سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - نیره حیدری چالشتری: در حالی که کتابخانههای تخصصی، شریانهای حیاتی هر سازمان فرهنگی برای تولید علم و حفظ حافظه تاریخی هستند، نگاهی به وضعیت کتابخانه تخصصی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چهارمحال و بختیاری، تصویری تکاندهنده از تضاد میان ارزش آثار و شرایط نگهداری را به نمایش میگذارد. جایی که گرد و غبار، جایگزین آرامش پژوهشی شدهاند و محدودیتهای شدید اعتباری، رویاهای تبدیل این مرکز به یک قطب فرهنگ و هنر را به تعویق انداخته است.
کتابخانه تخصصی میراث فرهنگی با چشماندازی بلندپروازانه تأسیس شد تا به پناهگاهی برای دانشجویان تشنه علم، پژوهشگرانی که در پی تدوین پروپوزالهای نوآورانه هستند و کارکنانی که برای ارتقای کیفیت خدمات خود به منابع تخصصی نیاز دارند، تبدیل شود. تمرکز این مرکز بر حوزههای حیاتی همچون باستانشناسی، مرمت، مردمشناسی، معماری، ادبیات، هنر، جامعهشناسی و تاریخ، پتانسیل آن را داشت تا به مرجعی بیبدیل در سطح منطقه تبدیل شود اما حقیقت امروز، با این آرمانها فاصله زیادی دارد.
کتابخانهای بی کتابدار در دل موزه
این کتابخانه در ساختمان موزه باستانشناسی، در مرکز شهرکرد و در خیابان ولیعصر (ضلع غربی و در نزدیکی اتاق مدیریت) قرار گرفته است؛ اتاقی مستطیلشکل با چهار پنجره که برای ورود نور و تهویه طراحی شدهاند. در میانه فضا چند قفسه جای گرفته و در انتهای آن دو میز مطالعه برپاست تا مراجعهکنندگان بتوانند از فضای مطالعه بهره ببرند. این کتابخانه، همچنان به روال گذشته، منابع تخصصی مورد نیاز علاقهمندان را در سه حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در اختیار آنان قرار میدهد.
اما همین چهار پنجره بزرگ، خود روایت تلختری را آشکار میکند؛ پنجرههایی که میبایست نور کافی و تهویه مناسب را تأمین کنند، به دلیل نبود پرده، حفاظ و استانداردهای لازم، به جای حل مشکل، خود به یکی از عوامل ورود گرد و غبار و نور نامناسبِ آسیبرسان به کاغذ تبدیل شدهاند.
دردآورتر از همه، آن است که این مرکز متولی ثابت و کتابدار متخصص یا نیروی با تجربهای در امر کتابداری ندارد؛ هرچند ساعتِ خدمات آن بهصورت رسمی از ۹ صبح تا ۵ عصر اعلام شده است، در عمل این ساعت هیچگاه بهطور کامل محقق نمیشود. نگهبانِ موزه، تنها زمانی که مراجعهکنندهای برای گرفتن کتاب مراجعه کند، درِ کتابخانه را باز میکند، کتاب مورد نظر را به او تحویل میدهد و سپس در را میبندد. به بیان دیگر، ساعت رسمی و ساعت واقعی این کتابخانه با هم فاصلهای آشکار دارند: آنچه بر روی کاغذ «۹ تا ۵» است، در واقعیت به بازوبستهشدنهای لحظهای وابسته به حضور یا عدم حضور یک نفر گره خورده است.
کافی است همان یک نفر جابهجا شود یا در مرخصی باشد، تا این مرکز چند روز به حال خود رها شود؛ دقیقاً همان اتفاقی که در روزهای اخیر رخ داد و به دلیل جابهجایی نیرو، درِ کتابخانه حتی به روی ما، باز نشد.

جنگ با غبار و رطوبت؛ محیطی دور از استانداردهای حفاظتی
در گفتوگو با حیدر صادقی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چهارمحال و بختیاری، ابعادی از وضعیت نامناسب این کتابخانه فاش شد که هر بینندهای را به فکر فرو میبرد. این کتابخانه که حاوی سه هزار نسخه منابع مرجع تخصصی است و در دل موزه باستانشناسی قرار دارد و ساعتِ خدمات آن بهصورت رسمی از ۹ صبح تا ۵ عصر اعلام شده است، در عمل با بحرانی جدی در زیرساختهای محیطی و انسانی دست و پنجه نرم میکند. نبود نور استاندارد و کنترلشده، رطوبت نفوذکننده و از همه بدتر، عدم استاندارد بودن درب و پنجرهها، باعث شده تا غبار به راحتی به دنیای کاغذها و کتابها رخنه کند.
مدیرکل میراث فرهنگی در این باره بیان کرد: محیط فعلی، نه تنها برای حضور مخاطبان نامناسب است، بلکه از نظر استانداردهای حفاظتی، محیطی نابهینه برای نگهداری از منابع مرجع تخصصی و قرآنهای قدیمی است. در واقع، کتابها در محیطی قرار دارند که هر لحظه در معرض آسیبهای محیطی است و این موضوع، زنگ خطری را برای حفظ سرمایههای فرهنگی استان، به صدا درآورده است.
تضاد میان نیازهای مدرن و ابزارهای سنتی
در عصر دیجیتالی شدن، جایی که دسترسی به منابع باید در کسری از ثانیه اتفاق بیفتد، کتابخانه تخصصی میراث همچنان با ابزارهای ابتدایی اداره میشود. در حال حاضر، تمام بار خدمات این مرکز، بهصورت پراکنده و غیررسمی، بر دوش افرادی است که در میان انبوه کتابها تلاش میکنند پاسخگوی مراجعان باشند و آمارهای سادهای را ثبت کنند. نبود سیستمهای کامپیوتری پیشرفته، فقدان یک نرمافزار جامع برای ثبت آرشیو و نبود قفسههای بهروز، این مرکز را در سالها پیش متوقف کرده است.

دیوار بلند «کمبود اعتبارات»؛ مانعی در مسیر پیشرفت
اما پرسش اصلی اینجاست: چرا مرکزی با این اهمیت، در چنین وضعیتی به سر میبرد؟ پاسخ مدیرکل میراث فرهنگی به یک حقیقت تلخ اشاره دارد: «محدودیت شدید اعتبارات».
به نظر میرسد بودجههای تخصیصیافته به میراث فرهنگی استان، در میان اولویتهای جاری و هزینههای جاری این دستگاه فرهنگی، جایی برای بهسازی زیرساختی کتابخانه پیدا نکرده است. این محدودیتهای مالی باعث شده تا هرگونه اقدام برای استانداردسازی فضا، تجهیز مرکز به سیستمهای مدرن، تأمین نیروی انسانی متخصص و بهروزرسانی منابع، تنها در حد برنامههای روی کاغذ باقی بماند.
این وضعیت منجر به یک چرخه معیوب شده است؛ کمبود بودجه، نبود فضای مناسب و بهروز نبودن منابع، کاهش مراجعه مخاطبان و دانشجویان و در نهایت، کاهش پویایی این کتابخانه.
مظلومیت یک کتابخانه؛ سکوتِ کتابها در غبار
شاید تلخترین بخش این ماجرا، گرد و غبار سنگینی نباشد که روی جلد کتابها مینشیند؛ بلکه تنهایی این کتابخانه است. کتابخانهای که باید قلب تپنده پژوهش در حوزه میراث فرهنگی استان باشد، امروز نه متولی ثابت دارد، نه ساعت یکنواخت و قابل اعتماد برای مراجعان و نه حتی کسی که درِ آن را به روی مشتاقان بگشاید. کتابهایی که هر یک حاصل سالها پژوهش و هزینهاند، در قفسههایی خاکگرفته، بیآنکه خوانده شوند، در انتظار کسی نشستهاند که روزی در را باز کند.
این مظلومیت، تنها مظلومیت یک اتاق و چند قفسه نیست؛ مظلومیت حافظهای است که قرار بود حفظ شود و امروز خود به فراموشی سپرده شده است. وقتی کتابخانهای تخصصی بیکتابدار و بیبودجه رها میشود، در واقع بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی استان است که در سایهٔ بیتوجهی، آرامآرام از میان میرود.
چشمانداز آینده؛ ضرورت حمایت برای تحول
در راستای تبدیل این کتابخانه به محیطی استاندارد و درخور نام «میراث فرهنگی»، رفع مشکلات زیرساختی آن نیازمند یک عزم جدی و پیوسته است. اختصاص نیروی متخصص و پاسخگو، تعیین ساعات خدمات شفاف، تأمین محل مناسب، استانداردسازی درب و پنجرهها و کنترل نور ورودی، تجهیز به سیستمهای کامپیوتری و بهروزرسانی منابع، ضرورتی غیرقابل انکار به نظر میرسد.
بهبود زیرساختهای محیطی، پیشنیاز اصلی برای جذب هرچه بیشتر پژوهشگران و ارتقای سطح کیفی خدمات در حوزه میراث فرهنگی استان است. پیشبینی میشود با تخصیص اعتبارات ویژه و حمایتهای مدیریتی، این کتابخانه به عنوان یک مرکز تخصصی و مدرن، جایگاه واقعی خود را در کالبد سازمان باز یابد و محیطی شایسته برای تولید علم فراهم گردد؛ و این بار، درِ آن نه فقط با کلید یک نگهبان، بلکه با ارادهای برای حمایت از فرهنگ، به روی پژوهشگران گشوده شود.
نظر شما