به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «شهر زیرزمینی تهران چگونه ساخته شد؟» مصاحبه و پژوهش سعید فخرزاده، روایتی مستند و تاریخی از شکلگیری و پیشرفت متروی تهران است. این کتاب تلاش میکند روند ایجاد یکی از مهمترین پروژههای عمرانی و حملونقل شهری ایران را از نخستین ایدهها تا مراحل توسعه و بومیسازی آن برای خواننده توضیح دهد.
مولف در این اثر تنها به جنبههای فنی ساخت مترو نپرداخته، بلکه نقش انسانها، مهندسان، مدیران و نیروهای اجرایی را نیز در پیشبرد این پروژه مورد توجه قرار داده است. یکی از ویژگیهای مهم کتاب، استفاده از شیوه تاریخ شفاهی است. برای تهیه این اثر، با افراد مرتبط با پروژه مترو گفتوگوهایی انجام شده و در کنار خاطرات و روایتهای آنان، اسناد و مدارک نیز مورد بررسی قرار گرفته است. این روش باعث شده کتاب علاوه بر ارائه اطلاعات تاریخی، فضای دشواریها و تجربههای واقعی سازندگان مترو را نیز به مخاطب منتقل کند. پروژه تاریخ شفاهی مترو از سال ۱۳۹۸ آغاز شد و انتشار کتاب سرانجام در سال ۱۴۰۴ انجام گرفت.
کتاب سیر شکلگیری مترو را از دوره قاجار دنبال میکند و سپس به دوره پهلوی، شکلگیری طرح مترو در دهه ۱۳۵۰، انقلاب اسلامی، دوران جنگ و سالهای بعد میپردازد. در این مسیر، مشکلاتی مانند کمبود امکانات، شرایط جنگی، دشواریهای فنی، خروج برخی متخصصان خارجی و نیاز به تربیت نیروهای داخلی مطرح میشود. از نکات قابل توجه کتاب، تأکید بر توان مهندسان و متخصصان ایرانی است. مولف نشان میدهد که چگونه پروژهای پیچیده و بزرگ، با وجود مشکلات فراوان، به تدریج به سمت استفاده بیشتر از دانش و توان داخلی حرکت کرد. به همین دلیل، کتاب را میتوان علاوه بر تاریخ مترو، روایتی از تجربه، تلاش، پیشرفت و خودباوری در یک پروژه بزرگ ملی دانست.
سعید فخرزاده، مولف این اثر،تلاش کرده است تجربه مدیران، مهندسان و افرادی را که در مراحل مختلف پروژه متروی تهران نقش داشتهاند ثبت و روایت کند. در نشست نقد و بررسی کتاب نیز فخرزاده توضیح داده است که مترو در نگاه اول ممکن است تنها یک پروژه عمرانی به نظر برسد، اما در واقع پروژهای پیچیده و فناورانه است که حاصل تلاش چند نسل از مهندسان، مدیران و کارگران بوده است. انتشارات سوره مهر ناشر این اثر است و کتاب در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. موضوع اصلی کتاب، تاریخچه متروی تهران و فراز و نشیبهای ساخت آن است؛ اما مولف در کنار مسائل فنی، به موضوعاتی مانند مدیریت پروژه، مشکلات دوران جنگ، حضور مشاوران خارجی، شکلگیری توان مهندسی داخلی و روند بومیسازی تجهیزات نیز توجه دارد. در گزارش زیر صفحاتی از این کتاب درباره پدافندغیرعامل در مترو را میخوانید:

انتخاب ایستگاه قیطریه؛ ایستگاه پدافند غیرعامل
با بروز جنگ، آسیبها و صدمات انسانی و مادی بسیار به شهرها وارد میشود. امروزه بهرهگیری از تمهیدات پدافند غیرعامل به کاهش آسیبها منجر میشود. ایستگاههای مترو مکانی امن برای شهروندان در زمان بروز تهدید میتواند باشد، در صورتی که امکانات لازم در طراحی و ساخت آنها لحاظ گردد. در جریان ساخت مترو هم سازمان پدافند غیرعامل کشور به این مسئله ورود پیدا میکند. آقای هاشمی از همکاری متقابل مترو و سازمان پدافند غیرعامل میگوید: «در رابطه با پدافند غیرعامل با آقای نقدی از ستاد فرماندهی کل قوا و آقای جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل، جلساتی داشتیم. دو راه پیش رو داشتیم: یکی در ایستگاههای جدید بود که باید میساختیم و باید از اول طراحی پدافندی میکردیم؛ یکی ایستگاههای قدیم بود که باید آنها را تبدیل به پدافندی میکردیم. من گفتم طبق بررسی ما، قیمت ایستگاههایمان چیزی در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا میکند. بستگی به ظرفیت پدافند غیرعامل میخواهید دارد. مثلاً اگر بخواهید ۵ هزار نفر در زمان جنگ در آنجا بدهید و پناهگاه کنید، باید ایستگاه وسیع شود. بیایید این خصوصیات را به ما بگویید. درنهایت ایستگاه قیطریه را من انتخاب کردم و بعد وارد مذاکره با خارجیها شدیم. چند جا هم رفتم بازدید و پدافند غیرعامل متروی را بازدید کردم که هم ضدشیمیایی و هم ضدمیکروبی باشد. ضد فشار بمب باشد و هم ضد خود بمب باشد (یعنی در مقابل انفجار بمب مقاوم باشد)، ضد رادیواکتیو هم باشد. این ۵ تا را در نظر گرفتیم و گفتیم ایستگاه قیطریه را کامل تبدیل میکنیم به ایستگاه پدافند غیرعامل.
ایجاد ساختمانها با پناهگاه ضداتمی
گفتیم ۵ هزار نفر آدم در آن بتواند جا بگیرد و سرویس بگیرد. بعد بحث اینکه در تونل چه کنیم. چون رادیو اکتیو از طریق تونل هم میتواند منتشر شود. ما باید در تونل هم کاری میکردیم که ایزوله بشود. من سفری رفتم به سنگاپور، آنها هر دوی این کار را کرده بودند. یعنی هم ایستگاههای قدیمیشان را این کار را کرده بودند و هم ایستگاه جدید را بر اساس ضوابط پدافندی ساخته بودند. سوئیسیها هم این کار را در سیستم طراحی شهریشان کرده بودند. در زمان پایان کار دادن به ساختمانهایشان این آمده و جزو اصول اولیه ساخت ساختمان در سوئیس است. در سوئد هم هست که همه ساختمانها باید پناهگاهی ضداتمی داشته باشند. حتی یک ویلا هم میسازی باید زیرش یک پناهگاه داشته باشد. مثل اینکه ما میگوییم باید پارکینگ داشته باشی و طبق ضوابط آتشنشانی پله داشته باشی. در سوئیس این جوری است که حتماً باید رعایت شود. بعد در جاهایی که خانهها قدیمی است و چنین چیزی نداشتند که پناهگاه یک ساختمان بلندی دارد ساخته میشود، دستور میدهند سرویس بدهد. یعنی در دستورالعمل ساختوساز شهریشان است.من که رفتم مالزی یک شرکت سنگاپوری آنجا کار کرده بود، با شما کار کنم. بعد گفت: من مستقیم نمیتوانم با شما کار کنم. از طریق یک مشاور ایرانی با او وارد مذاکره شدیم. بچههایی بودند که در صنایع دفاع کار میکردند و مشاور مترو شدند. قرار شد ایستگاه قیطریه را کاملاً طراحی کنیم.
از تمام کارخانههایی که تجهیزات میساختند بازدید کردیم. مثلاً درهای ضدشیمیایی و ضدمیکروبی، فیلترهای ضد فشار، همه را. ایستگاه را بر اساس بتن استفادهشده و سایر مواردش بررسی کردند و مجموعاً ایستگاه قیطریه را بر همین اساس ساختیم. ۸۰ درصد هم پیشرفت کردیم. بعد نمونه تجهیزات را هم از آنجا آوردیم. قرار شد از این به بعد تجهیزات را در داخل بسازیم. متأسفانه بعد از اینکه من رفتم کلاً رها شد.کشوری مثل ایران به نظرم پدافند غیرعامل از ابتدا باید در طراحی ایستگاههاش باشد. چون ما در جایی هستیم که بین جنگ ابرقدرتها هستیم. مثل قضایای قدیم بوده که استالین و چرچیل، جنگ غرب و شرق. بین چین و امریکا، چین و شوروی، اروپا و شوروی بودند. ما همیشه در کانون جنگ میتوانیم قرار بگیریم.به نظرم بهعنوان کشوری که میخواهد در منطقه فعال باشد، داشتن چنین چیزی در تهران مثبت است. ضمن اینکه دلیل ندارد همه ایستگاهها اینجوری باشد. اگر بتوانیم همه ایستگاهها را اینگونه بسازیم، خیلی هم خوب است.
متن بالا براساس مصاحبه با محسن هاشمی، مدیرعامل اسبق مترو تهران از آرشیو تاریخ شفاهی دفتر دستاوردهای انقلاب اسلامی
نظر شما