سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن

اندیشه سیاسی جان لاک در گفت‌وگو با کاوه حسین‌زاده راد؛

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن

از دید دان دغدغه اصلی لاک مشروعیت انقلاب بود، نه دموکراسی مدرن یا حقوق بشر

کاوه حسین‌زاده راد گفت:‌ مروجین لیبرالیسم عمدتاً در فضای فکری ما به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی لیبرالیسم درختی است که هیچ ریشه‌ و تنه‌ای نداشته است. یعنی فقط می‌خواهند میوه آن را بچینند و تنها با محصول نهایی برخورد کنند و به ریشه‌های آن، که می‌توانیم بگوییم اندیشمندان کلاسیک و پدران بنیادگذار لیبرالیسم هستند، بی‌توجهی می‌شود. از این لحاظ فکر می‌کنم که نفس پرداختن به کسانی مثل جان لاک برای ما ضرورت دارد.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نیما بهاروندی؛‌ به تازگی خبر ترجمه کتاب «اندیشه سیاسی جان لاک: شرحی تاریخی از بحث دو رساله درباره حکومت» منتشر شده است. این کتاب نوشته «جان دان»، مفسر، تاریخ‌نگار اندیشه و از چهره‌های «مکتب کمبریج» است. مترجم این کتاب «کاوه حسین‌زاده راد» است که پیشتر ترجمه آثاری مانند «خدا، لاک و برابری»، «الهیات لیبرالیسم» و انقلاب سلطنت‌طلبانه را از او شاهد بودیم. کتاب حاضر اثری بسیار مهم در حوزه اندیشه سیاسی و اولین کتابی است که از جان دان، از چهره‌های برجسته تاریخ‌نگاری اندیشه در قرن بیستم، به فارسی ترجمه شده است. به بهانه ترجمه این کتاب، با کاوه حسین‌زاده گفت‌وگو کردیم. در این گفت‌وگو مترجم اثر در رابطه با اهمیت کار جان دان، بداعت تفسیر او بر جان لاک و همچنین، تمایز او از سایر مفسران لاک در قرن بیستم، بحث می‌کند. 

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن
کاوه حسین‌زاده

مختصری در رابطه با نحوه آشنایی‌تان با جان دان و کتاب حاضر برایمان توضیح دهید؟ چه شد که به سراغ ترجمه این کتاب رفتید؟

من وقتی سال‌ها پیش مشغول ترجمه کتاب «خدا، لاک و برابری» اثر «جرمی والدرون» بودم، یکی از شخصیت‌هایی که بیش از بقیه نامش تکرار می‌شد، جان دان بود. گویا والدرون به یک معنا در حال پاسخ به دان بود؛ در برخی موارد نظرات دان را می‌پذیرفت، در برخی دیگر، تعریضاتی داشت و سعی می‌کرد نظرات دان را اصلاح کند. این امر به من نشان داد که با نویسنده مهمی روبرو هستیم، از این جهت که کسی که سال‌ها بعد کتابی در رابطه با لاک نوشته (والدرون) خود را ناگزیر دیده است که به او پاسخ دهد و با او وارد گفتگو شود.

در همین حین، نزاع کلامی ناخوشایندی میان مرحوم داود فیرحی و مرحوم استاد سید جواد طباطبایی درگرفته بود، و البته ناگفته نماند که تلخی‌اش بیشتر از جانب استاد طباطبایی بود. طباطبایی در این نزاع گفته بود که برای پروژه فکری فیرحی، نه شرح والدرون بر لاک، بلکه شرح جان دان، مناسب است. این‌هم برای من سرنخی بود که این کتاب، اثر مهمی است. از سال‌ها پیش در نظر داشتم که پس از اتمام ترجمه والدرون، سراغ جان دان بروم که به دلایلی، از جمله تغییر ناشر، ترجمه اثر طول کشید. کار باید سال‌ها پیش به ثمر می‌رسید اما خرسندم که مشکلات رفع شد و مجال آن فراهم آمد تا این کتاب بالاخره روانه بازار نشر شود.

گذر از اسطوره لاک سکولار

جان دان در این رساله خود، چه چیزی را بر سنت لاک‌پژوهی اضافه کرده است؟

وقتی دان خوانش خود را ارائه داد، جریان اصلی لاک‌پژوهی در دهه ۱۹۶۰ میلادی در سیطره خوانش‌های لیبرال‌-سکولار مانند خوانش‌های «سی.بی مک‌فرسون» و «لئو اشتراوس» قرار داشت. دان رویکردی جدید در تحلیل اندیشه‌های لاک اتخاذ کرد که توانست در تحلیل اندیشه سیاسی راهگشا باشد. حاصل کار، یعنی همین کتاب، امروزه به عنوان یکی از معتبرترین و تاثیرگذارترین تفسیرهای مدرن از اندیشه سیاسی لاک شناخته می‌شود.

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن

دان سعی کرد با نگاهی جدید به بازخوانی رابطه ناگسستنی بین الهیات مسیحی و فلسفه سیاسی در اندیشه این فیلسوف نامدار بپردازد. دان با رویکردی تاریخی و زمینه‌گرا و در تقابل با خوانش‌های صرفا فلسفی و سکولار استدلال می‌کند که مفاهیم محوری اندیشه سیاسی لاک از جمله حقوق طبیعی، قراداد اجتماعی و محدودیت‌های قدرت سیاسی، ریشه در الهیات پروتستانی و به ویژه سنت فکری پیوریتن‌ها دارد.

نقطه تمایز نگرش جان دان نسبت به سایر کسانی که در باب لاک نوشته‌اند چیست؟

به باور دان لاک را نمی‌توان صرفا به عنوان فیلسوفی تجربه‌گرا یا بنیانگذار لیبرالیسم سکولار فهمید، بلکه باید او را اندیشمندی دانست که در کانون نظام فکری‌اش دغدغه‌های اخلاقی و الهیاتی عمیقی قرار داشت. امروزه کتاب دان به عنوان منبعی اساسی برای پژوهشگرانی شناخته می‌شود که به دنبال درک رابطه پیچیده و چندلایه بین دین و فلسفه در اندیشه سیاسی غرب هستند.

این اثر نه تنها تصویر سنتی از لاک را به چالش کشید بلکه الگویی روش‌شناختی برای مطالعه سایر اندیشمندان سیاسی نیز فراهم آورد. میراث دان تنها به لاک‌پژوهی محدود نماند. شاگردان برجسته‌ای مثل «جیمز تالی» این روش را به مطالعه آثار اندیشمندانی مثل هابز و روسو تعمیم دادند. امروزه این نگاه زمینه‌گرا به عنوان الگویی معتبر برای پژوهش در تاریخ اندیشه به کار می‌رود.

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن
جان دان

در نهایت جان دان با ژرف‌نگری خود اسطوره «لاک سکولار»، که آن را به عنوان پدر بنیانگذار لیبرالیسم غیردینی معرفی می‌کرد در هم شکست. او با استناد به شواهد تاریخی و متنی انکارناپذیر، نشان داد که لاک در واقعیت تاریخی خود فیلسوفی عمیقا متعهد به اخلاقیات مسیحی بود؛ تمامی دستگاه فکری او از نظریه سیاسی تا معرفت‌شناسی بر بستری الهیاتی شکل گرفته بود و حتی پیشرفته‌ترین نظریات سیاسی او رنگ و بوی مذهبی آشکاری داشت. در این خوانش لاک دیگر نه بنیانگذار سکولاریسم، بلکه نظریه‌پرداز لیبرالیسم دینی شناخته می‌شود.

سه تقریر رقیب

تفسیر جان دان از لاک مشخصا چه تمایزاتی از سایر تفاسیر دارد؟

به منظور پاسخ به این سوال می‌توانیم ویژگی‌های تفسیر دان را برجسته کنیم و با تفسیر جان رالز و جرمی والدرون از لاک مقایسه کنیم. رالز مثل بسیاری از لیبرال‌های مدرن لاک را فیلسوفی سکولار و پدر لیبرالیسم سیاسی می‌داند که حقوق بشر را مستقل از دین طرح کرد. اما به باور دان، تفسیر رالز و دیگر لیبرال‌ها لاک را تحریف می‌کند. دان می‌خواهد لاک تاریخی را بشناسد. بنابراین بر زمینه مذهبی او تاکید می‌کند. در مقابل، از آنجا که رالز می‌خواهد از لاک برای ساختن نظریه سیاسی مدرن استفاده کند، بر بخش‌های سکولار اندیشه او تاکید می‌کند.

اینجا بررسی مدارای دینی از نگاه رالز و دان راهگشاست. به عقیده دان، لاک در نامههایی در باب مدارا استدلال می‌کند چون نجات روح امری شخصی است دولت نباید در آن دخالت کند؛ این استدلال نه سکولار، بلکه دینی است. رالز هم از همان ایده مدارای لاک سود می‌جوید اما آنرا به اصل اخلاقی احترام به انتخاب‌های فردی تبدیل می‌کند.

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن
جان رالز

برای رالز مدارا نه به خاطر خدا بلکه به سبب عدالت اجتماعی است که ضرورت دارد. خوانش فلسفی انتزاعی جان رالز از لاک نمایانگر رویکردی کاملا متفاوت به اندیشه سیاسی لاک است. این قرائت، در نقطه مقابل خوانش تاریخی زمینه‌گرای جان دان قرار می‌گیرد.

رالز لاک را فیلسوفی لیبرال می‌داند که ایده‌هایش برای جامعه امروز کاربرد دارد. در صورتی‌که تاریخ‌نگاری کمبریج خوانشی از لاک را در بستر تاریخی و الهیاتی قرن هفدهم به دست می‌دهد. رالز الهیات لاک را نادیده می‌گیرد و بر عقلانیت سکولار آن تاکید می‌کند؛ اما از نظر دان، لاک بدون الهیات مسیحی قابل فهم نیست.

به باور رالز حقوق طبیعی لاک مبتنی بر عقلانیت انسانی و قرارداد اجتماعی است (مشابه نظریه خود رالز) اما دان آن را برآمده از فرمان الهی و تکلیف می‌داند و ثابت می‌کند که لاک حقوق بشر را مبتنی بر الهیات مسیحی می‌دید. از دید رالز هدف از مطالعه لاک استخراج اصولی جهانشمول برای لیبرالیسم سیاسی است؛ اصولی مثل عدالت به مثابه انصاف.

دان اما، با توسل به نوعی تاریخی‌گرایی در پی فهم لاک در زمانه خودش است. در نهایت، لاک مورد نظر رالز، لاک لیبرال عقل‌بنیاد است که به حقوق فردی می‌اندیشد؛ اما لاکی که دان مدنظر داشت، مسیحی پیوریتنی است که دغدغه نجات روح را داشت.

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن

حال به مقایسه خوانش دان با خوانش والدرون می‌پردازیم. جرمی والدرون از دیگر مفسران برجسته لاک، در کتاب «خدا، لاک و برابری» که پیشتر اشاره کردیم، رویکردی میانه‌روتر نسبت به دان دارد. دان به محوریت دین در اندیشه لاک باور دارد و آن را بدون الهیات مسیحی قابل فهم نمی‌داند. لیکن والدرون معتقد است لاک اگرچه از الهیات استفاده می‌کند اما از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف عقلانی و سیاسی بهره می‌برد. پس عقلانیت سکولار نیز در کار آن پررنگ است.

والدرون می‌پذیرد که مدارای دینی نتیجه مستقیم الهیات پروتستانی است اما به باور او لاک به دلایل عملی - نه صرفاً دینی - از مدارا دفاع می‌کند؛ برابری نزد لاک، هم الهیاتی است هم سویه‌های فلسفی-حقوقی دارد.

نقطه اختلاف کلیدی اما، این است که والدرون معتقد است لاک از دین برای تقویت اهداف سیاسی-فلسفی خودش استفاده می‌کند، در حالی که دان، لاک را بیشتر متألهی مسیحی می‌داند. والدرون بر ابعاد جهان‌شمول اندیشه لاک (مثل دفاع از برابری) تأکید دارد؛ اما، دان لاک را در چارچوب مسیحیت قرن هفدهم تفسیر می‌کند. به باور والدرون، لاک را می‌توان هم‌زمان فیلسوفی سکولار (در سنت لیبرال) و متألهی مسیحی دانست؛ در حالی که دان با این نظر مخالف است.

همان‌طور که اشاره کردیم، جان دان استدلال می‌کند که لاک متألهی مسیحی است و الهیات، مبنا و بنیان اندیشه لاک است. به باور وی، مفاهیم محوری لاک مثل حقوق طبیعی، وظیفه اخلاقی و محدودیت قدرت، بدون ارجاع به الهیات پروتستانی معنای خودشان را از دست می‌دهند. برای مثال، وقتی لاک می‌گوید «همة انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند»، این گزاره را نمی‌توان بدون توجه به آفرینش الهی درک کرد.

در مقابل، جرمی والدرون در تحلیل خود بر این نکته تأکید می‌کند که لاک را باید اندیشمندی چندبعدی دانست که به طرز ظریفی عقلانیت فلسفی و باورهای مسیحی را در هم می‌آمیزد. از منظر والدرون، دستگاه فکری لاک نه بر مبنای تقابل، بلکه بر اساس هم‌زیستیِ سازنده میان خردورزی و ایمان شکل گرفته است. این تلفیق بدیع، لاک را توامان به سنت عقل‌گرایی فلسفی و میراث الهیات مسیحی پیوند می‌زند.

والدرون در عین پذیرش اینکه لاک از زبان دینی استفاده می‌کند، تأکید دارد که او هم‌زمان به استدلال عقلانی نیز متکی است. برای مثال، لاک در رساله دوم استدلال می‌آورد که حتی اگر خدا نباشد، انسان‌ها به دلیل خرد مشترک می‌توانند به حقوق طبیعی پایبند باشند. دفاع او از مدارای دینی هم بر آزادی وجدان و هم بر ضرورت صلح اجتماعی مبتنی است.

دان و معارضانش

خوانشی که دان از لاک ارائه می‌دهد، کاملاً بسترمند و زمینه‌مند و او را در زمان خاص خودش قرار می‌دهد، آیا این خوانش به کار امروز ما می‌آید؟

در جواب می‌شود گفت طرحی که دان از لاک ارائه می‌دهد، با انتقاداتی هم مواجه شده است. مثلاً تأکید شدید دان بر الهیات مسیحی به‌عنوان بنیاد اندیشه سیاسی لاک، از سمت منتقدانی مثل «ریچارد اشکرافت» و «جان مارشال» با انتقاد مواجه شده که استدلال می‌کنند دان بیش از حد بر جنبه‌های الهیاتی لاک انگشت نهاده و از ابعاد فلسفی و حقوقی اندیشه‌اش غافل شده است. به‌طور خلاصه، لاک را الهیاتی‌تر از آنچه هست نشان می‌دهد. این منتقدان، دان را به نادیده‌گرفتن تحول فکری لاک متهم می‌کنند.

لاک در طول زندگی‌اش مواضعش را تغییر داد؛ مثلاً در جوانی بیشتر محافظه‌کار بود و بعدها به لیبرالیسم گرایش یافت. برخی هم معتقدند دان، لاک متأخر - به‌ویژه لاک «نامه‌هایی در باب مدارا» و «دو رساله» را- با لاک اولیه که دغدغه‌های الهیاتی پررنگ‌تری داشت، خلط می‌کند .

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن

ناقدانی چون «کوئنتین اسکینر» هم می‌گویند که دان به اندازه کافی به مناقشات سیاسی عصر لاک- مثل نزاع بین پارلمان و طرفداران پادشاهی- توجه نکرده و تحلیلش بیش از حد الهیاتی-فلسفی است.

شاید خوانش خاص دان موجب پدید آمدن این شائبه شود که لاک صرفاً اندیشمندی متعلق به زمانه خودش بود و نمی‌تواند ارتباطی با وضعیت کنونی ما داشته باشد. دان با تأکید شدید بر بستر تاریخی خاص لاک، عملاً نشان می‌دهد که اندیشه وی را نمی‌توان به سادگی به جهان امروز تعمیم داد؛ اما این امر به معنای محدود و متصلب بودن لاک نیست، بلکه هشداری است درباره تحریف اندیشه‌اش، وقتی که او را از زمینه‌اش جدا می‌کنیم.

دان تأکید می‌کند لاک را نمی‌توان مستقیماً به امروز ما مربوط کرد، زیرا لاک درگیر مسائل عصر خود بود. دغدغه اصلی او مثلاً مشروعیت انقلاب ۱۶۸۸ یا نقش کلیسا در حکومت و، نه دموکراسی مدرن یا حقوق بشر به شکل امروزی آن بود.

زبان لاک با زبان امروز متفاوت است. هنگامی که لاک از آزادی یا برابری سخن می‌گوید، با آنچه برداشت‌های سکولار امروزی مراد می‌کنند تفاوت بنیادی دارد. برای مثال، برابری نزد لاک، لزوما به معنای برابری اقتصادی و اجتماعی نیست بلکه به این معناست که همه انسان‌ها در پیشگاه خدا برابرند. آزادی مدنظر لاک، حق اطاعت نکردن از حکومتی است که قوانین طبیعی-الهی و، نه آزادی فردی مطلق را، نقض می‌کند. دان هشدار می‌دهد اگر لاک را صرفاً به‌عنوان لیبرال مدرن بخوانیم، بخش‌های اساسی اندیشه‌اش را نادیده گرفته‌ایم.

اما با این اوصاف، در خوانش دان، لاک از دو طریق همچنان می‌تواند الهام‌بخش ما باشد:

نخست: به‌عنوان نمونه‌ای از تفکر زمینه‌مند، که نشان می‌دهد چگونه می‌توان مسائل جهان‌شمول مثل عدالت یا آزادی را در چارچوب‌های فرهنگی خاص تحلیل کرد. از این منظر، درسی که می‌تواند برای سیاست‌مداران و فیلسوفان امروزی ما داشته باشد این است که باید ایده‌های خود را با زبان و ارزش‌های عصر خود سازگار کنند، نه اینکه صرفاً به مفاهیم انتزاعی متوسل شوند. اندیشه‌های لاک نه به‌عنوان دستورالعمل آماده، بلکه به‌عنوان مطالعه‌ای موردی درباره اینکه چگونه می‌توان ایده‌های جهان‌شمول را در بسترهای خاص به کار برد.

دوم: به‌عنوان منبعی برای بازاندیشی انتقادی، که به ما یادآوری می‌کند حقوق فردی و مدارا همواره نیازمند پشتیبانی اخلاقی- خواه دینی، خواه عقلانی - هستند؛ و جداکردن سیاست از اخلاق (حتی اگر اخلاق سکولار باشد) خطرناک است. در دنیای امروز که لیبرالیسم گاه به فردگرایی مفرط تبدیل می‌شود، شاید بازخوانی دان از لاک به ما کمک کند تا به درک بهتری از تعادل میان حقوق فردی و مسئولیت‌های اجتماعی دست پیدا کنیم.

در نهایت، پرسشی که باقی می‌ماند این است که آیا می‌توان هم‌زمان وفادار به روش تاریخ‌گرایانه دان بود و از لاک برای امروز الهام گرفت؟ پاسخ دان احتمالاً اینگونه خواهد ‌بود: بله، اما فقط اگر ابتدا لاک را در چارچوب خودش بفهمیم، سپس به‌طور انتقادی از آن عبور کنیم (یعنی اول باید او را بفهمیم که در بستر خود چه گفته بود، سپس اگر می‌خواهیم، به طور انتقادی از او عبور کنیم). اگر لاک را بدون توجه به زمینه‌اش بخوانیم، نه تنها تحریفش کرده‌ایم، بلکه ممکن است از اشتباهات مشابه او -مثل محدودکردن دایره مدارا به پروتستان‌ها - درس نگیریم.

و سؤال پایانی اینکه این کتاب چه بینش‌های جدیدی رو برای مخاطب فارسی‌زبان می‌تونه داشته باشه؟

خب، به نظر من، در زمانی که در فضای فکری ما خوانش خاصی از لیبرالیسم ترویج می‌شود - آن قسمت بسیار فردگرایانه‌ش که به لیبرتاریانیسم پهلو می‌زند و یا خوانش متمرکز بر جنبة اقتصادی‌اش، از جمله مباحث هایک و نوزیک و امثال آن‌ها - اصل نفس پرداختن به لاک می‌تواند مفید باشد.

یعنی مروجین لیبرالیسم عمدتاً در فضای فکری ما به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی لیبرالیسم درختی است که هیچ ریشه‌ و تنه‌ای نداشته است. یعنی فقط می‌خواهند میوه آن را بچینند و تنها با محصول نهایی برخورد کنند و به ریشه‌های آن، که می‌توانیم بگوییم اندیشمندان کلاسیک و پدران بنیادگذار لیبرالیسم هستند، بی‌توجهی می‌شود. از این لحاظ فکر می‌کنم که نفس پرداختن به کسانی مثل جان لاک برای ما ضرورت دارد.

و در پاسخ به این پرسش که این خوانش خاص می‌تواند چه دستاوردی برای ما داشته باشد؟ باید گفت از این رهگذر ما متوجه می‌شویم و پی می‌بریم که از متفکربزرگی مثل لاک، خوانش‌های متعددی شده است. درست است، شاید برخی خوانش‌ها مانند خوانش‌های سکولار و غیردینی دستِ بالاتری را داشته باشند، اما خوانش‌هایی هم هستند که خلاف این را می‌گویند و معتقدند که دغدغه‌های دینی نه تنها نقش داشته‌اند، بلکه نقش آن‌ها تعیین‌کننده بوده است.

لیبرال عقل‌بنیاد یا مسیحی پیوریتن
داود فیرحی

شاید اصلاً مرحوم فیرحی به همین خاطرجذب اندیشه لاک شد. احتمالاً استدلالش این بود: چطور کسی که به عنوان یکی از بنیانگذاران لیبرالیسم شناخته می‌شود، خودش را کاملا دین‌دار می‌دانسته، از ادله و مباحث درون‌دینی استفاده می‌کرده و از عهد عتیق و عهد جدید استدلال می‌آورده است؟ این اتفاق که در بستر مسیحیت و لیبرالیسم کلاسیک افتاده است، آیا برای وضعیت کنونی ما و در رابطه با اسلام و مدرنیته هم امکان‌پذیر است؟

البته می‌دانم که این بحثِ بسیار مناقشه‌برانگیزی است و من هم این پرسش را باز می‌گذارم و نمی‌خواهم پاسخ قطعی برایش داشته باشم؛ اما این قسم ادبیات می‌تواند یک جعبه‌ابزار در اختیار کسانی قرار دهد که از این زاویه می‌اندیشند و نوری بتاباند که بتوانند از این منظر نیز مباحث را بررسی کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها