سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱
طبقه‌بندی اجتماعی با روح باشگاه‌های کتابخوانی ناسازگار است

مدیر کتابفروشی بزنگاه، معتقد است، باشگاه‌های کتابخوانی باید امن باشد، فرد بتواند آزادانه صحبت کند و نظر خودش را بگوید، بدون اینکه فکر کند قرار است قضاوت شود.

مریم نوتاش در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره فعالیت‌های کتابخوانی در کتابفروشی‌ها و تقویت فرهنگ مطالعه، بیان کرد: در باشگاه‌های کتابخوانی حضور داشته‌ام و با فضای آن آشنا هستم. طبیعتاً با مشکلاتی هم روبه‌رو بوده‌ام که ممکن است امروزه بخشی از آن‌ها تغییر کرده باشد؛ اما مهم‌ترین فایده‌ای که می‌توانم درباره باشگاه‌های کتابخوانی بگویم، این است که این باشگاه‌ها چیزی فراتر از کتاب خواندن هستند.

وی با این توضیح که در باشگاه‌های کتابخوانی با آدم‌های مختلف و دیدگاه‌ها و تفکرات متفاوتی از یک کتاب آشنا می‌شویم، افزود: ممکن است از یک کتاب به دستاوردی رسیده باشیم که شخص دیگری به آن نرسیده باشد یا برعکس، فرد دیگری به فهمی دست پیدا کرده باشد که برای ما تازگی داشته باشد. گاهی ابعاد پنهانی در شخصیت یک کتاب، مثلاً یک رمان یا داستان، یا حتی روایت آن داستان، در همین گفت‌وگوها برای مخاطب آشکار می‌شود. همین مسئله موجب می‌شود به فهمی عمیق‌تر، جامع‌تر و غنی‌تر از کتابی که مطالعه می‌کنیم برسیم. به‌نظرم این اولین دریافتی است که از برگزاری باشگاه‌های کتابخوانی می‌توان داشت.

طبقه‌بندی اجتماعی با روح باشگاه‌های کتابخوانی ناسازگار است

باشگاه کتابخوانی، فرصتی برای تجربه گونه‌های جدید

مدیر کتابفروشی بزنگاه، بیان کرد: اتفاق دیگری که با شرکت در باشگاه‌های کتابخوانی به‌وجود می‌آید این است که به‌نوعی مجبور می‌شویم کتاب‌ها را با سلیقه‌های مختلف دنبال کنیم و سراغ گونه‌هایی برویم که نخوانده‌ایم یا احساس می‌کردیم به آن‌ها علاقه نداریم. وقتی در جمع قرار می‌گیریم، قرار است به سلیقه جمع احترام بگذاریم و از انتخاب آن پیروی کنیم؛ بنابراین ممکن است سراغ گونه‌ای برویم که قبلاً هیچ‌گاه به آن توجه نکرده‌ایم و با سلیقه‌ها و فضاهای متفاوت آشنا شویم. این خودش اتفاق خجسته‌ای است که می‌تواند در مسیر مطالعه و کتابخوانی برای ما راهگشا باشد.

کتاب‌ها با هم مقایسه شوند

به گفته نوتاش، در باشگاه‌های کتابخوانی متوجه می‌شویم، کتاب‌هایی که می‌خوانیم وحی مُنزل نیستند. نویسنده، مترجم و هر کسی که در تولید کتاب نقش داشته، ممکن است نقص یا اشتباهی داشته باشد.گاهی وقتی کتابی را به‌تنهایی می‌خوانیم، ممکن است به ما القا شود که هرچه کتاب می‌گوید درست است و غیر از آن چیزی وجود ندارد، اما با شرکت در کتابخوانی جمعی، چون با چالش و انتقاد روبه‌رو هستیم و نظرات متفاوت مطرح می‌شود، متوجه می‌شویم که ممکن است نویسنده در جایی اشتباهی داشته، مطلبی را درست عنوان نکرده است یا حتی ترجمه خوبی ارائه نشده باشد.

وی با تاکید بر اینکه در چنین شرایطی شاید لازم باشد، برویم متن اصلی را ببینیم و آن را با ترجمه تطبیق بدهیم، ادامه داد: این اتفاق موجب می‌شود ما نه‌تنها در کتاب خواندن، بلکه در زندگی هم همیشه دست به اسطوره‌سازی و مقدس‌سازی نزنیم. چشم‌هایمان را نبندیم و نگوییم چون این کتاب چنین چیزی گفته، پس حتماً درست است. باید آن را با کتاب‌های دیگر و رویکردهای دیگر مقایسه کنیم و نظر دوستانمان را بپرسیم؛ شاید آن‌ها به نتیجه‌ای رسیده باشند که من به آن نرسیده‌ام.

حتی مترجمان و نویسندگان بزرگ هم قابل نقد هستند

نوتاش بیان کرد: مدتی در کلاس ترجمه شرکت می‌کردم. تمرین جالبی داشتیم؛ کتاب‌هایی را که ۲۰، ۵۰ یا حتی ۸۰ سال پیش ترجمه شده بودند، می‌آوردیم و هم متن آن ترجمه‌ها را می‌خواندیم و هم ترجمه‌هایی که امروز انجام شده بود را بررسی می‌کردیم. نتیجه بسیار جالب بود. گاهی می‌دیدیم مترجم معروفی، متنی ارائه کرده که از نظر زبان و بیان با محاوره تفاوت زیادی دارد. یا متوجه می‌شدیم در ترجمه‌های جدید، به نکات و ظرافت‌هایی توجه شده که در ترجمه‌های قدیمی وجود نداشته است.

به گفته مدیر انتشارات بزنگاه، این تجربه نشان می‌دهد، نباید از آدم‌هایی که اسمی شاخص دارند، در زمینه ترجمه و نویسندگی چشم‌بسته تبعیت کنیم. منظورم شخصیت آن افراد نیست؛ درباره آثارشان صحبت می‌کنم. آن‌ها هم انسان‌هایی در حال یادگیری بودند و ما هم همین‌طور؛ اما نباید هرچه نویسنده و مترجم می‌گوید، چشم‌بسته بپذیریم. باید همیشه همه‌چیز در معرض چالش و پرسش باشد تا امکان پیشرفت ایجاد شود.

تمرین دموکراسی

وی یکی از رویکردهای پنهان باشگاه‌های کتابخوانی را تشویق و تمرین برای کار جمعی و گروهی دانست و ادامه داد: در جامعه فعلی، اگر به رفتارها و کنش‌های روزمره نگاه کنیم، می‌بینیم که آدم‌ها به سمت خودمحوری می‌روند. بخشی از این مسئله به مسائل مالی مربوط می‌شود و بخشی هم به مسائل بزرگتر جامعه. اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، انسان امروز ایرانی دوست دارد مدرن شود و دوست دارد فردگرا شود، اما این فردگرایی (individualism) گاهی به‌شکل نامتعارفی به خودمحوری و خودمداری (egoism) تبدیل شده و این برای جامعه خطرناک است.

نوتاش، باشگاه‌های کتابخوانی را نوعی تمرین دانست و افزود: تا با جمع کتاب بخوانیم، نظرات دیگران را بشنویم و با نظرات متفاوت، مخالف و حتی ناسازگار مواجه شویم و آن‌ها را تحمل کنیم. این خودش تمرین دموکراسی است؛ تمرینی برای اینکه مهارت زندگی اجتماعی پیدا کنیم. بپذیریم که با بقیه متفاوت هستیم و متفاوت می‌اندیشیم. مرکز ثقل این دنیا نیستیم و نظر ما الزاما درست نیست. باید به‌نوعی خرد جمعی برسیم؛ خرد جمعی‌ که می‌تواند راهگشای جامعه و زندگی اجتماعی باشد. این را می‌توان به‌عنوان یکی از کارکردهای پنهان مطالعات جمعی در نظر گرفت؛ چون ما در این جلسات تمرین با هم بودن انجام می‌دهیم.

به گفته وی، شاید فکر کنیم اگر در آینده یک جامعه دموکراتیک داشته باشیم، کار پیچیده‌ای باید انجام دهیم، اما همین کنش‌های ساده‌ای که در جمع‌های دوستانه و کوچک دنبال می‌کنیم، می‌تواند در بلندمدت ما را به آن هدف بزرگ برساند.

طبقه‌بندی اجتماعی با روح باشگاه‌های کتابخوانی ناسازگار است

ایجاد فضای امن و رایگان

نوتاش، با آسیب‌شناسی باشگاه‌های کتابخوانی، ادامه داد: یکی از مسائل مهم این است که باید فضاهایی برای برگزاری جلسات داشته باشیم؛ فضاهایی که اختصاصی و ویژه باشگاه‌های کتابخوانی باشند. در سراهای محله، آموزشگاه‌ها، فضاهای فرهنگی و مکان‌های عمومی فرهنگی. می‌توان چنین فضاهایی را در نظر گرفت. نگران این نباشیم که اگر بخواهم عده‌ای را جمع کنیم تا کتاب بخوانیم، چقدر باید هزینه بدهیم؟ هر ساعت استفاده از این فضا چقدر هزینه دارد؟ برای همین بهتر است فضاهای رایگان برای این کار اختصاص داده شود.

وی با این توضیح که باشگاه‌های کتابخوانی باید امن هم باشند، بیان کرد: یعنی فرد بتواند آزادانه صحبت کند و نظر خودش را بگوید، بدون اینکه فکر کند قرار است قضاوت شود. چون این فعالیت قرار است به شکل خودجوش و داوطلبانه اتفاق بیفتد، بنابراین نیاز به آزادی و فضای امن دارد و این مسئله بسیار مهم است. باشگاه‌های کتابخوانی نباید فضاهای تخصصی، آکادمیک و دانشگاهی باشند؛ به‌گونه‌ای که اگر کسی دیپلم دارد، از ورود به آن فضا بترسد یا نخواهد وارد شود چون نگران است تحقیر شود.

باشگاه کتابخوانی نباید فضای تخصصی باشد

نوتاش، با تاکید بر اینکه فضا باید آزاد باشد و هر کسی با هر میزان معلومات و اطلاعاتی بتواند وارد آن شود، گفت: در باشگاه‌های کتابخوانی باید یادگیری و آموزش اتفاق بیفتد. قرار نیست مدرکی داده شود یا افراد ارزیابی و طبقه‌بندی شوند. آموزش باید همگانی و فراگیر باشد. یک فرد سالمند، خانه‌دار یا نوجوان باید بتواند متناسب با علاقه‌مندی خود در این فضا حضور داشته باشد و از آن استفاده کند. شرایط باید دوستانه باشد و هیچ‌گونه بیگانگی در این فضاها وجود نداشته باشد. اگر کسی بیاید، یک بار چیزی را اشتباه بگوید یا نظری بدهد که از نظر دیگران سطح پایینی داشته باشد و مورد تحقیر قرار بگیرد، دیگر جلسات بعدی در کار نخواهد بود؛ چون احتمالاً ذوق او نسبت به این محافل از بین می‌رود. کتابخوانی، زمانی ماندگار می‌شود که به سبک زندگی تبدیل شود.

وی بیان کرد: اگر می‌خواهیم کودک و نوجوان کتاب بخوانند حتی یک کتابخانه برایش کتاب بخریم هم کتابخوان نمی‌شوند. آن‌ها زمانی کتابخوان می‌شوند که در دست خانواده کتاب ببینند که در خانه کتاب می‌خوانند. وقتی کودک این منظره را مشاهده کند، به کتاب علاقه‌مند می‌شود.

نوتاش با بیان اینکه باشگاه‌های کتابخوانی می‌توانند باعث تغییر سبک زندگی شوند، افزود: وقتی قرار است در هفته در یک جلسه کتابخوانی شرکت کنم، در زندگی روزمره باید برای خواندن کتاب وقت بگذارم. وقتی در طول روز برای کتابخوانی وقت گذاشته می‌شود، کتابخوانی به سبک زندگی تبدیل می‌شود. اگر کتابخوانی سبک زندگی شود، خرید کتاب دیگر اولویت هزارم و یک کالای لوکس نیست؛ بلکه به یک کالای ضروری تبدیل می‌شود.

طبقه‌بندی اجتماعی با روح باشگاه‌های کتابخوانی ناسازگار است

رونق کتابخوانی و جان دوباره به صنعت نشر

نوتاش، با این توضیح که به‌خاطر افزایش قیمت کتاب و کاغذ، کتاب تا حدی به کالای لوکس تبدیل شده، ادامه داد: وقتی کتاب خریداری می‌شود که فرد دیگر چاره‌ای نداشته باشد. وقتی اینترنت و ابزارهایی مثل هوش مصنوعی وجود دارد، ممکن است فرد فقط در شرایطی که مجبور باشد، سراغ خرید کتاب برود. وقتی کتاب خواندن اولویت روزمره شود، خرید کتاب هم در اولویت اول و دوم زندگی‌ قرار می‌گیرد. مجبوریم کتاب بخریم و وقتی کتاب می‌خریم، این روند به صنعت نشر هم کمک می‌کند و به مرور زمان می‌تواند به صنعت نشر که با مشکلاتی مواجه است، جان دوباره بدهد.

به گفته وی، افرادی که فعالیت فرهنگی دارند، صبور هستند یا دست‌کم باید صبور باشند و منتظر اتفاقات خوب و نتایج تدریجی باشند. یک‌شبه نمی‌توان در عالم فرهنگ چیزی به‌دست آورد. باید صبر و تلاش کرد تا نتیجه خود را نشان دهد. شاید حتی نتیجه را خودمان نبینیم، اما این امید را داریم، در مسیری قدم گذاشته‌ایم که انتهای آن اتفاق خوبی است. البته این انتها مقصد مشخصی نیست؛ مهم این است که در این مسیر اتفاق خوبی در حال رخ دادن باشد و برای آن، صنعت نشر هم جان تازه‌ای بگیرد.

هیچ صنعتی بدون مخاطب زنده نمی‌ماند

نوتاش، با بیان اینکه اساس هر صنعتی مخاطب و یا همان مصرف‌کننده است، افزود: همان‌طور که هر کالایی اگر مشتری نداشته باشد، تولید نمی‌شود، کتاب هم همین وضعیت را دارد. کتابفروش هم منتظر است کتاب خریداری شود. باشگاه‌های کتابخوانی شاید بتوانند این جرقه را نه‌تنها در افرادی که در آن شرکت می‌کنند، بلکه در خانواده‌ها و بین دوستان آن‌ها هم ایجاد کنند. وقتی کسی مرتب کتاب در دست دارد و کتاب می‌خواند، دیگران هم این رفتار را می‌بینند و به مرور سبک زندگی آدم‌ها تغییر می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها