سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): در جغرافیای نشر ایران، «شهرستان» اغلب به عنوان حاشیه شناخته میشود، اما برخی کنشگران با عبور از این پیشفرض، جغرافیا را نه یک بنبست که فرصتی برای خلق کردن دیدهاند. «نشر شطرنج» در میاندوآب، بازتابی از همین رویکرد است؛ مجموعهای که از سال ۱۳۹۲ با تکیه بر میراث کهن کتابفروشی پیام، از یک انتشارات ساده به یک جایگاه فرهنگی تبدل شده است. این نشر با تکیه بر پیشینه خانوادگی در کتابفروشی و گسترش فعالیتهای فرهنگی، تلاش کرده محدودیتهای نشر شهرستان به فرصتی برای خلق تجربههای تازه تبدیل کند.
در این گفتوگو، با فاطمه عبادالهوند، مدیری همراه میشویم که نشر را «هوای تنفسی» میداند و از دغدغههایش برای برچیدن نگاههای جنسیتی، احیای زبان آذری و اصلاح نگاه مرکزمحور در صنعت نشر ایران میگوید. روایتی از جایی که کتاب فقط چاپ نمیشود، بلکه فرهنگ بازتولید میشود.
نشر شطرنج از سال ۱۳۹۲ فعالیت خود را آغاز کرده و امروز قدیمیترین نشر فعال شهرستان میاندوآب است. چطور فعالیت خود را آغاز کردید؟
من از کودکی در خانهای بزرگ شدم که کتاب نه یک کالا، بلکه یک هویت و هوای تنفسی بود. پدرم بنیانگذار کتابفروشی پیام در میاندوآب است؛ یکی از کهنترین کتابفروشیهای ایران. «کتاب پیام» در سال ۱۳۹۸ از سوی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از هفت کتابفروش کهن و برتر کشور را تجلیل شد.
این پیشینه برای من صرفاً یک افتخار خانوادگی نبود؛ نوعی تعهد تاریخی بود. وقتی نشر شطرنج را در سال ۹۲ بنیان گذاشتیم، میدانستم که در امتداد یک ریشه عمیق فرهنگی حرکت میکنم و امتداد دهنده یک مسیرم نه آغازگر آن، شطرنج با همین پشتوانه متولد شد و تا امروز کوشیده است که چراغ فرهنگ در شهرستان خاموش نماند و هویت فرهنگی شهرستان تقویت شود. من و خانوادهام خود را میراثدار کتاب در شهرستان میدانیم و برای کتاب هر کاری از دستمان برآید بیاغراق انجام میدهیم.
شما علاوه بر مدیریت نشر، یک زن نویسنده و فعال فرهنگی هستید. این هویت چگونه در کار نشر بازتاب پیدا کرده است؟
من در اصل با هرگونه تفکیک جنسیتی مخالفم؛ چه در ادبیات، چه در نشر، چه در عرصههای اجتماعی. باور دارم انسان، پیش از هر عنوان دیگری، «انسان» است و استعداد و خلاقیت او نباید در چارچوبهای جنسیتی محصور شود. اما واقعیت جامعه ما چیز دیگری است. ما در جهان و جامعهای زندگی میکنیم که نابرابری میان زن و مرد، نه یک توهّم، بلکه یک تجربه روزمره است؛ تجربهای که در ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و حتی زبانی رسوب کرده است. به همین دلیل، هرچند ترجیح شخصیام این نیست که مدام «زنان، زنان» بگویم، اما برای رسیدن به برابری، ناچاریم از همین مسیر عبور کنیم. گاهی برای رسیدن به افق بیتفکیکی، باید از دل همین تفکیک سخن گفت؛ نه برای تثبیت آن، بلکه برای برچیدن آن. در نشر شطرنج، نگاه من به زنان یک نگاه امتیازدهی یا سهمیهبندی نیست؛ بلکه تلاشی است برای باز کردن فضایی که سالها از آنان دریغ شده است.

زنان نویسنده، پژوهشگر، هنرمند و کنشگر در شهرستانها اغلب با موانعی روبهرو هستند که همتایان مردشان کمتر تجربه میکنند. پس اگر از زنان سخن میگویم، از سرِ ضرورت است، نه از سرِ تمایزسازی. هدف من این است که روزی برسد که دیگر نیازی به این تأکیدها نباشد؛ روزی که زن بودن نه مانع باشد، نه امتیاز؛ فقط یک بُعد طبیعی از هویت انسانی.
با مسائل و مشکلاتی که امروز گریبانگیر حوزه نشر است، شما چگونه در یک شهرستان این مسیر را ادامه دادید؟
نشر در ایران، بهویژه در شهرستانها، نوعی زیست مقاومتی است. اما من همیشه باور داشتهام که مرکزیت، یک جغرافیاست نه یک سرنوشت. در شطرنج یاد گرفتیم که امکانات را خلق کنیم، نه اینکه در انتظارشان بمانیم. از شبکهسازی با نویسندگان بومی تا همکاری با دانشگاهها، از پیوند با هنرمندان تا استفاده از ظرفیت رسانههای محلی. در واقع، ما در شطرنج تلاش کردیم که حاشیه را به کانون تبدیل کنیم.
نشر شطرنج فقط یک نشر نیست؛ فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و رسانهای نیز دارد. این چندوجهی بودن از کجا نشأت میگیرد؟
نشر را یک نهاد فرهنگی میدانم، نه یک کارگاه چاپ. به همین دلیل شطرنج از همان ابتدا وارد فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی شد. همکاری نزدیک ما با مؤسسه فرهنگی هنری «آوای هنرهای زیبا» و نشریه «طرز» باعث شد بتوانیم پروژههای فرهنگی مؤثری در شهرستان اجرا کنیم؛ از نشستهای کتابخوانی تا گارگاههای هنری، از فعالیتهای اجتماعی تا تولید محتواهای رسانهای. شطرنج امروز یک پلتفرم فرهنگی است؛ نه صرفاً یک ناشر.
حوزههای نشر شما بسیار متنوع است. این تنوع بر چه مبنایی شکل گرفت؟
جامعه امروز نیازمند گفتوگو و تعامل در حوزههای گوناگون است. به همین دلیل شطرنج در حوزههای مختلف از جمله مطالعات زنان و خانواده، کتابهای تخصصی و دانشگاهی، ادبیات داستانی و غیرداستانی، کودک و نوجوان، پژوهشهای اجتماعی و فرهنگی، بومینگاری و تاریخ محلی و توجه ویژه به ادبیات و زبان آذری فعالیت کرده است. این تنوع به ما اجازه داده با طیف گستردهای از مخاطبان ارتباط برقرار کنیم.
یکی از نقدهایی که به فضای نشر شهرستان وارد میشود، کمبود آثار به زبان آذری و ضعف نثر این زبان است. نظر شما چیست؟
این نقد کاملاً وارد است و ۱۰۰ درصد با آن موافقم، ما در منطقهای زندگی میکنیم که زبان مادریاش آذری است، اما سهم این زبان در تولید کتاب بسیار ناچیز است. کمبود نثر آذری معیار، نبود نویسندگان آموزشدیده در این حوزه و فقدان حمایت ساختاری از تولید ادبیات آذری، همه از چالشهای جدیاند.
در شطرنج تلاش کردهایم این خلأ را پر کنیم؛ از چاپ آثار به زبان آذری گرفته تا حمایت از نویسندگان جوانی که میخواهند در این حوزه قلم بزنند. زبان مادری، بخشی از هویت فرهنگی ماست و باید پاس داشته شود.
شما در شهرستان نقش فعالی در توسعه فرهنگ کتابخوانی داشتهاید. این نقش را چگونه تعریف میکنید؟
میاندوآب شهری است با ظرفیت فرهنگی بالا اما با زیرساختهای محدود. ما در شطرنج کوشیدهایم این محدودیت را با فعالیتهای فرهنگی جبران کنیم مثل نشستهای کتابخوانی، همکاری با مدارس، حمایت از نویسندگان جوان و تولید محتواهای رسانهای درباره کتاب. من باور دارم که توسعه فرهنگی از سطح شهر آغاز میشود، نه از ساختمانهای بلند پایتخت.
آینده نشر شطرنج را چگونه میبینید؟
ما در آستانه ورود به مرحلهای تازه از جمله توسعه نشر دیجیتال، همکاری با نویسندگان ملی، گسترش فعالیتهای فرهنگی، توجه جدیتر به ادبیات آذری و تولید مجموعههای تخصصی جدید هستیم.
فلسفه کاری نشر شطرنج را در یک جمله بیان کنید.
شطرنج جایی است که کتاب فقط چاپ نمیشود؛ فرهنگ بازتولید میشود و امید دارد شأن اندیشیدن انسان ارتقا یابد.
نظر شما