به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بریل بینبریج در آثار خود معمولاً به سراغ موقعیتهایی میرود که در ظاهر ساده و روزمرهاند، اما در لایههای زیرینشان روابط انسانی، تنشهای روانی، ناکامیها و تناقضهای اجتماعی جریان دارد و «گردش دستهجمعی کارکنان کارخانه» نیز از همین ویژگی برخوردار است.
یکی از جذابیتهای رمان، توجه نویسنده به گروه و روابط میان افراد است؛ وقتی انسانها در محیطی مانند کارخانه در کنار یکدیگر کار میکنند، رابطهشان معمولاً بر اساس نقشهای شغلی و ضرورتهای روزمره شکل میگیرد؛ اما خارج شدن از محیط کار میتواند جنبههای دیگری از شخصیت آنها را آشکار کند؛ سفر ، فرصتی فراهم میکند تا فاصله میان ظاهر اجتماعی افراد و زندگی درونیشان بیشتر دیده شود؛ «گردش دستهجمعی کارکنان کارخانه» را میتوان رمانی درباره جمع، روابط انسانی و فاصله میان زندگی اجتماعی و دنیای درونی افراد دانست.
این کتاب برنده جایزه گاردین ۱۹۷۴ و نامزد جایزه بوکر ۱۹۷۴ شده و در نوشته پشت جلدآمده است: «گردش دستهجمعی کارکنان کارخانه در خلال روایتی غریب و در عین حال انسانی از بستر ملالانگیز کار روزانه و مناسباتش صحنه نمایشی همزمان کمیک و تراژیک خلق میکند و زیروبم عواطفی تنها همچون تنهایی، حسادت، شرم و سوء تفاهم را به تصویر میکشد.
دو زن همکار در کارخانه با پیشینه و شخصیتهایی متفاوت در کنار هم زندگی میکنند، زندگیای مملو از اشتیاقهای پنهان و سرخوردگی. در این میان گشتوگذاری یکروزه با باقی کارکنان فرصتی کوتاه برای فرار از روزمرگی فراهم میکند و همینجاست که تنشها و احساسات فروخورده کمکم میشوند. بریل بینبریج با نگاهی تلخ و در عین حال طنزآمیز نشان میدهد که چطور ناکامی آدمها در برقراری ارتباط میتواند سیر عادی زندگیشان را یکباره به مسیری غیرمنتظره بکشاند.»
در بخشی از رمان میخوانید: «با خودش فکر کرد زندگی چقدر پوچ است، مدام او را انگار توپی پلاستیکی باشد بالا و پایین میاندازد. آرزو میکرد از آن بالا بیفتد پایین و قل بخورد یک گوشه و از یادها برود. سرشت آشتیطلبش اندوهگین و پریشانش کرد، اندوهی که راه گلویش را بست و مثل قلوهسنگی آنجا ماند.»
انتشارات بیدگل بهتازگی این اثر را با ترجمه کاوه بلوری در ۲۶۳ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه عرضه کرده است.
نظر شما