دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
اسطوره هنوز در عراق زنده است

پریسا عرب، مترجم کتاب «طلسم نرگال» نوشته مهند الکوفی گفت: حضور اسطوره چه در شعر و چه در رمان از ویژگی‌های ادبیات مدرن عرب به شمار می‌رود و در بسیاری آثار به اندازه‌ای پررنگ است که ساختار اصلی آن روایت یا شعر را تشکیل می‌دهد و هر نویسنده بنابر فضایی که خلق می‌کند از آن برای نقد سیاسی یا تاریخی استفاده می‌کند یا گاهی آن را با عرفان و تصوف درمی‌آمیزد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به تازگی انتشارات جهان کتاب مجموعه داستان «طلسم نرگال» نوشته مهندالکوفی را با ترجمه پریسا عرب روانه بازار کرده است.

«نرگال» در اساطیر بین‌النهرین (سومری، اکدی و بابلی) یکی از خدایان قدرتمند و ترسناک است که خدای مرگ، طاعون و جنگ به شمار می‌رود. کتاب «طلسم نرگال» نشته مهندالکوفی، نویسنده عراقی مجموعه داستانی است که فضایی مرتبط با این ریشه‌های اساطیری دارد. انتخاب نام کتاب و قراردادن طلسم در کنار نرگال و ایجاد تضادی هوشمندانه توسط نویسنده شاید تلاشی برای کنترل نیروی مرگ از طریق جادو و کلمات باشد.

این کتاب هفت داستان را با نام‌های «رودخانه مسیرش را به پایان رساند»، «از گوربرگشته، غرق در رویا»، «مردی که تمام نشد»، «استخوان‌های یک نویسنده»، «آنچه از تاریخ فراموش می‌شود»، «مرگ هویت آدمی‌ست» و «پایان: نگاهی به آینده» دربردارد. طلسم نرگال در عراق مورد توجه قرار گرفته و در سال ۲۰۲۳ موفق به کسب رتبه دوم مسابقه اتحادیه ادیبان و نویسندگان عراق شده است.

در ادامه گفت‌وگوی ما را با پریسا عرب، مترجم این کتاب می‌خوانید:

چه شد که تصمیم گرفتید «طلسم نرگال» را برای ترجمه انتخاب کنید و چه چیزی در این اثر شما را به ترجمه‌ی آن ترغیب کرد؟

مثل همیشه اثر را خواندم، خوشم آمد و ترجمه کردم. به یاد ندارم اثری پیشنهادی، آن‌هم از نوع پرفروش، که ناشر برای ترجمه‌اش هفته‌ای زمان‌بندی می‌کند، ترجمه کرده باشم! آن هم برای اینکه گوی سبقت را در انتشار اثری که هم‌زمان چندین ترجمه از آن وارد بازار می‌شود، برباید. در مورد «طلسم نرگال» نیز همین ظرفیت را به‌خصوص در نحوه پیوند دادن اسطوره با تجربه معاصر عراق دیدم.

اسطوره و جادو چه کارکردی در ادبیات معاصر عرب پیدا کرده‌اند و نویسندگان از این عناصر برای روایت جهان معاصر چگونه استفاده می‌کنند؟

حضور اسطوره، چه در شعر و چه در رمان، از ویژگی‌های ادبیات مدرن عرب است و در بسیاری از آثار به قدری پررنگ است که ساختار اصلی روایت یا شعر را تشکیل می‌دهد. هر نویسنده، بنا بر فضایی که خلق می‌کند، از اسطوره برای نقد سیاسی یا تاریخی استفاده می‌کند و گاهی نیز آن را با عرفان و تصوف درمی‌آمیزد. در واقع نویسنده معاصر از اسطوره و جادو برای بیان حقیقت استفاده می‌کند تا بتواند واقعیت را بدون سانسور بازگو کند. عامل اصلی استفاده از این زبان رمزی، فضای بسته سیاسی است. جادو نیز در ادبیات عرب، به‌ویژه در ادبیات فلسطین و عراق، برای بیان واقعیت‌های غیرقابل‌باوری مانند جنگ و نسل‌کشی به کار می‌رود. به طور کلی می‌توان گفت اسطوره ابزار معناکاوی و نقد جهان است و جادو نیرویی برای گشودن درهای تخیل و ساختن جهانی چندلایه. نویسنده با بازگشت به اسطوره‌های کهن، در واقع گذشته را احضار می‌کند تا درباره اکنون سخن بگوید. به همین دلیل، اسطوره در ادبیات معاصر عرب صرفاً عنصری تزئینی یا متعلق به گذشته نیست؛ بلکه می‌تواند زبان بیان بحران‌های سیاسی، اجتماعی و روانی انسان امروز باشد.

اسطوره هنوز در عراق زنده است

مهند الکوفی در میان نویسندگان معاصر عراق چه جایگاهی دارد و جهان داستانی او را با چه ویژگی‌هایی می‌توان شناخت؟

اغلب رمان‌نویس‌های عراقی، اعم از سعداوی، انطون، بدر و دیگران، جهان را از خلال جنگ، تبعید و فروپاشی اجتماعی روایت می‌کنند. از آنجا که عراق مهد اسطوره‌های بین‌النهرین است، نویسنده‌ها نمادهای سومری و بابلی را وارد داستان کرده‌اند و با استناد به اساطیری چون گیلگمش، عشتار و انکی، رنج‌های مدرن را روایت می‌کنند. قلم مهند الکوفی جوان هم از این قاعده مستثنی نیست. او با استفاده از روایت‌های تکه‌تکه و تصاویر سوررئالی چون صحبت با مردگان می‌کوشد عمق فجایع جنگ را توصیف کند. تمرکز الکوفی، با توجه به حوزه فعالیت و تخصصش، بر اساطیر بین‌النهرین پررنگ‌تر از دیگر هم‌نسلانش به نظر می‌رسد. در گفت‌وگویی که با نویسنده داشتم، بر این نکته تأکید داشت که گذشته بین‌النهرین جدا از حال به نظر نمی‌رسد، بلکه در تصاویر، نمادها و اشاراتی که تجربه معاصر عراق را تغییر شکل می‌دهد، نمود دارد. به این ترتیب، اسطوره از یک داستان موروثی به ابزاری هنری برای تولید معنا و به پلی تبدیل می‌شود که حافظه فرهنگی باستانی را با پرسش‌های وجودی که بشر امروز را به خود مشغول کرده است، پیوند می‌دهد. به گمان من، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های الکوفی همین توانایی در ایجاد گفت‌وگو میان گذشته و اکنون است. او از اسطوره صرفاً برای تزئین روایت استفاده نمی‌کند، بلکه آن را وارد ساختار ذهنی داستان می‌کند. به همین دلیل، جهان اثر هم‌زمان ریشه در تاریخ و فرهنگ عراق دارد و با اضطراب‌ها و بحران‌های انسان معاصر نیز درگیر است.

مرگ و کابوس در آثار مهند الکوفی چه جایگاهی دارند و او از این مضامین برای شکل‌دادن به جهان داستانی خود چگونه استفاده می‌کند؟

واقعیت این است که وقتی یک نویسنده عراقی از مرگ و کابوس ننویسد، جای تعجب دارد؛ چون در این صورت وظیفه‌اش، که بازنمایی واقعیت است، به‌درستی انجام نداده است. عراق پس از دهه‌ها جنگ، اشغال، مهاجرت و فروپاشی اجتماعی، با مرگ و فقدان زیسته است. در چنین شرایطی، مرگ دیگر مفهومی دور از زندگی روزمره نیست و کابوس، ادامه بیداری است. در آثار الکوفی نیز مرز میان خواب و بیداری گاهی از میان می‌رود. این مسئله صرفاً یک انتخاب فرمی نیست؛ بلکه راهی برای نمایش وضعیت انسانی‌ای است که در آن واقعیت، خود به اندازه کابوس غیرقابل‌باور شده است. وقتی جامعه‌ای سال‌ها با جنگ و فقدان زندگی کرده باشد، کابوس دیگر فقط متعلق به خواب نیست؛ بخشی از حافظه و زندگی روزمره می‌شود.

اسطوره هنوز در عراق زنده است

به نظر شما چه عواملی باعث شده‌اند ادبیات عرب در ایران هنوز آن‌گونه که باید شناخته و خوانده نشود؟

این پرسش دلایل بنیادینی دارد و دربردارنده رنجی است که حدود ۲۵ سال، از زمانی که به صورت تخصصی در این رشته فعالیت دارم، با من همراه بوده است. اگر بخواهم کلیشه‌ای و تیتروار به این مسئله پاسخ بدهم، مشکلات آموزشی، چه در مدرسه و چه در دانشگاه، ذهنیت ایرانی نسبت به این ادبیات و جایگاه آن، حضور فعال نیروهای غیرمتخصص در این حوزه، چه در تدریس و چه در ترجمه، بازار مادی‌گرای نشر و نقش کم‌رنگ رسانه‌ها از جمله این موارد هستند. یکی از مشکلات مهم این است که ادبیات عرب هنوز آن‌گونه که باید به مخاطب ایرانی معرفی نشده است. ما با یک ادبیات یکدست مواجه نیستیم؛ ادبیات عرب مجموعه‌ای بسیار متنوع از تجربه‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و جریان‌های ادبی است. بنابراین نمی‌توان آن را با چند نام یا چند اثر شناخته‌شده نمایندگی کرد.

اگر بخواهید برای درک بهتر سبک و جهان داستانی مهند الکوفی، آن را با ادبیات داستانی ایران مقایسه کنید، به کدام نویسندگان می‌توان نزدیک‌تر دانست و این شباهت را در چه جنبه‌هایی می‌بینید؟

شاید بتوانم با تمرکز بر زاویه فروپاشی روانی، حقیقت مرگ، کابوس و هذیان، از هوشنگ گلشیری و تا حدی بلقیس سلیمانی نام ببرم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها