سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): وقتی بسیاری از مادران روزهای پس از زایمان را فرصتی برای استراحت، رسیدگی به نوزاد و بازیابی توان جسمی خود میدانند، نرگس اسدی، کتابدار کتابخانه فرزانگان روستای فرسش، تصمیم دیگری گرفته است؛ او نهتنها از مرخصی زایمان خود استفاده نکرده؛ بلکه با نوزادی چندماهه در آغوش، همچنان راه کتابخانه را در پیش میگیرد تا چراغ کتاب و کتابخوانی در روستا خاموش نشود؛ چراغی که روشن نگه داشتن آن حاصل سالها تلاش، دلسوزی و همراهی با کودکان و نوجوانان این منطقه است.
نرگس اسدی، از جمله افرادی است که کتابخانه را فراتر از یک محل برای امانت گرفتن کتاب میداند؛ برای او، کتابخانه بخشی از زندگی مردم روستاست، فضایی برای آشنایی کودکان با جهان کتاب، رشد فکری نسل آینده و برگزاری برنامههای فرهنگی که نبودن آن میتواند بخشی از این مسیر را متوقف کند.
او در روزهایی که بهتازگی مادر شده، همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و معتقد است تعطیل شدن کتابخانه، بهویژه در یک منطقه روستایی و محروم، میتواند تلاشهای چندینساله را تحت تأثیر قرار دهد و بازگرداندن آن به شرایط پیشین، به معنای آغاز دوباره مسیری دشوار باشد.

اسدی در توضیح پیشینه فعالیت کتابخانه فرزانگان گفت: کتابخانه از سال ۱۳۹۸ فعالیت خود را آغاز کرد. این روستا توانست بهعنوان روستای دوستدار کتاب شناخته شود و به همین دلیل، با کمک خیرین و همراهی آنان، این کتابخانه راهاندازی شد. پس از سال ۱۳۹۸ نیز کتابخانه زیرمجموعه نهاد کتابخانههای عمومی کشور قرار گرفت و فعالیت خود را ادامه داد.
اسدی که هنوز بهصورت رسمی استخدام نشده و به شکل ساعتی در کتابخانه فعالیت میکند، از سال آغاز فعالیت این مجموعه تاکنون به کار خود ادامه داده است. او در هفته چهار تا پنج روز در کتابخانه حضور دارد و با وجود شرایط متفاوت کاری و خانوادگی، تلاش کرده است برنامههای کتابخانه بدون وقفه و به صورت متنوع ادامه پیدا کند.
کتابخانه فرزانگان در حال حاضر حدود ۲۴۰ تا ۲۵۰ عضو فعال در روستا دارد که بیشتر آنان را کودکان، نوجوانان و بانوان تشکیل میدهند و حدود ۵ هزار نسخه کتاب دارد. در این مجموعه، برنامههای مختلف فرهنگی و آموزشی برگزار میشود؛ از قصهگویی و بلندخوانی کتاب گرفته تا جلسات کتابخوانی در مدارس و کتابخانه، کلاسهای آموزشی شاهنامهخوانی و فعالیتهای انجمن شاهنامهخوانی.
این کتابدار معتقد است کودکان و نوجوانان روستا بیش از آنچه تصور میشود، به کتابهای غیردرسی و برنامههای فرهنگی نیاز دارند؛ نیازی که بخشی از انگیزه او برای ادامه فعالیت در شرایط دشوار زندگی شخصی و کاری است.

مادری در کنار کتاب؛ از گهواره تا جهان خواندن
برای نرگس اسدی، مادر شدن نه به معنای فاصله گرفتن از کتابخانه؛ بلکه فرصتی برای نشان دادن اهمیت کتابخوانی از نخستین ماههای زندگی نوزاد است. او اکنون با نوزادی حدود سه ماهه به محل کار میرود و در کنار مسئولیتهای کتابداری، تلاش میکند فرزندش را نیز از همان آغاز زندگی با کتاب آشنا کند.
اسدی با اشاره به اینکه پسر بزرگترش به مدرسه میرود، گفت: اکنون نوزادش را نیز به کتابخانه میآورد و برای او کتاب میخواند. شاید این کار برای برخی افراد تعجبآور باشد، اما از نگاه او، آشنایی با کتاب باید از همان سالهای نخست زندگی آغاز شود.
وی در توضیح تأثیر این تجربه بر کودکان مراجعهکننده به کتابخانه نیز گفت: بچهها وقتی میبینند با وجود داشتن نوزاد همچنان به کتابخانه میآیم، تعجب میکنند و میپرسند چرا به مرخصی نرفتهام و چطور نوزادم را به این محیط شلوغ میآورم؟ من هم برایشان توضیح میدهم که کتابخوانی چقدر اهمیت دارد و چقدر دوست دارم بچههایم از همان ابتدا با کتاب و کتابخوانی رشد کنند.
به باور این کتابدار الیگودرزی، حضور او با نوزاد در محیط کتابخانه میتواند برای کودکان و نوجوانان نیز پیام روشنی داشته باشد؛ اینکه کتابخوانی فعالیتی مقطعی نیست و علاقه به مطالعه را میتوان از نخستین سالهای زندگی در وجود کودکان پرورش داد.
اسدی که فرزندش را در همین ماههای نخست زندگی با کتاب آشنا میکند، گفت: علاقهاش به کتابخوانی و اهمیت دادن به این موضوع باعث شده است حتی در شرایطی که بسیاری از افراد ترجیح میدهند از مرخصی زایمان استفاده کنند، به فعالیت خود ادامه دهد.
وی البته تأکید کرد که تصمیمش بیش از هر چیز به شرایط کتابخانه و نگرانیاش از تعطیل شدن آن بازمیگردد؛ نگرانیای که ریشه در سالها تلاش برای ایجاد و حفظ این مجموعه دارد.
کتابخانهای که با تلاش و دلسوزی ساخته شد
کتابخانه فرزانگان برای اسدی تنها محل کار نیست؛ او در شکلگیری و توسعه این مجموعه نقش داشته و از روزهای نخست، برای به ثمر رسیدن آن تلاش کرده است. همین پیشینه سبب شده است که اکنون نیز نتواند بهسادگی از فعالیت در آن فاصله بگیرد.
وی در اینباره گفت: ما از همان ابتدا برای راهاندازی این کتابخانه تلاش کردیم و ساختمان آن را با زحمات بسیار برای بچههای روستا آماده کردیم به امید اینکه بتوانند از امکانات کتابخوانی و برنامههای فرهنگی بهرهمند شوند، این مسیر را ادامه دادیم. به همین دلیل، اصلاً دوست ندارم کتابخانه تعطیل شود و مجبور شویم همه کارها را از صفر شروع کنیم.
به گفته اسدی، تعطیل شدن کتابخانه ممکن است این تصور را در میان اعضا و کودکان روستا ایجاد کند که فعالیت آن برای همیشه متوقف شده است؛ اتفاقی که میتواند بر ارتباط آنان با کتاب و برنامههای فرهنگی تأثیر بگذارد.
وی ادامه داد: دوست ندارم بچهها فکر کنند کتابخانه تعطیل شده است. این همه تلاش کردهایم تا کتابخانه به این مرحله برسد و بچهها بتوانند از آن استفاده کنند. دلم نمیخواهد این فعالیتها کنار گذاشته شود و دوباره برای راهاندازی و رونق گرفتن کتابخانه از نقطه صفر شروع کنیم.
این نگرانی برای او زمانی جدیتر میشود که به ماهیت کتابخانههای روستایی فکر میکند؛ مجموعههایی که گاه برای حفظ ارتباط با اعضا و تداوم برنامههای فرهنگی، به تلاش مستمر و حضور فعال کتابدار نیاز دارند.
اسدی معتقد است در چنین شرایطی، حتی یک وقفه در فعالیت کتابخانه میتواند به ارتباطی که طی سالها میان کتابدار، کودکان و نوجوانان شکل گرفته است، آسیب بزند. شرایطی که حتی در زمان جنگ ۴۰ روزه نیز تعطیل نشد.

از کتابخانه سیار تا شکلگیری یک پایگاه فرهنگی در روستا
فعالیت اسدی و همراهی خانوادهاش با کتابخوانی، به روزهای راهاندازی کتابخانه فرزانگان محدود نمیشود. او از دورهای یاد میکند که در روستای آنان هنوز کتابخانه ثابتی وجود نداشت و فعالیتها با استفاده از کتابخانه سیار انجام میشد.
به گفته وی، در آن دوران، او و همسرش کتابها را به روستاهای اطراف میبردند تا کودکان بتوانند به کتاب دسترسی داشته باشند و با دنیای مطالعه آشنا شوند.
اسدی ادامه داد: آن زمان کتابخانه نداشتیم و فعالیت ما به شکل کتابخانه سیار بود. من و همسرم کتابها را به روستاهای اطراف برای بچهها میبردیم تا بتوانند از کتابها استفاده کنند. بعد از آن، روستای ما بهعنوان روستای دوستدار کتاب مطرح شد و شرایط برای راهاندازی کتابخانه فراهم شد.
اسدی با یادآوری تلاشهایی که برای شکلگیری این فعالیت فرهنگی انجام شده است، تأکید کرد که به ثمر رسیدن کتابخانه حاصل همراهی و فداکاری افراد مختلف بوده است.
وی گفت: ما آنقدر برای به ثمر رسیدن کتابخانه زحمت کشیدیم که حالا دوست ندارم تعطیل شود. شاید حقوقی که میگیرم کم باشد، شاید از بعضی جهات شرایط سختی داشته باشم و حتی گاهی فکر کنم شاید در حق بچههایم کوتاهی شود؛ اما نمیتوانم بهراحتی کتابخانه را کنار بگذارم. واقعاً دوست ندارم این مجموعه تعطیل شود.
این سخنان، تصویری از دشواری انتخاب میان مسئولیتهای خانوادگی و تعهد حرفهای ارائه میدهد؛ انتخابی که برای اسدی، نه از سر بیاهمیت دانستن نیازهای شخصی؛ بلکه از نگرانی نسبت به آینده فعالیت فرهنگی در روستا شکل گرفته است.
فرسش روستایی که به کتابهای غیردرسی نیاز دارد
اسدی در توضیح ریشه علاقهاش به ترویج کتابخوانی، به شرایط منطقهای اشاره میکند که در آن زندگی و کار میکند. به گفته او، در مناطق محروم، خانوادهها گاهی تنها امکان تهیه کتابهای درسی فرزندانشان را دارند و دسترسی کودکان به کتابهای غیردرسی و برنامههای فرهنگی محدود است.
وی با یادآوری دوران کودکی خود گفت: ما هم از بچگی همین شرایط را داشتیم و بیشتر کتابهایی که در اختیارمان بود، کتابهای درسی بود. به همین دلیل فکر کردم بچههای روستا واقعاً به کتابهای غیردرسی و برنامههای فرهنگی نیاز دارند و باید فرصتی برای آشنایی آنان با کتابها و برنامههای متنوع فرهنگی فراهم شود.
این کتابدار معتقد است کتابخانه روستایی میتواند بخشی از این کمبود را جبران کند؛ فضایی که در آن کودکان و نوجوانان علاوه بر کتابهای درسی، با ادبیات، قصه، شعر، شاهنامه و دیگر زمینههای فرهنگی آشنا میشوند.
اسدی ادامه داد: همین نیاز باعث شد به این فکر کنم که شاید بهتر باشد حتی در دوران مرخصی زایمان هم به فعالیت خود ادامه بدهم و کاری کنم که بچهها بتوانند از کتابخانه و برنامههای فرهنگی آن استفاده کنند. نمیدانم این کار را باید چه نامید، اما برایم مهم است که این فرصت برای کودکان روستا از بین نرود.
از نگاه اسدی، کتابخوانی تنها به یادگیری مطالب کتاب محدود نمیشود، بلکه فرصتی برای پرورش تخیل، آشنایی با فرهنگ و ادبیات و ایجاد زمینه رشد فکری کودکان است؛ موضوعی که در مناطق کمبرخوردار میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.

«کتابخوانی تعطیل نیست»؛ عنوانی برای روزهای مادری و کتابداری
وقتی از اسدی پرسیدم «اگر بخواهد دوران کنونی زندگی خود، یعنی مادر شدن و ادامه فعالیت در کتابخانه را در قالب عنوان یک کتاب یا عبارت ادبی توصیف کند، چه نامی را انتخاب میکند»، پاسخی ساده اما معنادار داد: «کتابخوانی تعطیل نیست»
وی در کنار این عبارت، به شعری اشاره میکند که همراهی انسان با کتاب را از آغاز زندگی تا پایان را نشان میدهد: «ز گهواره تا گور دانش بجوی»؛ عبارتی که در جریان گفتوگو مطرح میشود و یادآور اهمیت آشنایی با کتاب از نخستین سالهای زندگی است.
اسدی همچنین کتاب را نخستین لالایی خرد و مادری را نخستین درس عشق میداند.
برای اسدی، این عنوان میتواند خلاصهای از تصمیمی باشد که در ماههای اخیر گرفته است؛ تصمیمی که در آن، مادر شدن و کتابداری در برابر یکدیگر قرار نگرفتهاند و او تلاش میکند میان این دو مسئولیت پیوند برقرار کند.
وی اکنون در کنار مراقبت از نوزاد خود، برای کودکان و نوجوانان روستا نیز فعالیت میکند و امیدوار است فرزندانش از همان سالهای نخست زندگی با کتاب مأنوس شوند.
این کتابدار که در حال حاضر برای نوزادش نیز کتاب میخواند، معتقد است علاقه به مطالعه باید از کودکی شکل بگیرد و خانواده و محیط زندگی میتوانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند.
در نگاه اسدی، کتابخانه تنها مکانی برای مطالعه نیست؛ بلکه محیطی است که میتواند الگوی رفتاری بزرگترها را به کودکان منتقل کند؛ الگویی که در آن، کتابخوانی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود.
تداوم فعالیت در روزهای حساس زندگی
دوران بارداری و پس از زایمان از جمله دورههایی است که بسیاری از زنان برای استراحت و رسیدگی به شرایط جسمی و خانوادگی خود از مرخصی استفاده میکنند. با این حال، اسدی در دوران بارداری نیز به فعالیت در کتابخانه ادامه داده و پس از تولد فرزندش هم به محل کار بازگشته است.
وی میگوید در آن دوره، با وجود شرایط خاص بارداری، همچنان در کتابخانه حضور داشته و حتی در شرایطی که امکان استفاده از مرخصی یا دورکاری وجود داشته، ترجیح داده است کار خود را ادامه دهد.
او با اشاره به فرزند بزرگترش که به مدرسه میرود و نوزاد چندماههاش، از دشواریهای این شرایط آگاه است، اما همچنان تداوم فعالیت کتابخانه را یکی از انگیزههای اصلی خود میداند.
نگرانی از شرایط حقوقی و تفاوت میان کتابداران
در کنار علاقه و تعهدی که اسدی به فعالیت فرهنگی در روستا دارد، شرایط کاری و میزان دریافتی او نیز از جمله دغدغههایی است که در گفتوگو مطرح میکند.
او توضیح داد که بهصورت ساعتی در کتابخانه فعالیت میکند و هنوز استخدام رسمی نشده است. به گفته وی، هر روز از ساعت هشت صبح تا حدود 13 در محل کار حضور دارد و در ماه، حدود ۱۰ روز کاری برای او در محاسبات مربوط به بیمه ثبت میشود.
اسدی با اشاره به تفاوت دریافتی خود با برخی همکارانش نیز گفت: من هر روز از ساعت هشت صبح تا یک بعدازظهر سر کار میروم، اما برای من حدود ۱۰ روز در ماه بیمه رد میشود البته این موضوع را با مسئولان نهاد کتابخانههای عمومی کشور مطرح هم کردم، اما تاکنون پاسخ قانعکنندهای دریافت نکردهام.
به گفته اسدی، پاسخ مسئولان این بوده که چون او نیروی ساعتی است و بهصورت تماموقت فعالیت نمیکند، شرایط حقوقیاش با همکاران تماموقت متفاوت است؛ موضوعی که همچنان برای او محل پرسش است.
او با اشاره به تغییر ساعات کاری در مقایسه با گذشته نیز گفت: قبلاً همکارانم از ساعت هفتونیم صبح تا دوونیم بعدازظهر کار میکردند و من از ساعت هشت صبح تا یک بعدازظهر در کتابخانه بودم. آن زمان این شرایط برایم قابل قبول بود، اما اکنون ساعات کاری تغییر کرده است و با وجود تفاوت در نوع همکاری، همچنان احساس میکنم درباره حقوق و شرایط کاری باید توضیح روشنتری ارائه شود.
این کتابدار امیدوار است مسئولان مربوطه به شرایط نیروهای ساعتی کتابخانهها، بهویژه افرادی که در مناطق روستایی فعالیت میکنند، توجه بیشتری داشته باشند و برای رفع مشکلات آنان اقدام کنند.
طرح این دغدغه در کنار روایت فداکاریهای او نشان میدهد که علاقه به کتاب و مسئولیتپذیری فرهنگی، لزوماً به معنای بینیازی از حمایتهای شغلی و معیشتی نیست. اسدی با وجود نارضایتی از برخی شرایط کاری، همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و امیدوار است هم مشکلات او برطرف شود و هم کتابخانه بتواند به مسیر خود ادامه دهد.
کتابخانهای برای کودکان، نوجوانان و آینده روستا
کتابخانه فرزانگان روستای فرسش امروز با حدود ۲۴۰ تا ۲۵۰ عضو فعال، فضایی برای حضور کودکان، نوجوانان و بانوان روستاست؛ مجموعهای که در آن برنامههای مختلف فرهنگی و آموزشی برگزار میشود و کتابخوانی در کنار فعالیتهای جمعی، قصهگویی، بلندخوانی و شاهنامهخوانی دنبال میشود.
اسدی گفت: بخش مهمی از اعضای کتابخانه را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند و کتابخانه تلاش میکند متناسب با نیاز آنان برنامههای متنوعی ارائه دهد. در کنار کتابهای موجود، کتابهای درسی نیز در مجموعه وجود دارد و تلاش میشود امکان دسترسی اعضا به منابع مورد نیازشان فراهم شود.
به باور این کتابدار، کودکان روستا نیز مانند کودکان شهرها به فرصتهای برابر برای آشنایی با کتاب و بهرهمندی از فعالیتهای فرهنگی نیاز دارند؛ فرصتی که میتواند زمینهساز رشد فکری و افزایش علاقه آنان به مطالعه باشد.
وی امیدوار است کتابخانه همچنان فعال بماند و کودکان و نوجوانان بتوانند در سالهای آینده نیز از امکانات آن بهرهمند شوند.
چرا از مرخصی زایمانت استفاده نکردی مادر؟
شاید روزی فرزند کوچک نرگس اسدی بزرگ شود و از مادرش بپرسد چرا در روزهای بارداری و پس از تولد او، دست از کتاب و کتابخانه نکشیده است؛ چرا بهجای فاصله گرفتن از کار، نوزادش را همراه خود به کتابخانه برده و همچنان برای روشن نگه داشتن چراغ آن تلاش کرده است.
اسدی در پاسخ به این پرسش احتمالی نیز گفت که هنوز نمیداند در آن روز چه پاسخی خواهد داد، اما بعید است این را بپرسد، ولی اکنون که فرزندش تنها سه ماه دارد، برای او کتاب میخواند و امیدوار است علاقه به کتاب از همان آغاز زندگی در وجودش شکل بگیرد.
وی ادامه داد: شاید برای بعضیها این کار تعجبآور باشد، اما من فکر میکنم بچهام هم به کتاب علاقهمند شود. خودم دوست دارم از همان ابتدا با کتاب آشنا باشد و کتابخوانی در زندگیاش جایگاه داشته باشد.
چراغی که نباید خاموش شود
روایت نرگس اسدی، روایت کتابداری است که در کنار مسئولیت مادری، همچنان به آینده فرهنگی روستای خود فکر میکند. او از یک سو با نیازهای نوزاد چندماهه و فرزند بزرگترش روبهروست و از سوی دیگر، نگران کتابخانهای است که برای شکلگیری آن سالها تلاش کرده است.
او میداند که ادامه کار در چنین شرایطی آسان نیست و مسائل مربوط به حقوق و وضعیت استخدامی نیز بر دشواریهایش افزوده است؛ با این حال، تعطیل شدن کتابخانه را راهحل مناسبی نمیداند و امیدوار است با حمایت مسئولان و برطرف شدن مشکلات، این مجموعه همچنان به فعالیت خود ادامه دهد.
اسدی از مسئولان مربوطه انتظار دارد به مسائل نیروهای ساعتی و شرایط کاری آنان توجه کنند و برای رفع مشکلات موجود چارهای بیندیشند؛ چراکه تداوم فعالیت کتابخانههای روستایی، افزون بر تلاش کتابداران، به حمایت و پشتیبانی نهادهای مسئول نیز نیاز دارد.
برای او، کتابخانه فرزانگان فقط یک محل کار نیست؛ حاصل سالها تلاش و همراهی با کودکانی است که برای نخستین بار با قصهها، کتابها و دنیای گستردهتر دانایی آشنا میشوند.
شاید به همین دلیل است که با وجود همه دشواریها، هنوز هر روز راه کتابخانه را در پیش میگیرد؛ گاهی با نوزادی در آغوش و گاهی با نگرانی از آینده شغلی، اما با همان امیدی که از روزهای نخست راهاندازی کتابخانه همراهش بوده است.
اسدی نمیخواهد کودکان روستا تصور کنند کتابخانه تعطیل شده و دیگر جایی برای خواندن، شنیدن قصه و آموختن وجود ندارد.
عنوانی که خودش برای این روزهای زندگی انتخاب کرده، شاید گویاترین توصیف برای این مسیر باشد: «کتابخوانی تعطیل نیست.»
عنوانی ساده که در دل خود، داستان مادری را دارد که میکوشد میان گهواره فرزندش و قفسههای کتابخانه، پلی از کتاب و دانایی بسازد؛ مادری که باور دارد چراغ کتابخوانی باید روشن بماند، حتی اگر روشن نگه داشتن آن، به اندازه یک عمر تلاش، صبر و دلسوزی بخواهد.
نظر شما