سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «شرقشناسی در روسیه: ایرانشناسی و اسلامشناسی» بهقلم مهدی سنایی از تازههای انتشارات نگارستان اندیشه است. کتاب در سه بخش، شرقشناسی، ایرانپژوهی و اسلامشناسی در روسیه از آغاز تا امروز را مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد.

اهمیت شرقشناسی در روسیه را نمیتوان صرفاً در چارچوب یکی از شاخههای مطالعات شرق در جهان توضیح داد. این حوزه علمی در روسیه از قدمتی حدود سیصد سال برخوردار است و در طول این مدت، به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی این کشور، عمق و گستره قابل توجهی پیدا کرده است. همسایگی روسیه با آسیا و خاورمیانه، ارتباط دیرینه این کشور با جوامع شرقی و قرار گرفتن بخش بزرگی از سرزمین روسیه در قاره آسیا، شرقشناسی را به یکی از حوزههای مهم دانش و پژوهش در این کشور تبدیل کرده است.
از این منظر، شناخت شرق برای روسیه صرفاً شناخت «دیگری» نبوده است. سیطره مغولان بر روسیه در دورهای طولانی از تاریخ و قرار داشتن بیش از نیمی از جغرافیای این کشور در آسیا، سبب شده است که مطالعه شرق، تا اندازهای با مسئله شناخت خود روسیه نیز پیوند بخورد. به همین دلیل، شرقشناسی در این کشور را میتوان نه فقط یک پروژه علمی، بلکه بخشی از روند شکلگیری و شناخت هویت تاریخی و ملی روسیه دانست.
شرقشناسی آکادمیک روسیه در اوایل قرن هجدهم میلادی، همزمان با آغاز روند تجدد و اروپایی شدن این کشور و در پایتخت تازه آن، سنپترزبورگ، شکل گرفت. از آن زمان، این حوزه بهتدریج توسعه یافت و سنپترزبورگ و مسکو به دو مرکز مهم آموزش و پژوهش در زمینه مطالعات شرق تبدیل شدند. در این میان، ایرانشناسی جایگاهی ویژه پیدا کرد و روسیه به یکی از مهمترین مراکز ایرانشناسی در جهان تبدیل شد. شماری از برجستهترین دانشمندان این حوزه، از جمله بارتولد، در سنت علمی روسیه پرورش یافتند و آثار آنان تأثیری ماندگار بر مطالعات ایران و شرق گذاشت.
در میان شاخههای مختلف شرقشناسی روسیه، ایرانشناسی از اهمیت ویژهای برخوردار است. مناسبات جغرافیایی، تاریخی و سیاسی ایران و روسیه و چند قرن روابط دیپلماتیک میان دو کشور، زمینه مناسبی برای شکلگیری و گسترش این حوزه فراهم کرده است. ایرانشناسی روس نیز در طول چند سده، از طریق مراکز علمی سنپترزبورگ و مسکو، پژوهشگران برجستهای تربیت کرده و به یکی از مکاتب اصلی و مهم ایرانشناسی در جهان تبدیل شده است.
البته پشتوانه ایرانشناسی در روسیه تنها به روابط علمی و دانشگاهی محدود نمیشود. حضور گسترده نمایندگان مختلف امپراتوری روسیه در ایران در قرن نوزدهم میلادی، ارتباطات سیاسی و اقتصادی دو کشور و حضور جمعیت قابل توجه ایرانیان در روسیه، بهویژه در مناطق جنوبی این کشور، منابع و زمینههای متنوعی برای شناخت ایران فراهم کرده است. در کنار این عوامل، وجود دهها بنای تاریخی ایرانی در مناطق مختلف روسیه، دسترسی به مناطق باستانی آسیای مرکزی و قفقاز و نگهداری دهها هزار اثر ایرانی در موزههای روسیه، مجموعهای ارزشمند از منابع و شواهد را در اختیار پژوهشگران قرار داده است.
اسلامشناسی نیز در همین بستر تاریخی و جغرافیایی در روسیه رشد کرده است. سابقه بیش از هزار ساله حضور اسلام در سرزمینهای روسیه، وجود مناطق مسلماننشین و جمعیت عظیم مسلمان در این کشور و همچنین ارتباط تاریخی روسیه با جهان اسلام و خاورمیانه، از جمله عواملی هستند که به گسترش مطالعات اسلامی در این کشور کمک کردهاند. از همین رو، اسلامشناسی روسیه نیز همچون ایرانشناسی، دارای سنتی دیرپا و گسترده است.
در این میان، شیعهشناسی نیز بهعنوان یکی از حوزههای مورد توجه در مطالعات اسلامی روسیه، جایگاه خاصی دارد. توجه به این حوزه از آن جهت اهمیت بیشتری مییابد که ایران و تشیع پیوندی تاریخی و عمیق با یکدیگر دارند و از این منظر، شناخت اسلام در روسیه بدون توجه به ایرانشناسی نمیتواند تصویری کامل ارائه دهد. به بیان دیگر، ایرانشناسی و اسلامشناسی در سنت شرقشناسی روسیه نه حوزههایی کاملاً جدا از یکدیگر، بلکه در بسیاری موارد دو حوزه مکمل و درهمتنیدهاند.
کتاب حاضر حاصل پژوهشی گسترده و چندساله درباره همین سنت علمی است. هدف آن ارائه تصویری جامع از روند شکلگیری، تحول و گسترش شرقشناسی در روسیه و بهطور خاص، بررسی جایگاه ایرانشناسی در این سنت دانشگاهی است. نویسنده در کنار پرداختن به کلیت شرقشناسی روسیه، تمرکز اصلی خود را بر ایرانشناسی قرار داده و در ادامه، پیوندهای آن با اسلامشناسی و شیعهشناسی را نیز بررسی کرده است.
در سالهای گذشته، درباره ایرانشناسی در روسیه پژوهشهای مختلفی انجام شده و آثار متعددی نیز در این زمینه منتشر شده است. کتاب حاضر با بهرهگیری از این مطالعات و با تکیه گسترده بر منابع روسی، درصدد است تصویری منسجمتر و جامعتر از این سنت علمی ارائه کند. ویژگی مهم این پژوهش، تلاش برای گردآوردن حوزههایی است که معمولاً بهصورت جداگانه بررسی شدهاند و قرار دادن ایرانشناسی، اسلامشناسی و شیعهشناسی در چارچوب گستردهتر تاریخ شرقشناسی روسیه.
دانشیار دانشکده مطالعات جهان در این کتاب، نخست، شرق در نگاه روسیه تا قرن هجده را برای خواننده تبیین کرده، در ادامه به ادامه این جریان در عصر پتر اول و کاترین دوم (قرن ۱۸) میپردازد. این روند تاریخمند، سپس به تشریح شرقشناسی آکادمیک و دانشگاهی در نیمه اول قرن ۱۹ بههمراه معرفی مراکز و موسسات، همچنین شرقشناسی در نیمه دون قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ میانجامد. مطالعه سیر شرقشناسی در شوروی از سال ۱۹۵۰ تا فروپاشی این اتحاد، کلیت مباحث مرتبط با شرقشناسی را دوره اتحاد جماهیر شوروی شکل میدهد.
سنایی در فصل دوم کتاب، شرقشناسی پساشوروی در روسیه را در دستور کار قرار داده، به معرفی انستیتوها و مراکز علمی برجسته شرقشناسی، مشاهیر شرقشناس و سهم آنان در شکلگیری مطالعات شرق، و چهرههای ماندگار در شرقشناسی معاصر روسیه میپردازد.
مولف بخش دوم کتاب را به ایرانپژوهی در روسیه از آغاز تاکنون اختصاص داده است. وی در این بخش، طی دو فصل، به بررسی و تبیین سیر تحول ایرانشناسی در روسیه (از آغاز تا فروپاشی) و ایرانشناسی پساشوروی در روسیه میپردازد. سنایی سیر تاریخمند بررسیهای خود را در این بخش نیز پی گرفته، مباحث خود را با ایرانشناسی و آموزش زبان فارسی پیش از پتر اول، نیز در ثرون ۱۸ و ۱۹ آغاز کرده، با شکوفایی ایرانشناسی روسیه در قرن ۱۹ به اوج میرساند ایرانشناسی و آموزش زبان فارسی، همچنین مراکز ایرانشناسی و آموزش زبان فارسی در شوروی، دیگر بخشهای این فصل را تشکیل میدهند. همچنین سنایی در این فصل، نقبی نیز به ادوار معاصر نیز زده، موج جدید مطالعات ایرانی در روسیه پس از انقلاب اسلامی ایران و رویدادهای ایرانشناسی در اواخر قرن بیستم را مورد واکاوی قرار میدهد.
ایرانشناسی پساشوروی در روسیه، فصل دیگر این بخش است. سنایی نخست به تأثیر فروپاشی شوروی بر ایرانشناسی و آموزش زبان فارسی پرداخته، احیای آن پس از اتحاد جماهیر شوروی را تبیین میکند. دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران پس از بررسی نقش فعالیتهای فرهنگی ایران در توسعه ایرانشناسی در روسیه (آغاز قرن ۲۱)، بر ایرانشناسی در بنیاد مطالعات اسلامی روسیه (بنیاد ابنسینا) متمرکز شده، فصل را با بررسی مراکز فعال ایرانشناسی و آموزش زبان فارسی در روسیه، ایران در رسانه و فضای مجازی روسیه، نقش کتابخانهها و موزهها در ایرانشناسی روسیه، و معرفی ایرانشناسان و مدرسان زبان فارسی معاصر تکمیل میکند.
کتاب در بخش دوم کتاب، مبحث شرقشناسی در روسیه را که در فصل پیشین به ایرانشناسی اختصاص یافت، با بررسی اسلامشناسی در روسیه از آغاز تا امروز پی میگیرد. سنایی اینجا نیز، ترتیب ادوار پیشاشوروی و پساشوروی را نیز در دستور کار قرار داده، بحث را با اسلامشناسی در روسیه از پیش از قرن ۱۸ تا انقلاب ۱۹۱۷ مطرح میکند. تکمله مباحث این دوره، ذکر نام برخی اسلامشناسان و محققان مطرح در این دوره، اسلامشناسی، همچنین پژوهشگران این حوزه در دوران اتحاد جماهیر شوروی است.
سنایی فصل ششم کتاب را با بحث تفاوت در اسلامشناسی در روسیه قبل و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مشکلات و معضلات اصلی پژوهشهای اسلامی در فضای پساشوروی، مطالعات اسلامشناسی در مناطق مختلف روسیه، و پدیده نوکیشان مسلمان در روسیه ادامه میدهد. وی در همین فصل، به معرفی سازمان ملی روسهای تازهمسلمان، چهرههای سرشناس در بین نومسلمانان روس، و رهبران دینی در روسیه نیز میپردازد. بحث از شیعهشناسی در روسیه، و مراکز علمی و دانشگاهی در حیطه اسلامشناسی از دیگر بخشهای این فصل است. سنایی از قالب فضای مجازی نیز غافل نمانده، به اسلام و اسلامشناسی در رسانه و فضای مجازی، و قالبهای فضای مجازی اسلامی در روسیه پرداخته، بهطور خاص، فعالیتهای بنیاد مطالعات اسلامی (بنیاد ابنسینا) در فضای مجازی روسیه را تبیین کرده است. ترجمه و نشر قرآن در روسیه، روابط ایران و روسیه در حوزه اسلام و مسلمانان در چند دهه اخیر، و اسامی اسلامشناسان روسیه دیگر مباحث این فصل هستند.
کتابشناسی مطالعات ایرانی، آموزش زبان فارسی و مطالعات اسلامی در روسیه پایانبخش اثر تازه مهدی سنایی است.
«شرقشناسی در روسیه: ایرانشناسی و اسلامشناسی» در ۳۸۰ صفحه بههمت انتشارات نگارستان اندیشه منتشر شده است.
نظر شما