به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سید حسین موسویان، دیپلمات سابق و استاد دانشگاه پرینستون در بررسی و رونمایی کتاب «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» گفت: کتاب پیشین من، در واقع به تاریخ روابط ایران و آمریکا از ابتدای برقراری روابط رسمی در سال ۱۸۵۳ میلادی میپردازد. بخش اول این کتاب تحلیلی است درباره صد سال نخست که میتوان آن را دورانی از روابط دوستانه بر پایه احترام متقابل دانست؛ هرچند شاید نتوان آن را "رابطه استراتژیک" نامید، اما قطعاً در آن صد سال، موضع آمریکا حمایت از ایران در مقابل قدرتهای وقت، یعنی روسیه و انگلیس بود. در ادامه، دوره دوم حمایت از دیکتاتوری و در واقع پیوستن آمریکا به همان روند سلطهگری که پیشتر بر عهده روسیه و انگلیس بود، قرار دارد که تقریباً ۲۵ سال به طول انجامید. یعنی از کودتای 28 مرداد 1332 تا 1357.
او افزود: بخش سوم کتاب در سال ۲۰۱۲ به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد. در اوایل سال ۱۴۰۰، پس از پایان دوره ترامپ، تصمیم گرفتم بازنشسته شوم (چون در دانشگاه پس از ۱۰ سال، فرد میتواند بازنشسته شود). پیش از بازنشستگی، تصمیم گرفتم تاریخ روابط آمریکا را که تا سال ۲۰۱۲ یا ۱۳۹۱ نوشته بودم، ادامه دهم. کتاب اول عمدتاً ساختاری تحریری داشت. بنابراین، از سال ۱۴۰۰ تصمیم گرفتم روی کتابی کار کنم که سه دوره را تکمیل کند: دوره تعامل (اوباما)، دوره فشار حداکثری (ترامپ) و دوره بایدن که در واقع نوعی "قیمتگذاری" (Price) و معامله است؛ نه لزوماً توافق، نه جنگ یا صلح. در این مسیر، تلاش کردم به تعهدات علمی دانشگاه عمل کنم.
این پژوهشگر بیان کرد: در بهمن سال ۱۴۰۲، احساس کردم که مذاکرات هستهای ایران و آمریکا به نتیجه نمیرسد و شانس پیروزی جمهوریخواهان زیاد است. همچنین اگر دوباره ترامپ کاندید شود، احتمال دارد بازگردد و خطر دگرگونی در ایران ایجاد شود. بنابراین تصمیم گرفتم پیش از آنکه کل دوره اوباما و بایدن به پایان برسد، کار را تکمیل کنم. تقریباً در سال ۱۴۰۳، تحلیل هر دو دوره تعامل و تقابل را به پایان رساندم و تصمیم گرفتم ترجمه فارسی آن را انجام دهم تا سریعاً برای انتشار در اختیار دوستان قرار دهم و بتوانم پیش از انتخابات سال ۲۰۲۴، این تحلیل را بهصورت جامع ارائه کنم.
او ادامه داد: محور اساسی من در این اثر، برجسته کردن نقش انسانی و تأثیر چهرهها و شخصیتهای مختلف در روابط دوجانبه بود. نگران بودم که اگر روند فعلی ادامه یابد و فشار حداکثری تداوم پیدا کند، چه پیامدهایی خواهد داشت؛ بنابراین به بررسی شخصیت خود اوباما و افرادی پرداختم که در دوره دوم [ریاست او] اثرات منفی داشتند.
این دیپلمات سابق اظهار کرد: هدف من این بود که تأثیرگذاری شخصیتها در آینده روابط ایران و آمریکا را تحلیل کنم؛ زیرا محور نگرانی من این بود که اگر این سیاست به پایان برسد و احتمالاً جمهوریخواهان مسلط شوند، ممکن است وارد بحرانی اساسی شویم. بر این اساس، مطالب را آماده کردم و در تابستان 1403 برای دوستان فرستادم.

موسویان گفت: انتخابات [آمریکا] در آبان ۱۴۰۳ برگزار شد. متأسفانه، همانطور که طبیعی است، پروسه ادیت و اخذ مجوزهای انتشار بسیار طولانی شد و کتاب در شهریور ۱۴۰۴ منتشر گردید؛ که هدف من از انتشار این کتاب، تحلیل نقش انسانها و شخصیتها بود تا در فصل آخر، راه حلی جامع ارائه دهم که اگر [در صورت امکان] توافقی صورت گیرد، به بحران و جنگ منجر نشود.
او افزود: در واقع در بهمن ۱۴۰۳ (ژانویه ۲۰۲۵)، پس از چندین سال که مقالهای ننوشته بودم، مقالهای در روزنامه ایران منتشر کردم؛ تقریباً ۲۵ روز پیش از شروع [اتفاقات جدید]. این کار به دلیل شدت نگرانیام از وضعیت انتخابات آمریکا بود. در آن مقاله اشاره کردم که ابتدا پیشنهاد گفتوگو داده میشود و این یک فرصت است، اما این فرصت بیشتر از دو سه ماه طول نخواهد کشید و اگر تعامل به نتیجه نرسد، شرایط به وضعیتی غیرقابل مدیریت تبدیل میشود. متأسفانه ترامپ دیپلماسی را آغاز کرد اما به هر دلیلی موفق نبود و جنگ در چهار جبهه رخ داد.
استاد دانشگاه پرینستون عنوان کرد: علیرغم عجلهای که در انتشار کتاب بود (به دلیل شرایط بحرانی)، زمانی که کتاب در شهریور ۱۴۰۴ منتشر شد، ما هنوز به [مرحله] جنگ دوم نرسیده بودیم؛ یعنی تقریباً چهار پنج ماه پیش از جنگ بود که اگر مسئولین به راهکارهای ذکر شده در فصل آخر کتاب توجه میکردند، شاید [با این رویکرد] کمک میشد تا دیپلماسی موفقتر گردد، میتوانستند تأثیر شخصیتها را تغییر دهند؛ بهخصوص شخصیت ترامپ که دوست دارد مذاکرات مستقیماً با خودش باشد. مذاکره مستقیم با او بسیار تعیینکننده است، اما تنها جواب نخواهد داد؛ بلکه راهی وجود دارد که یک راه حل مرجع و متناسب را پیش روی او بگذاریم تا به توافق برسند. البته تضمینی نبود، اما من به عنوان یک آکادمیک سعی کردم این موضوع را عرضه کنم. بنابراین، من در کتاب از دو طرز تفکر در دو دوران مختلف استفاده کردم.
او ادامه داد: از ابتدای روابط، در صد سال اول، تفکر غالب، تفکر تعامل بود. اما در دوران پس از کودتای ۱۳۳۲ تا انقلاب، حکومت و حاکمیت ایران به دنبال روابط استراتژیک بود، در حالی که مبارزان و مخالفان شاه معتقد [به دیدگاه دیگری] بودند. پس از انقلاب، من سعی کردم تا حدی از تجربیات حضوری و مستنداتی که از گفتوگوهای مستقیم با سیاستمداران، تحلیلگران یا اندیشمندانی که در آمریکا نگاهی به ایران داشتند، استفاده و این موارد را عرض کنم.
این دیپلمات سابق بیان کرد: دومین محوری که سعی کردم در کتاب به آن بپردازم، نقش لابی اسرائیل و متحدین عرب آمریکا بود؛ زیرا من قلباً باور داشتم که آنها نقش تعیینکنندهای داشتند و در کتاب به این موضوع پرداختم. برای مثال، چه کسانی توانستند [دولت آمریکا] را قانع کنند که سپاه را در لیست سازمانهای تروریستی قرار دهد؟ طبیعتاً من باید در این کتاب به تشریح و تجزیه و تحلیل جبهه ضد-ایران، شامل لابی اسرائیل، لابی اعراب و اپوزیسیونهای ایرانی در اروپا میپرداختم؛ مواردی که احتمالاً دوستان در صحبتهایشان به صورت جزئی به آنها اشاره کردند.

موسویان گفت: همچنین در مورد اینکه چرا سیاست تعاملی در [برخی دورانها] شکست خورد، سعی کردم در کتاب ترکیبی از تحلیل، شواهد و خاطرات را بیاورم. برای نمونه، بررسی کردم که آیا سیاست تعامل حداقلی در دوره اوباما به دلیل مذاکره مستقیم شکست خورد، یا به این دلیل بود که نباید به آمریکا اعتماد میکردیم یا اینکه اعتماد کردیم؟ من در اینجا تشریح کردم که چرا آن سیاست شکست خورد و هدفم این بود که در دورههای جدید، اگر تماسی برای تعامل برقرار شد، ما به این نقاط ضعف سیاسی توجه داشته باشیم.
او افزود: اما توجه اصلی من به سیاستگذاری بود؛ به گونهای که در فصل آخر، حدود ۱۵ محور اصلی را بر اساس تجربه تقریباً ۴۰ سال کار در زمینه روابط [ایران و آمریکا] مطرح کردم. برای مثال، دکتر سجادپور که در جلسه حضور دارند، شاید ۱۵ سال با من در اروپا و در نشستهای کاهش تنش آمریکا با کشورهای عربی منطقه بودیم و تلاش میکردیم در مورد باورهای خارجی بحث کنیم. اینها تجربیات ارزشمندی است که اگر انسان بهصورت حضوری با این افراد بحث نکند، شاید به دست نیاورد.

نظر شما