سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیدحسن حسینینژاد: کتابخانههای تخصصی، یکی از مهمترین زیرساختهای فرهنگی و پژوهشی در هر شهر به شمار میآیند؛ نهادهایی که بر خلاف کتابخانههای عمومی، نه برای پوشش دادن همه سلیقهها و همه نیازها، بلکه برای تمرکز عمیق بر یک حوزه مشخص از دانش، هنر، تاریخ، دین، کودک، محیطزیست یا هر عرصه تخصصی دیگر شکل میگیرند و به همین دلیل میتوانند برای پژوهشگران، نویسندگان، هنرمندان، دانشجویان و فعالان فرهنگی به یک پشتوانه جدی و قابلاتکا تبدیل شوند.
در چنین کتابخانههایی، مسئله فقط امانت کتاب نیست، بلکه گردآوری هدفمند منابع، حفظ اسناد و مدارک، دسترسی سریع به اطلاعات دقیق، ایجاد امکان پژوهش متمرکز و حتی شکلگیری گفتوگوهای علمی و فرهنگی در یک حوزه مشخص است؛ ظرفیتی که اگر در شهری وجود داشته باشد، میتواند به ارتقای کیفیت تولیدات فرهنگی و جلوگیری از پراکندگی منابع کمک کند.
با اینحال، نگاهی به وضعیت گرگان نشان میدهد که این ظرفیت، دستکم به معنای واقعی و حرفهای آن، چندان جدی گرفته نشده است؛ هرچند در ابتدای دهه ۹۰، تجربهای مانند کتابخانه ایثار و شهادت در طبقه همکف اداره تعاون بنیاد شهید گلستان شکل گرفت، اما این تجربه دوام چندانی نداشت و به یک نهاد پایدار تبدیل نشد.
همچنین مجموعههایی مانند کتابخانه فندرسکی و بشارت با داشتن بخش تخصصی کودک یا بوستان کتاب در کردکوی با رویکردی ویژه برای کودکان، گامهایی ارزشمند در مسیر تخصصی سازی خدمات فرهنگی برداشتهاند، اما این نمونهها بیشتر در حد بخشی از یک کتابخانه عمومی باقیماندهاند و هنوز به معنای دقیق کلمه، یک کتابخانه تخصصی مستقل با مأموریت، ساختار، منابع و مخاطب مشخص نیستند زیرا کتابخانه تخصصی به معنای مدرن و کالبدیاش، مجموعهای است که از مدیریت منابع، نظام طبقهبندی تا خدمات مشاورهایاش، تماماً بر مدار یکرشته تخصصی (مثلاً هنر، تاریخ محلی، یا حقوق) میچرخد؛ در نتیجه چنین گمشدهای امروز جای خالیاش برای اهالی فرهنگ و هنر گرگان بهوضوح حس میشود.
در ادامه این گزارش، به سراغ تنی چند از صاحبنظران و کنشگران فرهنگی رفتهایم تا درباره ضرورت یا عدم ضرورت وجود کتابخانه تخصصی برای شهرستان گرگان و ... بپرسیم. یا اینکه نبود کتابخانه تخصصی در گرگان چه اثری بر کار فرهنگی و پژوهشی گذاشته و برای جبران این کمبود چه راهی باید پیش پای شهر گذاشت.
مسئله گرگان فقط نداشتن یک کتابخانه تخصصی نیست
جعفر صیدانلو، کنشگر فرهنگی و هنری که دستی نیز در چرخه چاپ و نشر کتاب دارد، در گفتوگو با ایبنا با اشاره به اینکه به نظر میرسد مسئله گرگان فقط نداشتن یک کتابخانه تخصصی نیست، گفت: امروز مجموعههایی مانند مؤسسه فرهنگی میرداماد، کتابخانههای دانشگاهی و حتی برخی آرشیوهای شخصی، هر کدام بخشی از بار پژوهش استان را به دوش میکشند و سالها برای حفظ و گردآوری منابع ارزشمند تلاش کردهاند، بااینحال این ظرفیتها همچنان پراکندهاند و کمتر در قالب یک مجموعه منسجم به پژوهشگران خدمات میدهند.
وی افزود: سؤال اینجاست که چرا نباید این ظرفیتها در کنار هم قرار بگیرند؟ چرا پژوهشگری که به دنبال منابع تاریخ، فرهنگ، ادبیات، موسیقی، اقوام یا اسناد گلستان است، هنوز باید برای یافتن یک کتاب یا سند، چندین مرکز را جستوجو کند؟ این اتفاق هم وقت پژوهشگر را میگیرد و هم باعث میشود بسیاری از منابع کمتر دیده شوند.
صیدانلو ادامه داد: به نظرم امروز بیش از ساخت یک ساختمان جدید به نام کتابخانه تخصصی، به یک تصمیم مشترک نیاز داریم. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، نهاد کتابخانههای عمومی، دانشگاهها و مؤسسه فرهنگی میرداماد میتوانند با یک تفاهم و تقسیمکار مشخص، مرجع واحدی مثلاً برای گلستان ایجاد کنند. مرجعی که وظیفه آن شناسایی، گردآوری، معرفی و دسترسپذیر کردن همه منابع مرتبط با گلستان باشد و پژوهشگر بداند برای هر موضوعی باید به کجا مراجعه کند.
وی افزود: اگر چنین نگاهی شکل بگیرد، بسیاری از هزینههایی که امروز برای ایجاد یک کتابخانه تخصصی مطرح میشود، با استفاده از ظرفیتهای موجود قابل جبران است.
صیدانلو گفت: همچنین به گمان من، گرگان بیش از آنکه با کمبود منبع روبهرو باشد، با پراکندگی منابع روبهروست و حل این مسئله میتواند مهمترین گام برای تقویت پژوهش و حفظ میراث مکتوب استان باشد.
کتابخانه تخصصی برای «شناختِ خانه خودمان»
محمد انصار، نویسنده و پژوهشگر گرگانی نیز با اشاره به اینکه در گرگان، قفسه و بخش تخصصی استانشناسی مؤسسه فرهنگی و کتابخانه میرداماد بسیار ارزشمند است و در آنجا گنجینهای از تاریخ، جغرافیا و فرهنگ بومی را در یکجا گردآوری کرده است، گفت: این مرکز با داشتن بیش از ۲ هزار اثر چاپیِ تخصصی درباره گلستان، کمک بزرگی به پژوهشگران میکند و بنده هم از آن استفاده کردهام.
وی سپس گفت: در مقابل، وضعیت کتابخانههای عمومی استان چندان خوب نیست. بسیاری از آنها حتی ۵۰ عنوان کتابِ تخصصی مثلاً درباره گلستان ندارند. کتابهای موجود در این مراکز، هم اغلب سطحی هستند؛ یعنی همان آثاری که در هر کتابفروشی سادهای پیدا میشوند و خیلی عجیب است که در قفسههای کتابخانههای عمومی، بخشهای پررنگ و مجزایی برای «رمان»، «کتاب کودک»، «تست کنکور» یا «کتابهای روانشناسی عمومی» داریم، اما بخشی برای «شناختِ خانه خودمان» (استانشناسی) وجود ندارد!
وی ادامه داد: وقتی دانشآموز یا دانشجو در شهر خودش به منابع دسترسی نداشته باشد، ناخودآگاه پیوندش با هویت بومیاش ضعیف میشود و وقتی وارد کتابخانهای میشویم، باید بتوانیم رد پای تاریخ، شخصیتهای بزرگ، جغرافیا و فرهنگ منطقهای که در آن زندگی میکنیم را ببینیم پس داشتن کتابخانه تخصصی استانشناسی در کتابخانهها حیاتی است. سرمایهگذاری روی بخش استانشناسی، هزینه نیست و بهنوعی سرمایهگذاری روی «حافظه تاریخی» نسلهای آینده است.
انصار داد: در گام نخست، شکلگیری همین مهم، یعنی قفسهها و کتابخانههای تخصصی برای خود استان، به نظرم واجبتر و در اولویتتر است تا در گامهای بعدی به دیگر نیازهای تخصصی فکر کنیم و برای اجرایی شدنش قدمی برداریم.

کتابخانه تخصصی از نوع مجازی!
حسین پایین محلی، نویسنده و پژوهشگر نیز در ابتدا با طرح این پرسش که با توجه به تغییرات بزرگ جهانی و در اصطلاح انفجار اطلاعات و تغییر در ماهیت و کاربرد علم و فرهنگ آیا راهاندازی کتابخانههای تخصصی ضروری است؟ آیا امکانپذیر است؟ گفت: اگر پاسخ منفی که بهزعم نگارنده منفی است؛ آیا امکان طرح این موضوع نیز منتفی است؟
وی افزود: پاسخم برای پرسش بعدی «خیر» است! هستند دوستانی در استان که سالها پیگیر مسئله کتابخانههای تخصصی در گلستان هستند. حال این پرسش پیش میآید که با این تفاسیر یاد شده، پس چه باید کرد؟!
پایین محلی ادامه داد: باید یادآوری کرد متولی فرهنگ، وزارت ارشاد است اما کتاب یک متولی ندارد. نهاد کتابخانهها نیز ارگانی است غیردولتی، با محدودیت نیروی انسانی و اعتباری مالی و سیاستهای خاص خودش که از آن یک کتابخانه عمومی برای شهروندان یاد میشود. کتابخانه عمومی بر اساس تقسیمبندی دیویی و کنگره راهاندازی میشوند که بهنوعی خود تخصصی است و از سویی در کتابخانههای عمومی شاهد راهاندازی بخشهای روشندلان، کودک، مرجع، استان شناسی، ناشنوایان و فعالیتهای فرهنگی مختلف به مناسبتهای گوناگون هستیم.
وی افزود: از سویی وزارتخانهها تخصیص اعتبارات خاص خود را دارند و در صورت نیاز باید خود به راهاندازی کتابخانه تخصصی بپردازند نه اینکه از کتابخانههای عمومی انتظار داشت.
پایین محلی ادامه داد: امروز با یک سرچ ساده کلمهای در فضای مجازی، شاهد ارائه دهها کتاب پیدیاف و صوت و صدها مقالهایم و در این میان به هوش مصنوعی اشارهای نمیکنم، چون کاربردش هنوز در سطح نخبگان و اقشار خاص است اما راهاندازی کتابخانههای تخصصی ما را با چالشهای مختلفی مواجه میکند.
وی که خود کارمند نهاد کتابخانه عمومی استان گلستان است، باور دارد: بودجههای مشخص، کمبود نیروی انسانی متخصص و فضای فیزیکی، مخاطب کم و ... هریک عاملی است که ذهن ما را از راهاندازی کتابخانه تخصصی به عقب میراند اما هیچکدام از اینها بهاندازه دیجیتالیسم نمیتواند ما را اقناع کند.
پایین محلی افزود: کتاب الزاماً شیء فیزیکی نیست و کتابخانه الزاماً فضای فیزیکال عمرانی محسوب نمیشود و ما میتوانیم به کتابخانه تخصصی هم قائل باشیم اما نه با نگاه سنتی!
وی با اشاره به اینکه هیدگر در مصاحبه تاریخی مهم خود با اشپیگل از تغییر جهان به عصر پردازش دادهها خبر داد. پا را از عصر سایبرنتیک! و بودریار فراتر گذاشت و با ظهور فضای مجازی از مرگ واقعیت و ظهور هایپرالیتی (حاد واقعیت) سخن گفت، عنوان کرد: با ظهور فضای مجازی شاهد مرگ واقعیت و از سویی و تولد مجازی از سوی دیگر هستیم که بهنوعی واقعیت مجازی را رقم میزند و مسئله این است! بودن یا نبودن! پاسخ با توجه به شرایط کنونی این است: کتابخانه تخصصی از نوع مجازی!
به نظر میرسد که فقدان یک کتابخانه تخصصی به معنای واقعی کلمه در گرگان، یک خلأ محسوس و مورد اتفاقنظر جامعه فرهنگی و پژوهشگران است. ولی با اینحال، دیدگاههای کارشناسان نشان میدهد که پاسخ به این نیاز، لزوماً در ساخت یک بنای جدید خلاصه نمیشود، بلکه در یک رویکرد هوشمندانه و چندبعدی نهفته است.
پیش از هر چیز، باید پذیرفت که مشکل اصلی گرگان بیش از «کمبود منابع»، «پراکندگی منابع» است. از اینرو، ایجاد یک شبکه منسجم و مرجع واحد از طریق همکاری نهادهای موجود مانند اداره کل ارشاد، موسسه میرداماد و مراکز دانشگاهی، راهکاری حیاتی است که میتواند ضمن یکپارچهسازی ظرفیتهای فعلی، اولویت انکارناپذیر تقویت بخشهای «استانشناسی» در کتابخانههای عمومی را نیز پوشش دهد؛ چراکه ابتدا باید امکان «شناخت خانه خودمان» را برای شهروندان فراهم کرد و بر «حافظه تاریخی» شهر سرمایهگذاری کرد.
همچنین در کنار این همافزایی، با توجه به محدودیتهای بودجه، نیروی انسانی و مهمتر از آن، تحولات عصر دیجیتال، پافشاری بر مدل سنتی کتابخانه فیزیکی رویکردی ناکارآمد به نظر میرسد و راهکار آیندهنگرانه، طراحی و راهاندازی یک «کتابخانه تخصصی مجازی» است؛ بنابراین، جبران این کمبود فرهنگی در گرگان، گویا بیش از آنکه نیازمند کلنگ زنی برای یک ساختمان جدید باشد، به یک «تغییر نگرش» مدیریتی نیاز دارد؛ نگرشی که بر همافزایی ظرفیتهای موجود، اولویتسنجی بر اساس نیازهای هویتی و پذیرش الگوهای مدرن و مجازی استوار باشد.
نظر شما