یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
هیولای «پخته‌خواری» پشت جلدهای براق

خراسان رضوی- در روزهایی که گرانی کتاب، کاهش قدرت خرید و بحران اقتصادی نفس بازار نشر را به شماره‌ انداخته، پدیده‌ای آرام اما نگران کننده در حال تغییر این بازار است؛ «پخته‌خواری» که زمانی بیشتر با نسخه‌های قاچاق و چاپ‌های بی‌کیفیت شناخته می‌شد، حالا با کتاب‌های سلفون کشیده و برچسب‌های تخفیف و حتی حضور در غرفه‌های عمومی شهر مشهد خود را به مخاطب عرضه می‌کند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - حانیه جهانیان: در روزهایی که صنعت نشر ایران با افزایش هزینه‌های تولید، کاهش قدرت خرید مخاطبان، افت سرانه مطالعه و بحران‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، پدیده‌ای آرام اما گسترده در حال تغییر چهره بازار کتاب است؛ پدیده‌ای که فعالان نشر از آن با عنوان «پخته‌خواری» یاد می‌کنند.

کتاب‌هایی با ترجمه‌های مخدوش، ویرایش‌های ضعیف، محتوای دستکاری‌شده و قیمت‌هایی که زیر سایه برچسب‌های تخفیف، جذاب‌تر به نظر می‌رسند، دیگر تنها در بساط دستفروشان یا بازارهای غیررسمی دیده نمی‌شوند. امروز ردپای این جریان را می‌توان در برخی غرفه‌های عمومی، پارک‌ها، مراکز خرید و نقاط پرتردد شهر مشهد نیز دنبال کرد.

بازاری که به گفته فعالان حوزه نشر، تنها به حقوق مؤلفان، مترجمان و ناشران قانونی آسیب نمی‌زند؛ بلکه با کاهش اعتماد مخاطب، تضعیف اقتصاد رسمی نشر و تغییر الگوی خرید کتاب، آینده چرخه تولید فرهنگی را نیز با چالش مواجه کرده است.

کتاب‌هایی که در بازار رسمی نیستند، اینجا صف کشیده‌اند

برای پیدا کردن ردپای تازه پخته‌خواری در بازار کتاب، سراغ چند غرفه عرضه کتاب در سطح شهر مشهد رفتم؛ غرفه‌هایی در پارک‌ها، فضاهای عمومی و نقاط پرتردد شهری که در نگاه اول تفاوتی با یک کتابفروشی معمولی ندارند. قفسه‌ها مرتب است، کتاب‌ها سلفون‌پیچ‌اند و برچسب تخفیف روی جلدها چشم مخاطب را می‌گیرد؛ اما چند دقیقه حضور در این فضاها کافی است تا پرسش‌های جدی‌تری شکل بگیرد.

اینجا دیگر فقط با چند نسخه کتاب قاچاق روی بساط روبه‌رو نیستیم؛ بازار تغییر کرده است. کتاب‌هایی که مسیرشان برای مخاطب روشن نیست، با ظاهری آراسته و قیمتی وسوسه‌کننده در کنار هم چیده شده‌اند.

در یکی از این غرفه‌ها در پارک ملت، اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، مجموعه چندجلدی «کلیدر» اثر محمود دولت‌آبادی از انتشارات فرهنگ معاصر بود.

کتابی که در ماه‌های اخیر پیدا کردنش از مسیرهای رسمی فروش، چندان آسان نیست و در برخی فروشگاه‌های اینترنتی با عنوان «ناموجود» دیده می‌شود، اما حالا درست مقابل چشم من در یک غرفه عمومی شهر قرار داشت؛ آن هم نه یک نسخه اتفاقی، بلکه مجموعه‌ای کامل برای فروش.

قیمت درج‌شده روی این مجموعه بین دو میلیون و ۷۰۰ هزار تا سه میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بود.

همین‌جا یک سؤال ساده اما مهم شکل گرفت: کتابی که در شبکه رسمی توزیع پیدا نمی‌شود، چگونه به این راحتی در غرفه‌های سطح شهر عرضه می‌شود؟

جست‌وجوی بیشتر در همان غرفه، سؤال‌های تازه‌تری ایجاد کرد. کتاب‌هایی از چاپ‌های قدیمی انتشارات چشمه، از جمله آثاری از مصطفی مستور و کتاب «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه» در میان کتاب‌ها دیده می‌شد.

اما مسئله تنها محدود به موجودی آن‌ها نیست؛ بلکه نحوه قیمت‌گذاری بیشترین ابهام این پدیده محسوب می‌شود.

در برخی موارد، قیمت اصلی درج‌شده روی کتاب مخدوش شده و برچسب قیمت جدیدی روی آن قرار گرفته بود؛ تغییری که برای یک خریدار عادی مشخص نمی‌کند کتاب واقعاً چه قیمتی داشته، چاپ چندم است و اصلاً با چه فرآیندی دوباره وارد بازار شده است.

برای اینکه بفهمم این کتاب‌ها از چه مسیری به غرفه رسیده‌اند، سر صحبت را با فروشنده غرفه کتاب‌های پرتخفیف پارک ملت باز کردم. او خودش را با نام مستعار «آقای قاف» معرفی کرد.

وقتی درباره شیوه تهیه کتاب‌ها پرسیدم، گفت:«ما کتاب‌های قدیمی مردم رو جمع می‌کنیم، بعضی‌هاشون رو دوباره وارد فروش می‌کنیم. هم برای اینکه چرخه کتاب بچرخه، هم برای اینکه با این اوضاع گرونی مردم همچنان کتاب بخرن.»

اما قفسه‌های این غرفه فقط پر از کتاب دست‌دوم نبود. میان کتاب‌ها، آثار ناشران شناخته‌شده‌ای مانند فرهنگ معاصر، ثالث، چشمه و قطره دیده می‌شد؛ کتاب‌هایی که با بسته‌بندی سلفون کشیده و ظاهری کاملاً نو عرضه شده بودند.

وقتی درباره این کتاب‌ها پرسیدم و اینکه چطور آثار ناشران معتبر با چنین شرایطی سر از این غرفه‌ها درآورده‌اند، پاسخ داد:«بعضی از این کتاب‌ها از قبل تهیه شده، ما دوباره بسته‌بندی می‌کنیم. مشتری هم بیشتر دنبال قیمت پایینه، نه چیز دیگه.»

اما این پاسخ، به جای اینکه ابهام‌ها را کم کند، سؤال‌های بیشتری ایجاد کرد. اگر مشتری فقط دنبال قیمت پایین است، پس تکلیف قیمت واقعی کتاب چیست؟ وضعیت اصلی کتاب مشخص است؟ کتاب نو است یا بازبسته‌بندی‌شده؟ مسیر ورود آن به بازار رسمی و غیررسمی کجاست؟

وقتی درباره تفاوت قیمت برخی کتاب‌ها پرسیدم، پاسخ کوتاه‌تر شد: «کتاب‌ها از جاهای مختلف تهیه می‌شن، بازار قیمت خودش رو داره.» پاسخی که شفاف‌سازی این پدیده را برایم چالش‌برانگیزتر کرد.

تخفیفی که نمی‌دانم از کجا پیدایش شد!

در این غرفه‌ها، تخفیف‌های ۵۰ درصدی و حتی بیشتر، مهم‌ترین ابزار جذب مشتری است. عددهایی که در نگاه اول برای مخاطبی که از گرانی کتاب گلایه دارد، جذاب به نظر می‌رسند.

اما مسئله اینجاست؛ وقتی قیمت اولیه مشخص نیست، وقتی وضعیت کتاب معلوم نیست و وقتی مرز میان کتاب نو، دست‌دوم و بازبسته‌بندی‌شده از بین می‌رود، تخفیف دیگر فقط یک امتیاز فروش نیست و تبدیل به بخشی از ابهام بازار می‌شود.

مشاهدات میدانی من از این غرفه‌ها نشان داد فعالیت این مجموعه‌ها دیگر محدود به چاپ نسخه‌های افست یا کتاب‌های قاچاق شناخته‌شده نیست. شیوه تازه‌ای در حال شکل‌گیری است؛ خرید کتاب‌های قدیمی، تغییر ظاهر، قیمت‌گذاری دوباره و عرضه آثاری که تشخیص وضعیت واقعی آن‌ها برای مخاطب عادی تقریباً غیرممکن است.

پخته‌خواری امروز دیگر پشت جلدهای بی‌کیفیت و چاپ‌ غیرحرفه‌ای پنهان نشده است؛ حالا با جلدهای تمیز، سلفون براق و برچسب تخفیف خود را به بازار نحیف چاپ و نشر این روزها تحمیل می‌کند.

پدیده «پخته‌خواری نشر»؛ تهدیدی برای حقوق پدیدآورندگان و آینده صنعت کتاب

حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا درباره پدیده «پخته‌خواری نشر» هشدار داد و آن را فراتر از یک تخلف صنفی یا رقابت ناسالم اقتصادی دانست.

محمدمهدی سیدناصری تأکید کرد: این پدیده ابعاد گسترده‌ای در حوزه حقوق مالکیت فکری، اخلاق حرفه‌ای، عدالت اقتصادی و امنیت فرهنگی کشور دارد.

تغییر نقش ناشر؛ از تولیدکننده فرهنگ تا بهره‌بردار از موفقیت دیگران

سیدناصری با اشاره به تغییر کارکرد بخشی از ناشران در سال‌های اخیر گفت: در گذشته، ناشر یک تولیدکننده فرهنگی بود؛ کسی که برای کشف نویسنده، ترجمه آثار، ویراستاری، تصویرگری، بازاریابی و معرفی کتاب سرمایه‌گذاری می‌کرد. ناشر مسیر شکل‌گیری یک اثر را از ایده تا رسیدن به مخاطب همراهی می‌کرد.

وی ادامه داد: اما امروز بخشی از ناشران به جای پذیرش هزینه‌ها و ریسک‌های تولید محتوا، منتظر می‌مانند تا ناشری دیگر با صرف زمان، سرمایه و دانش حرفه‌ای، کتابی را به موفقیت برساند و سپس همان عنوان را با کمترین هزینه و بیشترین سود منتشر می‌کنند.

این حقوقدان افزود: این رفتار اگرچه در ظاهر یک فعالیت اقتصادی به نظر می‌رسد، اما در واقع نوعی بهره‌برداری از سرمایه‌گذاری فکری و فرهنگی دیگران است؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را در ادبیات حرفه‌ای نشر، «پخته‌خواری نشر» یا «ناشریِ بدون سرمایه‌گذاری فرهنگی» نامید.

نقض فلسفه حقوق مالکیت فکری

سیدناصری با تأکید بر اهمیت حقوق مالکیت فکری اظهار کرد: هدف اصلی حقوق مالکیت فکری، حمایت از خلاقیت و نوآوری است. قانون‌گذار تلاش می‌کند به پدیدآورنده و سرمایه‌گذار فرهنگی اطمینان دهد که نتیجه تلاش او مورد سوءاستفاده قرار نمی‌گیرد.

او گفت: زمانی که ناشری سال‌ها برای شناسایی یک اثر، ترجمه، آماده‌سازی و معرفی آن به بازار تلاش می‌کند، در حقیقت نوعی سرمایه‌گذاری فرهنگی انجام داده است. اگر ناشران دیگر بدون تحمل این هزینه‌ها صرفاً از موفقیت تجاری آن اثر استفاده کنند، انگیزه سرمایه‌گذاری برای تولید آثار جدید کاهش پیدا می‌کند.

این پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان ادامه داد: در چنین شرایطی، بازار نشر از مسیر تولید و خلاقیت فاصله گرفته و به سمت تکثیر موفقیت دیگران حرکت می‌کند؛ وضعیتی که در نهایت نوآوری فرهنگی را قربانی سود کوتاه‌مدت خواهد کرد.

رقابت نامشروع و شکل‌گیری «سواری مجانی اقتصادی»

سیدناصری با اشاره به آثار اقتصادی این پدیده بیان کرد: یکی از اصول بنیادین در حقوق تجارت، رقابت منصفانه است. رقابت زمانی مشروع محسوب می‌شود که هر فعال اقتصادی با تلاش، نوآوری و ارتقای کیفیت بتواند مخاطب جذب کند.

وی افزود: ناشری که منتظر موفقیت یک کتاب می‌ماند و سپس همان اثر را با تغییرات ظاهری منتشر می‌کند، در واقع از سرمایه‌گذاری رقیب استفاده می‌کند، بدون آنکه نقشی در ایجاد آن موفقیت داشته باشد.

او این وضعیت را مشابه مفهوم «سواری مجانی اقتصادی» دانست و گفت: در این حالت، فرد یا مجموعه‌ای از دستاورد و هزینه‌های دیگران بهره‌برداری می‌کند، بدون آنکه سهمی در فرآیند تولید و ایجاد ارزش داشته باشد.

سیدناصری تصریح کرد: نتیجه چنین روندی، زیان دیدن ناشران حرفه‌ای و نوآور و تقویت جایگاه ناشرانی است که به جای تولید، به دنبال بهره‌برداری از مسیرهای آماده هستند؛ امری که با منطق توسعه فرهنگی سازگار نیست.

آسیب مستقیم به نویسندگان و مترجمان

این حقوقدان با اشاره به نقش نویسندگان و مترجمان به عنوان مهم‌ترین سرمایه‌های انسانی نشر گفت: بزرگ‌ترین قربانیان پدیده پخته‌خواری نشر، نویسندگان و مترجمان هستند. وقتی بازار از نسخه‌های متعدد یک عنوان اشباع می‌شود، ارزش اقتصادی و فرهنگی اثر کاهش پیدا می‌کند. در بسیاری از موارد، نویسندگان و مترجمان شاهد هستند که حاصل سال‌ها تلاش و تخصص آنان به ابزاری برای سودآوری افرادی تبدیل می‌شود که هیچ نقشی در تولید اثر نداشته‌اند.

او هشدار داد: تداوم این وضعیت باعث کاهش انگیزه برای خلق آثار جدید و تضعیف سرمایه انسانی صنعت نشر خواهد شد.

مخاطب؛ قربانی پنهان رقابت ناسالم

سیدناصری با بیان اینکه آسیب‌های این پدیده تنها متوجه ناشران نیست، گفت: مخاطبان کتاب نیز از پیامدهای پخته‌خواری نشر آسیب می‌بینند. برخی ناشران برای کاهش هزینه‌ها به سراغ ویراستاری ضعیف، ترجمه‌های شتاب‌زده، استفاده از کاغذ نامرغوب و طراحی غیرحرفه‌ای می‌روند. نتیجه این فرآیند، ورود تعداد زیادی نسخه کم‌کیفیت از یک اثر به بازار است. در چنین شرایطی، مخاطب با دشواری می‌تواند اثر اصیل و حرفه‌ای را از نسخه‌های ضعیف تشخیص دهد و این مسئله به مرور اعتماد عمومی به بازار کتاب را کاهش می‌دهد.

تهدیدی برای امنیت فرهنگی کشور

وی تأکید کرد: مسئله پخته‌خواری نشر صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه ابعاد راهبردی و فرهنگی نیز دارد. صنعت نشر زمانی پویا و مولد خواهد بود که ناشران برای کشف ایده‌های تازه، معرفی نویسندگان جدید و تولید آثار نو سرمایه‌گذاری کنند. اما اگر سودآورترین مسیر، تقلید از آثار موفق دیگران باشد، جریان نوآوری فرهنگی متوقف خواهد شد.»

این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: در چنین بازاری، نویسندگان کمتر کشف می‌شوند، آثار خلاقانه کمتری منتشر می‌شود، سرمایه‌گذاری فرهنگی کاهش پیدا می‌کند و تنوع فکری جامعه محدود خواهد شد و در بلندمدت، ادامه این روند می‌تواند به فقر فرهنگی و رکود صنعت نشر منجر شود.

ضرورت توجه به اخلاق حرفه‌ای نشر

سیدناصری با اشاره به ابعاد اخلاقی این مسئله گفت: حتی در مواردی که خلأهای قانونی امکان انتشار یک عنوان را فراهم کند، پرسش اخلاقی همچنان باقی است؛ آیا درست است ناشری بدون تحمل هزینه کشف، معرفی و تثبیت یک اثر، صرفاً از موفقیت تجاری آن بهره‌برداری کند؟

او اظهار کرد: اخلاق حرفه‌ای نشر بر پایه احترام به تلاش دیگران، نوآوری و مسئولیت فرهنگی شکل گرفته است. ناشری که تنها به دنبال نسخه‌برداری از مسیر موفق دیگران باشد، از نقش تاریخی خود به عنوان یک کنشگر فرهنگی فاصله می‌گیرد و به جای تولیدکننده فرهنگ، به یک بهره‌بردار از فرهنگ تولیدشده توسط دیگران تبدیل می‌شود.

حمایت از ناشران خلاق؛ شرط توسعه فرهنگی

سیدناصری گفت: پخته‌خواری در نشر تنها مسئله چاپ چند عنوان پرفروش نیست، بلکه نشانه تغییر ماهیت ناشر از تولیدکننده فرهنگ به بهره‌بردار از فرهنگ تولیدشده توسط دیگران است. این پدیده حقوق پدیدآورندگان را تضعیف می‌کند، رقابت سالم را از بین می‌برد، اعتماد مخاطبان را کاهش می‌دهد و آینده صنعت نشر را با تهدیدی جدی مواجه می‌سازد.

این حقوقدان تأکید کرد: جامعه نشر ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت نظام حقوق مالکیت فکری، حمایت از ناشران خلاق، مقابله با رقابت‌های نامشروع و ترویج اخلاق حرفه‌ای است؛ زیرا توسعه فرهنگی نه از تکثیر آثار موفق دیگران، بلکه از راه خلق آثار جدید و سرمایه‌گذاری بر اندیشه‌های تازه محقق می‌شود.

«کلاهبرداری کنید، پول‌دار شوید!»

یاسر نوروزی، روزنامه‌نگار و نویسنده نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا با انتقاد از گسترش پدیده «پخته‌خواری» در صنعت نشر، این روند را یکی از آسیب‌های جدی دو دهه اخیر در حوزه کتاب دانست و تأکید کرد: ادامه این وضعیت، هم حقوق پدیدآورندگان را تهدید می‌کند و هم به کیفیت فرهنگی آثار منتشرشده آسیب می‌زند.

پخته‌خواری؛ سرقتی که با نام رقابت عرضه می‌شود

نوروزی با اشاره به ابعاد گسترده پدیده پخته‌خواری در حوزه کتاب گفت: پخته‌خواری در حوزه نشر، گستره‌ای غم‌انگیز دارد و در یکی دو دهه اخیر ضربه مهلکی به صنعت نشر ایران زده است.

او ادامه داد: گروه اول پخته‌خواران، ناشرانی هستند که کتاب‌های موفق را در بازار رصد می‌کنند. به محض اینکه کتابی به چاپ دوم و سوم می‌رسد، آن را تهیه می‌کنند، رونویسی انجام می‌دهند، چند جمله از ترجمه اصلی را تغییر می‌دهند، نام فرد دیگری را به عنوان مترجم روی کتاب می‌گذارند و سپس همان اثر را به عنوان یک ترجمه جدید منتشر می‌کنند.

این نویسنده تأکید کرد: این دیگر رقابت نیست؛ این یعنی سرقت و کلاهبرداری به شیوه‌ای که متأسفانه حتی سازوکارهای قانونی نیز در بسیاری از موارد توان جلوگیری از آن را ندارند.

سود میلیاردی از مسیر کپی‌کاری

نوروزی با اشاره به منافع اقتصادی ناشی از این فعالیت‌ها اظهار کرد: سود این جریان آن‌قدر بالاست که تنها فعالان حرفه‌ای حوزه نشر ابعاد واقعی آن را می‌دانند و مردم عادی شاید نتوانند آن را باور کنند. صحبت از میلیاردها تومان درآمد در سال است و این موضوع شوخی نیست.

وی افزود: وقتی ناشری بدون هزینه‌کرد برای ترجمه، تولید محتوا، معرفی اثر و ساختن بازار، تنها نتیجه تلاش دیگران را برداشت می‌کند، طبیعی است که سود قابل توجهی نصیبش شود.

او ادامه داد: «گاهی به طنز به دیگران می‌گویم اگر بی‌پول هستید، یک نشر راه‌اندازی کنید، کتاب‌های پرفروش ناشران دیگر را بردارید، به اسم خودتان یا اطرافیانتان منتشر کنید و بفروشید؛ چون کسی نیست جلوی شما را بگیرد. البته این جمله یک طعنه تلخ به وضعیت موجود است، نه توصیه به چنین رفتاری.

وقتی کیفیت کتاب قربانی تصاحب بازار می‌شود

این نویسنده با اشاره به پیامدهای فرهنگی پخته‌خواری گفت: عفونت این پدیده امروز حتی به کتابخانه‌های کشور هم رسیده است. ممکن است فردی در یک کتابخانه ثبت‌نام کند و کتابی را به امانت بگیرد که ترجمه آن پر از اشتباه، جاافتادگی و بی‌مسئولیتی باشد. دلیلش این است که برای چنین ناشرانی، کیفیت کتاب اولویت اصلی نیست؛ آن‌ها فقط می‌خواهند بازار را در اختیار بگیرند.

نوروزی افزود: این کتاب‌ها با انبوهی از خطاها و ضعف‌های ترجمه و ویرایش، صرفاً بازتولید می‌شوند تا به نام ناشر یا مترجمی دیگر فروخته شوند.

دو گروه از پخته‌خواران نشر

نوروزی با تقسیم‌بندی فعالان این حوزه به دو گروه گفت: گروه اول کسانی هستند که مستقیماً دست به کپی‌کاری و بازتولید آثار موفق دیگران می‌زنند؛ اما گروه دوم شکل دیگری از این پدیده را رقم می‌زنند.

او درباره گروه دوم توضیح داد: این گروه را می‌توان «بی‌اخلاقان باکلاس» نامید. آن‌ها کتاب را سرقت نمی‌کنند، اما بازار را رصد می‌کنند و به محض موفقیت یک اثر، به مترجمان خود سفارش می‌دهند که همان کتاب را ترجمه کنند تا از این بازار پرسود عقب نمانند.

این نویسنده ادامه داد: این رفتار شاید کلاهبرداری مستقیم نباشد، اما نوعی رقابت ناسالم ایجاد می‌کند؛ رقابتی که بر پایه بهره‌برداری از مسیری است که دیگران برای آن هزینه داده‌اند.

انتقاد از بی‌توجهی نهادهای مسئول

نوروزی با انتقاد از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مواجهه با این پدیده گفت: مبارزه با پخته‌خواری نیازمند آگاهی، همت و اراده جدی است؛ اما چنین اراده‌ای را در مدیریت فعلی فرهنگی نمی‌بینم. واقعیت این است که برخی مسئولان حتی شناخت دقیقی از این پدیده ندارند. در ابتدای فعالیت دولت نیز نمایشگاهی برگزار شد که در آن برخی از همین ناشران حضور داشتند و همان زمان نیز گزارش‌های انتقادی درباره این موضوع منتشر شد، اما توجه جدی به آن نشد.

او ادامه داد: من به عنوان کسی که در مسیر مقابله با این جریان دو بار به دادگاه رفته‌ام و البته از اتهام نشر اکاذیب که علیه من مطرح شده بود، تبرئه شدم، می‌گویم این پدیده آن‌قدر گسترده و آسیب‌زا است که آثار آن امروز در بخش‌های مختلف فرهنگی دیده می‌شود.

افول اخلاق حرفه‌ای در صنعت نشر

نوروزی با اشاره به تغییر معیارهای اخلاقی در جامعه نشر گفت: قدیمی‌ها معتقد بودند برخی کارها خیر و برکت ندارد، اما متأسفانه امروز بسیاری از ارزش‌های اخلاقی در حوزه‌های مختلف کمرنگ شده است.

او تأکید کرد: صنعت نشر فقط یک بازار اقتصادی نیست؛ حوزه‌ای فرهنگی است که با اندیشه، دانش و هویت جامعه ارتباط دارد. وقتی منفعت کوتاه‌مدت جای مسئولیت فرهنگی را بگیرد، نتیجه چیزی جز آسیب به فرهنگ و ادبیات نخواهد بود.

امید به نسل جدید مدیران فرهنگی

این نویسنده در پایان با ابراز ناامیدی از وضعیت مدیریتی موجود گفت: امیدوارم روزی برسد که افراد متخصص و آگاه مسئولیت حوزه نشر را بر عهده بگیرند و بتوانند صنعت کتاب را از حضور پخته‌خواران پاک کنند؛ زیرا آینده فرهنگ کشور بدون حمایت از ناشران حرفه‌ای، نویسندگان و مترجمان واقعی امکان‌پذیر نیست.

هیولایی که آرام در مشهد رشد کرد

پدیده پخته‌خواری در نشر، دیگر محدود به چاپ چند عنوان مشابه یا بازنشر آثار پرفروش نیست. آنچه امروز در برخی نقاط شهر مشهد دیده می‌شود، نشان می‌دهد این جریان شکل‌های تازه‌ای پیدا کرده است؛ از عرضه کتاب‌هایی با وضعیت نامشخص گرفته تا بازبسته‌بندی، قیمت‌گذاری مجدد و استفاده از جذابیت نام ناشران معتبر.

در ظاهر، مخاطب با کتابی ارزان‌تر مواجه است؛ اما پشت این ارزانی، پرسش‌های مهمی درباره کیفیت، اصالت، حقوق پدیدآورندگان و آینده اقتصاد نشر وجود دارد.

صنعت نشر برای ادامه حیات خود نیازمند اعتماد است؛ اعتماد میان ناشر، نویسنده، مترجم و مخاطب. هر پدیده‌ای که این اعتماد را تضعیف کند، در نهایت نه‌تنها به یک گروه خاص، بلکه به کلیت فرهنگ مطالعه آسیب خواهد زد. شاید به همین دلیل است که فعالان نشر از پخته‌خواری تنها به عنوان یک تخلف یاد نمی‌کنند؛ بلکه آن را هشداری درباره تغییر ماهیت ناشر از «تولیدکننده فرهنگ» به «بهره‌بردار از فرهنگ تولیدشده توسط دیگران» می‌دانند. هیولای پخته‌خواری شاید با ظاهر یک تخفیف جذاب، یک کتاب ارزان یا یک قفسه پر از عنوان‌ آشنا وارد بازار شود؛ اما اثرات آن می‌تواند سال‌ها بر پیکره صنعت نشر باقی بماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها