شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

ایبنا گزارش می‌دهد؛

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

آیا وقت آن رسیده کتابخانه‌ای برای همه ایرانیان داشته باشیم؟

شبکه امانت دیجیتال کتاب، الگوی رایج جهانی، برای دسترسی ارزان و عادلانه به منابع فرهنگی و علمی است؛ اما به گفته مدیرمسئول انتشارات بله، این مدل در ایران هنوز شکل منسجم و ملی پیدا نکرده و تحقق آن نیازمند همکاری دولت، ناشران و نهادهای عمومی است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ ساره گودرزی: شبکه امانت دیجیتال کتاب، سال‌هاست در بسیاری از کشورها به یکی از ابزارهای مهم توسعه دسترسی عمومی به کتاب و منابع علمی تبدیل شده است؛ مدلی که در آن کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و نهادهای عمومی با ناشران و پلتفرم‌های دیجیتال همکاری می‌کنند تا مخاطب، فارغ از محل زندگی و توان مالی، بتواند با هزینه‌ای اندک یا حتی رایگان به کتاب دسترسی پیدا کند.

با این حال، این مدل در ایران هنوز به شکل یکپارچه و ملی شکل نگرفته است؛ موضوعی که به گفته آرزو رمضانی، مدیرمسئول انتشارات بله، بیش از آنکه یک مسئله فناورانه باشد، به نبود همکاری ساختاری میان بخش خصوصی و نهادهای عمومی بازمی‌گردد.

امانت دیجیتال؛ ایده‌ای که سال‌هاست در جهان اجرا می‌شود

شبکه امانت دیجیتال کتاب، مفهوم جدیدی در صنعت نشر جهان نیست. سال‌هاست پلتفرم‌های تخصصی در کشورهای مختلف میان ناشران، کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و سازمان‌ها ارتباط برقرار کرده‌اند و امکان دسترسی مخاطبان به کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را فراهم می‌کنند.

این پلتفرم‌ها صرفاً ابزارهایی برای عرضه کتاب نیستند؛ بلکه بخشی از زنجیره خدمات سازمانی صنعت نشر به شمار می‌روند. کتابخانه‌ها و مؤسسات آموزشی می‌توانند از طریق آن‌ها مجوز دسترسی به کتاب‌ها را خریداری کنند و کاربران نیز در چارچوب قوانین و محدودیت‌های تعیین‌شده، کتاب مورد نیاز خود را به شکل دیجیتال امانت بگیرند.

آرزو رمضانی، مدیرمسئول انتشارات بله، که با ایده «شبکه امانت دیجیتال» در رویداد ایده‌های برتر فناورانه در صنعت نشر موفق به کسب جایزه شده است، معتقد است ایران در این زمینه از ظرفیت‌های موجود فاصله زیادی دارد.

او می‌گوید: «این حوزه در ایران تا حد زیادی مغفول مانده و هنوز شکل جدی و منسجمی پیدا نکرده است. با اینکه پلتفرم‌های کتاب الکترونیکی سال‌هاست در ایران فعال‌اند، امانت دیجیتال کتاب در کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها و سازمان‌ها هنوز راه نیفتاده است.»

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دلایل شکل نگرفتن چنین شبکه‌ای در ایران، نه فقدان فناوری، بلکه پیچیدگی ساختار مالکیت و مدیریت منابع کتاب باشد. بخش بزرگی از کتابخانه‌ها و مراکز آموزشی کشور دولتی یا وابسته به نهادهای عمومی هستند، در حالی که بخش عمده حقوق انتشار کتاب‌ها در اختیار ناشران خصوصی قرار دارد.

رمضانی در توضیح این وضعیت تأکید می‌کند: «بیشتر دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها در کشور ما دولتی یا وابسته به نهادهای عمومی هستند و شکل‌گیری چنین پلتفرمی بدون هماهنگی و همکاری با دولت ممکن نیست. از طرف دیگر، عمده کتاب‌ها و حقوق انتشار آن‌ها در اختیار ناشران خصوصی است.»

به همین دلیل، راه‌اندازی یک شبکه امانت دیجیتال در مقیاس ملی نیازمند مدلی است که منافع هر دو طرف را تأمین کند؛ از یک سو دولت و نهادهای عمومی باید امکان تأمین مالی و دسترسی عمومی را فراهم کنند و از سوی دیگر، ناشران باید اطمینان داشته باشند که عرضه کتاب در این شبکه به حقوق مادی و معنوی آن‌ها آسیب نمی‌زند.

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

دسترسی ارزان‌تر؛ هدف اصلی امانت دیجیتال

یکی از مهم‌ترین کارکردهای شبکه امانت دیجیتال، کاهش هزینه دسترسی به کتاب است. در این مدل، مخاطب الزاماً برای استفاده از یک کتاب نیازمند خرید نسخه آن نیست. کتابخانه یا نهاد عمومی می‌تواند مجوز استفاده از کتاب را تهیه کند و آن را در اختیار اعضا قرار دهد.

در بسیاری از کشورها، کتابخانه‌ها و نهادهای عمومی بخشی از منابع حمایتی خود را به همین منظور اختصاص می‌دهند. به این ترتیب، حمایت از کتاب‌خوانی به جای آنکه صرفاً در قالب توزیع مستقیم کتاب یا یارانه خرید انجام شود، می‌تواند از مسیر ایجاد دسترسی پایدار به منابع محتوایی صورت بگیرد.

رمضانی معتقد است این مدل می‌تواند برای گروه‌هایی مانند دانشجویان، دانش‌آموزان و افرادی که توان خرید کتاب ندارند، اهمیت ویژه‌ای داشته باشد.

او می‌گوید: «در بسیاری از کشورها، یارانه‌ای که قرار است برای دسترسی مردم به کتاب پرداخت شود، از طریق کتابخانه‌ها و پلتفرم‌های امانت دیجیتال در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد.»

در چنین مدلی، منابع مالی را دولت، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها یا سایر نهادهای عمومی تأمین می‌کنند و مخاطب با هزینه‌ای بسیار اندک یا حتی رایگان، به کتاب دسترسی پیدا کند.

وقتی ناشر هم از امانت دیجیتال سود می‌برد

شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره امانت دیجیتال این باشد که آیا گسترش این مدل به معنای کاهش فروش کتاب و زیان ناشران است؟ تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد پاسخ لزوماً مثبت نیست. سال‌های ابتدایی شکل‌گیری امانت دیجیتال، برخی ناشران در برابر این مدل نگرانی‌هایی داشتند و تصور می‌کردند عرضه کتاب از مسیر کتابخانه‌ها می‌تواند فروش مستقیم را کاهش دهد. اما به مرور، سازوکارهای حقوقی و اقتصادی این بازار شکل گرفت و ناشران نیز به یکی از بازیگران اصلی آن تبدیل شدند.

رمضانی با اشاره به تجربه جهانی می‌گوید: «نزدیک به دو دهه است که ناشران با این حوزه هماهنگ شده‌اند، در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، قرارداد می‌بندند و بخشی از درآمد خود را از این مسیر به دست می‌آورند.»

به گفته او، این مسئله به‌ویژه در مورد ناشران دانشگاهی و تخصصی اهمیت بیشتری دارد و حتی بخش قابل‌توجهی از فروش برخی از این ناشران از طریق خدمات سازمانی و کتابخانه‌ای انجام می‌شود.

امانت دیجیتال چگونه کار می‌کند؟

مدل مالی و اجرایی امانت دیجیتال می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد. در یک مدل، به ازای هر بار امانت گرفتن کتاب، مبلغی به ناشر پرداخت می‌شود. در مدل دیگر، کتابخانه یا سازمان یک مجوز استفاده از کتاب را برای مدت مشخصی خریداری می‌کند.

برای مثال، یک کتابخانه ممکن است مجوز استفاده از یک کتاب را برای دو سال تهیه کند. در برخی مدل‌ها نیز تعداد کاربران هم‌زمان به تعداد مجوزهای خریداری‌شده وابسته است.

اگر یک کتابخانه تنها یک مجوز برای یک عنوان داشته باشد، در هر لحظه فقط یک نفر می‌تواند آن را امانت بگیرد. کاربر بعدی باید تا پایان مدت امانت یا بازگشت مجازی کتاب منتظر بماند. در صورت نیاز فوری نیز همچنان امکان خرید مستقیم کتاب از ناشر یا فروشگاه وجود دارد.

این محدودیت اتفاقاً می‌تواند به حفظ تعادل میان «امانت» و «فروش» کمک کند؛ چراکه امانت دیجیتال لزوماً جایگزین خرید کتاب نیست، بلکه می‌تواند مخاطب را با اثر آشنا کند و در نهایت به فروش نسخه آن نیز منجر شود.

از سوی دیگر، کتابخانه می‌تواند متناسب با میزان تقاضا تعداد بیشتری مجوز خریداری کند. بنابراین، اگر یک کتاب پرمخاطب باشد، امکان دسترسی هم‌زمان تعداد بیشتری از کاربران به آن فراهم خواهد شد.

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

کتابخانه‌ای که همیشه به‌روز است

یکی دیگر از مزیت‌های امانت دیجیتال، امکان به‌روزرسانی سریع مجموعه کتابخانه‌هاست. در کتابخانه فیزیکی، تهیه، انتقال، نگهداری و جایگزینی کتاب هزینه و زمان قابل‌توجهی نیاز دارد؛ اما در محیط دیجیتال، اضافه شدن یک عنوان جدید می‌تواند بسیار سریع‌تر اتفاق بیفتد.

این ویژگی برای حوزه کتاب‌های دانشگاهی و تخصصی اهمیت بیشتری دارد؛ حوزه‌ای که سرعت انتشار اطلاعات و تغییر دانش در آن بالاست و کتابخانه‌ها باید بتوانند منابع جدید را در فاصله کوتاهی در اختیار کاربران قرار دهند.

از سوی دیگر، این مدل می‌تواند تولید محتوای تخصصی را نیز تقویت کند. وقتی ناشر بداند یک کتاب تخصصی مخاطب مشخصی دارد و دانشگاه‌ها یا کتابخانه‌ها برای دریافت مجوز آن هزینه پرداخت می‌کنند، انگیزه بیشتری برای سرمایه‌گذاری در تولید و انتشار آثار تخصصی خواهد داشت.

کتابخانه‌ای که براساس نیاز مخاطب خرید می‌کند

امانت دیجیتال همچنین می‌تواند شیوه انتخاب کتاب در کتابخانه‌ها را تغییر دهد. در مدل سنتی، بخشی از خرید کتاب ممکن است بر اساس تشخیص مدیران یا کتابداران انجام شود؛ اما در مدل دیجیتال، رفتار و تقاضای واقعی مخاطب می‌تواند به یکی از معیارهای اصلی خرید تبدیل شود.

رمضانی با اشاره به تجربه برخی کشورها می‌گوید: «در بسیاری از کشورها، اگر اعضای یک کتابخانه کتاب خاصی را درخواست کنند و تعداد درخواست‌ها از حد مشخصی بیشتر شود، کتابخانه مجوز آن کتاب را تهیه می‌کند.»

به این ترتیب، کتابخانه به جای آنکه صرفاً مجموعه‌ای از کتاب‌های موجود را در اختیار مردم قرار دهد، می‌تواند به نهادی پویا تبدیل شود که مجموعه خود را براساس نیاز واقعی جامعه به‌روزرسانی می‌کند.

از روستا تا پایتخت؛ یک شبکه برای همه

شاید مهم‌ترین ظرفیت امانت دیجیتال، کاهش فاصله جغرافیایی میان مخاطب و کتاب باشد. امروز دسترسی به کتاب هنوز تا حد زیادی تحت تأثیر محل زندگی افراد است. در شهرهای بزرگ، کتاب‌فروشی‌ها، دانشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی بیشتری وجود دارد، اما ساکنان مناطق دورافتاده ممکن است برای دسترسی به یک کتاب تخصصی با محدودیت‌های جدی مواجه باشند.

در شبکه امانت دیجیتال، این فاصله می‌تواند تا حد زیادی از میان برداشته شود. فردی که در یک روستا یا شهر کوچک زندگی می‌کند، در صورت دسترسی به اینترنت و برخورداری از عضویت در شبکه، می‌تواند به مجموعه‌ای از کتاب‌ها دسترسی داشته باشد که شاید در کتابخانه یا کتاب‌فروشی محل زندگی او وجود نداشته باشد.

رمضانی درباره این ظرفیت می‌گوید: «کسی که در دورافتاده‌ترین روستا یا شهر زندگی می‌کند و دسترسی مناسبی به کتاب‌فروشی یا کتابخانه ندارد، می‌تواند از طریق این سیستم به کتاب مورد نیازش دسترسی پیدا کند.»

این مسئله برای کتاب‌های تخصصی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ممکن است یک عنوان دانشگاهی یا علمی در پلتفرم‌های عمومی کتاب عرضه نشده باشد، اما از طریق یک شبکه تخصصی کتابخانه‌ای قابل دسترسی باشد.

تجربه کتابخانه ملی دیجیتال برای همه شهروندان

در بسیاری از کشورها، کتابخانه‌ها محور اصلی نظام امانت دیجیتال هستند؛ اما برخی کشورها این ایده را در مقیاس ملی دنبال کرده‌اند و تلاش کرده‌اند دسترسی به منابع دیجیتال را به خدمتی عمومی برای همه شهروندان تبدیل کنند.

رمضانی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند سنگاپور، از مدلی سخن می‌گوید که در آن دولت، کتابخانه ملی امانت دیجیتال ایجاد کرده و شهروندان می‌توانند با استفاده از شناسه ملی خود به این شبکه دسترسی پیدا کنند.

او معتقد است چنین تجربه‌ای نشان می‌دهد که امانت دیجیتال می‌تواند از سطح یک خدمت محدود کتابخانه‌ای فراتر رود و به بخشی از زیرساخت فرهنگی کشور تبدیل شود؛ زیرساختی که در آن محل زندگی شهروند، مانعی برای دسترسی او به کتاب نباشد.

نقش دانشگاه‌ها، شهرداری‌ها و خیریه‌ها

تأمین مالی چنین شبکه‌ای نیز الزاماً نباید بر دوش یک نهاد خاص باشد. دانشگاه‌ها می‌توانند بخشی از بودجه خرید منابع علمی خود را به تهیه مجوزهای دیجیتال اختصاص دهند. شهرداری‌ها و کتابخانه‌های عمومی نیز می‌توانند در توسعه دسترسی عمومی به کتاب سرمایه‌گذاری کنند.

خیریه‌ها نیز ظرفیت قابل‌توجهی برای ورود به این حوزه دارند. به جای آنکه منابع محدود خود را صرف ارسال تعداد محدودی کتاب فیزیکی به مناطق محروم کنند، می‌توانند بخشی از هزینه خود را برای ایجاد دسترسی دیجیتال به مجموعه‌ای بسیار بزرگ‌تر از کتاب‌ها اختصاص دهند.

رمضانی تأکید می‌کند: «با یک بار ایجاد زیرساخت مناسب، می‌توان هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به کتاب‌ها و منابع محتوایی متصل کرد.»

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

امانت دیجیتال؛ مسیری به سوی عدالت محتوایی

در نهایت، مسئله امانت دیجیتال را نمی‌توان تنها یک موضوع فناورانه یا اقتصادی دانست. پشت این ایده، یک مسئله فرهنگی و اجتماعی مهم قرار دارد: عدالت در دسترسی به محتوا.

اینکه یک دانشجو در یک شهر کوچک بتواند همان کتاب تخصصی را مطالعه کند که دانشجویی در تهران در اختیار دارد، یا دانش‌آموزی در یک منطقه محروم بتواند به منابعی دسترسی داشته باشد که در مدارس برخوردار موجود است، می‌تواند بخشی از شکاف آموزشی و فرهنگی را کاهش دهد.

به اعتقاد رمضانی، «نباید محل زندگی، وضعیت مالی یا فاصله فرد از مراکز بزرگ شهری تعیین کند که او به کتاب و منابع علمی دسترسی داشته باشد یا نه.»

تأثیر چنین سیاستی شاید در کوتاه‌مدت به‌سادگی قابل اندازه‌گیری نباشد، اما در بلندمدت می‌تواند در سطح آموزش، پژوهش، فرهنگ عمومی و حتی تولید دانش کشور آثار خود را نشان دهد.

ضرورت شکل‌گیری یک ائتلاف ملی

ایجاد شبکه امانت دیجیتال در ایران، بیش از آنکه به یک پلتفرم دیگر در بازار کتاب نیاز داشته باشد، به یک مدل همکاری ملی نیاز دارد؛ مدلی که در آن دولت، نهاد کتابخانه‌های عمومی، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، ناشران و تشکل‌های تخصصی صنعت نشر، هرکدام بخشی از مسئولیت را برعهده بگیرند.

رمضانی، معتقد است: «در کشور ما، شکل‌گیری چنین پلتفرمی صرفاً به دست بخش خصوصی و بدون همکاری تشکل‌های تخصصی و نهادهای دولتی ممکن نیست.»

او ابراز امیدواری می‌کند که این همکاری شکل بگیرد و با حمایت دولت و همراهی نهادهای فرهنگی و آموزشی، «یک سرویس عمومی و ملی امانت دیجیتال» ایجاد شود؛ سرویسی که بتواند برای همه شهروندان، در هر نقطه‌ای از کشور، دسترسی ارزان‌تر، عادلانه‌تر و گسترده‌تر به کتاب و منابع محتوایی فراهم کند.

به نظر می‌رسد، اگر چنین شبکه‌ای روزی در مقیاس ملی شکل بگیرد، مسئله فقط دیجیتالی شدن امانت کتاب نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند گامی برای تغییر تعریف «کتابخانه» در ایران باشد؛ کتابخانه‌ای که دیگر به یک ساختمان، یک قفسه و یک جغرافیا محدود نیست و می‌تواند برای هر شهروند، در هر نقطه کشور، پنجره‌ای به جهان کتاب و دانش باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها