سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۵
روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

مراسم رونمایی از مجموعه کتاب‌های عفت خانی‌پور، شاعر، نویسنده و راهپرداز فرهنگی، با عنوان «روایت ایران از ریشه تا آینده» برگزار شد؛ نشستی که بهانه‌ای بود برای گفت‌وگو درباره ایران، فرهنگ و میراث مشترک ایرانی و چگونگی پیوند دادن ریشه‌های فرهنگی با آینده.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این مراسم، جمعی از اهالی فرهنگ و اندیشه از جمله سیدعیوض علی کاظمی، علیرضا فرهمند، مریم جلالی و دکتر فردین شورج به بیان دیدگاه‌های خود درباره آثار و فعالیت‌های فرهنگی خانی‌پور پرداختند و هر یک از زاویه‌ای به مفهوم روایت ایران، نقش کتاب و ادبیات در انتقال تجربه میان نسل‌ها و ضرورت توجه به ریشه‌های فرهنگی پرداختند. عفت خانی‌پور نیز در این مراسم درباره انگیزه خود از برگزاری این نشست و شکل‌گیری آثارش سخن گفت و «روایت ایران» را روایتی فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی دانست؛ روایتی که از تاریخ، فرهنگ، ادبیات، هنر و تجربه‌های مشترک مردمان این حوزه تمدنی شکل گرفته و می‌تواند پلی برای ارتباط میان نسل‌ها و ملت‌ها باشد.

در بخش دیگری از این برنامه، آراد کرابی و شهداد کرابی نیز با اجرای نقالی و موسیقی برای حاضران، فضای مراسم را با روایت و موسیقی ایرانی همراه کردند؛ اجرایی که در کنار سخنان سخنرانان، بر پیوند میان ادبیات، هنر و حافظه فرهنگی در روایت ایران تأکید داشت.

میراث فرهنگی مشترک باعث نزدیکی ملت‌ها به هم می‌شود

عفت خانی‌پور، نویسنده، ضمن خوشامدگویی به حاضران در این نشست گفت: شاید این پرسش مطرح شود که چرا نام این نشست «روایت ایران از ریشه تا فردا» انتخاب شده است. این نام، انتخابی ناگهانی و اتفاقی نیست؛ بلکه حاصل سال‌ها فعالیت فرهنگی، هنری و اجتماعی، شعر گفتن، قصه نوشتن و آشنایی با انسان‌های مختلف است.
وی افزود: وقتی امروز به مسیر زندگی و فعالیت‌هایم نگاه می‌کنم، می‌بینم در کتاب‌هایم بیش از هر چیز تلاش کرده‌ام بخشی از دغدغه‌ها، اندیشه‌ها و تجربه‌هایی را که در طول سال‌ها از فعالیت‌های مختلف به دست آورده‌ام، با دیگران به اشتراک بگذارم. پس از دوره بیماری نیز این دغدغه برایم جدی‌تر شد و کوشیدم آنچه را در ذهن و تجربه‌ام شکل گرفته است، در قالب کتاب‌ها با مخاطبان در میان بگذارم.
خانی‌پور ادامه داد: در هر یک از این آثار، از زاویه‌ای متفاوت به انسان، زندگی و هویت و همچنین نسل آینده نگاه کرده‌ام. من یک دختر دارم و دغدغه خانواده‌ها و نسل آینده را از نزدیک می‌شناسم. شاید در ابتدای این مسیر نمی‌دانستم در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد، اما همواره یک پرسش ساده و در عین حال جدی برایم وجود داشت: ما از گذشته چه چیزی گرفته‌ایم و قرار است چه چیزی را به آینده برسانیم؟

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

وی تأکید کرد: برای من ایران فقط یک جغرافیا نیست. ایران حاصل قرن‌ها تجربه و زندگی، اندیشه و باور، ادیان و آیین‌ها، دانش و فرهنگ، شعر و ادبیات و شیوه زندگی مردمانی است که این تمدن را شکل داده‌اند. بنابراین ایران را نمی‌توان تنها در مرزهای سیاسی خلاصه کرد. در طول تاریخ، سرزمین‌ها و مردمان مختلفی با حوزه تمدنی ایران ارتباط داشته‌اند؛ از جمله مردم افغانستان و تاجیکستان که هرکدام امروز هویت و مرزهای سیاسی خود را دارند، اما بخشی از فرهنگ، زبان و تاریخ مشترک ما را نیز با خود حمل می‌کنند.
وی گفت: از نگاه من، این اشتراک‌ها نباید عاملی برای جدا شدن ما از یکدیگر باشد و هیچ‌یک از این ملت‌ها نیز بر دیگری برتری ندارد. برعکس، این اشتراک‌ها فرصتی است برای آنکه یکدیگر را بهتر بشناسیم، بیشتر با هم گفت‌وگو کنیم، به یکدیگر نزدیک‌تر شویم و در عین حال برای هویت و تفاوت‌های یکدیگر احترام قائل باشیم.
خانی‌پور ادامه داد: یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که می‌تواند ملت‌ها را به یکدیگر نزدیک کند، همین میراث مشترک فرهنگی است؛ میراثی که در فرهنگ، ادبیات، شعر، قصه، هنر، تاریخ و خاطرات مشترک ما ریشه دارد. این عناصر می‌توانند به جای آنکه دیوار میان انسان‌ها باشند، پل ارتباطی میان ملت‌ها شوند.
وی تأکید کرد: تمدن ما در بهترین جلوه‌های خود، تمدنی مبتنی بر صلح و انسانیت است و جهان امروز نیز به همین مفاهیم نیاز دارد. یکی از پرسش‌های اساسی این است که خود انسانیت و «آدم بودن» چه معنایی دارد و چگونه باید این معنا را از یک نسل به نسل دیگر منتقل کرد.
این نویسنده با طرح این پرسش که آیا زنده بودن فقط به معنای بقاست، گفت: انسان برای زنده ماندن به نیازهای اولیه‌ای احتیاج دارد، اما جامعه تنها با تأمین این نیازها ادامه پیدا نمی‌کند؛ جامعه به دانش، فرهنگ، هنر و ارتباط میان نسل‌ها نیز نیازمند است.
وی افزود: اگر قرار باشد چیزی تنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، بدون آنکه شناخت و ارتباطی با ریشه‌ها وجود داشته باشد، ممکن است به نوعی «ریشه‌پریشی» برسیم. ریشه‌داشتن به معنای ماندن و متوقف شدن در گذشته نیست. ما باید تاریخ، شعر و فرهنگ خود را بشناسیم و بدانیم از گذشته چه چیزی را باید با خود به آینده ببریم.
خانی‌پور تأکید کرد: قرار نیست در گذشته بمانیم؛ ریشه برای ایستادن نیست، برای رفتن است. حتی لازم است گذشته و میراث خود را نقد کنیم و از میان آن، آنچه را که انسان امروز به آن نیاز دارد، بسازیم.
وی ادامه داد: تمدن ایرانی در بهترین جلوه‌های خود، ما را به سوی آشنایی، مهر، مدارا و همزیستی هدایت می‌کند. اگر بخواهم نگاه شخصی خودم را بیان کنم، باید بگویم «ایران خانه من است و جهان خانواده من». این نگاه به معنای دوست داشتن ایران بدون فاصله گرفتن از جهان است.
این نویسنده گفت: هرچه ریشه‌های خود را بهتر بشناسیم، می‌توانیم از اشتراکات فرهنگی‌مان برای دوستی میان ملت‌ها بیشتر استفاده کنیم. در نهایت، این پرسش مطرح است که ما چه سهمی در ادامه این روایت داریم؟
وی تأکید کرد: تمدن، ساخته گذشتگان نیست که ما تنها آن را تحویل بگیریم و حفظ کنیم؛ ما نیز باید چیزی به آن اضافه کنیم؛ با دانش، با فکر کردن و با انسان‌تر زندگی کردن. باید ریشه‌هایمان را بشناسیم، اما در آن‌ها متوقف نشویم و از دل همین شناخت، آینده خود را بسازیم.


نقش کتاب در شکل‌گیری اندیشه و بیداری

سیدعیوض علی کاظمی، پژوهشگر افغان، با اشاره به مفهوم «ایران فرهنگی» اظهار کرد: اگر بخواهیم روایت ایران فرهنگی را از گذشته تا امروز و از امروز به آینده دنبال کنیم، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه کتاب و میراث مکتوب در شکل‌گیری این روایت است. در طول تاریخ ادبیات فارسی، آثار و کتاب‌های فراوانی پدید آمده‌اند که هر یک بخشی از اندیشه، فرهنگ و تجربه تاریخی مردمان این حوزه جغرافیایی را در خود جای داده‌اند؛ با این حال، بخش قابل توجهی از این میراث به دلایل مختلف از میان رفته یا دسترسی به آن دشوار شده است.
وی افزود: بررسی وضعیت کتاب و نسخه‌های خطی در تاریخ نشان می‌دهد که حکومت‌ها در دوره‌های مختلف همواره رابطه آسانی با کتاب و اندیشه نداشته‌اند. کتاب می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری پرسش، تفکر و آگاهی شود و همین ویژگی سبب شده است که در بسیاری از دوره‌ها، آثار مکتوب با محدودیت، سانسور یا حتی نابودی مواجه شوند. از میان رفتن شمار زیادی از نسخه‌های خطی، تنها به معنای نابودی چند اثر ادبی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی یک ملت را از بین می‌برد و امکان شناخت دقیق‌تر گذشته را محدود می‌کند.


کاظمی با تأکید بر پیوند میان مطالعه، تفکر و بیداری گفت: بیداری نتیجه مطالعه و تفکر است و تفکر نیز بدون ارتباط با دانش و آثار مکتوب شکل کاملی پیدا نمی‌کند. به همین دلیل، کتاب همواره می‌تواند عاملی برای تحول اجتماعی و فرهنگی باشد. اگر در تاریخ، برخوردهایی با کتاب و اهل کتاب صورت گرفته، باید آن را در همین چارچوب بررسی کرد؛ زیرا اندیشه بیدارگر می‌تواند زمینه‌ساز تحول شود و تحول نیز با ساختارهای مبتنی بر اطاعت و سکون سازگار نیست. از این منظر، حفاظت از کتاب و میراث مکتوب، در حقیقت حفاظت از امکان اندیشیدن و تداوم فرهنگی است.


کتاب می‌تواند انسان را به سوی عقلانیت و اخلاق زیستن هدایت کند


علیرضا فرهمند، مدیر انتشارات فرهمند، با اشاره به سابقه فعالیت این مجموعه در حوزه نشر گفت: انتشارات فرهمند از سال ۱۳۷۲ فعالیت خود را با تمرکز بر انتشار کتاب‌های مهندسی و دانشگاهی آغاز کرد و در طول سال‌های فعالیت خود، آثار متعددی در حوزه‌های مختلف علمی، از جمله مهندسی عمران، مهندسی صنایع و دیگر رشته‌های فنی و کاربردی منتشر کرده است. با این حال، از سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ و هم‌زمان با شیوع بیماری کرونا و تعطیلی یا محدود شدن فعالیت دانشگاه‌ها، روند نشر کتاب‌های دانشگاهی نیز با اختلال‌هایی مواجه شد و همین مسئله موجب شد انتشارات فرهمند به‌تدریج به سمت انتشار آثار عمومی، روان‌شناسی و علوم انسانی حرکت کند.


وی با تأکید بر اهمیت مطالعه و کتاب‌خوانی افزود: مطالعه و خواندن کتاب یکی از لذت‌بخش‌ترین فعالیت‌های انسانی است و در کنار ایجاد لذت، زمینه آموزش، یادگیری و آشنایی با آخرین دستاوردهای بشری را فراهم می‌کند. کتاب به ما توانایی حل مسئله و مواجهه با مشکلات از زاویه‌های مختلف را می‌دهد و کمک می‌کند تنها به دیدگاه شخصی خود اکتفا نکنیم و با نظریه‌ها و نگاه‌های متفاوت آشنا شویم. همچنین مطالعه موجب می‌شود شناخت بیشتری از خود، دیگران و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم پیدا کنیم و در نتیجه قدرت انتخاب بهتری داشته باشیم. اگر رنج و دشواری را بخشی گریزناپذیر از زندگی بدانیم، کتاب می‌تواند به ما کمک کند با تجربه‌های انسانی و رنج‌های دیگران آشنا شویم و از طریق شناخت آن‌ها، درک عمیق‌تری از زندگی پیدا کنیم.


فرهمند با اشاره به رویکرد انتشارات فرهمند در انتخاب و انتشار آثار ادامه داد: ما سال‌ها تلاش کرده‌ایم آثاری را منتشر کنیم که بتواند انسان‌ها را به سوی عقلانیت و اخلاق زیستن هدایت کند و در این مسیر، سهم خود را در این مأموریت انسانی ایفا کنیم. یکی از افتخارات ما در این مسیر، آشنایی با خانم خانی پور و شناخت درخشش اندیشه و توانمندی‌های ذهنی و ادبی ایشان بود که انتشار آثارشان را با کمال میل و افتخار پذیرفتیم. به گفته وی، شیوه بیان و نوشتار این آثار، در عین برخورداری از جنبه‌های آموزشی، با زبان نسل‌های مختلف، از کودکان و نوجوانان گرفته تا جوانان و بزرگسالان، ارتباط برقرار می‌کند و پیام‌هایی قابل تأمل و تأثیرگذار ارائه می‌دهد. فرهمند در پایان با اشاره به یکی از مضامین مطرح‌شده در کتاب «چهل چراغ» درباره احترام به زنان، آن را نمونه‌ای از پیام‌های انسانی و اخلاقی این آثار دانست و تأکید کرد که مفاهیمی همچون احترام، مراقبت و مسئولیت‌پذیری می‌توانند مخاطب را به درک عمیق‌تری از معنای انسان بودن و رسیدن به رضایت و آرامش درونی هدایت کنند.

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده


روایت ایران از دل واژه‌ها و اندیشه‌های جوشیده شکل گرفته است

مریم جلالی، کارشناس توسعه و محقق فرهنگی و عضو شورای جهانی صنایع‌دستی، با اشاره به اهمیت «روایت» و «ایران» گفت: دو واژه «روایت» و «ایران» برای من همیشه مقدس بوده‌اند و تلاش کرده‌ام نسبت به این دو واژه تعهد داشته باشم. اگر امروز تصور و خیال مشترکی از ایران داریم و اگر ادبیات و اندیشه ایرانی همچنان زنده است، باید آن را مدیون مادرانی بدانیم که در طول تاریخ به فرهنگ و اندیشه ایرانی «مادرانگی» کرده‌اند. عفت خانی‌پور نیز در کنار همه راه‌بلدی و کاربلدی، چنین نقشی را ایفا کرده و در مسیر فرهنگ و اندیشه ایران، مادرانه تلاش کرده است.
وی افزود: ما ایران‌بانوهای بسیاری داشته‌ایم و هرگاه ایران را به‌عنوان «مام وطن» در نظر می‌گیریم، باید بدانیم که آنچه این ایران را می‌سازد، ادبیات، اندیشه، منش و روش ماست. واژه‌ای که از درون می‌جوشد، با واژه‌ای که صرفاً برای انتقال معنا ساخته و پرداخته می‌شود، تفاوت دارد. کوشش برای انتقال معنا ارزشمند و مقدس است، اما جوشش درونی ویژگی‌ای دارد که با هیچ دستور زبانی نمی‌توان آن را ارزیابی کرد. این جوشش را نمی‌توان مدیریت کرد؛ همان‌گونه که درخت گردو ممکن است ۱۵ سال صبر و پایداری کند تا به ثمر برسد.
جلالی تأکید کرد: ما حکمت ایرانی را در کنار هم بودن آموخته‌ایم و آنچه از فرهنگ ایرانی برای حکمت جهانی به ارمغان آورده‌ایم، از جنس همان کلماتی بوده که از درون جوشیده‌اند. از این منظر، روایت ایران تنها روایت مجموعه‌ای از واژه‌ها و آثار نیست، بلکه روایتی از اندیشه، فرهنگ، منش و شیوه زیستن مردمانی است که در طول تاریخ، این میراث را شکل داده و به نسل‌های بعد منتقل کرده‌اند.

نوشتن فرصتی برای حضور و انتقال تجربه به نسل آینده است


دکتر فردین شورج، نویسنده و استاد دانشگاه، با اشاره به عنوان سخنرانی خود با نام «وقتی واژه‌ها راه زندگی می‌شوند» گفت: قلم فقط وسیله‌ای برای نوشتن نیست، بلکه می‌تواند راهی برای بازگشت به زندگی باشد. عفت خانی‌پور سال‌ها با نوشتن سروکار داشته است و بیماری مدتی او را از این مسیر دور کرد؛ دوره‌ای که تحمل آن برای خودش و خانواده‌اش دشوار بود. همه انسان‌ها در زندگی با بیماری و سختی مواجه می‌شوند، اما نباید همواره از بیماری سخن گفت؛ بلکه باید از تاب‌آوری گفت. تاب‌آوری یعنی توانایی بازگشت به زندگی عادی و حتی رسیدن به شرایطی بهتر از گذشته و این ویژگی را می‌توان در زندگی عفت خانی‌پور مشاهده کرد.


وی افزود: در این زمینه سه نکته اهمیت دارد؛ قدرت نوشتن، معنای امید و مسئولیت ما در قبال نوشتن. نوشتن یک فرصت برای حضور و اثرگذاری است. مدرک دکترا به‌تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما اگر انسان حضور داشته باشد و بتواند تجربه و دانسته‌های خود را به نسل بعد منتقل کند، این حضور معنا پیدا می‌کند. اگر بخواهیم از خود بپرسیم چگونه می‌توانیم مطمئن شویم در زندگی خطای کمتری کرده‌ایم، یکی از راه‌ها نوشتن است. نوشتن یعنی آنچه در ذهن ما شکل گرفته و حاصل تجربه، مطالعه و مشاهده است، از طریق دست به کاغذ منتقل شود. نوشتن، اندیشیدن و درست فکر کردن است. چرا باید بنویسیم؟ چون باید بخوانیم و مطالعه کنیم. دکتر شریعتی نیز بر اهمیت خواندن تأکید داشت و معتقد بود برای آنکه انسان اسیر استعمار، استحمار و استثمار نشود، باید بخواند و بر خواندن مداومت داشته باشد.


شورج با اشاره به مفهوم امید تأکید کرد: امید با اطمینان تفاوت دارد؛ امید یعنی هنوز همه‌چیز درست نشده است، اما ما همچنان کاری را پیدا می‌کنیم و آن را ادامه می‌دهیم. عفت خانی‌پور تاکنون ۱۲ کتاب نوشته و این استمرار، خود نشانه‌ای از امید و مداومت است. من در برابر نسل‌های آینده مسئولم و به آن‌ها مدیونم؛ بنابراین باید بنویسم. مسئله سوم نیز احترام به نویسنده است. اگر قرار است به یک نویسنده هدیه‌ای بدهیم، بهترین هدیه این است که کتاب او را بخوانیم و پس از خواندن، به مفاهیم و پیام‌های آن عمل کنیم. نویسندگان میهن‌دوست سنگ‌بنای تاریخ ایران را می‌گذارند و امروز نیز باید بنویسیم تا بتوانیم درباره این پرسش که چه باید کرد، اندیشه کنیم و پاسخی برای آن بیابیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها