چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد

ایران در گذشته به سبب کثرت حیرت‌آور قنات‌هایی که آن را آبیاری می‌کرد یکی از حاصلخیزترین کشورهای مشرق زمین محسوب می‌شد. اما امروزه، پس از جنگ‌های متعددی که این سرزمین را ویران کرده است، از تعداد آنها بسیار کاسته شده و در حین سفر بسیاری از این قنات‌ها را می‌بینیم که مسدود و ویران گشته است.

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- سفرنامه‌ها گرچه از منابع جغرافیایی محسوب می‌شوند، اما حامل اطلاعات تاریخی در خصوص جوامع بشری هستند. برای سفرنامه‌ها گذشته از ارزش تاریخی به‌ عنوان آثاری که منشأ یا دست‌کم تسریع‌کننده تحولات اجتماعی و فرهنگی شده‌اند، نیز نقش قائل هستند. به آسانی می‌توان تصور کرد که اگر فناوری حمل و نقل، مسافرت را سهل و ساده نکرده بود و فناوری ارتباطات به‌ ویژه سینما و تلویزیون، مشاهده سرزمین‌ها و مردمان دیگر را به تجربه‌ای روزمره و همگانی تبدیل نکرده بود، سفرنامه‌ها به‌ عنوان تنها منبع اطلاعات دست اول از سرزمین‌ها و مردمان دیگر اهمیت بسیاری داشتند. در ادامه پرونده «بسیار سفر باید» در این گزارش به بررسی کتاب «سفرنامه تاورنیه» ترجمه حمید ارباب شیرانی می‌پردازیم:

ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد

ژان باتیست تـاوِرنیه (۱۰۱۴-۱۱۰۰ق/۱۶۰۵- ۱۶۸۹م)، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوی است که در عصر صفوی بارها به ایران و مشرق زمین سفر کرد. سفرنامه او در شرح وقایع دوره صفویه و وقایع دربار صفوی دارای اهمیت بسیار است. سفرنامه تاورنیه نخست در ۱۳۳۱ هجری قمری (۱۲۸۹هجری شمسی) با ترجمه ابوتراب نوری (نظم‌الدوله) به ‌فارسی منتشر شد. کتاب اغلاط ترجمه و سقطات متعدد و خطاهای چاپی فراوان داشت. چاپ دوم این کتاب، به‌همت کتابفروشی تأیید اصفهان و ویرایش حمید ارباب شیرانی، در سال ۱۳۳۶ شمسی انتشار یافت.

ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد
ژان پاتیست تاورنیه در لباس ایرانی

در مقدمه‌ای که حمید ارباب شیرانی برای سفرنامه تاورنیه نوشت؛ می‌خوانیم: «ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد فرانسوی به سال ۱۶۰۵ در پاریس به دنیا آمد. خانواده او که اکثر جغرافی‌دان و حکاک و نقشه‌نگار بودند از بندر آنورس در بلژیک به پاریس آمده و در آنجا مستقر شده بودند. دوران کودکی‌اش در کنار پدر و خانواده دانشمندی گذشت که همه روزه درباره مسائل جغرافیا با دیگران به گفت‌وگو می‌پرداختند و همین گفت‌وگوها بود که شوق سفر را از کودکی در او برانگیخت، چنانکه خود می‌نویسد: «اگر اولین تعلیم دومین تولد باشد من با میل سفرکردن پا به جهان گذاشته‌ام. شهرتی که پدرم در مباحث جغرافیا داشت و گفت‌وگوهایی که بیشتر دانشمندان در حضور من با پدرم می‌کردند و من با علاقه گوش می‌دادم میل سفر را در من بیدار کرد.»

تاورنیه جمعا نُه بار کشور ایران را می‌بیند. آخرین سفرش در ۶ دسامبر ۱۶۶۸ با بازگشت به پاریس به پایان می‌رسد. او در شرح مسافرت‌های خود به مشرق‌زمین چند سفرنامه نوشته است. همه این سفرنامه‌ها پر از اطلاعات گرانبهایی است که در کتاب‌های دیگر مشابه آنها را نمی‌توان یافت. تاورنیه به همه امور روزمره‌ای که در اطراف خود دیده توجه و علاقه نشان داده و به لطف همین اشتغال ذهنی است که ما فی‌المثل از انواع خوراک‌ها و افشره‌های آن عهد، پوشاک مرد و زن، وصف دقیق شهرها و ساختمان‌ها، انواع شغل‌ها و شیوه زندگی صاحبان مشاغل اطلاع حاصل می‌کنیم.

ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد
تخت جمشید

با این همه تاورنیه فاقد تخیل شاعرانه و هنری است. زیباترین سروهای جهان را در باغ‌های شیراز نمی‌بیند و آثار بازمانده تخت جمشید را جز ستون‌هایی کهنه، بعضی سرپا و بعضی افتاده بر زمین، نمی‌داند و اصفهان را که در آن زمان یکی از بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای جهان است به چشم یک روستا می‌نگرد و ارزش بناهای بی‌نظیر آن را درنمی‌یابد (یا نمی‌خواهد دریابد) و از همه این آثار بی‌همتا فقط به زیبایی پل سی‌وسه چشمه (پل الله‌وردیخان) اذعان می‌کند.

سفرهای تاورنیه میان سال‌های ۱۶۳۲ تا ۱۶۶۸ میلادی صورت گرفت. سفر اول او در زمان سلطنت شاه صفی، نوه شاه‌عباس بزرگ و سفرهای دیگرش در زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان(صفی دوم) بود. این شش سفر را سه سفر بازگشت از هند تکمیل کرد که یکی از طریق دریا از بندر سورت به هرمز و دوتای دیگر از طریق قندهار بود. بدین‌گونه، او نُه بار به ایران آمد.

ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد
ژان باتیست تاورنیه

تاورنیه در طی سفرهایش با اشخاص سرشناس متعددی روبه‌رو می‌شود و اطلاعاتی درباره آنها به دست می‌دهد که از لحاظ تاریخی بسیار ارزشمند است. از آن جمله‌اند اشخاصی مانند میرزا تقی اعتمادالدوله، صدراعظم شاه‌عباس اول و شاه صفی؛ محمدبیگ اعتمادالدوله و کارهای نیک و بدش؛ علی مردانخان، حاکم ثروتمند و پرقدرت قندهار که از ترس شاه صفی به دربار هند پناه برد و قندهار را به هندیان تسلیم کرد؛ میرزا ابراهیم، وزیر مالیه آذربایجان؛ خواجه نظر، اولین کلانتر ارمنیان و خواجه پطرس، تاجر بزرگ ارمنی و جز اینها.»

در سفرنامه تاورنیه می‌خوانیم: «ایران در گذشته به سبب کثرت حیرت‌آور قنات‌هایی که آن را آبیاری می‌کرد یکی از حاصلخیزترین کشورهای مشرق زمین محسوب می‌شد. اما امروزه، پس از جنگ‌های متعددی که این سرزمین را ویران کرده است، از تعداد آنها بسیار کاسته شده و در حین سفر بسیاری از این قنات‌ها را می‌بینیم که مسدود و ویران گشته است. روزی با میرزا ابراهیم، والی ایالت آذربایجان که ساکن تبریز است، درباره این موضوع گفت‌وگو می‌کردیم. او به من گفت که از حاصلخیزی ایران بسیار کاسته شده است و از هشتاد سال پیش به این طرف، تنها در خاک تبریز چهارصد چشمه و قنات یا به واسطه حوادث گوناگون و یا به سبب سهل‌انگاری کسانی که موظف به محافظت از آنها بوده‌اند از میان رفته است.

باغ‌ها به وسیله چاه و چرخی آبیاری می‌شود که گاوی آن را به چرخش درمی‌آورد. با این وسیله در آنجا آب را به حد کافی به جریان می‌اندازند، اما آب جاری بسیار مفیدتر است، زیرا کمتر سرد است و به زمین قوت می‌دهد و به همین دلیل میوه‌هایی که در کوه‌ها به بار می‌آید و جز با آب باران یا رطوبت و قطرات شبنم آبیاری نمی‌شود طعم خوب‌تری دارد و خیلی بهتر از میوه‌های دشت حفظ می‌شود.»

ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد

در بخشی از سفرنامه تاورنیه در وصف اصفهان می‌خوانیم: «محیط اصفهان با حومه آن به هیچ وجه کوچکتر از پاریس نیست، اما جمعیت پاریس ده برابر بیش از اصفهان است.» که البته در این خصوص حمید ارباب شیرانی در پاورقی شرحی آورده است: «این سخن تاورنیه نیز مبنایی ندارد. شوالیه دو شاردن فرانسوی که چند سال پس از او به ایران سفر کرده است در سفرنامه خود می‌نویسد: «به عقیده من اصفهان به اندازه شهر لندن که پرجمعیت‌ترین شهر اروپاست جمعیت دارد[۱].» و در ادامه شرح تاورنیه درباره اصفهان می‌خوانیم: «اما نباید تعجب کرد که شهری چنین بزرگ، جمعیتی اندک دارد، زیرا هر خانواده‌ای خانه جداگانه دارد و تقریبا هر خانه‌ای را باغی است و بدین‌گونه جاهای خالی از جمعیت در شهر فراوان است. از هر سویی که به اصفهان برسند، ابتدا مناره و گنبد مسجدها و بعد درختان اطراف خانه‌ها نمودار می‌شود به طوری که اصفهان از دور بیشتر شبیه یک جنگل است تا یک شهر. چون جلگه حاصلخیز است ساکنان بسیار دارد، اما در آن روستای بزرگی دیده نمی‌شود، مگر دهکده‌هایی کوچک با سه‌چهار خانه.

حصارهای اصفهان از خشت خام با چند برج بد و بی‌ارزش، بدون کنگره و بام و بی‌بارو و قلعه مجزا و بدون موانع دفاعی دیگر است. همچنین در آنجا جز چند خندق نامناسب کم‌عرض و کم‌عمق و همیشه خشک نیست.»

ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد
شاه عباس صفوی

همچنین تاورنیه در مورد کوچ ارمنیان به جلفا توسط شاه‌عباس آورده است: «جلفا به معنای واقعی یک مهاجرنشین از ارمنیانی است که شاه‌عباس بزرگ از جلفای ارمنستان کوچ داده و این مهاجرنشین نام خود را از آنجا گرفته است. پس از آن به اندازه‌ای رشد کرده است که امروزه می‌توان آن را شهری بزرگ با نزدیک نیم لیو طول و عرضی تقریبا برابر با نیمه آن محسوب داشت. دارای دو خیابان اصلی است که تقریبا در تمامی طول جلفا ادامه دارد. یکی از آنها از دو طرف دارای یک ردیف درخت چنار است و در پای آنها جوی کوچک آبی روان است که هوا را خنک می‌کند و ارمنیان بنا بر نظم و نسقی معین آن را به باغ‌های خود برای آبیاری می‌برند. اغلب کوچه‌ها هم یک ردیف درخت و جوی آبی دارند. اما خانه‌های جلفا عموما خوش‌ساخت‌تر و خوش‌منظره‌تر از خانه‌های اصفهان است. این بود شرح مختصری از تاریخچه استقرار ارمنیان در پایتخت ایران و یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های سلوک و رهبری خوب شاه‌عباس کبیر که سرزمین ایران را با شمشیر و تجارت به عظمت گذشته‌اش برگرداند.

پس از آنکه شاه‌عباس دامنه کشورگشایی‌هایش را تا ارمنستان گسترش داد، به منظور دفع خطر دست‌اندازی ترک‌ها به ایران و جلوگیری از مزاحمت‌های ایشان، همه ارمنیان را، هم از جلفا و هم از نخجوان و اطراف قارص و ایروان تا ارزروم، به ایران کوچ داد و ایالت را از سکنه تهی کرد. کسانی را که از جلفا آورده بود در اصفهان و نواحی مجاور مستقر کرد و دیگران را برای کشت و زرع به مازندران فرستاد که چنانکه در جای دیگر گفته‌ام، هوای بد تقریبا همه را از میان برد به‌گونه‌ای که از بیست‌وچهار هزار ارمنی که به آنجا کوچ داده بود امروزه بیش از پنج‌شش هزار تن باقی نمانده‌اند. چند سال بعد، شاه‌عباس به ارمنیانی که ساکن اصفهان بودند محله‌ای در آن سوی رودخانه برای سکنای آینده تخصیص داد و این نخستین ارمنیان محیط‌زیست جدید خود را به خوبی برقرار کردند و ارمنیان دیگری، از جمله ارمنیان تبریز و ایروان و جاهای دیگر، نیز به جلفا آمدند و ساکن شدند. بر ساکنان این شهر جدید، پس از حدود ده یا دوازده سال، عده‌ای مسیحی از فرقه‌های دیگر مانند ژاکوبیت‌ها و قبطی‌ها و نسطوریان نیز افزوده شده است که قبلا در حومه اصفهان زندگی می‌کردند. شاه مایل بود که آنها نیز مانند ارمنیان در آن سوی رودخانه محله‌ای داشته باشند، ولی چون خانه‌هایی برای سکنای آنها یافت نمی‌شد به آنها اجازه داد که در بالادست جلفا، طرف جنوب غربی، در کناره رود آنقدر زمین که برای ساختن خانه و باغ لازم بود متصرف شوند. به خلاف تصور عامه مردم، شاه‌عباس در کوچ ارمنیان از سرزمینشان ظلم چندانی روا نداشته است، زیرا آنها همه کشاورزان فقیری بودند که در آن زمان نمی‌دانستند تجارت چیست و در آن ایالت سرحدی اغلب مورد تعدی و بدرفتاری ترکان و ایرانیان بودند. از آن زمان به بعد بسیاری از ایشان ثروتمند شده‌اند و ارمنیان جلفا امروزه دیگر نباید تاسف سرزمین اجدادشان را بخورند.»

ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد
میدان نقش جهان اصفهان

در مجموع، نظر تاورنیه درباره ایرانیان بسیار مثبت است و معتقد است که ایرانیان از همه ملل آسیا باهوش‌ترین و از فرنگی‌ها در عقل و کفایت هیچ عقب نمی‌مانند. در مورد امنیت در ایران می‌گوید برخلاف عثمانی که در همه جا کاروان‌ها در معرض تجاوز حاکمان و دزدان قرار دارند، در ایران می‌توان بدون ترس سراسر کشور را پیمود و اگر مال کسی‌را بدزدند حاکم موظف است که معادل آن مال را به او پس بدهد. به نظر تاورنیه مهمان‌نوازی ایرانیان درخور ستایش ‌است.

ایرانیان دوستدار نظم و انصاف هستند و ذوق بسیار برای آموختن دارند. او معتقد است که ایران در آسیا به منزله ‌فرانسه در اروپاست. او نخستین بار در زمان سلطنت «شاه صفی»، نوه «شاه عباس اول» به ایران آمد. «تاورنیه» در بیان آنچه دیده و نوشته، دقت کافی داشته است. او مسائل مختلف مربوط به راه‌ها، روستاها و شهرهای متعدد را به خوبی و درستی توضیح می‌دهد؛ همچنین اطلاعاتی درباره اشخاص سرشناس آن دوره (پادشاه، صدراعظم و...) در اختیار خواننده می‌گذارد.


[۱] . (سفرنامه شوالیه شاردن فرانسوی، قسمت شهر اصفهان، ترجمه حسین عریضی، اصفهان، ۱۳۳۰، ص۲).-م

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها