سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- حجتاله مرادخانی، پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه: این اثر که حاصل بیش از دو دهه تلاش محمد حیدری شاعر، محقق و مترجم اهل شهرستان آبدانان استان ایلام است؛ به گردآوری، ریشهیابی و تعریف ده هزار واژه از گویشهای کُردی جنوب استان ایلام (کردی پهلهای) اختصاص یافته است. پژوهشی میدانی که در نتیجه آن بخش مهمی از میراث زبانی استان ایلام به عنوان گنجینه ارزشمند از میراث ناملموس جنوب غرب ایران ثبت و معرفی شده است.
اهمیت انتشار این کتاب از حیث حفاظت از میراث ناملموس فرهنگی قابل تامل و پرداختن به آن از جهت نکوداشت پاسداری از حافظه زبانی، روایت، دانش، مهارت، آیین و شیوههای زیستن مردمان جنوب استان ایلام واجد اهمیت زیادی است. چراکه از رهگذر آن بخش مهمی از میراث ناملموس زاگرس مستندنگاری شده و در قالب یک فرهنگ واژگان در دسترس نسل های جوان قرار گرفته و در عین حال به عنوان منبعی پژوهشی در دسترس زبانشناسان و پژوهشگران میراث زبانی قرار گرفته است. واژه «ساریژ» به معنی التیام زخم است و به راستی این کتاب التیامی بر زخم فراموشی واژگان و بخشی از میراث زبانی زاگرس است.
در متن کنوانسیون جهانی میراث فرهنگی ناملموس یونسکو موسوم به کنوانسیون ۲۰۰۳ که به پاسداری، ثبت و معرفی عناصر فرهنگی ناملموس اختصاص دارد؛ مقوله زبانهای بومی دارای جایگاهی ویژه است؛ چراکه بسیاری از عناصر میراث ناملموس اساساً از طریق زبان منتقل میشوند. داستانها و افسانهها، ترانهها و روایتهای شفاهی، ضربالمثلها، دانش بومی درباره طبیعت، نام گیاهان و جانوران، شیوههای سنتی کار و حتی بسیاری از آیینها، بدون زبان، به مرور امکان انتقال بین نسلها را از دست میدهند. بنابراین، وقتی یک زبان یا گویش محلی تضعیف میشود، مسئله فقط تغییر ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه بخشی از ظرفیت جامعه برای انتقال حافظه و دانش فرهنگی، نیز در معرض آسیب قرار میگیرد. در متن کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو درباره حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس، میراث را مجموعهای از رویهها، دانشها، مهارتها و بیانهای فرهنگی میداند که جوامع و گروهها آنها را بخشی از داشتههای خود میشناسند و از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند، بنابراین این پدیدهها چیزی منجمد در زمان گذشته نیستد؛ بلکه در بطن زندگی روزمره بازتولید میشوند.
از این منظر، زبانهای محلی یکی از زیرساختهای مهم انتقال میراث فرهنگی هستند و یک گویش محلی صرفا مجموعهای از واژهها نیست؛ بلکه در بطن آن تجربه نسلهای پیشین، شیوه نامگذاری جهان، دانش محیطی، روابط اجتماعی و بخشی از حافظه تاریخی جامعه انباشته شده است. برخی واژهها ممکن است به یک شیوه خاص کشاورزی، نوعی ابزار، گیاه یا پدیده طبیعی اشاره کنند که با تغییر سبک زندگی، خود آن پدیده از جریان زندگی روزمره حذف شود. بنابراین، فراموشی واژه گاهی آخرین مرحله از زنجیرهای طولانیتر از فراموشی یک دانش یا تجربه فرهنگی است. “فرهنگ واژگان ساریژ” از این حیث نقش بسزایی در ثبت و ماندگاری بسیاری از واژگان اختصاصی که بیانگر بخش مهمی از تجربه زیسته مردم و میراث فرهنگی ناملموس نواحی جنوب استان ایلام در شهرستان های آبدانان، دهلران، درهشهر و بدره داشته است. در واقع مستندسازی زبان و ثبت واژهها، ضبط روایتها، ثبت تلفظها و کاربردهای آنها و فراهم کردن امکان مطالعه و آموزش و زنده نگه داشتن آنها به کمک کتابی مانند ساریژ بخشی از فرایند پاسداری میراث فرهنگی ناملموس مورد نظر یونسکو است.
از این منظر، انتشار این کتاب اهمیت ویژهای پیدا میکند. این اثر حاصل بیش از بیست سال پژوهش میدانی و مستندسازی میراث زبانی مردم جنوب استان ایلام است که دادهها و واژگان خود را نه از کتابها، بلکه از حافظه و زبان زنده گویشوران گرد آورده است. اهمیت چنین پژوهشی فقط در تعداد ۱۰ هزار واژه ثبتشده آن نیست؛ بلکه در ایجاد یک سند مکتوب برای بخشی از میراث زبانی این منطقه است. واژههایی که ممکن است در حافظه شفاهی افراد پراکنده باشند، اما اکنون در قالب یک مجموعه قابل مراجعه، مطالعه و انتقال به نسلهای بعد قرار گرفتهاند.
در نگاهی کلانتر این اقدام را میتوان بخشی از یک زنجیره بزرگتر پاسداری میراث ناملموس دانست. در این فرایند نخست باید میراث را شناسایی، مستند و مکتوب کرد؛ سپس بستر و امکان انتقال آن را به نسل جدید فراهم ساخت و در مرحله بعد شرایطی مهیا کرد که جامعه همچنان بتواند آن را در زندگی خود به کار گیرد. این سه مرحله باید به صورت پیوسته انجام شوند تا امکان تداوم خلاقانه آن در زندگی امروز مردم امکان فراهم شود.
این نکته درباره زبانهای محلی اهمیتی دوچندان دارد. زبانها در طول تاریخ تغییر کردهاند و هیچ زبانی برای همیشه ثابت نمیماند. مسئله اصلی، جلوگیری از تغییر طبیعی زبان نیست؛ بلکه مسئله زمانی آغاز میشود که یک زبان یا گویش در نتیجه مجموعهای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چنان تضعیف شود که انتقال بیننسلی آن متوقف یا بسیار محدود شود. از این منظر، فرهنگنامههایی مانند ساریژ را باید جدیتر از یک کتاب واژهنامه دید. چنین آثاری میتوانند برای پژوهشهای مردمشناختی، زبانشناختی، مطالعات میراث فرهنگی، تاریخ محلی و حتی شناخت دانش بومی یک منطقه، منابعی ارزشمند باشند. آنها به پژوهشگر آینده اجازه میدهند بخشی از جهان فرهنگی امروز را بازسازی کند؛ جهانی که متاثر از هژمونی فراگیر تکنولوژی های دیجیتال و رسانه های جدید، شاید در چند دهه آینده شکل دیگری پیدا کرده باشد.
فرهنگ واژگان ساریژ از این منظر یک اقدام ارزشمند در گام نخست آن سهمرحله است؛ تلاشی برای اینکه بخشی از حافظه زبانی مناطق جنوب ایلام پیش از آنکه واژهها از حافظه جمعی فاصله بگیرند، ثبت و مستند شود. فراموش نکنیم ارزش واقعی چنین کتابی زمانی آشکارتر خواهد شد که به نقطه شروعی برای پژوهشهای بیشتر، آموزش، انتقال بیننسلی و توجه جدیتر به میراث زبانی منطقه تبدیل شود. چراکه ثبت یک زبان، حافظه آن را نجات میدهد؛ اما تلاش برای استفاده از آن، زندگیاش را همچنان ادامهدار خواهد کرد.
فرهنگ واژگان کردی- فارسی ساریژ، اثر محمد حیدری با ویراستاری سمیه حیدری توسط نشر آنان، در ۲۰۴ صفحه در سال ۱۴۰۱ منتشر و در دسترس علاقمندان گرفته است.
نظر شما