سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ محمدرضا رضوینیا، با نام هنری بهروز رضوی، از برجستهترین گویندگان، مجریان و صداهای ماندگار رسانه در ایران به شمار میرود؛ هنرمندی که نام او طی چند دهه با رادیو، ادبیات، روایتگری و فرهنگ شنیداری ایران پیوند خورده است. او در دهم دیماه سال ۱۳۲۶ متولد شد و بهواسطۀ شغل پدرش، تا هشتسالگی در شهر یزد زندگی کرد و سپس همراه خانواده به تهران بازگشت. رضوی تحصیلات ابتدایی خود را تا پایۀ دوم در مدرسۀ مارکار یزد گذراند و ادامۀ تحصیل را در تهران و در مدارس گلزار اصفهانی، مشعل دانش و بدر دنبال کرد. او سپس وارد دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در رشتۀ معماری به تحصیل پرداخت اما تحصیلات دانشگاهیاش در سال سوم ناتمام ماند.
او در همان کودکی، مقدمه گلستان را خواند و بیش از سیصد غزل حافظ را به حافظه سپرد. جرقۀ اصلی گویندگی او، در دبیرستان و توسط دبیر ادبیاتی زده شد که از او خواست خطبههای نهجالبلاغه را در هیئت مدرسه بخواند. ذوق و شوق آن دوران باعث شد او از همان نوجوانی، با متون سنگین مأنوس شود. او همچنین از دوران کودکی و نوجوانی علاقۀ زیادی به موسیقی، ادبیات و هنر داشت. نواختن سنتور را از برادرش آموخت و در کلاسهای آواز اسماعیل مهرتاش نیز شرکت کرد.
میتوان گفت فعالیت حرفهای بهروز رضوی در سال ۱۳۴۷ آغاز شد. او ابتدا در رادیو و در گروه «ادب امروز» به عنوان نویسنده فعالیت میکرد اما خیلی زود با شرکت در آزمون گویندگی و به دلیل داشتن صدایی متفاوت و توانایی کمنظیر در فن بیان، وارد عرصۀ گویندگی شد. صدای عمیق، گرم و آرام او، در مدت کوتاهی به یکی از شناختهشدهترین صداهای رادیویی ایران تبدیل شد. بسیاری از مخاطبان، تنها با شنیدن چند جمله، صدای او را تشخیص میدادند و همین ویژگی سبب شد به مرور در حوزههای اجرا، روایت مستند، کتاب صوتی و دیگر فعالیتهای رسانهای نیز حضور پررنگی پیدا کند.
او با خوانش بیغلط متون دشوار عرفانی چون «مرصاد العباد» و «تذکره الاولیا»، نه فقط از تحریف میراث هزارساله جلوگیری کرد، بلکه با درک ریتم درونی نثر، این متونِ صامت را روی کاغذ، به تجربهای جاندار و شنیدنی بدل ساخت. پروژۀ عظیم «هزارۀ ادب فارسی» با بیش از سههزار قسمت که ویراستی تازه از تاریخ ادبیات فارسی و کمخطاترین اثر پژوهشی صوتی است و نیز برنامۀ ماندگار «کتاب شب» با خوانش ۱۲۵۰ عنوان کتاب، جایگاه رضوی را به مثابه «گنجینهساز صوتی» تثبیت کرده است؛ گنجینهای که شایستۀ پشتیبانی برای انتشار است. رضوی در برنامۀ کتاب شب، میراث معنوی نیاکان را از رودکی تا شعر معاصر، با نگاهی علمی و پژوهشی روایت کرده و آن را مرجعی برای دانشجویان و پژوهشگران ساخته است.

بهروز رضوی همواره خود را «فرزند رادیو» میدانست. یکی از مهمترین آثار حرفهای او، روایت مجموعۀ «مستند ایران» بود؛ اثری به کارگردانی زندهیاد حمید مجتهدی که به معرفی جغرافیا، فرهنگ و شهرهای ایران میپرداخت. صدای بهروز رضوی در این مجموعه به بخشی جداییناپذیر از هویت آن تبدیل شد و بسیاری از مخاطبان هنوز نام شهرها و مناطق ایران را با روایت او به یاد میآورند.
صدای او در پروژۀ صدای متون مقدس: قرائت کامل ترجمۀ قرآن کریم (ترجمۀ مسعود ریاعی) و بخشهای مهمی از نهجالبلاغه، باعث شد که این متون، آنچنان با وقاری بیمانند و حلاوتی دلنشین در دسترس عموم قرار گیرد که گویی آیات مستقیماً بر جان شنونده مینشینند.
فعالیتهای وی تنها به گویندگی محدود نشد و او در حوزۀ بازیگری نیز حضور داشت. نخستین تجربۀ سینمایی او در سال ۱۳۶۶ با فیلم «محموله» به کارگردانی سیروس الوند رقم خورد. پس از آن، در آثار دیگری از جمله «آبادانیها»، «ردپایی بر شن»، « شعلههای خشم»، «دادستان»، مجموعۀ «گناه فرشته» و نیز در دوبلۀ مجموعۀ «امام علی(علیهالسلام)» حضور یافت. او همچنین تجربۀ فعالیت در تئاتر و نمایشهای رادیویی را نیز در کارنامۀ خود داشت.
دانش ادبی گسترده، تسلط بر زبان پارسی، شعرشناسی، تسلط بر متون قدیم و کلاسیک، احترام به مخاطب، وقار در اجرا و صداقت حرفهای، از مهمترین ویژگیهایی بود که همکاران و مخاطبانش همواره از او با این ویژگیها یاد کردهاند. بهروز رضوی معتقد بود یک گوینده حرفهای باید همواره مطالعه کند و بیش از آن که خود را به مخاطب نشان دهد، باید در خدمت متن و محتوا باشد. او همچنین بر اهمیت احترام به مخاطب، شناخت نیازهای شنوندگان و نقش فرهنگ در رسانه تأکید میکرد.
نام بهروز رضوی برای بسیاری از مردم ایران تنها یادآور یک گوینده نیست؛ بلکه بخشی از حافظۀ شنیداری چند نسل است. صدای او یادآور شبهای رادیو، روایت کتابها، مستندهای تلویزیونی و خاطراتی است که طی دههها در ذهن مخاطبان ایرانی ماندگار شده است.
او در فضایی تنفس میکرد که بزرگانی چون حسین منزوی و عِمران صلاحی حضور داشتند. این همنشینیها باعث شد رضوی نه فقط متن را بخواند، بلکه «فهم متن» را بیاموزد. او توانمندیهای خود را مدیون مطالعۀ مستمر میدانست. رضوی برای هر دو ساعت اجرای حرفهای، حداقل سه ساعت مطالعه پیشنیاز را الزامی میشمرد. احاطۀ او بر تاریخ ادبیات، نتیجۀ سالها زیستن با کتاب، بهویژه بر پایۀ آثار مرجعی از قبیل تاریخ ادبیات ذبیحالله صفا بوده است.

بهروز رضوی طی سالها فعالیت حرفهای، در حوزههای مختلفی از جمله گویندگی رادیو، روایت مستند، کتاب صوتی، بازیگری، اجرای برنامه و ترانهسرایی فعالیت داشت و کارنامهای گسترده از خود بر جای گذاشت. در حوزۀ کتابهای صوتی نیز آثار فراوانی با صدای او منتشر شد که از میان شناختهشدهترین آنها میتوان به «بوف کور»، «سه قطره خون»، «زنده به گور»، «جنایت و مکافات»، «بینوایان»، «موبی دیک»، «پیرمرد و دریا»، «پرواز بر فراز آشیانۀ فاخته»، «انجمن شاعران مرده»، «نامه به پدر»، «موشها و آدمها» و «انسان در جستوجوی معنا» اشاره کرد. وی در زمینۀ ترانهسرایی نیز فعالیت داشت و ترانههایی مانند «کویر دل» و «گمشده» از آثار شناختهشدۀ او به شمار میروند.
وی راوی کتابهای صوتی فراوانی بود که از آنها میتوان به «پیرمرد و دریا»، «داستانهای کوتاه ادگار آلن پو»، «شمس خاموش» «دریا»، »داستانهای کوتاه ارنست همینگوی»، «دیوانهای در شهر»، «زندگینامۀ دکتر محمد علی اسلامی ندوشن»، «پهلوانان»، «گذری به حاشیۀ کویر»، «افسانههای پارسی» و «آوای وحش» اشاره کرد.
یکی از اقدامات فرهنگی ماندگار رضوی، همکاری او با برنامۀ نگین (نامآوران ایرانزمین)، تولید مشترک بنیاد ملی نخبگان و رادیو ایران بود که در این برنامه به معرفی مشاهیر و بزرگان علم و ادب و فرهنگ ایرانزمین پرداخت و با صدای ماندگارش به شناساندن این شخصیتهای مانا کمک کرد.
بهروز رضوی، به علت ابتلا به بیماری ریوی، مدتی در بیمارستان قائم کرج بستری بود و سرانجام ساعت ۲۳ شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ماه 1405، در همان بیمارستان، دار فانی را وداع گفت. پیکرش روز چهارشنبه ۲۷ خرداد از مقابل مسجد بلال سازمان صداوسیما تشییع شد و در قطعۀ هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت.

به گفتۀ سید مرتضی کاظمی دینان (مدیر رادیو ایران)، منش حرفهای، تواضع، متانت و انضباط کاری، از بهروز رضوی الگویی ارزشمند برای نسل جوان رادیو ساخته بود و با وجود جایگاه والایی که این پیشکسوت در میان اهالی فرهنگ و هنر داشت، همواره با فروتنی و اخلاق حرفهای با همکاران خود برخورد میکرده است.
محمد حسینی باغسنگانی، تهیهکننده و پژوهشگر رادیو فرهنگ نیز که بیش از دو دهه در برنامههایی همچون «هزارۀ ادب فارسی»، «چراغداران»، «قند مکرر»، «نامآوران»، «چراغی در کویر»، «وطن فارسی» و مستند «دانای کل» با این شخصیت همکاری داشت، معتقد است: «بهروز رضوی فقط یک گوینده نیست؛ او بخشی از حافظۀ فرهنگی ما است. اگر دربارۀ برخی هنرمندان گفته میشود آثارشان میراث ملی است، صدای رضوی نیز در همین اندازه اهمیت دارد. این صدا حاصل همنشینی استعداد طبیعی، دانش حرفهای و صداقت در اجرا است؛ ترکیبی که کمتر در رسانۀ امروز دیده میشود. او یک «اثر باستانی ملی» است. صدایی که هم خبر جنگ و صلح را اعلام کرده و هم در لحظات فرهنگی با مخاطب همسخن شده است. رضوی تنها یک گوینده نیست؛ بلکه مکتبی در روایت است که هنوز ناشناخته مانده است.»
صدای خاص و اثرگذار بهروز رضوی در کنار تسلط فراوان وی بر متون کلاسیک و خوانش بیعیب و نقص آنها، موجب شد صدای وی به عنوان شناسنامۀ صوتی فرهنگ و آیین ایرانزمین ثبت شود و تا زمانی که این هویت فرهنگی غنی و بینظیر تداوم داشته باشد، صدای او نیز در حافظۀ تاریخی این مرز و بوم ماندگار خواهد بود.
*نظر به اهمیت معرفی و الگوسازی شخصیتهای علمی و فرهنگی اثرگذار، دفتر تکریم و الگوسازی بنیاد ملی نخبگان با همکاری خبرگزاری ایبنا، اقدام به نگارش مقالاتی به قلم جواد کاموربخشایش کرده است. در هر مقاله به معرفی یکی از این مفاخر علمی و فرهنگی پرداخته میشود.
نظر شما