پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
درسی برای زندگی

به مناسبت سالروز شهادت امام هشتم شیعیان(ع)؛‌

درسی برای زندگی

زندگی امام رضا(ع)؛ درسنامه مبارزه، ولایت و تمدن‌سازی در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی

زندگی امام رضا (ع) الگویی کامل از ترکیب تقوا، علم، سیاست، مبارزه‌ی نرم، صبر، مدارا و بهره‌گیری هوشمندانه از فرصت‌ها در سخت‌ترین شرایط تاریخی است.برهمین اساس  رهبر معظم انقلاب فرمودند: «زندگی علی بن موسی الرضا برای ما درس است. از زندگی او باید درس بگیریم».

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- قاسم بابائی[۱]؛ زندگی ائمه اطهار علیهم‌السلام همواره بزرگ‌ترین درس‌نامه و عالی‌ترین دایرةالمعارف برای سبک زندگی دینی بوده است. در میان این خاندان نورانی، زندگی امام رضا علیه‌السلام از درخششی ویژه برخوردار است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این باره می‌فرمایند: «او امام ماست، زندگی او برای ما درس است، از زندگی او باید درس بگیریم؛ زندگی او برای ما یک پیامی دارد، آن پیام چیست؟ من آن پیام را در یک کلمه خلاصه می‌کنم. بدانید پیام زندگی پرماجرای علی بن موسی الرضا (ع) به ما عبارت است از مبارزه دائمی خستگی‌ناپذیر» [بیانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوی، ۳ آذر ۱۳۶۳] .

درسی برای زندگی
قاسم بابائی

بنیان‌های نظری در شناخت ائمه اطهار

برای شناخت صحیح هر یک از ائمه اطهار، باید آن‌ها را در بستر یک حرکت مستمر و ۲۵۰ ساله مشاهده کرد. رهبر انقلاب با نگاهی عمیق به این موضوع می‌فرمایند: «ائمه از لحظه وفات رسول الله تا سال دویست و شصت، درصدد بودند که حکومت الهی را در جامعه اسلامی به وجود بیاورند» [بیانات ۲۸ خرداد ۱۳۹۵]. این بزرگواران همچون یک انسان ۲۵۰ ساله هستند که با اهداف واحد و تاکتیک‌های مختلف، مسیر تعیین‌شده الهی را طی کرده‌اند. از همین زاویه است که می‌توان تفاوت ظاهری رفتارها را درک کرد؛ گاه جنگ و گاه صلح، گاه قیام و گاه سکوت، گاه سختی و گاه مدارا، همگی در راستای یک هدف بزرگ یعنی تشکیل حکومت الهی و استقرار ارزش‌های قرآنی در جامعه بوده است. بنابراین برای فهم درست زندگی امام رضا علیه‌السلام، نباید آن را بریده از زندگی پدر بزرگوارشان و دیگر ائمه بررسی کرد، بلکه باید در کل این حرکت طولانی به آن نگریست.

دوران امامت در سایه اختناق هارونی

امام رضا علیه‌السلام در یازدهم ذی‌قعده سال ۱۴۸ قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشود. مدت امامت حضرت بیست سال بود که ده سال آن با خلافت هارون‌الرشید، پنج سال با خلافت محمد امین و پنج سال نیز با خلافت عبدالله مأمون هم‌زمان بود. امام هفده سال در مدینه و سه سال در خراسان زندگی کرد و در پنجاه و پنج سالگی از دنیا رفت.

رهبر معظم انقلاب با اشاره به فضای اختناق دوران هارون می‌فرمایند: «آن وقتی که حضرت به امامت رسیدند، دوستان و نزدیکان و علاقه‌مندان حضرت می‌گفتند که: علیّ بن موسی در این فضا چه کار میتواند انجام بدهد - این فضای شدّت اختناقِ هارونی که در روایت دارد که میگفتند: وَ سَیفُ هارونَ تَقطُرُ دَما؛ خون میچکد از شمشیر هارون - این جوان در این شرایط، در ادامهی جهاد امامان شیعه و در مسئولیّت عظیمی که برعهدهاش است، میخواهد چه بکند؟ این اولِ امامت علیّبنموسیالرّضا (علیهالسّلام) است. بعد از این نوزده سال یا بیست سال که پایان دوران امامت و شهادت علیّ بن موسی الرّضا است، وقتی شما نگاه میکنید، میبینید که همان تفکّر ولایت اهلبیت و پیوستگی به خاندان پیغمبر آنچنان گسترشی در دنیای اسلام پیدا کرده که دستگاه ظالم و دیکتاتور بنیعبّاس از مواجههی با آن عاجز است؛ این را علیّ بن موسی الرّضا انجام داده» [بیانات در دیدار فرماندهان سپاه، ۲۶ شهریور ۱۳۹۲] .

در دوران استبداد هارون، امام از آزادی نسبی برای فعالیت‌های فرهنگی و علمی برخوردار بود، زیرا هارون به دلیل نگرانی از عواقب قتل امام موسی بن جعفر علیه‌السلام، جرئت تعرض به حضرت را پیدا نمی‌کرد. هرچند تلاش فراوانی برای کتمان این جنایت به عمل آورد، اما سرانجام جریان فاش شد و موجب نفرت و انزجار مردم گشت. امام در این دوران آزادانه به تبیین معارف ناب اهل‌بیت می‌پرداخت و مفاهیم عمیق ولایت را در میان مردم گسترش می‌داد.

دوران پرماجرای خلافت مأمون

با استقرار مأمون بر سریر خلافت، صفحه تازه‌ای در زندگی امام گشوده شد. مأمون که از اقتدار پدر و پیشینیان خود برخوردار نبود و جنگ‌های داخلی میان بنی‌عباس، سلطنت عباسی را در تهدید می‌دید، به خطر نهضت علویان با دیدی جدی‌تر نگریست. رهبر معظم انقلاب در تحلیل این دوره می‌فرمایند: «هنگامی که مأمون در سال صدونودوهشت از جنگ قدرت با امین فراغت یافت و خلافت بیمنازع را به چنگ آورد، یکی از اولین تدابیر او حل مشکل علویان و مبارزات تشیع بود» [پیام به کنگره علمی بین‌المللی امام علی بن موسی الرضا، ۱۸ مرداد ۱۳۶۳] .

مأمون از دعوت امام به خراسان و پیشنهاد ولایت‌عهدی، چند مقصود عمده را دنبال می‌کرد. اولین و مهم‌ترینِ آن‌ها، تبدیل مبارزات انقلابی شیعیان به فعالیت سیاسی آرام و بی‌خطر بود. شیعیان با اتکا به دو عامل نفوذ «مظلومیت» و «قداست»، اندیشه شیعی را به زوایای دل و ذهن مخاطبین خود می‌رساندند . مأمون می‌خواست یک‌باره آن خفا و استتار را از این جمع مبارز بگیرد و امام را از میدان مبارزه انقلابی به میدان سیاست بکشاند. دوم، تخطئه مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه‌بودن خلافت‌های اموی و عباسی و مشروعیت‌دادن به این خلافت‌ها. سوم، در کنترل گرفتن امام توسط دستگاه‌های حکومت. چهارم، ایجاد فاصله بین امام و مردم. پنجم، کسب وجهه و حیثیت معنوی برای مأمون. و ششم، تبدیل امام به توجیه‌گر دستگاه خلافت .

سیاست‌های هوشمندانه امام در برابر مأمون

اما امام هشتم با تدبیری الهی بر مأمون فائق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی‌ای که خود به وجود آورده بود، به‌طور کامل شکست داد. رهبر معظم انقلاب در پیام خود به کنگره علمی امام رضا (ع) به شش تدبیر اساسی امام در برابر مأمون اشاره می‌فرمایند :

نخست، هنگام دعوت از مدینه به خراسان، فضا را از کراهت و نارضایتی پر کرد و با وداع‌های پرمعنا با حرم پیغمبر و خانواده‌اش و طواف کعبه، بر همه ثابت کرد که این سفر، سفر مرگ اوست.

دوم، در مقابل پیشنهاد ولایت‌عهدی به‌شدت استنکاف کرد و تا وقتی مأمون صریحاً او را تهدید به قتل نکرد، آن را نپذیرفت. این مطلب همه‌جا پیچید که علی بن موسی الرضا خلافت و ولایت‌عهدی را که مأمون با اصرار پیشنهاد کرده بود، نپذیرفته است.

سوم، امام فقط بدین شرط ولایت‌عهدی را پذیرفت که در هیچ‌یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد. رهبر انقلاب در این باره می‌فرمایند: «روشن است که با تحقق این شرط، نقشه‌ی مأمون نقش برآب میشد و بیشترین هدفهای او نابرآورده میگشت» [پیام به کنگره علمی بین‌المللی امام رضا، ۱۸ مرداد ۱۳۶۳] .

چهارم، بهره‌برداری اصلی امام از این ماجرا بسی از این‌ها مهم‌تر است. رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «امام با قبول ولیعهدی، دست به حرکتی میزند که در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بینظیر بوده است و آن برملا کردن داعیهی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمانهاست» [همان] . میز خطابه عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن، سخنانی را که در طول صد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیه گفته نشده بود، به صدای بلند فریاد کرد.

پنجم، در حالی که مأمون امام را جدا از مردم می‌پسندید، امام در هر فرصتی خود را در معرض ارتباط با مردم قرار می‌داد. رهبر انقلاب در این باره می‌فرمایند: «امام در همان مسیر تعیین شده، از هر فرصتی برای ایجاد رابطهی جدیدی میان خود و مردم استفاده کرد. در اهواز آیات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دلهائی که با او نامهربان بودند قرار داد، در نیشابور حدیث سلسلهالذهب را برای همیشه به یادگار گذاشت» [پیام ۱۸ مرداد ۱۳۶۳] .

ششم، امام با حمایت از سرجنبانان تشیع، آنان را دلگرم ساخت و شورشگرانی که سال‌ها در کوه‌ها و آبادی‌های دور دست به سر می‌بردند، با حمایت امام مورد احترام کارگزاران حکومت قرار گرفتند.

امامت و ولایت از دیدگاه امام رضا علیه‌السلام

مسئله امامت و ولایت، در حقیقت امتداد خط همه رسالت‌های الهی در طول تاریخ است. امامت یعنی پیشوایی جسم و دل هردو؛ یعنی حاکمیت دین و دنیا در زندگی مردم. رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: «امامت یعنی اوج معنای مطلوب اداره جامعه در مقابل انواع و اقسام مدیریت‌های جامعه که از ضعف و شهوت و نخوت و فزون‌طلبی انسانی سرچشمه می‌گیرد» [بیانات در روز عید سعید غدیر خم در حرم امام رضا، ۱۲ اسفند ۱۳۸۰].

حدیث سلسلة‌الذهب که امام رضا علیه‌السلام در مسیر نیشابور بیان فرمودند، مهم‌ترین سند در تبیین پیوند توحید و ولایت است. بخش اول آن («لا اله الا الله حصن من حصنی») بیانگر آن است که حصار توحید، حصار حاکمیت خداوندی است و ورود به آن تنها به گفتن لفظی نیست، بلکه مستلزم پذیرش حاکمیت مطلق خداوند بر قلب و جان انسان است. بخش دوم («و انا من شروطها») نشان می‌دهد که قبول ولایت اهل‌بیت (ع) شرط اساسی ورود به این حصار امن الهی است و پذیرش ولایت ولی‌خدا به معنای پذیرش حاکمیت او بر جامعه اسلامی است [بیانات در دیدار اعضای ستاد نظارت بر انتخابات، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۱].

رهبر معظم انقلاب با استفاده از تمثیلی جامع، ولایت را به منزله روح در پیکر جامعه معرفی می‌کنند. جامعه‌ای که ولایت نداشته باشد، با وجود تمام استعدادها، راکد و مرده است و تمام سرمایه‌های انسانی در آن به هدر می‌رود. در مقابل، جامعه دارای ولایت، جامعه‌ای پویا، بالنده، عادل و متعالی است که در آن استعدادهای انسانی شکوفا و ارزش‌های الهی چون امر به معروف و نهی از منکر جاری می‌شود [طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص ۵۶۸].

مدیریت فرهنگی و تمدنی امام رضا علیه‌السلام

عصر عباسیان به ویژه در زمان هارون و مأمون، با فراوانی در ترجمه آثار علمی و گسترش دانش همراه بود. مأمون با گسترش دانش در آن عصر اهداف خاصی را دنبال می‌کرد که یکی از آن‌ها بازکردن دکانی در برابر مکتب علمی اهل‌بیت بود تا بدین‌وسیله از مشتریان آن مکتب و فروغ آن بکاهد. رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: «اگر مامون میتوانست آنچنان که برنامهریزی کرده بود کار را به انجام برساند، یقیناً به هدفی دست مییافت که از سال چهل هجری، یعنی از شهادت علی بن ابیطالب، هیچیک از خلفای اموی و عباسی با وجود تلاش خود نتوانسته بودند به آن دست یابند؛ یعنی میتوانست درخت تشیع را ریشهکن کند و جریان معارض را بهکلی نابود سازد» [پیام به کنگره علمی بین‌المللی امام رضا، ۱۸ مرداد ۱۳۶۳].

امام رضا علیه‌السلام با تشکیل جلسات مناظره و با تربیت شاگردان و با تبیین اسلام ناب، توانست به مقابله با انحرافات اقدام کند. رهبر معظم انقلاب در تحلیل این موفقیت می‌فرمایند: «مناظرات امام در مجمع علما و در محضر مأمون که در آن قویترین استدلالهای امامت را بیان فرموده است، نامه جوامعالشریعه که در آن همه رئوس مطالب عقیدتی و فقهی شیعی را برای فضلبنسهل نوشته است، حدیث معروف امامت که در مرو برای عبدالعزیزبنمسلم کرده است، قصائد فراوانی که در مدح آن حضرت به مناسبت ولایت عهدی سروده شده و برخی از آن مانند قصیده دعبل و ابونواس همیشه در شمار قصائد برجسته عربی به شمار رفته است، نمایشگر این موفقیت عظیم امام است» [همان] .

سفارش‌های تربیتی و اخلاقی امام رضا علیه‌السلام

امام رضا علیه‌السلام همواره بر گریه برای امام حسین علیه‌السلام تأکید داشتند. رهبر معظم انقلاب در تبیین این سفارش می‌فرمایند: «امام رضا (ع) به ریان بن شبیب دستور میدهد که مصیبتنامه اباعبدالله را در میان خودتان بخوانید. این کار برای این است که راه حسین بن علی و خون او علم و پرچم حرکت عظیم امت اسلام به سوی هدفهای اسلامی است. این پرچم باید سر پا بماند» [بیانات در دیدار خانواده معظم شهدا، ۱۶ تیر ۱۳۸۳].در زمینه حلم و سکوت، روایتی از امام رضا نقل شده که می‌فرمایند: «إنّ من علامات الفقه الحلم و الصمت» (از نشانه‌های فقه، حلم و سکوت است). رهبر معظم انقلاب در تفسیر این روایت می‌فرمایند که «صمت» به معنای سخن غیرلازم بر زبان نیاوردن است و با سکوت محض تفاوت دارد [تفسیر سوره برائت، ص ۷۴۲].

همچنین امام رضا علیه‌السلام در روایتی سه خصلت را برای مؤمن برمی‌شمارند که یکی از آن‌ها «مدارا با مردم» است. ایشان می‌فرمایند: «لا یکونُ المؤمنُ مؤمنا حتّی تکونَ فیه ثلاثُ خِصالٍ... سنّةٌ من نبیّه فمُداراةُ النّاسِ» (تا سه خصلت در مؤمن نباشد، مؤمن نیست... خصلت پیامبر خدا، ملایمت با مردم است). رهبر معظم انقلاب با اشاره به این روایت بر اهمیت برخورد محبت‌آمیز با مردم حتی با کسانی که نقص‌های ظاهری دارند، تأکید می‌کنند [بیانات در دیدار علما و روحانیون، ۱۹ مهر ۱۳۹۱].

آداب و قواعد زیارت مقبول

یکی از نکات مهم در بخش زیارت، زیارت با معرفت است. رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «زیارت بی‌معرفت فایده ندارد. اگر خودِ امام زنده بود، شما به محضرش می‌رفتید؛ اما معرفت و شناختی نداشتید، این زیارت هیچ فایده‌ای نداشت» [بیانات در دیدار جمعی از پاسداران سپاه حفاظت ولی‌امر و خانواده‌های آنان، ۶ فروردین ۱۳۸۲]. قبولی زیارت به این معناست که فیض ملاقات با ولی خدا به زائر برسد .

شرایط زیارت مقبول عبارت است از: توجه به حضور امام در زیارت، سخن‌گفتن با امام، خواندن زیارت‌های معتبر، وصل‌شدن دل‌ها به امام، زیارت به هر زبانی، خواندن زیارت جامعه کبیره، و خواندن نماز در داخل حرم. رهبر انقلاب در این باره می‌فرمایند: «بعضیها خیال میکنند باید بروند حتماً به ضریح بچسبند! اینها چون دل‌هایشان وصل نمی‌شود، می‌خواهند جسم‌ها را وصل کنند. یکی ممکن است دورتر باشد؛ اما دلش متصل باشد؛ این خوب است» [همان] .

نکته پایانی

زندگی امام رضا (ع) الگویی کامل از ترکیب تقوا، علم، سیاست، مبارزه‌ی نرم، صبر، مدارا و بهره‌گیری هوشمندانه از فرصت‌ها در سخت‌ترین شرایط تاریخی است.برهمین اساس رهبر معظم انقلاب فرمودند: «زندگی علی بن موسی الرضا برای ما درس است. از زندگی او باید درس بگیریم» [بیانات ۳ آذر ۱۳۶۳] . این زندگی به ما می‌آموزد که در مواجهه با دشمنانِ قدرتمند، می‌توان با تکیه بر معرفت و اتصال به ولایت، بر توطئه‌ها فائق آمد و مسیر تحقق جامعه‌ی الهی را هموار ساخت.

منابع

  1. خامنه‌ای، سید علی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ناشر: انتشارات صهبا (مؤسسه فرهنگی هنری ایمان جهادی)
  2. خامنه‌ای، سید علی (رهبر معظم انقلاب اسلامی).بیانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوی، ۳ آذر ۱۳۶۳
  3. خامنه‌ای، سید علی فسیر سوره برائت،
  4. بیانات در دیدار فرماندهان سپاه، ۲۶ شهریور ۱۳۹۲.
  5. پیام به کنگره علمی بین‌المللی امام علی بن موسی الرضا (ع)، ۱۸ مرداد ۱۳۶۳.
  6. بیانات در روز عید سعید غدیر خم در حرم امام رضا (ع)، ۱۲ اسفند ۱۳۸۰.
  7. بیانات در دیدار اعضای ستاد نظارت بر انتخابات، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۱.
  8. بیانات در دیدار خانواده معظم شهدا، ۱۶ تیر ۱۳۸۳.
  9. بیانات در دیدار علما و روحانیون، ۱۹ مهر ۱۳۹۱.


[۱] . طلبه درس خارج.دانش آموخته دکتری دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها