سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
دلیل استقبال این روزهای مردم از شاهنامه چیست؟

سینا جهاندیده، پژوهشگر ادبیات، استقبال دوباره از شاهنامهٔ فردوسی در ماه‌های اخیر را نه‌فقط پدیده‌ای ادبی، بلکه «آیینی سیاسی و نمادین» می‌داند که از هراس تجزیه و تهدید تمامیت ایران ریشه می‌گیرد؛ در این خوانش، «خریدن و به خانه بردن شاهنامه» راهی برای «حفظ ایران» است. او که با یادداشتی اینستاگرامی دربارهٔ پرفروش‌شدن شاهنامه با موج واکنش‌ها روبه‌رو شد، در گفت‌وگو با ایبنا از حواشی آن می‌گوید، بخشی از این نقدها را ریشه‌دار در منازعات هویتی و سیاسی می‌داند و شاهنامه را «استعارهٔ خودِ ایران» می‌خواند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: ماجرا از یک ویدیوی اینستاگرامی شروع شد؛ همان‌جا که یوسف علیخانی روایت می‌کرد چند ماهی است پرفروش‌ترین کتاب قفسه‌هایش، در انواع و ویرایش‌های مختلف، شاهنامهٔ فردوسی است. این ادعای کوتاه، اما، یک پرسش بزرگ شکل داد: چرا مخاطب امروز، در میان انبوه کتاب‌های تازه، به سمت حماسهٔ هزارسالهٔ فردوسی میل پیدا کرده است؟ صاحب آن صفحه همین پرسش را از مخاطبانش پرسید و ماجرا کمی بعد رنگ تازه‌ای گرفت؛ سینا جهاندیده، پژوهشگر، متنی را در پاسخ به همین پرسش در صفحهٔ اینستاگرام خود منتشر کرد.

آن یادداشت، که خیلی زود از حاشیهٔ یک پست فراتر رفت و جریانی از کامنت‌ها و واکنش‌ها را به راه انداخت، می‌کوشید ریشهٔ این استقبال را توضیح دهد، جهاندیده نوشته بود: به گزارش یکی از ناشران و کتاب‌فروشی‌های شناخته‌شده، طی چند ماه اخیر پرفروش‌ترین کتاب در کتاب‌فروشی‌های تهران شاهنامهٔ فردوسی بوده است؛ اقشار مرفه‌تر تصحیح چندجلدی جلال خالقی‌مطلق را می‌خرند و کم‌درآمدترها به شاهنامهٔ یک‌جلدی چاپ مسکو بسنده می‌کنند. این در حالی است که قیمت کتاب به‌شدت بالا رفته و حتی کتاب‌های ۲۵۰ تا ۳۰۰ صفحه‌ای گاه به حدود یک میلیون تومان رسیده‌اند و کتاب فیزیکی بیش از هر زمان دیگری در آستانهٔ افول است.

در این یادداشت جهاندیده اذعان کرده بود، این پدیده را نمی‌توان صرفاً با علاقهٔ ادبی توضیح داد؛ خرید شاهنامه امروز نوعی آیین فرهنگی ـ سیاسی است. در وضعیت اضطراب‌های سیاسی، جغرافیایی و هویتی، شاهنامه به نماد فشرده‌ای از «ایران» بدل شده و خریدنش کنشی نمادین است که فرد با آن احساس می‌کند چیزی از ایران را حفظ می‌کند. پس پرفروش شدن شاهنامه را نباید نشانهٔ افزایش مطالعهٔ آن دانست، بلکه نشانهٔ افزایش اضطراب سیاسی و هویتی است؛ اضطرابی که خود را در قالب خریدن یک نماد نشان می‌دهد. در نگاه نویسنده، شاهنامه در این وضعیت «آخرین پناهگاه فتیشِ کتاب» است: جایی که کتاب، در لحظهٔ افول کتاب‌خوانی، بارِ چیزی بسیار بزرگ‌تر از خود — یعنی بارِ ایران — را بر دوش می‌کشد.

این یادداشت جهاندیده واکنش‌هایی را به همراه داشت. همین واکنش‌ها انگیزه‌ای شد تا با سینا جهاندیده تماس بگیریم و از پشت صحنهٔ انتشار آن پست، شکل‌گیری ایدهٔ آن و حواشی چندروزه‌اش بپرسیم. در سرویس ادبیات ایبنا از شما، مخاطبانِ این گفت‌وگو، می‌خواهیم در این مسیر همراه ما باشید: شما چه فکر می‌کنید؟ به نظرتان چرا استقبال از شاهنامه در این ماه‌های اخیر شاخص شده است؟ اگر تحلیل، تجربه یا برداشتی از علت افزایش خرید این شاهکار فردوسی دارید، برای ما در بخش کامنت‌ها بنویسید تا با هم تصویری روشن‌تر از این پدیده بسازیم.

چرا مردم این روزها اینقدر شاهنامه می‌خرند؟
سینا جهاندیده

سینا جهاندیده، در مورد انتقادهایی که به یادداشت اینستاگرامی‌اش شده است، بیان داشت: منتقدین این نوشتار رفتارهایی داشتند که می‌توان گفت رفتارهای هویتی بود؛ یعنی برخی آذری‌زبان بودند و معتقد بودند شما دارید بر مسئلهٔ زبان فارسی اصرار می‌کنید و زبان‌های قومی موجود در ایران را نادیده می‌گیرید؛ و اینکه زبان فارسی زبان معیار شده، به این معنی نیست که کل ایران بر همین مسئلهٔ زبان فارسی استوار است. بنابراین طرف‌داری یا تضاد آن‌ها با مسئلهٔ فردوسی بیشتر هویتی بود، و بیشتر هم آذری‌زبان بودند. آن‌ها معتقد بودند. عده‌ای برداشت‌های دیگری از این پست داشتند؛ به تعبیری نوعی رفتارهای نهفته فاشیستی داشتند؛ یعنی رفتارهای کورکورانهٔ مردم از نوعی استبداد قومی، نژادی یا نژادگرایی، بود. این‌ها هم گروه‌های مختلفی هستند، با توجه به نوع مخالفت‌های خاصی که در کشور وجود دارد و سیاست‌هایی که در کشور هست؛ مثلاً ضدچپ‌ها، چپ‌ها یا اندیشه‌های سلطنت‌طلب. این‌ها باعث می‌شود رویکردهای مختلفی به این مسئله وجود داشته باشد.

وی در مورد هدفش از انتشار این پست عنوان کرد: شاهنامه یک استعارهٔ بسیار چندبعدی و پیچیده است. یعنی مردم از این استعاره — همان‌طور که در آن یادداشت کوتاه هم گفتم — گاهی عینیت یک نوع به‌اصطلاح جهان ایرانی را که معتقدند، شاهنامه فشردهٔ ایران است. بنابراین خود شاهنامه می‌تواند استعاره از خود ایران باشد، یعنی حتی جسمانیت ایران، خودِ خاک ایران. بنابراین خریدن و بردن آن به خانهٔ خواننده، عمل حفظ‌کردن آن است، به خاطر هراس‌هایی که امروزه از تجزیهٔ ایران، حمله [به ایران] و همهٔ این‌ها وجود دارد. بنابراین فقط ملی‌گرایی نیست، فقط نژادگرایی نیست، فقط دفاع از هویت ملی نیست. فقط بحث دفاع روان‌شناختی است. نمادی است از تمسک جستن به چیزهایی که مردم به آن پناه می‌جویند؛ تمسک جستن به شاهنامه راهی است که ما را از این خلأیی که در آن هستیم، حفظ کند. بنابراین خرید شاهنامه امروزه به این معنی نیست که آیا این‌ها می‌خوانند یا نمی‌خوانند، اشکال ندارد بخوانند یا نخوانند — همین که خریده شود و برده بشود و در خانه بماند، به معنی این است که می‌خواهند ایران حفظ بشود. بنابراین این رفتار، یک آیین سیاسی است؛ این رفتاری که مردم در این مدت انجام دادند، یعنی یک آیین بسیار بزرگ و نمادین است.

این پژوهشگر حوزه ادبیات ادامه داد: خوب می‌دانید که ملیت در ایران یک استعارهٔ چندوجهی است؛ به تعبیر تحلیل گفتمانی، یک دال شناور. دال شناور یعنی چه؟ یعنی اینکه هر کسی یک جور خاص از این دلالت، از این دال را پر می‌کند و به نفع خودش استفاده می‌کند؛ چه مثلاً فرض بکنید حکومت، چه فرض بکنید مردم مخالف، چه مخالف، چه موافق، همه دارند از این دال استفاده می‌کنند.

وی افزود: ببینید در یک سال اخیر، تکلیف دورهٔ تاریخ ایران این‌طور نبوده که بیایند مثلاً نقالی مردمی باشد؛ یک زمان عده‌ای نقال بودند، می‌رفتند نقالی می‌کردند. حالا مردم، جوانان دارند این کار را می‌کنند؛ یعنی حتی سواد آن‌چنانی هم ندارند، ولی کلاس‌های شاهنامه برگزار می‌کنند، دورهمی‌های شاهنامه‌خوانی. این هم ربط دارد به همان رفتاری که در این دوره، مانند خرید شاهنامه کردند؛ این یعنی یک رفتار نمادِ سیاسی، یک آیین اجتماعی، یک رفتار مقاومتی مردم.

سینا جهاندیده خاطر نشان کرد: این اضطرابی که مردم دارند هم می‌تواند دفاع از کشور باشد، هم مقاومت در برابر تجزیهٔ ایران، هم دربارهٔ دفاع از زبان فارسی باشد.

وی افزود: به نظر من در هیچ دوره‌ای ایران این‌قدر تهدید نشده بود. و من یک جمله از یک متفکر، یک شاعر متفکر، آقای محمدرضا اصلانی خواندم؛ یک ویدیویی از ایشان دیدم که گفت: «من واقعاً احساس می‌کنم ما آخرین نسلی هستیم که از ایران یاد خواهیم کرد.» ببینید، این احساس فقط یک احساس فردی نیست. همه ما نگران تجزیه ایران هستیم اما تعداد اندکی این نگرانی را به زبان می‌آورند. یعنی ذهن ما درگیر این است که سرانجام ایران چه خواهد شد و این ماجرا به کجا ختم خواهد شد. این سؤال در ذهن همهٔ ایرانیان است؛ چه مخالفان، چه موافقان، چه دشمنان، چه همه. هر ایرانی این سؤال را مطرح می‌کند: سرانجام ایران چه خواهد شد؟ بنابراین مردم با این رفتار نمادین، پیامی به همهٔ دولتمردان می‌دهند: این‌ که ایران خودمان را می‌خواهیم، ایران بایدحفظ بشود؛ وحدت ایران برای همهٔ مردم مهم است.

جهاندیده تاکید کرد: ایرانی با اتصال به شاهنامه، ایران امروز را به ایران دوره سامانی متصل می‌کند. شاهنامه گرچه در دوره غزنوی کامل شد اما در واقع، رهاورد سامانیان است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها