر رودکی، رباعیات خیام، سماع مولانا، شمس تبریزی و خانقاه ابوسعید ابوالخیر معنا می‌یابد و تمامی این میراث‌های بزرگ، بخش‌هایی از وطن فرهنگی ما هستند.

ضیایی ادامه داد: بزرگ‌ترین وطن فرهنگی ما همان شاهنامه است؛ کتابی که باید همواره در کنار خود داشته باشیم و آن را بخوانیم چرا که شاهنامه کتاب خرد، شادی و آزادی است.

شاهنامه باید بتواند تحول هنری ایجاد کند

ضیایی با تأکید بر اینکه شاهنامه‌خوانی نباید به تقدیس یک متن کهن و توقف در غبار هزارساله‌ آن محدود شود، گفت: اگر شاهنامه نتواند با کمک زبان فردوسی، مسأله‌ای نظری از امروز ما یا گرهی عملی از ایران معاصر را باز کند، خواندن آن بیهوده خواهد بود.

این پژوهشگر ادامه داد: شاهنامه باید برای دوران کنونی ما زنده بماند و در شکل‌گیری رفتار، فرهنگ و اندیشه نسل جدید نقش ایفا کند؛ از این رو بازخوانی آن باید با نیازهای جامعه امروز پیوند بخورد.

ضیایی با اشاره به افتتاح خانه شاهنامه در کرمانشاه گفت: چه جای مناسب‌تری از کرمانشاه باستانی و باشکوه برای میزبانی از شاهنامه وجود دارد؟ افتتاح این خانه اتفاقی ارزشمند است اما نباید تنها به شاهنامه‌خوانی محدود شود.

وی افزود: آرزوی ما این است که خانه شاهنامه به سرپناه و آشیانه‌ای برای فعالیت‌های هنری و ادبی استان تبدیل گردد؛ به‌گونه‌ای که جوانان دختر و پسر کرمانشاه که در حوزه‌های موسیقی، شعر، خوشنویسی، نقاشی و نگارگری فعالیت می‌کنند، بتوانند در این مجموعه گرد هم آیند و آثارشان را ارائه و نقد کنند. این استاد دانشگاه در پایان تأکید کرد: خانه شاهنامه می‌تواند به محلی برای تولید آثار تازه فرهنگی و همچنین گفت‌وگو و نقد گذشته و تاریخ بدل شود و از این طریق به توسعه فرهنگ‌محور در کرمانشاه کمک کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها