شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
«گُروسو»، ناسازواره‌ای سازمند

برای خواننده‌ بیگانه با سبک‌های نوشتن و شیوه‌های مدرن نویسندگی، داستانک‌های «گروسو» نوشته‌هایی پریشان، مهمل، آشفته و بی‌معنی می‌نماید که از ذهنی نامتعادل و مغشوش تراویده است.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- حسین رضایی، منتقد ادبی: برای خواننده‌ بیگانه با سبک‌های نوشتن و شیوه‌های مدرن نویسندگی، داستانک‌های «گروسو» نوشته‌هایی پریشان، مهمل، آشفته و بی‌معنی می‌نماید که از ذهنی نامتعادل و مغشوش تراویده است؛ در نگاه او نویسنده خام‌دستانه لاطائلاتی را در قالب جملاتی نامربوط، با چیدمانی بی‌قاعده به ریسمان کشیده که بیشتر به هذیان‌گویی می‌ماند تا داستان.

اما برای مخاطبان آشنا با طغیان‌گری‌ها، سرکشی‌ها و شوریده‌گی‌های ادبیات مدرن، این مجموعه تجربه‌ای نشاط‌آور است از مواجهه با رخدادی غریب؛ حکایت نفسی عجیب است از کنجکاوی‌های رزمنده‌ای بی‌باک، مشتاقِ غوطه‌وری در پلاسمای سرگیجه‌آور زبان. نویسنده در قالب مینیمالیسمی رازآلود با سازوبرگی اندک، اما عزمی بزرگ، اُدیسه‌ای طاقت‌فرسا از دوران‌های تیره‌ی قبل از انکشاف زبان، تا بَرشدن به سرزمین موعود امپراطوری نشانه‌ها را از سر می‌گذراند که ره‌آوردش برای خواننده‌ مشتاق، دستیابی به لذتی عمیق است، چونان تجربه‌ خوابی وهم‌انگیز و شیرین‌ که آکنده از اتفاقاتی غریب و ناتجربه است.

اینجا هر کاری مجاز است و نویسنده با تخیلی شورانگیز و با درهم‌آمیختنِ خلاقانه‌ واقعیت، خواب، خیال، رؤیا، وهم و فانتزی، ما را همراه با خود به سفری خیال‌انگیز به دشت‌های جادوئی، بیابان‌های تفتیده، دریاهای اسرارآمیز، کوهستان‌های برفی، صحراها، سرزمین‌ها، اقلیم‌ها و شهرهای بی‌نشان می‌برد.

اگر مکاتیب ملکیادس در «صدسال تنهایی» با تلاش و کنجکاوی چند نسل سرانجام رمزگشایی شد، داستان‌های گُروسو هریک حاوی رازی‌ست که تا ابد سربه‌مهر باقی می‌ماند؛ ابهامی غلیظ و زمخت در سرتاسرِ مجموعه سیلان دارد که از رازهای پوشیده پاسبانی می‌کند. بی‌قاعدگی، چارچوب‌گریزی و شیوه‌ التقاطی که از هر سبک جمله‌ای برمی‌چیند، موجبِ سردرگمی خواننده و در عینِ حال، رضایت اوست.

«گُروسو»، ناسازواره‌ای سازمند

پرش‌های سَبکی از واقع‌گرایی به سورئالیسم و از رمانتیسم به رئالیسم جادوئی و حتی سرک‌کشیدنِ شیطنت‌آمیز به نیهیلیسم و آبزوردیسم، هر لحظه به خواننده رودست می‌زند و با دادائیسم دریده‌ای که از شیوه‌های مختلف نویسندگی غارتگری می‌کند، خواننده‌ را از خمودگی و رخوت بیرون می‌کشد و به او انرژی و سرخوشیِ متوافری هدیه می‌کند.

خواننده از برخورد با شیوه‌ای نامأنوس در بیان، متحیر و ذوق‌زده می‌شود، شیوه‌ای که ساختارشکنانه قواعد روایت را درهم می‌شکند و با فراروی از اسلوب‌های نوشتن، بدعتی تازه را پایه می‌گذارد. در گروسو، آنچه محال‌تر می‌نماید پذیرفتنی‌تر است و آنچه بی‌پایه‌تر است، مستدل‌تر جلوه می‌کند.

تغییر لحن، زاویه دید، راوی، جابه‌جاییِ کاراکترها، زیرو روشدنِ منطقِ داستان‌گویی، پس و پیش‌شدن و شکاف‌های زمانی، پرش‌های مکانی و التهابات موقعیتی از نقاط قوت داستان‌های این مجموعه است. اما بزرگترین نقطه‌ قوت و مایه تمایز و تفاخر آن، پایان‌بندیِ داستان‌هاست، خواننده‌ای که از گشت‌وگذار در فضای پرپیچ‌وتاب و غریب داستان‌ها خسته و سرخوش شده و تصور می‌کند همه‌ عجایب و بدایع را لمس‌کرده، با رسیدن به پایان هر داستان با یک ضربه‌ مهلک مواجه می‌شود، درست مثل اینکه در حالتِ بی‌خودی، با شدت تمام با سر به دیواری سنگی برخورد کرده است.

هر پایان‌بندی یک غافلگیری بزرگ و تازه است و نویسنده با خلاقیت و مهارت، برای هر داستان پایانی عجیب ترسیم می‌کند که خواننده را در حیرت فرومی‌برد. فضای رازآلود، حسرت‌بار، تلخ، مبهم و تیره‌ی داستان‌ها خواننده را درخود محبوس می‌کند. شیوه‌ روایتگری بدیع این مجموعه، نظریه بینامتنیت کریستوا را به نقض وامی‌دارد و سبکی طرفه و تازه را به عرصه می‌آورد.

داستانک‌های چندسطری گُروسو رازوارگی افسانه‌های کهن مردمان نخستین را به ذهن می‌آورد و در عینِ حال، تلخ‌کامی‌ها، رنجوری‌ها، دردها، حسرت‌ها، و ناامیدی‌های انسان معاصر را روایت می‌کند.

گُروسو ترجمانی تأمل‌برانگیز برای زیستن‌های بیهوده، بی‌تکلیفی‌ها و بی‌پناهی‌های مردمان امروز، اسیر در چنبره‌ فرساینده‌ بحران‌های پرشمار است. با این‌همه، خواندنِ گُروسو، با همه‌ تلخی‌اش، چونان تجربه‌ لذتی ناب و بی‌سابقه، برای ما ضروری است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها