سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۲
چه بلایی سر کتاب‌خوان‌های ۱۲ ساله می‌آید؟

در ۱۲سالگی، رابطه‌ی بسیاری از کودکان با کتاب تغییر می‌کند؛ سنی که مدرسه، گوشی و تغییر علایق، رقیب تازه‌ای برای کتاب‌خوانی می‌شوند. چرا بعضی از کتاب‌خوان‌های کودک در این نقطه کتاب را کنار می‌گذارند؟

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): یک کودک ۹ ساله ممکن است ساعت‌ها در دنیای هری پاتر، داستان‌های خنده‌دار یا ماجراهای یک قهرمان خیالی بماند. سه سال بعد، همان کودک شاید برای خواندن چند صفحه بهانه بیاورد. چه اتفاقی افتاده است؟ پژوهش تازه‌ای در بریتانیا نشان می‌دهد شدیدترین افت علاقه و عادت به مطالعه در سال‌های آغاز نوجوانی رخ می‌دهد؛ سنی که در ایران نیز تقریباً با ورود دانش‌آموز به دوره‌ی متوسطه و تغییر جدی سبک زندگی او هم‌زمان است.

۱۲ سالگی را می‌شود یکی از عجیب‌ترین مرزهای زندگی یک کتاب‌خوان دانست. کودک هنوز آن‌قدر بزرگ نشده که دنیای کودکی را کاملاً پشت سر گذاشته باشد و آن‌قدر هم کوچک نیست که همچنان هر کتابی را که پدر و مادر پیشنهاد می‌کنند، با اشتیاق بخواند. انتخاب‌هایش عوض می‌شود، دوستانش اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند، مدرسه جدی‌تر می‌شود و صفحه‌ی گوشی و شبکه‌های اجتماعی هم رقیب تازه‌ای برای کتاب هستند.

در همین سن است که بعضی از کتاب‌خوان‌های پرشور، آرام‌آرام از قفسه‌ی کتاب فاصله می‌گیرند.

افت مطالعه از کجا شروع می‌شود؟

گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه‌ی National Literacy Trust بر اساس پاسخ‌های بیش از ۱۲۵ هزار کودک و نوجوان ۵ تا ۱۸ ساله در بریتانیا تهیه شده است. نتایج امسال یک خبر خوب هم داشت: پس از چند سال کاهش، میزان لذت بردن از مطالعه و مطالعه‌ی روزانه کمی افزایش پیدا کرده است. با این حال، ارقام همچنان پایین‌تر از یک دهه‌ی قبل هستند. در سال ۲۰۲۶، ۳۶.۱ درصد از کودکان و نوجوانان ۸ تا ۱۸ ساله گفته‌اند که از مطالعه در اوقات فراغت لذت می‌برند؛ این رقم در سال ۲۰۱۶، ۵۸.۶ درصد بود.

اما قسمت جالب‌تر ماجرا به سن مربوط می‌شود.

گزارش دیگری از همین مؤسسه که بر تجربه‌ی بیش از ۸۰ هزار نوجوان ۱۱ تا ۱۶ ساله تکیه دارد، می‌گوید شدیدترین افت مشارکت در مطالعه در سال‌های آغاز نوجوانی اتفاق می‌افتد. یعنی همان دوره‌ای که کودک کم‌کم تبدیل به نوجوان می‌شود. پس شاید مسئله این نباشد که یک روز صبح، نوجوان ناگهان تصمیم می‌گیرد «دیگر کتاب نمی‌خوانم». رابطه‌ی او با کتاب آرام‌آرام تغییر می‌کند.

۱۲ سالگی؛ سنی که کتاب باید انتخاب شود

یک تفاوت مهم میان کودک و نوجوان این است که کودک بیشتر با پیشنهاد دیگران کتاب می‌خواند. والدین، معلم، کتابدار یا حتی دوست خانوادگی می‌توانند کتابی را جلوی او بگذارند و او را به خواندنش ترغیب کنند. نوجوان اما می‌خواهد خودش انتخاب کند. این انتخاب می‌تواند برای والدین عجیب باشد. ممکن است نوجوانی که تا چند سال پیش داستان‌های کلاسیک کودک می‌خوانده، حالا فقط رمان‌های فانتزی بخواهد. دیگری سراغ کمیک و رمان گرافیکی برود. یکی دیگر کتابی درباره فوتبال، موسیقی، حیوانات، بازی‌های ویدئویی یا یک شخصیت مشهور بخواهد. ممکن است بزرگسال بگوید: «این که کتاب حساب نمی‌شود.»

دقیقاً همین‌جا احتمال دارد مشکل شروع شود. پژوهش‌های National Literacy Trust نشان می‌دهد آزادی انتخاب کتاب و ارتباط آن با علایق شخصی کودک و نوجوان، از عوامل مهم انگیزه برای مطالعه است. پیشنهاد دوستان، خانواده و معلمان، جلد جذاب و حتی ارتباط کتاب با فیلم و سریال هم می‌تواند به حفظ این رابطه کمک کند.

یعنی اگر نوجوانی در ۱۲سالگی به کمیک علاقه پیدا کرده، شاید بهترین واکنش این نباشد که کتاب را از دستش بگیریم و رمانی «جدی‌تر» به او بدهیم. شاید باید بگذاریم همان کمیک، دروازه‌ی ورودش به کتاب‌های بعدی باشد.

وقتی مدرسه جدی‌تر می‌شود

در ایران، ۱۲ سالگی یک نقطه‌ی عطف مهم است. کودک از فضای دبستان فاصله می‌گیرد و وارد دوره‌ی متوسطه‌ی اول می‌شود. برنامه‌ی درسی تغییر می‌کند، تعداد درس‌ها بیشتر می‌شود و تکالیف و امتحان‌ها سهم بزرگ‌تری از زمان روزانه را می‌گیرند. برای یک کودک دبستانی، خواندن می‌تواند بخشی از بازی و اوقات فراغت باشد. برای نوجوان، همان زمان ممکن است میان تکلیف، کلاس، امتحان، بازی، گوشی و معاشرت با دوستان تقسیم شود. در چنین شرایطی، کتابی که هیچ ارتباطی با زندگی و علاقه‌ی او ندارد، شانس زیادی برای برنده شدن ندارد.

البته اینجا باید درباره‌ی ایران با احتیاط حرف زد. در جست‌وجوی منابع تازه، داده‌ی ملی هم‌سنگ پژوهش National Literacy Trust که بتواند دقیقاً نشان دهد علاقه به مطالعه در ۱۲سالگی در ایران چقدر افت می‌کند، پیدا نمی‌شود. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم نوجوان ایرانی دقیقاً همان الگوی آماری نوجوان بریتانیایی را تجربه می‌کند.

اما ۱۲ سالگی در ایران نیز همان مرز مهم میان کودکی و نوجوانی است و همین موضوع، پرسش پژوهش بریتانیا را برای ما قابل تأمل می‌کند: آیا کتاب‌هایی که برای کودکان می‌خریم، برای نوجوانی که وارد متوسطه شده هنوز جذاب‌اند؟

شاید مشکل خود کتاب خواندن نباشد

یکی از نکات جالب پژوهش جدید این است که نوجوانانی که علاقه‌ی کمی به مطالعه دارند، الزاماً مطالعه را بی‌فایده نمی‌دانند. بسیاری از آن‌ها همچنان ارزش خواندن را برای یادگیری، شناخت خود و دیگران و آرامش درک می‌کنند. پژوهش National Literacy Trust همچنین نشان می‌دهد حتی میان کسانی که از مطالعه لذت نمی‌برند، بیش از سه نفر از هر پنج نفر دست‌کم ماهی یک‌بار چیزی می‌خوانند. پس جمله‌ی «نوجوان‌ها دیگر کتاب نمی‌خوانند» شاید کمی ساده‌انگارانه باشد. ممکن است نوجوان کتابی را که معلم معرفی کرده نخواند، اما کمیک بخواند. ممکن است رمان ۴۰۰ صفحه‌ای را کنار بگذارد، اما داستانی را که از روی یک فیلم یا سریال ساخته شده دنبال کند. ممکن است سراغ کتابی که مادرش پیشنهاد کرده نرود، اما کتابی را که دوستش معرفی کرده تا نیمه‌شب بخواند. در واقع، شکل رابطه با مطالعه تغییر می‌کند.

هری پاتر هنوز جواب می‌دهد؟

اینجا یک سؤال جالب درباره‌ی بازار کتاب کودک و نوجوان پیش می‌آید: چرا بعضی کتاب‌ها می‌توانند نوجوان را از این مرز عبور دهند؟

هری پاتر یکی از واضح‌ترین نمونه‌هاست. کودکی که در ۹ یا ۱۰ سالگی وارد دنیای هاگوارتز شده، ممکن است در ۱۲ یا ۱۳ سالگی همچنان دنبال کردن داستان را ادامه دهد. دلیلش احتمالاً فقط جذابیت داستان نیست؛ جهان کتاب با بزرگ‌تر شدن خواننده گسترش پیدا می‌کند و شخصیت‌ها نیز همراه او تغییر می‌کنند. این ویژگی برای کتاب نوجوان اهمیت زیادی دارد. نوجوان باید احساس کند کتاب برای نسخه‌ی جدید خودش نوشته شده است.

اگر کتاب هنوز با او مثل یک کودک ۸ ساله حرف بزند، احتمال دارد آن را کنار بگذارد. اگر هم ناگهان وارد دنیایی کاملاً جدی و بزرگسالانه شود، ممکن است احساس کند کتاب برای او ساخته نشده است. در این فاصله، ادبیات نوجوان باید جایی برای تجربه کردن، خندیدن، ترسیدن، عاشق شدن، خیال‌پردازی و حتی بی‌حوصلگی داشته باشد.

بچه‌ها چه می‌خواهند بخوانند؟

پژوهش National Literacy Trust یک پاسخ ساده دارد: چیزی را که برایشان مهم است.

این مؤسسه در توصیه‌های خود بر امکان انتخاب شخصی تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌دهد دامنه‌ی تعریف «خواندن» گسترده‌تر شود؛ از رمان و داستان کوتاه تا کمیک، رمان گرافیکی، مجله، شعر و آثار غیرداستانی. در داده‌های سال ۲۰۲۵، ۲۹.۲ درصد از کودکان و نوجوانان مورد بررسی گفته‌اند کمیک یا رمان گرافیکی می‌خوانند و ۲۱.۳ درصد مجله می‌خوانند.

این نکته برای بازار ایران هم قابل توجه است. شاید نوجوانی که حاضر نیست «یک رمان ۳۰۰ صفحه‌ای» بخواند، عاشق یک رمان گرافیکی ۲۰۰ صفحه‌ای شود. شاید نوجوانی که داستان‌های تخیلی را دوست ندارد، کتابی درباره‌ی فوتبال یا نجوم را تا آخر بخواند. شاید نوجوانی که از تکلیف خواندن فراری است، اگر خودش کتاب را انتخاب کند، چند ساعت بی‌وقفه مطالعه کند. در همه‌ی این موارد، اتفاق اصلی این است که خواننده حق انتخاب پیدا می‌کند.

پس با کتاب‌خوان ۱۲ ساله چه کنیم؟

شاید نخستین کار، نترسیدن از تغییر سلیقه‌ی او باشد. اگر کودک یک روز از داستان‌های فانتزی به کمیک رفت، قرار نیست کتاب‌خوانی‌اش تمام شده باشد. اگر چند ماه فقط کتاب‌های طنز خواند، لازم نیست فوراً او را به سمت آثار «جدی‌تر» هل بدهیم. اگر یک مجموعه‌ی خاص را چند بار خواند، تکرار هم بخشی از تجربه‌ی خواندن است. مسئله این است که نوجوان خودش را همچنان یک خواننده بداند. این احساس در ۱۲سالگی اهمیت زیادی پیدا می‌کند؛ چون نوجوان در همین سن دارد درباره‌ی هویت خودش تصمیم می‌گیرد: چه موسیقی‌ای دوست دارد، چه فیلمی می‌بیند، با چه کسانی دوست است و چه چیزهایی برایش مهم‌اند. کتاب هم باید جایی در همین تصویر از خود پیدا کند. شاید بنابراین سؤال درست این نباشد که «چرا بچه‌ها در ۱۲سالگی دیگر کتاب نمی‌خوانند؟»

سؤال بهتر این است: «آیا ما در ۱۲سالگی هنوز کتاب‌هایی به آن‌ها پیشنهاد می‌کنیم که دلشان می‌خواهد بخوانند؟»

اگر پاسخ منفی باشد، شاید بخشی از آن کودک‌های کتاب‌خوان هنوز همان‌جا هستند؛ فقط از قفسه‌ای که ما برایشان چیده‌ایم، بیرون رفته‌اند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها